نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چه بسیار کسان که با خواندن یک کتاب، دورانی نو در زندگی خود گشوده‌اند.

هنری دیوید تورومن
هیچ کس نمی‌تواند یک کتاب عمیق را بفهمد، مگر آن که بخشی از محتوای آن را دیده یا زیسته باشد.

ازرا پاند
آیا در نوشتن به قدر کافی استعداد دارم؟

استعداد بزرگ، بدون اراده‌ی بزرگ وجود ندارد.
بالزاک

نگرانی از کمبود استعداد، دغدغه‌‌ی اصلی کسانی است که با نوشتن سر و کار دارند. اگر شما هم گاهی به این فکر می‌افتید که به قدر کافی استعداد ندارید، خواندن این مطلب می‌تواند برایتان مفید باشد.

اول از همه خوب است بدانید که حتی نویسندگان بسیار بزرگ و مشهور هم، هر چند وقت یکبار در دام این وسوسه می‌افتادند که استعداد نوشتن ندارند. اما راه مقابله با این نگرانی چیست؟

قدم اول اینکه به افسانه های مربوط به استعداد به کلی بی اعتنا باشید و ترس از بی استعداد بودن را کنار بگذارید. امبرتو اکو می‌گوید:« الهام واژه‌ی بدی است که نویسنده‌‌های حقه باز به کار می‌برند تا از نظر هنری در خور ستایش جلوه کنند.»

هیچ وقت نگذارید ترس از نداشتن استعداد، کارتان را متوقف کند. این نکته ساده را به خاطر بسپارید که «نبوغ ده درصد الهام و نود درصد تلاش کردن است.»

نویسندگان بزرگ همگی اهل سخت کوشی بوده‌اند و آن طور که از شرح حالشان پیداست وقتی پای نوشتن در میان بود، به رغم کمبود وقت و فراز و فرود زندگی‌شان، مانند یک ‌کارمند پشت میز کارشان می نشستند و براساس نظم شخصی و اصول مشخصی می‌نوشتند و به این بهانه‌ها متوسل نمی شدند که« نوشتن حال می‌خواهد» یا «وقتی می‌نویسند که الهام به سراغ‌شان بیاید»

قدم بعدی این است که تا می‌توانید بخوانید. برای افزایش خلاقیت‌ خود برنامه‌ی مطالعاتی جدی و دائمی داشته باشید. منابع معتبر و درجه یک‌ را برای خواندن انتخاب کنید. مقالات خوب، شعر خوب، داستان‌های خوب بخوانید. متون کهن منابع دسته اولی برای چنین مطالعاتی هستند.

نگران بی استعداد بودن نباشید.
زیاد بخوانید.
و زیاد بنویسید.

این را بدانید هیچ‌کاری نیست که شیفته آن باشید و با تلاش از پسش برنیایید و در پایان شاید اشاره به این جمله‌‌ی رابرت بنچلی خالی از لطف نباشد:« پانزده سال طول کشید تا بفهمم استعداد نوشتن، ندارم اما نتوانستم این کار را رها کنم چون بیش از حد معروف شده بودم.»
به كتاب‌سوزها نپيونديد به كتابخانه‌تان برويد و هر كتابي را بخوانيد...

دوايت ايزنهاور
از نوشتن هم به اندازه‌ی خواندن بياموزيد.

لرد اكتن
از دیدگاه من، بزرگترین دلیل برای اینکه تمایل به استعداد می‌تواند مضر باشد، خیلی ساده است:
با معطوف کردن همه‌ی نورها به سمت استعداد، ما این ریسک را قبول می‌کنیم که هر چیز دیگری در سایه بماند.
ما ناخواسته این پیام را می‌فرستیم که عوامل دیگر از جمله سرسختی به اندازه‌ای که واقعا اهمیت دارند، مهم نیستند.

📖 سرسختی-آنجلا داکورث
به‌ ط‌ور متوسط‌ روزی‌ چندساعت کار کنیم؟


ران‌ باس‌ نویسنده‌ تراز اول‌ هالیوود ۱۴
ساعت‌ و هفت‌ روز هفته‌ را كار می‌كند.

اریك‌ راث‌ نیمه‌ شب‌ از بستر برمی‌خیزد، چند ساعتی‌ می‌نویسد، چرت‌ می‌زند و دوباره‌ در صبح‌ شروع‌ و در شب‌ ادامه‌می‌دهد.

نویسندگان‌ موفق‌ منضبط‌ترین‌ افرادند. آنها از وقت‌، نهایت‌ استفاده‌ را می‌برند. صفحات‌ سفید كاغذ را روبه‌روی‌ خودمی‌بینند، روزانه‌ مقدار مشخصی‌ می‌نویسند و دست‌ نوشته‌هایی‌ عالی‌ تحویل‌ می‌دهند.


@Writing_lovers
«گاهی ۱۰ صفحه چرندیات محض می‌نویسم تا به یک جملۀ خوب برسم.»

آنی سکستون
برای نوشتن منتظر خُلق مناسب نمی‌شوم. اگر این کار را بکنید به هیچ‌جا نمی‌رسید. ذهن باید بداند که باید بنشیند و کار کند.

پرل باک
چه چیز باعث می‌شود کتاب زنده باشد؟ خیلی اوقات این سؤال به ذهن می‌رسد. به نظرم پاسخش ساده است. کتاب با توصیه پرشور یک خواننده به خواننده دیگر زندگی می‌کند. هیچ چیز نمی تواند این انگیزه اساسی را در انسان خفه کند.

هنری میلر
خطرناک‌ترین ابزار کار نویسنده



صفحه سفید کاغذ خطرناک‌ترین ابزار کار نویسنده است و رویارویی با آن جسارت و شجاعت می‌خواهد. می‌گویند نویسنده ای ژاپنی که پس از موفقیت‌های پیاپی، مدت درازی نتوانسته بود بنویسد، یک روز پاییزی غیبش زد و سال بعد وقتی برف‌ها آب شد، جسدش را در ارتفاعات کوهستان پیدا کردند و یادداشتی به ژاکتش وصل بود که او در آن نوشته بود:«من دیگر تحمل دیدن صفحه سفید کاغذ را نداشتم و دست به این کار زدم.»

کاغذ سفید از آن جهت هراس‌انگیز است که قدرت آن را دارد تا ذهنمان را به هزار جای ناممکن ببرد.
در این حالت ما با هجوم ایده‌ها روبرو هستیم و انتخاب یکی از آنها برای نوشتن، سخت است و گاه حتی می‌تواند نوشتن را به کاری ناممکن تبدیل ‌کند.

برخلاف آنچه معمولا تصور می‌شود مشکل اساسی در نوشتن، کمبود ایده‌ها نیست بلکه در بیشتر مواقع آنچه ما را کلافه‌ی می‌کند انبوه موضوعاتی است که محاصره‌مان کرده‌اند و ما نمی‌دانیم کدام را برای نوشتن انتخاب کنیم.

یکی از مهمترین راهها برای حل این‌مشکل و ریختن ترس‌تان از صفحه سفید کاغذ، این است که اول افکارتان را هر چه که هست روی کاغذ یادداشت کنید و به فکر ترتیبش نباشید. سعی کنید تا می‌توانید بنویسید و وسواس را برای شروع نوشتن کنار بگذارید.

با خودتان عهد کنید من تا پایان این صفحه می‌نویسم ، من تا پانصد کلمه می‌نویسم، یا راس ساعت سه‌ شروع می کنم و بیست دقیقه کامل می‌نویسم و نگران چه نوشتن نباشید فقط بنویسید و کاغذ سیاه کنید.

این کار روش خوبی است تا ترس تان از صفحه سفید بریزد. این را بدانید که خود عمل نوشتن باعث خلاقیت‌ می‌شود و کمی که پیش بروید به ایده‌های جالبی برای نوشته های بعدی‌تان دست پیدا می‌کنید.
واژه انگلیسی نوشتن، برگرفته از لغت آلمانی Writan به معنای خاریدن و کاویدن است. به عبارت دیگر هر نوشته از یک تحریک ذهنی صورت می‌پذیرد. این فرایند به همراه تفکر و تخیل، معنای واقعی خود را پیدا می‌کند.
هیچوقت نوشتن را به خاطر نداشتن ایده متوقف نکنید.
نویسندهٔ ایده‌آل از نظر من کسی‌ست که نوشتن را تنها برای رفع احتیاجات و امور روزمره قطع می‌کند و در سایر مواقع دغدغه‌ای جز نوشتن ندارد.

والتر بنیامین
‌نکته‌ای مهم در بهبود فرایند تفکرمان

هانتر اس. تامپسون در یکی از مقاله‌های خود در سال ۱۹۵۸ نوشت: من متوجه شده‌ام با نوشتن می‌توانم چیزهایی که درباره‌شان می‌نویسم را بهتر درک کنم و آنها را بسیار عینی‌تر از گذشته بیابم.

بسیاری از نویسندگان بزرگ همچون جوآن دیدیون «نویسنده و روزنامه نگار معروف آمریکایی» و دُن دلیلو «نویسنده و روزنامه نگار معروف آمریکایی برنده جایزه پِن و فالکنر» هدفشان از نوشتن را، نظم بخشیدن به افکار خود عنوان کرده و روند نگارش را چیزی شبیه آشنا شدن با عملکرد ذهن‌شان توصیف کرده اند.

درباره‌ی خودتان بنویسید. برای آن به اطلاعات و مهارت ویژه ای نیاز ندارید. تولستوی با سال‌های سال نوشتن دربارۀ خودش اعتماد به نفس لازم را برای نوشتن شاهکارهایش به دست آورد.

واژه ها ابزاری هستند که اگر درست به کار گرفته شوند حتی قادرند به زندگی و ذهنتان نظم و ترتیب بدهند.

با نوشتن یاد می‌گیرید، بهتر فکر کنید چرا که نوشتن درواقع همان فکر کردن روی کاغذ است. پس دست به کار شوید و برای بهبود فرایند تفکرتان هر روز سیصد کلمه درباره خودتان بنویسید.