نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
اگر به طور مداوم برای رسیدن به یک هدف تلاش می‌کنید، روح و روان نویسندگی در شما زندگی می‌کند. این یک نیاز درونی است و اگر هنگام نوشتن احساس بدی دارید، پس نویسنده هستید.  

ولادیسلاو اوتروشنکی

@Writing_lovers
لحظهٔ مهم نوشتن


«نویسنده همیشه از ناشناخته‌ها شروع می‌کند، این شرایط بازی است.»

جان پاتریک


به عنوان یک نویسنده هیچ‌وقت نمی‌توانیم نتیجه را از قبل پیش‌بینی کنیم، فقط مجبوریم به سمت آن چه تصور می‌کنیم، حرکت کنیم.

منتها باید این جاه طلبی را داشته باشیم که افکارمان را با شهامت بیان کنیم. این سخت ترین بخش کار است.

هر زمان که احساسات یا وقایع بیرونی باعث می‌‌شوند از زاویه‌ای متفاوت، به چیزی نگاه کنید، آن را دست کم نگیرید و ‌بنویسیدش.

در حقیقت علت خلق بسیاری از شاهکارها این است که نویسندگان آن به افکار و احساساتشان ‌اعتماد کردند و‌شخصیت‌های داستانی‌شان را جدی گرفتند.

بله هر نویسنده ای دچار این شک و‌تردید می‌شود که آیا آنچه می‌خواهم بگویم ارزش گفتن دارد یا نه؟ اما نباید در این مرحله متوقف بمانید. باید موضوعی را که از نظرتان مهم است، بیابید و بکوشید‌ آن را در قالب کلمات به بهترین وجه بیان کنید.

سخن ماریو بارگاس یوسا در این باره آموزنده است. او ‌می‌گوید:«در لحظه‌ای که نویسنده برای نوشتن می‌نشیند، تصمیم می‌گیرد که نویسندهٔ خوبی می‌شود یا نه.» پس مهم است با صدای بلند (به خودتان) اعلام‌ کنید که‌ نویسنده هستید و برای بیان این حس درونی تلاش کنید.


معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
رویا کافی نیست، شما باید کاری انجام دهید: مطالعه کنید، وارد جمع‌ نویسندگان شوید، بنشینید و شروع به نوشتن کنید و به روند یادگیری‌‌تان سرعت ببخشید.


گراهام سیسمون

@Writing_lovers
قفسه کتابهای من


کتابی که در حال حاضر می‌خوانم: جامعه‌شناسی نخبه‌کشی علی رضاقلی هست. کتابهای تحلیلی جامعه‌شناسی، اطلاعات خیلی خوبی به ما می‌دهند، با اینهمه من تا وقتی رمان یا داستان وسوسه‌انگیزی برای خواندن داشته‌باشم از خواندن کتابهای تحلیلی طفره می‌روم و این کتابها باید در قفسه انتظار بکشند.

کتابی که ذهنم را تغییر داد: رمانها و مقالات اومبرتو اکو تأثیر انفجاری روی ذهنم داشته‌اند. رمان جزیرهٔ روز پیشین و همه مقالاتش را دوست داشتم. شیوهٔ اندیشیدنش درجه یک است و دریچه نگاهش را به مسائل دوست دارم.

اولین کتابی که خواندم: «به مورچه نگاه کن» جایزه شاگرد اولی کلاس اول دبستانم بود. خیلی توی ذوقم خورد چون تصورم از کتاب، داستان بود ولی اولیا مدرسه یک کتاب مستند علمی برایم در نظر گرفته بودند. البته خواندن برای من با تصاویر شروع شد و به نظر من اولین کتابی که به معنای واقعی خواندم دیدن تصاویر کیهان بچه‌ها در چهار سالگی بود.

اولین کتابی که هدیه‌گرفتم : «حق علیه باطل» یک هدیه غیره منتظره از دو دوست بود که حداقل ۱۵ سال از من بزرگتر بودند. در شهر ما دانشجوی پزشکی بودند و وقتی برگشتند شهرشان برایم نامه و یک کتاب پست کردند. خیلی حس شیرینی بود.

آخرین کتابی که هدیه داده‌ام: دختر پرتغال یوستین گردر بود. کتابی کوچک و دوست‌داشتنی است. اغلب نوشته‌های گردر را دوست دارم. کتابی است که باید در دورهٔ نوجوانی خواندشان و اگر نخواندیشان، در پنجاه سالگی هم غنیمت است.

کتابی که اشکم را درآورد: پستچی چیستا یثربی بود. وقتی شروع به خواندنش‌کردم تصورم این بود که با یک داستان روبرویم اما کتاب ماجراهای واقعی زندگی نویسنده بود.

آخرین کتابی که با آن خندیدم: کتاب زندگی نامه‌نوشت آسیموف «من آسیموف» بود.‌ آسیموف در این کتاب همه چیز را خیلی خوب و بانمک روایت می‌کند.

کتابی که دوست داشتم من بنویسمش: کتاب شش یادداشت برای هزارهٔ بعدی از کالوینو. او را بیشتر به خاطر مقاله‌هایش دوست دارم. این کتاب را هر وقت دستم رسیده خوانده‌ام آنقدر که در این ایام کاملا پرپر شده است. از نشاط نثر و نگاه جین وبستر هم خیلی خوشم می‌آید.

کتابی که روی نوشتنم تأثیر گذاشته است: شاید بشود گفت به شکل ناخوداگاه «دیوانه‌وار» و «غیرمنتظره» کریستین بوبن بر نوشتنم تأثیر گذاشته ‌اند.

کتابی که دلم نمی‌خواست تمام شود: کتاب پرندگان خارزار، که با بی‌میلی شروع کردم و چنان شیفته‌اش شدم که کند می‌خواندم مبادا تمام شود.

اولین کتابی که گروهی خواندم: «کیمیاگر پائولو کوئیلو » با دوستی خواندم که اختلاف نظرمان زیاد بود و حین خواندن کار جر و بحث بالا می‌گرفت. خواندن مان به همین جا ختم نشد و کتاب‌های زیادی با هم خواندیم و بحث‌های پربرکت زیادی داشتیم.

اولین کتابهایی که برای تهیه کتابخانه شخصی تهیه کردم: اولین پولی که برای تهیه کتابخانه روی هم گذاشتم ۷۵۰ تومن بود با آن یک کتاب شعر، موبی‌دیک، بابا لنگ دراز و یک کتاب نقد آثار مارکز خریدم.

کتابی که دست کم میگیرندش: داستان‌های موراکامی. عاشق داستان‌های او و رمان کافکا در کرانه‌اش هستم. فکر می‌کنم می‌شود همه داستانهای او را بدون ملالت و خستگی خواند. قدم زدنها و انزوای شخصیت‌‌های موراکامی مرا همیشه مجذوب خودش می‌کند.


معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
نقل قولی آموزنده از ریچل راسل
@Writing_lovers

🟡 دورهٔ آنلاین داستان‌نویسی

زمان: پنجشنبه‌ها ۵ تا ۷
(دورهٔ سه ماهه)

شهریه : ۴۰۰ هزار تومان

برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@Write_admin


📝 بهترین داستان‌ها با یک شخصیت شکل گرفتند. پس برای جلسهٔ آینده، داستانی در مورد یک‌شخصیت جالب بنویسید.




@Writing_lovers


مطلبی مفید دربارهٔ شخصیت پردازی، از کتاب «۴۵ کهن الگوی شخصیت: الگوهای اسطوره‌ای برای خلق شخصیت‌های اصیل»

نویسنده: ویکتوریا لین اشمیت    
مترجم: ابراهیم راهنشین


چطور توقع دارید داستانتان پیش برود در حالی که نیروی پیش برنده به شخصیت، پوچ و تهی است؟ اگر با شخصیت خود مثل کلیشه رفتار کنید، به تنها چیزی که دست خواهید یافت تصوری کلی از شخصیت خواهد بود و چیزی در مورد انگیزه‌ها، اهداف یا ترس هایش برایتان بازگو نخواهد کرد. چطور می‌توانید به کشفیات تازه و مهیجی در مورد شخصیت خود دست یابید در حالی که او چیزی غیر از یک کلیشه یا صفحه ای سفید نیست که در ذهن شما نقش بسته است؟ ممکن است نقاط داستانی را داشته باشید، اما آیا به این موضوع اندیشیده اید که شخصیت تان چه واکنشی به موقعیت هایی که این نقاط داستانی به او تحمیل می کند نشان خواهد داد؟ این واکنش، داستان‌تان را به جلوسوق میدهد.

لحظه ای چشم هایتان را ببندید و تصور کنید که این شخصیت، در همان حین که مشغول پاسخ دادن به سؤالات زیر هستید، در حضور شما حیات می یابد:

چهرہ: صورتش گرد است یا باریک؟ ما با دیدن چهره او می‌توانیم چه چیزهایی را در بارۀ گذشته، سن، شغل و طبقه اجتماعی اش متوجه شویم؟

چشم ها: خشن و بی‌رحم اندیا غمگین و غم زده؟ پوست: پوستش چقدر تیره است؟ پوستش، همانند شخصی نازپرورده، نرم ولطیف است یا همانند یک کارگر، زبر و خشن؟

مو: موهایش بلند، کوتاه، مجعد یا رشته رشته است؟ اکثر مادرانی که نوزاد دارند، صبح ها فاقد زمان کافی برای رسیدن به خودشان هستند بنابراین موهایشان را کوتاه می‌کنند، مگر اینکه استطاعت استخدام پرستار بچه را داشته باشند.

سن: بهترین سن‌برای نشان دادن تلاش و تکاپوی این شخصیت چه سنی است؟ اگر شخصیت شما مادری مطلقه است که وسیله امرار معاش خود را رها کرده تا زمانش را صرف بزرگ کردن بچه هایش کند، بنابراین بهتر است چهل ساله باشد تا بیست ساله زیرا در این صورت از قابلیتهای دراماتیک تری برخوردار خواهد بود.

اندام: آیا زنی چاق است که اندامش نشان از به دنیا آوردن پنج بچه دارد؟ یا همانند ورزشکاری ورزیده، باریک و عضلانی است؟

سبک لباس پوشیدن، مدپرست و شیک است یا در بیست سال پیش سیر می‌کند؟ آیا نحوه لباس پوشیدنش با سن و سالش همخوانی دارد؟

احساسات شما: آیا این شخصیت را دوست دارید؟ چرا؟ از خودتان بپرسید چرا می‌خواهید سال آینده را صرف نوشتن این شخصیت کنید. این کار به شما کمک خواهد کرد تا خوانندگانتان را متقاعد کنید که آنها نیز او را دوست داشته باشند.

مکان خصوصی‌اش: کجا زندگی می کند؟ اتاق خوابش را توصیف کنید. این شخصی‌ترین و مرموزترین اتاق هر خانه‌ای است.

احساس و افکار: نظرش راجع به ظاهرش چیست؟

سرگرمی‌ها‌: تفریحاتش کدام‌اند؟ و دوستانش از چه قماشی هستند؟ چه چیزهایی را سرگرم کننده می داند؟

بعدازظهر جمعه را کجا سپری می کند؟ تک وتنها در مغازه کتاب فروشی؟ یا در ضیافت ناهاری همراه با دوستانش؟


@Writing_lovers
Forwarded from مریم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک پوشه روی صفحه لپ تاپم دارم که در آن داستانهای کوتاه پنجاه و پنج کلمه‌ای می‌نویسم. در طول روز وقتی موضوع یا نکته کوچکی نظرم را جلب می‌کند، با آن یک داستانک می‌سازم. دیروز هیچ‌چیزی به ذهنم ‌نرسید با اینهمه شروع کردم به بازی کردن با کلمات و داستان یک ماشین تحریز سبز کاهویی را نوشتم. تمنای ماشین تحریر، تبدیل به یک داستانک ۵۵ کلمه ای شده بود. شما هم اگر فرصت نوشتن داستان‌های بلند ندارید هر روز در فاصله میان کارها یک داستانک پنجاه و پنج کلمه‌ای بنویسید.‌ خدا را چه دیدی شاید داستانک‌هایت تبدیل به مجموعه‌ای پرطرفدار شد.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
📚طلا در مس

دکتر رضا براهنی

این کتاب در سه جلد به تاریخ شعر فارسی می‌پردازد و به قول استاد گرامی‌ام آقای دکتر «بهروز ژاله» اندازه سه تا دکتری ادبیات هست.


#معرفی_کتاب

@Writing_lovers
تصمیم بگیرید از یک نویسنده درونی به یک نویسنده بیرونی تبدیل شوید یعنی به دنبال انتشار نوشته‌تان در وبلاگ یا مجله‌ای باشید یا اینکه در جوایز، بررسی متون و... شرکت کنید.


@Writing_lovers
انگار نمی‌دانستیم مرز میان ما و کتابها کجاست. کتابها آب و هوای ما بودند، محیط زیست ما بودند، پوشش و پوشاک ما بودند. ما فقط کتابها را نمی‌خواندیم، ما به آنها تبدیل می‌شدیم. ما کتابها را به درونمان می‌بردیم و آنها را به سرنوشت خودمان تبدیل می‌کردیم. کتابها متعادل‌مان می‌کردند، آراممان می‌کردند، کتابها به ما وزن می‌دادند.»


آناتول برویارد

📚 فقط روزهایی که می‌نویسم

@Writing_lovers
درباره افعال در یک متن داستانی

پل لاگتین

آنچه عملکرد یک متن را نشان می‌دهد، فعل است. ذهن ما به طور پیش فرض، می‌خواهد چیزهای زیبا را در طرح بگنجاند، اما باید یادمان باشد که حتی اگر بخواهیم چیزی را توصیف کنیم بهتر است در عمل نشان داده شود. اگر شخصی را توصیف می‌کنید، نگویید که او زحمتکش و نیرومند است، بلکه نشان دهید چگونه او در کار خوداز زورش استفاده می کند.

صفت‌ها بد نیستند اما نقش کمکی را در متن بازی کنند، در واقع این فعل‌ها هستند که باید نقش اصلی را در متن ایفا کنند.

نکته مهم: فعل‌ها یک عمل فعال را نشان می‌دهند، اگرچه افعال خنثی هم وجود دارد.

افعال خنثی، افعالی هستند با اثرات مبهم. آنها فقط یک شرط کلی را بیان می‌کنند. به طور مثال: وجود دارد، ظاهر می‌شود، می‌پذیرد، تأثیر می‌گذارد و ...

افعال فعال، عمل كنشگرانه را در داستان بيان می‌كنند. مانند: ضرب و شتم، کار کردن، لنگ زدن، پرش، شلیک و...

این افعال فعال هستند که برای داستان‌تان مفید است. آنها حرکت دارند و باعث می‌شوند متن‌تان فعالتر شود. کلید موفقیت، عمل و‌حرکت است و عمل همان فعل است.


ترجمه معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
چه بتوانید واقعاً نقاشی کنید و چه نتوانید، چه بتوانید نقش بازی کنید یا بنویسید و چه نتوانید، همین‌که سعی کنید انجامش دهید پیوند متفاوتی با معنا خواهید یافت.


آنا دیور اسمیت

@Writing_lovers
قانون نانوشتهٔ نوشتن

آریستان رماشین

آن دسته از نویسندگانی که شخصیت‌های جالب خلق کردند، فقط با استفاده از یک فرمول خاص به آن نرسیدند بلکه خودشان هم شخصیت‌های جالب و چند جانبه‌ای داشتند.

بدون شک باید فنون «شخصیت‌پردازی» را بدانیم، چون مهم است که بتوانیم از تکنیک‌ها استفاده کنیم. اما اگر خود نویسنده شخصیتی خسته کننده یا تک بعدی داشته باشد چگونه می‌تواند شخصیت‌هایی زنده و جاندار خلق کند؟

یکی از قوانین نانوشتهٔ نوشتن به ما می‌گوید: به شخصیت یک قطعه از خودتان بدهید.
چطور می‌توانیم شخصیت خودمان را آنچنان بپروانیم که مناسب خلق شخصیتهای قدرتمند باشد؟

کنجکاوی‌تان را توسعه دهید. کتاب‌هایی ازجریانهای ادبی مختلف بخوانید. به اصول و آرمانهای‌تان وفادار باشید، اما از مطالعهٔ دیگران هم دریغ نکنید. نویسنده با درک انگیزه‌های زندگی اجتماعی، موقع نوشتن داستان، شروع به درک شخصیت‌های داستانی‌اش می‌کند و امکان می‌یابد تا شخصیت‌هایی جذاب خلق کند.


ترجمه معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
سرچشمه‌های آفرینش ادبی

۱۰۱ جستار درباب خواندن و نوشتن

کتاب معصومه حامی‌دوست، تعداد محدودی برای دوستانی که درخواست داده بودند، تهیه کردم.

بها + هزینه پست: ۳۵هزار تومان

برای سفارش به آیدی زیر پیام بدهید:



@Writing_lovers