نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
محدودیت‌های زبانِ من به معنای محدودیت‌های جهانِ من است.

لودویگ ویتگنشتاین
طی سال‌ها تجربه به این نتیجه رسیده‌ام که نوشتن همه چیز را درست می‌کند. نوشتن دگرگون‌کننده و کیمیاگر، قدرت دهنده و روشنایی بخش است.

جولیا کامرون
بزرگ‌ترین وسوسه‌ی نویسنده

گاهی حین نوشتن کنجکاو می‌شوی تا معنای یک واژه یا املای درست آن را بدانی و ‌یا اینکه جمله‌ی مرتبطی را برای کامل کردن نوشته‌‌ات در گوگل جستجو کنی. آیا این شیوه‌‌ی درستی برای نوشتن است؟

در واقع از بزرگ‌ترین وسوسه‌های نویسندگی، مطالعه و جستجو در هنگامی است که داری می‌نویسی یا از آن بدتر وقتی است که در حین نوشتن گوشی همراه را روشن گذاشته‌ای.

اشتیاق عجیب و غریب‌مان برای خواندن و کنجکاوی بیشتر و جستجو در کانال های تلگرام و یا صفحات گوگل، در هنگام نوشتن اگر طفره رفتن از نوشتن نباشد ناخوداگاه مانع آن است.

وقتی که می‌نویسیم جستجو و مطالعه جزء لذت‌بخش‌ترین و زیانبارترین تفریح‌ها است. بخصوص اگر پای گوشی همراه در میان باشد.

آنلاین بودن و رفتن از صفحه‌ای به صفحه‌ی دیگر لذت بخش است اما باعث چندکارگی می‌شود و بار زیادی روی ذهن آوار می‌کند و در نهایت مانعی برای نوشتن است.

دفعه‌ی بعدی که حین نوشتن چیزی را فراموش کردی، جایش را خالی بگذار تا بعدا درباره‌ی آن تحقیق کنی و جای خالی را پر کنی.

مثلا اگر نتوانستی نقل قول یا جمله‌ای را به خاطر بیاوری، فقط بنویس: همانگونه که نویسنده مشهور گفته است«...» و رد شو تا بعد آن را کامل کنی. این کار علاوه بر صرفه‌جویی در وقت، مانع فشار مضاعف ذهن می‌شود.
هرگز ارزش یک کتاب را دست کم نگیرید. کتابها ابزار مناسبی هستند که به شما الهام می‌بخشند، به شما جسارت و شجاعت می‌دهند تا زوایای تاریک زندگی خود را روشن کنید.

کلمنت استون
بدون شناخت قدرت واژه ها، شناختن انسان‌ها محال است.

کنفوسیوس
با خودم عهد کرده ام تا هر روز دست کم سه صفحه کتاب نخوانده‌ام، به سراغ نوشتن نروم. با انجام این برنامه اهمیت خواندن را به خودم یادآوری می‌ کنم و می‌کوشم تا پایان هر روز صد صفحه بخوانم.

فرقی نمی‌کند داستانی باشد یا غیر داستانی فقط باید کتابی باشد از جنس کاغذ و نه مطالب بریده‌ از صفحات مجازی.

من همیشه از دیدن کسانی که می‌نویسند یا شعر می‌گویند اما به بهانه آنکه هنرشان تحت تأثیر کتابها نباشد، صفحه‌ای کتاب نمی‌خوانند، تعجب می‌کنم. کدام هنر را دیده‌اید که بدون تأثیرپذیری شکل گرفته باشد؟

نویسندگان بزرگ همواره به خواندن آثار بزرگ گذشته می‌پرداختند و هیچوقت هم نگران تأثیرپذیری نبودند.

شما از یک‌فیلم، موسیقی و یا نقاشی تاثیر می‌پذیرید پس چه اشکالی دارد اگر از کتابها تأثیر بگیرید. حال آنکه کتابها تأثیر عمیق‌تری بر روند خلاقیت‌ تان دارند.

همه اینها را گفتم تا به شما بگویم آنچه می‌تواند در نوشتن به ما کمک کند و خلاقیت‌های نهفته در وجودمان را بر‌انگیزد خواندن است. پس برنامه‌ای بریزید و از مطالعه کتاب‌های خوب غافل نباشد.
من همیشه به این بچه هایی که کاری می آورند تا بخوانم می گویم چیزی توی ذهن من باقی نگذاشت. چه فرقی با خواندن یک مقاله دارد؟
ولی من هنوز یادم هست یک مردی می رود زغال بخرد در داستان سطل سوار کافکا. زغال فروش بهش نسیه نمی فروشد، بعد آن مرد دور کوه های بین سوییس و آلمان و ایتالیا به پرواز در می آید با سطل خالی از زغال!
یک صفحه و نیم داستان است. ببینید آموزانیدنی نیست؟ حیرت انگیز است!

محمود دولت آبادی
در جهان بی پایان ادبیات همیشه راههایی برای کشف یافت می‌شود، چه راههای تازه و چه بسیار کهن. سبک ها و فرم‌هایی که می‌توانند تصویر دنیا را در دید ما تغییر دهند.

ایتالو کالوینو
در تمام زندگی ام طوری به لغات نگریسته ام که انگار برای اولین بار است با آن‌ها مواجه می شوم.

ارنست همینگوی
قدرت واژه، واقعی است. چه از آن آگاه باشید چه نباشید، پشت هر واژه انرژی جاری است.
سونیا چاکت



واژگان ابزار کارآمدی برای بهبود تفکرات‌مان و محرک اصلی خلاقیت نویسنده‌اند. یکی از تمرینات مؤثر برای نویسندگان جوان، الگو برداری از نحوه‌ی نگارش جملات نویسندگان بزرگ است.

من شیفته‌ی جمله سازی متنوع نویسندگان مورد علاقه‌ام هستم. وقتی کتابی می‌خوانم جملات یا ترکیب‌هایی را که به نظرم جالب می‌آید، در دفترم یادداشت می‌کنم. حتی گاهی پیش ‌آمده که از یک جمله یا ترکیب سه یا چهار بار رونویسی کرده‌ام.

آنها جملاتی ساده نیستند که بخوانی و به سرعت از کنارشان بگذری. به آن‌ها نگاه می‌کنم. انگار که بخواهم از رمز و رازشان سر درآورم. از خودم می‌پرسم چرا این جملات تا این حد بر من اثر گذاشته است؟

و هر بار به یک نتیجه‌ی مشترک می‌رسم: قدرت این جملات، در چینش و به کارگیری مؤثر واژگان از سوی نویسندگان آن‌ها است و حکایت از دامنه‌ی وسیع لغات‌شان دارد.

پیشنهاد می کنم برای پرورش قدرت کلامی‌تان یک دفترچه‌ی مخصوص داشته باشید و وقتی شعر یا نثر خوبی می‌خوانید واژگان و ترکیبات جدید و جالب را یادداشت کنید.

این تمرین دید و نگرش کاملی راجع به کلمات به شما می‌دهد و حساسیت‌تان را در به کارگیری‌ آن‌ها بالا می‌برد. به مرور ذهن‌تان چنان ورزیده می‌شود که می‌توانید حین مطالعه، به راحتی وزن و غنای کلمات را حس کنید و به مرور دایره واژگانی‌تان را افزایش دهید.
⁣یادگیری نوشتن به معنای یادگیری فکر کردن است.
تا زمانی که چیزی را در نوشته هایت بیان نکنی، آن را به روشنی نمی فهمی.

اس. آی. هایاکاوا
برای نابود کردن یک فرهنگ نیازی نیست کتاب‌ها را سوزاند. کافیست مردم آنها را نخوانند.

ری بردبری
هر کتابی که به‌خواندنش می‌ارزد باید در آن واحد دوبار خوانده شود، رعایت دستور فوق دو علت دارد یکی این‌که در مطالعه دوم، قسمت‌های مختلف کتاب بهتر درک می‌شود و قسمت آغاز کتاب موقعی نیک فهمیده می‌شود که از پایان آن نیز مطلع باشیم و دیگر این‌که در این دو مطالعه وضع روحی ما یکسان نیست، در مطالعه دوم ما نظر تازه‌ای نسبت به هر قسمت پیدا کرده و طور دیگر تحت تأثیر آن کتاب قرار می‌گیریم.

آرتور شوپنهاور
«برای رسیدن به کمال، باید از روی آثار شاعران بزرگ گذشته رونویسی کنیم.»

دانته

همه نویسندگان بزرگ از روی شاهکارهای نویسندگان پیش از خود رونویسی کرده اند. چخوف در جوانی برای یادگیری بهتر، از روی برخی آثار تولستوی رونویسی می کرده است.

هانتر تامپسون هم به رونویسی کردن از رمان های ارنست همینگوی معروف بود. او این کار را فقط برای شناختن و فرا گرفتن واژه ها انجام می داد. او از روی رمان های “خورشید هم طلوع می کند” و” وداع با اسلحه” همینگوی یک دور کامل نوشت به امید اینکه بتواند معرفت و بینش بت ادبی خود را بیش از پیش درک کند.

ویلیام کین -مدرس زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه شهر نیویورک- می‌گوید «این شیوه می‌تواند تأثیری انفجاری در نویسندگی افراد بگذارد و همان کاری را برای‌شان بکند که برای چاسر، شکسپیر، میلتون، سویفت، تی. اس. الیوت و بی‌شمار نویسنده‌ی دیگر کرده.»

رونویسی همانند بازخوانی یکی از راههایی است که سبب می شود تا رمز و راز نوشته ها برما آشکار شود.
قبلِ این‌که شروع به نوشتن کنید، بخوانید؛ هم داستان کوتاه و هم رمان. تا حد مستی داستان بخوانید. اگر این کار را انجام دهید، خون‌تان پرِ الکل داستان می‌شود و تصاویری را که ذهن‌تان آکنده از آن‌هاست، باور می‌کنید.

هالی برنت