نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
مایهٔ اعتبار نویسنده


جدیدا یک مقاله خواندم به نام «۴۲ نکته دربارهٔ نوشتن داستان برای نویسندگان مبتدی» از ملیسا دونووان.

دونووان دانشجوی دوره‌های نویسندگی خلاق انگلیس هست و مجموعه نکاتی را از منابع مختلف برای نویسندگان گردآوری کرده است که چندتا از آنها را اینجا برایتان می‌نویسم:

۱. بیشتر از نوشتن، بخوان.

۲. در مرزهای یک ژانر ( چه به عنوان خواننده و چه به عنوان نویسنده) محدود نشو. حتی اگر ژانر مورد علاقه خودت را داری، هر از گاهی فراتر از آن برو.

۳. كتاب‌ها ، فيلم‌ها و نمايش‌های مورد علاقه‌ات را ببین و آناليز كن تا بفهمی که نویسندهٔ آنها چه كارهایی برای نوشتن داستان مؤثر انجام داده و از چه کارهایی پرهیز کرده است.

۴. مایهٔ اعتبار هر نویسنده: باسنت را روی صندلی بگذار و انگشتان دستت را روی صفحه کلید.

۵. برای فروش ننویس. داستانی را بگو که در قلبت زندگی می‌کند.

۶. حین کار یا بعد از اتمام اولین پیش نویس، به صورت آفلاین بنویس. این یک نقشه راه و ابزار قدرتمند برای کنترل متن است.

۷. همیشه هم نیازی به آفلاین بودن نداری‌، سعی کن در روند نوشتن، اکتشافات خلاقانه‌ای انجام بدهی.

۸. بسیاری از ایده‌های خوب از واقعیت الهام می‌گیرند. بنویس که به چه چیزی علاقه داری، خواه داستانی باشد که دوستش داری یا مقاله‌ای که خوانده‌ای.

۹. واقعیت همچنین منبع بزرگی از شخصیت‌ها است. به دوستان، خانواده و همکاران نگاه کن. سعی کن ویژگی‌های قوی شخصیت آنها را تقویت و مخلوط کنی و برای ایجاد شخصیت‌های باورنکردنی برای داستان‌هایت استفاده کنی.

۱۰. طبیعت انسانی را کاوش کن.
...

بازهم از نکات «ملیسا دونووان» برایتان می‌نویسم. نکته هفتم دربارهٔ لحظه آزادباش آنلاین واقعا معرکه است. البته که موقع نوشتن باید آفلاین باشیم اما لازم است هر نویسنده، نوشتن آنلاین را هم تجربه کند. پس پانزده دقیقه از زمان یادداشت‌های روزانه‌‌تان را آنلاین بنویسید. حتم دارم نشستن جلوی رایانه و چرخ زدن به اطراف و تحقیق و نوشتن دربارهٔ چیزها، ایده‌های خوبی به شما می‌دهد. حقیقت این است که گاهی نقض بعضی قوانین چندان هم بد نیست.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
«میل به آفرینش همانند کودکی خردسال است، بزرگ‌شدنش امری تدریجی است.»

«آن تایلر»


@Writing_lovers
دو قانون اصلی وجود دارد: "خسته کننده نباشید" و "از مخاطب‌تان باهوش تر نباشید".

قبل از هر چیز شما یک صفحه خالی دارید که هر روز با آن روبرو هستید. روز بعد و همینطور روزهای بعد. این کار هرگز برایتان آسانتر نمی‌شود. اگرچه با گذشت زمان می‌توانید کمی احساس خوشبختی کنید. به خصوص اگر از روند کارتان لذت ‌ببرید. تنها راهکار، نوشتن سریع‌ و سریع‌تر است.

فقط مطمئن باشید که با خودتان صادق هستید و سعی کنید نوشته تان را به دوستان یا دیگران نشان ندهید. آن را فقط به افرادی نشان دهید که واقعا بتوانند کمک‌تان کنند.

مارتین مک دونا

@Writing_lovers
سرعت روایت و سبک نویسنده

اخیرا مقاله‌ای خوانده‌ام از ملیسا دونووان با عنوان « ۴۲ نکته درباره نوشتن داستان برای نویسندگان مبتدی». دونووان دانشجوی دوره‌های نویسندگی خلاق انگلیس است. او مجموعه‌ای از توصیه‌ها را با زبانی ساده برای نویسندگان گردآوری کرده. بخشی از آن را به این امید که برایتان مفید باشد، در این یادداشت آورده‌ام:

۱۱. قهرمانانت را با کمک جزئیات واقعی کن. دختری که ناخن هایش را می‌خورد یا یک مرد بیش از اندازه آرام، خیلی بهتر از شخصیت هایی که به تفصیل و از بالای سر تا نوک انگشتان پا توصیف می شود، در یاد می‌مانند.

۱۲. واقعی‌ترین و قابل تشخیص‌ترین شخصیت ها همیشه ناقص هستند. چیز تاریکی در گذشتهٔ قهرمان خود بیابید.

۱۳. قهرمانانت باید بر موانع دشوار غلبه کنند. آنها را رنج بده. آن وقت پیروزی‌‌شان با ارزش‌تر خواهد بود.

۱۴. به دنبال مداخله و طرفداری یکی از شخصیت های داستان باش. قصه‌گوی صمیمی در بخش‌های ابتدایی داستان، نباید بی‌طرف باشد. بگذار این طرفداری لحن داستان را تقویت کند.

۱۵. با دقت، یک نقطه نظر را برای بیان داستانت انتخاب کن. چه کسی داستان را بیان می‌کند؛ اول شخص یا سوم شخص؟ با کدام بهتر می‌شود؟ اگر مطمئن نیستی، سعی کن چند صفحه بنویسی تا بفهمی کدام یک بهتر است.

۱۶. سرعت روایت هم مهم است: آیا همه چیز را خیلی سریع برای خوانندگان تعریف نمی‌کنی؟ یا آیا آنها را خیلی زود از هر پاراگراف عبور نمی‌دهی؟ آیا صحنه‌های عاشقانه خیلی کوتاه نیستند؟ یا کشمکش و تعقیب‌ها طولانی نیست؟ پس به سرعت توجه کن!

۱۷. از مضامین مهم جهانی استفاده کن. این مضامین شامل ایثار، تولد دوباره، زندگی و مرگ، ایمان، سرنوشت و ... است. این موارد داستانت را تنظیم می‌کند و به آن عمق می‌دهد.

۱۸. اطمینان حاصل کن که ساختار داستانت این سه مرحله را دارد: آغاز ، میانه و پایان.

۱۹. از نمادها و تصاویر برای تأثیر گذاری و برجسته کردن موضوع اصلی استفاده کن. به یاد داشته باش که چگونه در «آلیس در سرزمین عجایب» خرگوش سفید مدام می لرزد. این جزئیات داستان را قدرتمند می‌کند.

۲۰. هر داستان عالی مستلزم تغییر و تحول است. شخصیت‌ها در حال تغییر هستند، دنیای پیرامون‌شان در حال تغییر است و در نهایت این امیدواری وجود دارد که خواننده هم تغییر کند.
معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
هر اتاقی مرکز جهان است.

«اوکتاویو پاز»

@Writing_lovers
آموزش بلند مدت نویسنده


پیتر هانتکه گفته است:
«آدم باید دچار نگاه کردن بشود، همان‌طور که دچار راه رفتن می‌شود. به قول گوته نظریه حاصل مشاهده است. می‌شود از منظر قورباغه هم نگاه کرد. اغلب کسی که روی زمین دراز کشیده، دورتر از کسی می‌بیند که روی دوپای گشاده از هم ایستاده است.»

فراموش نکنید توانایی دیدن، توجه، توجه به ظریف‌ترین جزئیات گریزان وجود، همان چیزی است که یک نویسنده واقعی را متمایز می‌کند و این نکتهٔ نوزدهم مقالهٔ ملیسا دونووان است که در آن از پرداختن به جزییاتی چون لرزش مداوم خرگوش سفید در داستان « آلیس در سرزمین عجایب» می‌گوید. مشاهده‌ای که با بیان جزییات، داستان‌تان را قدرتمند می‌کند.

گفته‌اند فلوبر، استاد مسلم داستان نویسان جهان، برای اين كه منظره‌ای را دقيق توصيف كند، تمام روز را در ايوانی مي‌نشست و با شيشه های رنگی گوناگون به زمين، جاده‌ها و درختان نگاه می‌كرد تا ببيند شكل آن‌ها در ساعات مختلف روز چه تغييری می‌كند و يادداشت برمی‌داشت.

شروع کنید به دیدن! این آموزشی بلند مدت محسوب می‌شود که نویسنده نباید لحظه‌ای از آن غافل شود. آموزشی که در نهایت شما را به لحظه‌های نو و ایده‌های جدید می‌رساند.


معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
هر زندگی داستان‌گونه به نظر می‌رسد؛ اگر از بیش‌تر قسمت‌هایش حرفی نزنی.


«آن بیتی»


@Writing_lovers
احمد محمود استاد فضاسازی است. «مدار صفر درجه»اش مصداق خوبی برای این فضاسازی است. جوری می‌نویسد و جوری تو را با خودش همراه می‌کند که انگار خود تو هم در میانهٔ داستانی. یکی از نوشته‌هایش را که خیلی دوست می‌دارم قصه کوتاه «دیدار» است در کتابی به همین نام. قصهٔ پیرزنی که خبر مرگ دوست دیرینه‌اش دده نصرت را می‌شنود و مصمم می‌شود که حتما به شهری که دوستش در آن زندگی می‌کرده، برود و قصه، سفر تنهای این زن است و مونولوگ‌هایی با خودش. برگشت به گذشته و یادآوری صحنه‌هایی با دوست دیرینه‌اش و اتوبوسی که می‌رود و می‌رود. داستان یک شهر» را که خواندم، هوا کردم بروم بندر لنگه را ببینم. بندر لنگه‌ای که به وقت خواندن قصه یک هفته با من بود. بندر لنگه‌ای که دیگر تمام کوچه‌ها و آدم‌هایش را خوب می‌شناختم... رفتم. همان بود که گفته بود. 
«لیلی گلستان»


@Writing_lovers
بی‌راه نیست اگر بگوییم هر کس کلمات بیشتری دارد، نویسنده‌تر است. فقر واژگانی نوشته را افسرده، کلیشه‌ای و کسالت‌بار می‌کند.

غنای واژگانی، وامدار تنوع و تعداد کلمات غیرتکراری و غیرمنتظره در یک نوشته است.

یک نویسندهٔ چیره‌دست می‌داند که برای هر مفهومی، ده‌ها کلمه وجود دارد که به‌اقتضای کلام و تناسب مقام، می‌توان یکی را برگزید و به‌کار گرفت.

مثلاً برای مفهوم «علم» ده‌ها کلمه و ترکیبِ بسیط و تعبیر تازه می‌توان یافت که همگی نزدیک به معنای علم، یا حتی مترادف آن باشد؛ کلماتی مانند دانش، آگاهی، معرفت، بصیرت، آشنایی، فن و هنر.


رضا بابایی



@Writing_lovers🖌
دیوید میچل گفته است: «قیدها کلسترول رگهای نثر هستند.»

یکی از اساتید داستان نویسی در اولین جلسه درسی‌اش متنی به دست شاگردانش می‌داد و از آنها می‌خواست دور همهٔ قید و صفت‌ها را خط بکشند. قیدها عامل اصلی نوشته‌های بد هستند.

پس از دستورالعمل استیون کینگ، در مورد استفاده از قیدها، پیروی کنید:

«قیدها دوست شما نیستند. آنها برای نویسنده خجالتی ساخته شده است. نویسنده نگران است که کارهایش را جدی نگیرند. نویسنده با کمک قیدها می‌گوید: « می‌ترسم مخاطب حرفم را نفهمد.» قیدها مانند گل‌های قاصدک هستند. اگر یکی در چمن خانه‌تان باشد زیبا و منحصر به فرد است. اگر ریشه‌اش را در نیاورید، روز بعد پنج قاصدک پیدا می‌کنید و‌ روز بعد پنجاه‌تا، بعد کل خانه و چمن خانه‌‌تان به کلی به صورت هرزه با قاصدک و علفهای هرز دیگر پوشیده می‌شود. از قید در مواقع ویژه استفاده کنید و تا جایی که می‌توانید از آن پرهیز کنید.»

@Writing_lovers
پیشنهاد مطالعه
مجله سینما و ادبیات
ویژه آخرالزمان
سینما: فرانسیس فورد کاپولا
ادبیات: با آثاری از
احمد اخوت، شهرام اقبال زاده، گلی امامی، شاپور بهیان، وحید پاک طینت، محمدرضا پورجعفری، محمود حدادی، پویا رفویی، سهیل سمی، نایب شیرازی، رضا عامری، مشیت علایی، محمد چرمشیر، مهسا محب علی، علی مسعودی نیا، حافظ موسوی، نیلوفر نیاورانی، سارا هلاله و...

همراه با میزگردی درباره ادبیات آخرالزمانی، با:
پیمان اسماعیلی، کیهان خانجانی، بهناز علی پور گسکری، فرشید فرهمندنیا
@kanoondastanchaharshanbehrasht
🔅🔅🔅

اسامی برندگان فراخوان نوروزی کانال نویسندگی:

الف)
۱. سیما کاوش «هییه»
۲.خدیجه حیدری «چرا زهرا با فاطمه یکجا به دنیا می‌آید.»
۳.ناهید سعیدی «هزار و یکشب»
۴.نسرین حسنی «خاطره»
۵.آذین خودی « مترو»
۶. دیبا عراقی‌زاده«روزی که خانواده چهارنفره شدیم»
۷. ارغوان رفیعی پور «خواب شیرین پیش از طوفان»
۸. امید حسینی«گیوه»
۹.مهسا حسین زاده«رودخانه»
۱۰.سعید عشقی « تابستان شلوغ»

ب)

۱. هاجر حسنوند «عیدی بدون مادر»
۲. ستاره حیدری « پنجاه سال همسایگی»
۳.فرشته جغتایی« چشمک»
۴. مهلا ارگنجی «بوی عید»
۵. ناصر انجامی « و خدایی که در این نزدیکی است»
۶.مهران ملازهی «نخلستان خاطرات»
۷.فرزاد امینی «شیرین»
۸. قاسم معینی «شهلا»
۹.محمد اسکندری « سفر شیراز»
۱۰.حسین محمدی«دیروز»


🎁هدیه این عزیزان دو جلسه رایگان آموزش مبانی و عناصر داستان است و در روزهای آتی با آنها هماهنگ خواهد شد.


@Writing_lovers
«اگر از من بخواهید که توصیه‌ای به نویسندگان جوان بکنم، من به آنها می‌گویم که آن چیزی را بنویسند که زمانی برای خودشان اتفاق افتاده، همیشه به راحتی می‌توان تشخیص داد که متن یک نویسنده برخاسته از تجربیات شخصی اوست یا آنچه از دیگران شنیده یا خوانده.»

مارکز

@Writing_lovers
علایق ادبی

«اگر شاعر باشی جهد کن که سخن تو سهل ممتنع باشد. بپرهیز از سخن دشوار و چیزی که تو دانی و دیگران را بشرح آن حاجت آید مگوی که شعر از بهر مردمان گویند نه از بهر خویش.»

این جملات از قابوس‌نامه است. در باب «آیین و رسم شاعری». اولین باری که خواندمش سال اول دانشگاه بودم. از کتاب «درس زندگی» : گزیدهٔ قابوس نامه با توضیح دکتر غلامحسین یوسفی. شرح‌های یوسفی از متون کهن، کار خواندن را آسان می‌کند.

در تمام این سالها گاهی موقعیت یا وضعیتی مرا به یاد جملات و مثالهای عمیق کتاب می‌اندازد و مشتاقم می‌کند تا دوباره بخوانمش. از آداب و رسوم و باورهای عامیانه و ذکاوت نویسنده در بیان وجوه مسائل تحت تأثیر قرار می‌گیرم و خرد و تجربه نویسنده، برایم اطمینان بخش است. شرط می‌بندم اگر هر روز یک‌ بخش کوتاه از متون کهن را به جای خواندن بریده مطالب صفحات مجازی شروع کنیم، احساس‌های بهتری را تجربه خواهیم کرد.

حقیقت این است که زمانهٔ شلوغی که در آن زندگی می‌کنیم، ممکن است به ما اجازه ندهد چنان‌که باید کتابهای عالی بخوانیم؛ اما حتی اگر بتوانیم در این میان، روزانه دقایق محدودی را به خواندنشان اختصاص بدهیم، غنیمت بزرگی خواهد بود.

معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers