Forwarded from داستان ایرانی
با نوشتن به جنگِ روزمرگی ناشی از قرنطینه بروید. این یک راهِ خوب برای گذراندنِ روزهای پر از ترس و تردیدی است که در آن به سر میبریم.
قرنطینه را چگونه برای خود تحملپذیر میکنید؟ اگر بخواهید دلنشین و جذاب و البته فارغ از ترسآفرینی روزهای قرنطینه را ثبت کنید تا دیگران در تجربهی زیستهی شما سهیم شوند چه خواهید نوشت؟ همانها را بنویسید و برای ما بفرستید. دلنشینها و جذابها را منتشر میکنیم. قاعده این است که در چنین فراخوانهایی سقف تعدادِ کلمات هم مشخص شود اما برای روایتهای قرنطینه سقف نگذاشتیم. چرا که هدف از این فراخوان یک یادآوری است: تلاش برای کشف راه جذابِ روایت کردن یک وضعیت میتواند حالِ ما را خوب کند. روایتِ جذابِ ما هم میتواند به خوب شدنِ حالِ دیگران بیانجامد.
#روایت_کنیم_تا_بهتر_شویم
با آرزوهای خوب
#تحریریه_داستان
داستانی باشید:
@dastan_hmg
قرنطینه را چگونه برای خود تحملپذیر میکنید؟ اگر بخواهید دلنشین و جذاب و البته فارغ از ترسآفرینی روزهای قرنطینه را ثبت کنید تا دیگران در تجربهی زیستهی شما سهیم شوند چه خواهید نوشت؟ همانها را بنویسید و برای ما بفرستید. دلنشینها و جذابها را منتشر میکنیم. قاعده این است که در چنین فراخوانهایی سقف تعدادِ کلمات هم مشخص شود اما برای روایتهای قرنطینه سقف نگذاشتیم. چرا که هدف از این فراخوان یک یادآوری است: تلاش برای کشف راه جذابِ روایت کردن یک وضعیت میتواند حالِ ما را خوب کند. روایتِ جذابِ ما هم میتواند به خوب شدنِ حالِ دیگران بیانجامد.
#روایت_کنیم_تا_بهتر_شویم
با آرزوهای خوب
#تحریریه_داستان
داستانی باشید:
@dastan_hmg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد ثبت روزمرگیها
در سالهای نوجوانی مجموعهٔ داستانی از کتابخانه شهر امانت گرفتم که نویسندهاش را نمیشناختم. با نگاهی به داستانها در نظرم سطحی و عامیانه آمدند. با اینهمه تعداد بیشتر داستانهایش را خواندم و فکر میکنم جز تأثیر گذارترین داستانهایی بود که در عمرم خواندهام؛ دلیلم این است که تا امروز هم داستانهای این مجموعه را به یاد میآورم و به شکل عمیقی در ذهنم نقش بسته است. نام کتاب «شصت داستان» از دینو بوتزاتی بود.
بوتزاتی نوشتن را از دوران جوانیاش و با یادداشتهای روزانه شروع کرد. در چهارده سالگی آثار داستانی جهان به خصوص داستایوفسکی را میخواند.
او صفحات سفید کاغذ را با روزنگاریهای دقیق از وقایع درون و بیرون پر میکرد؛ تمرینهایی که زندگی او را لبریز نوشتن میکرد؛ بوتزاتی استاد نوشتن از بیهودگیها، رازها و رمزها، دوستیها و نادوستیها و پرسشهای بیجواب، حقارتها، خشمها و نفرتها و در کل بیان روزمرگیها به بهترین شکل است.
متن زیر بخشی از متن دفترچههای یادداشت قطوری است که در صندوقی در خانه او پیدا شده:
«بنویس. تو را به خدا بنویس. فقط دو خط؛ حتی اگر ذهنت آشفته است و یاری نمیکند، هر روز بنویس. حتی چیزهای احمقانه بیمعنا را؛ اما بنویس. نوشتن یکی از خندهدارترین و در عین حال اندوهناکترین توهمات ما است. فکر میکنم با سیاه کردن صفحه سفید با چند خط کج و معوج، کار مهمی انجام میدهیم. این حرفه تو است که تو انتخابش نکردهای، بلکه در سرنوشت تو بوده است و این همان دروازهای است که احیانا از آن میتوانی راه نجات بیابی. بنویس. بنویس»
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
در سالهای نوجوانی مجموعهٔ داستانی از کتابخانه شهر امانت گرفتم که نویسندهاش را نمیشناختم. با نگاهی به داستانها در نظرم سطحی و عامیانه آمدند. با اینهمه تعداد بیشتر داستانهایش را خواندم و فکر میکنم جز تأثیر گذارترین داستانهایی بود که در عمرم خواندهام؛ دلیلم این است که تا امروز هم داستانهای این مجموعه را به یاد میآورم و به شکل عمیقی در ذهنم نقش بسته است. نام کتاب «شصت داستان» از دینو بوتزاتی بود.
بوتزاتی نوشتن را از دوران جوانیاش و با یادداشتهای روزانه شروع کرد. در چهارده سالگی آثار داستانی جهان به خصوص داستایوفسکی را میخواند.
او صفحات سفید کاغذ را با روزنگاریهای دقیق از وقایع درون و بیرون پر میکرد؛ تمرینهایی که زندگی او را لبریز نوشتن میکرد؛ بوتزاتی استاد نوشتن از بیهودگیها، رازها و رمزها، دوستیها و نادوستیها و پرسشهای بیجواب، حقارتها، خشمها و نفرتها و در کل بیان روزمرگیها به بهترین شکل است.
متن زیر بخشی از متن دفترچههای یادداشت قطوری است که در صندوقی در خانه او پیدا شده:
«بنویس. تو را به خدا بنویس. فقط دو خط؛ حتی اگر ذهنت آشفته است و یاری نمیکند، هر روز بنویس. حتی چیزهای احمقانه بیمعنا را؛ اما بنویس. نوشتن یکی از خندهدارترین و در عین حال اندوهناکترین توهمات ما است. فکر میکنم با سیاه کردن صفحه سفید با چند خط کج و معوج، کار مهمی انجام میدهیم. این حرفه تو است که تو انتخابش نکردهای، بلکه در سرنوشت تو بوده است و این همان دروازهای است که احیانا از آن میتوانی راه نجات بیابی. بنویس. بنویس»
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
حواستان باشد از زبان فیلمها یا حتی اخبار روز استفاده نکنید. این کار مثل قرار دادن یک یادداشت برچسب در حاشیه نوشتهٔتان است: «سلام، من نویسنده هستم و خیلی تلویزیون تماشا میکنم.»
جیمز اسمیت
@Writing_lovers
جیمز اسمیت
@Writing_lovers
مجموعه داستان
باغ اناری
محمد شریفی
#معرفی_کتاب
داستاننویسی بود به نام محمد شریفی. داستانی داشت که خیلی داستان عجیبی بود. داستان معلمی است که شنبه و جمعهاش را گم میکند و جمعه سر کلاس میرود. آنقدر درخشان بود که وقتی رفته بودم کانادا به جای داستان خودم آن داستان را خواندم. (اشاره آقای دولتآبادی به یکی از داستانهای مجموعه «باغ اناری» به نام «وضعیت» است) منتها بعد داستان را ادامه نداد و کتاب شعر منتشر کرد.
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
باغ اناری
محمد شریفی
#معرفی_کتاب
داستاننویسی بود به نام محمد شریفی. داستانی داشت که خیلی داستان عجیبی بود. داستان معلمی است که شنبه و جمعهاش را گم میکند و جمعه سر کلاس میرود. آنقدر درخشان بود که وقتی رفته بودم کانادا به جای داستان خودم آن داستان را خواندم. (اشاره آقای دولتآبادی به یکی از داستانهای مجموعه «باغ اناری» به نام «وضعیت» است) منتها بعد داستان را ادامه نداد و کتاب شعر منتشر کرد.
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
Forwarded from داستان کوتاه
داستان کوتاه . وضعیت.pdf
435 KB
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
هر روز بنویس. خود را عادت بده که مشاهداتت را به قلم بیاوری تا این عادت رفته رفته فطرتت گردد. این مهمترین همهٔ دستورهاست.
جف دایر
@Writing_lovers
جف دایر
@Writing_lovers
ادوارد سعيد متفكر فلسطينی میگوید: «زندگی نویسنده، خود داستان است. او از داستان مرخص میشود تا خواننده با واقعيتى داستانى روبهرو شود.»
شايد بهترين تعريف اين باشد كه بگوييم واقعيت داستان، در هدف آن نهفته است. یعنی كشف و ثبت دنياى انسانى انسان.
اومبرتو اکو در اینباره گفته است:
«من خيلى از خاطرات دوران کودکىام را دوباره به ياد آوردم. کتابهاى درسى آن دوران را نداشتم اما با جست و جو در کتابفروشىهاى قديمى و بازارهاى اجناس دست دوم دوباره پيدايشان کردم. بيشتر تصاوير من از مجموعه شخصىام نشات گرفتهاند و براى بدست آوردن بقيه اطلاعات هم حدود دو سال به گشتن در بساط کتابفروشىها پرداختم. لازم نبود چيزى را کشف کنم تنها بايد دوباره بعضى چيزها را به خاطر مىآوردم. در ذهنم تصوير واضحى از تمامى چيزهاى کودکىام حفظ کرده بودم و تنها لازم بود که آنها را دوباره بازسازى کنم.»
@Writing_lovers
شايد بهترين تعريف اين باشد كه بگوييم واقعيت داستان، در هدف آن نهفته است. یعنی كشف و ثبت دنياى انسانى انسان.
اومبرتو اکو در اینباره گفته است:
«من خيلى از خاطرات دوران کودکىام را دوباره به ياد آوردم. کتابهاى درسى آن دوران را نداشتم اما با جست و جو در کتابفروشىهاى قديمى و بازارهاى اجناس دست دوم دوباره پيدايشان کردم. بيشتر تصاوير من از مجموعه شخصىام نشات گرفتهاند و براى بدست آوردن بقيه اطلاعات هم حدود دو سال به گشتن در بساط کتابفروشىها پرداختم. لازم نبود چيزى را کشف کنم تنها بايد دوباره بعضى چيزها را به خاطر مىآوردم. در ذهنم تصوير واضحى از تمامى چيزهاى کودکىام حفظ کرده بودم و تنها لازم بود که آنها را دوباره بازسازى کنم.»
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فراخوان «مقاله، خاطره و داستان»
زمان تا پایان اردیبهشت ۹۹
برای داستان کوتاه پایان شهریور ۹۹
@irlogos
#نشر_لوگوس
زمان تا پایان اردیبهشت ۹۹
برای داستان کوتاه پایان شهریور ۹۹
@irlogos
#نشر_لوگوس
جین یولن، نویسنده و شاعر آمریکایی، را هانس کریستین آندرسن معاصر لقب دادهاند. این نویسنده پرکار کودک و نوجوان میگوید: «ایده نوشتن کتابهایم رااز همهجا میگیرم، از مجله، روزنامه یا کتاب، گوش دادن به موسیقی، قدم زدن روی چمنزار، گوش دادن به مکالمه میان دو نفر، صحبت کردن با دوستانم و یا حتی تماشای شنای اردکها. همه اینها میتوانند برایم الهام بخش باشند. از وقتی به یاد دارم، تمامی عوامل در دنیا در خدمت من بودند تا از آنها ایده بگیرم.»
@Writing_lovers
@Writing_lovers
ثریا قزل ایاغ مقارن با روز جهانی کتاب کودک ما را ترک کرد، آنقدر به کودک، کتاب و ادبیات کودک علاقه داشت که تمام عمر خود را بر سر این کار گذاشت.
کتابهای «نقش کتابهای کودکان در همسازی کودکان معلول با جریان زندگی روزمره»، «فریاد مرا بشنو» نوشته میلدرد تیلور، «راهنمای بازی های ایران»، «قصهگویی و نمایش خلاق» از دیویی چمبرز، «ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن؛ مواد و خدمات کتابخانه برای کودکان ونوجوانان»، «نوشتن برای کودکان»، از مارگرت کلارک، «پرنیان و آب؛ با لالایی تا سرزمین خواب»، «لالاییها و ترانههای نوازشی، از تولد تا سه سالگی» و «خواندن با کودک، از تولد تا سه سالگی» از جمله کتابهای او هستند.
@Writing_lovers
کتابهای «نقش کتابهای کودکان در همسازی کودکان معلول با جریان زندگی روزمره»، «فریاد مرا بشنو» نوشته میلدرد تیلور، «راهنمای بازی های ایران»، «قصهگویی و نمایش خلاق» از دیویی چمبرز، «ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن؛ مواد و خدمات کتابخانه برای کودکان ونوجوانان»، «نوشتن برای کودکان»، از مارگرت کلارک، «پرنیان و آب؛ با لالایی تا سرزمین خواب»، «لالاییها و ترانههای نوازشی، از تولد تا سه سالگی» و «خواندن با کودک، از تولد تا سه سالگی» از جمله کتابهای او هستند.
@Writing_lovers
۱۰ جملهٔ آلدوس هاکسلی برای نویسندگان
🔸با احساسات بد میتوان رمانهای خوبی را ایجاد کرد.
🔸راز نبوغ، حمل روح کودکی به پیری است، این بدان معناست که هرگز اشتیاق خود را از دست ندهید.
🔸کلمات میتوانند مثل اشعــه ایکس باشند. اگر از آنها بــه درستی استفاده کنی. میتوانند درون هر چیزی نفوذ کنند.
🔸خاطره هر انسان، ادبیات خصوصی او است.
🔸هرچــه ذهن قویتر و اصیلتر باشد، به سمت آیین تنــهایی متمایل میشود.
🔸رؤیا یک راه واقعبینی است.
🔸همه ما در تراژدی شرکت میکنیم اما در کمدی ناظر هستیم.
🔸فقط یک گوشۀ جــهان است کــه می توانی از بــهبود آن مطمئن باشی و آن خودِ خودت است.
🔸کتابها بهترین نوع مطالعه بشر است.
@Writing_lovers
🔸با احساسات بد میتوان رمانهای خوبی را ایجاد کرد.
🔸راز نبوغ، حمل روح کودکی به پیری است، این بدان معناست که هرگز اشتیاق خود را از دست ندهید.
🔸کلمات میتوانند مثل اشعــه ایکس باشند. اگر از آنها بــه درستی استفاده کنی. میتوانند درون هر چیزی نفوذ کنند.
🔸خاطره هر انسان، ادبیات خصوصی او است.
🔸هرچــه ذهن قویتر و اصیلتر باشد، به سمت آیین تنــهایی متمایل میشود.
🔸رؤیا یک راه واقعبینی است.
🔸همه ما در تراژدی شرکت میکنیم اما در کمدی ناظر هستیم.
🔸فقط یک گوشۀ جــهان است کــه می توانی از بــهبود آن مطمئن باشی و آن خودِ خودت است.
🔸کتابها بهترین نوع مطالعه بشر است.
@Writing_lovers
فاکتور X در هر صفحه از نوشتهتان این است : «آیا نویسنده عاشق آنچه مینویسد هست؟»
براد مالترز
@Writing_lovers
براد مالترز
@Writing_lovers
برای خود مهلت تعیین کنید.
شاید اساسیترین گام در مراحل نوشتن کتاب، تعیین مهلت و پایبندی به آن است. این تفاوت میان نویسندگان جدی و کسانی است که صرفاً رویایی در سر دارند. بسیاری از نویسندگان میگویند که میخواهند کتاب بنویسند و بعد از اینکه با قدرت شروع کردند، بهانههایی میآورند مبنی بر اینکه چرا متوقف شدهاند (یا دچار مکث فوق العاده طولانی موقع نوشتن کتاب میشوند. قطعاً دلایل موجهی وجود دارد که میتواند شما را در نگارش کتاب متوقف کند؛ کمک ضروری به خانواده و حتی یک مسئله بهداشتی و ...) اما اگر در نوشتن کتاب جدی هستید، باید برای آن مهلت تعیین کنید. مهلتها باعث میشوند که فقط به همان کار بپردازید.
کریس بتی، در کتاب «طرحی برای کتابت نداری؟ اشکال نداره» دربارهٔ تعیین مهلت میگوید: «تعیین مهلت، خوشبینانهترین شکل ضرب و شتم خود است.»
@Writing_lovers
شاید اساسیترین گام در مراحل نوشتن کتاب، تعیین مهلت و پایبندی به آن است. این تفاوت میان نویسندگان جدی و کسانی است که صرفاً رویایی در سر دارند. بسیاری از نویسندگان میگویند که میخواهند کتاب بنویسند و بعد از اینکه با قدرت شروع کردند، بهانههایی میآورند مبنی بر اینکه چرا متوقف شدهاند (یا دچار مکث فوق العاده طولانی موقع نوشتن کتاب میشوند. قطعاً دلایل موجهی وجود دارد که میتواند شما را در نگارش کتاب متوقف کند؛ کمک ضروری به خانواده و حتی یک مسئله بهداشتی و ...) اما اگر در نوشتن کتاب جدی هستید، باید برای آن مهلت تعیین کنید. مهلتها باعث میشوند که فقط به همان کار بپردازید.
کریس بتی، در کتاب «طرحی برای کتابت نداری؟ اشکال نداره» دربارهٔ تعیین مهلت میگوید: «تعیین مهلت، خوشبینانهترین شکل ضرب و شتم خود است.»
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیچ چیز برای ما مهمتر از صدای شخصیت اصلی نیست. این همان چیزی است که رمان را هدایت میکند. بنابراین ما را به جلو هدایت کنید. بله میدانم که بسیاری از نویسندگان پرفروش داستانشان را با شرور آغاز کردهاند، هنگامی که کارتان پرفروش باشد، میتوانید تقریباً هر کاری را که میخواهید انجام دهید. دیگر اینکه این نویسندگان معمولاً در حال نوشتن داستان سریالی هستند، بنابراین خواننده از قبل با شخصیت آشناست. اما شما یک نویسنده مبتدی هستید و هیچ یک از این گزینهها را در اختیار ندارید.
جودی روت
@Writing_lovers
جودی روت
@Writing_lovers
مایهٔ اعتبار نویسنده
جدیدا یک مقاله خواندم به نام «۴۲ نکته دربارهٔ نوشتن داستان برای نویسندگان مبتدی» از ملیسا دونووان.
دونووان دانشجوی دورههای نویسندگی خلاق انگلیس هست و مجموعه نکاتی را از منابع مختلف برای نویسندگان گردآوری کرده است که چندتا از آنها را اینجا برایتان مینویسم:
۱. بیشتر از نوشتن، بخوان.
۲. در مرزهای یک ژانر ( چه به عنوان خواننده و چه به عنوان نویسنده) محدود نشو. حتی اگر ژانر مورد علاقه خودت را داری، هر از گاهی فراتر از آن برو.
۳. كتابها ، فيلمها و نمايشهای مورد علاقهات را ببین و آناليز كن تا بفهمی که نویسندهٔ آنها چه كارهایی برای نوشتن داستان مؤثر انجام داده و از چه کارهایی پرهیز کرده است.
۴. مایهٔ اعتبار هر نویسنده: باسنت را روی صندلی بگذار و انگشتان دستت را روی صفحه کلید.
۵. برای فروش ننویس. داستانی را بگو که در قلبت زندگی میکند.
۶. حین کار یا بعد از اتمام اولین پیش نویس، به صورت آفلاین بنویس. این یک نقشه راه و ابزار قدرتمند برای کنترل متن است.
۷. همیشه هم نیازی به آفلاین بودن نداری، سعی کن در روند نوشتن، اکتشافات خلاقانهای انجام بدهی.
۸. بسیاری از ایدههای خوب از واقعیت الهام میگیرند. بنویس که به چه چیزی علاقه داری، خواه داستانی باشد که دوستش داری یا مقالهای که خواندهای.
۹. واقعیت همچنین منبع بزرگی از شخصیتها است. به دوستان، خانواده و همکاران نگاه کن. سعی کن ویژگیهای قوی شخصیت آنها را تقویت و مخلوط کنی و برای ایجاد شخصیتهای باورنکردنی برای داستانهایت استفاده کنی.
۱۰. طبیعت انسانی را کاوش کن.
...
بازهم از نکات «ملیسا دونووان» برایتان مینویسم. نکته هفتم دربارهٔ لحظه آزادباش آنلاین واقعا معرکه است. البته که موقع نوشتن باید آفلاین باشیم اما لازم است هر نویسنده، نوشتن آنلاین را هم تجربه کند. پس پانزده دقیقه از زمان یادداشتهای روزانهتان را آنلاین بنویسید. حتم دارم نشستن جلوی رایانه و چرخ زدن به اطراف و تحقیق و نوشتن دربارهٔ چیزها، ایدههای خوبی به شما میدهد. حقیقت این است که گاهی نقض بعضی قوانین چندان هم بد نیست.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
جدیدا یک مقاله خواندم به نام «۴۲ نکته دربارهٔ نوشتن داستان برای نویسندگان مبتدی» از ملیسا دونووان.
دونووان دانشجوی دورههای نویسندگی خلاق انگلیس هست و مجموعه نکاتی را از منابع مختلف برای نویسندگان گردآوری کرده است که چندتا از آنها را اینجا برایتان مینویسم:
۱. بیشتر از نوشتن، بخوان.
۲. در مرزهای یک ژانر ( چه به عنوان خواننده و چه به عنوان نویسنده) محدود نشو. حتی اگر ژانر مورد علاقه خودت را داری، هر از گاهی فراتر از آن برو.
۳. كتابها ، فيلمها و نمايشهای مورد علاقهات را ببین و آناليز كن تا بفهمی که نویسندهٔ آنها چه كارهایی برای نوشتن داستان مؤثر انجام داده و از چه کارهایی پرهیز کرده است.
۴. مایهٔ اعتبار هر نویسنده: باسنت را روی صندلی بگذار و انگشتان دستت را روی صفحه کلید.
۵. برای فروش ننویس. داستانی را بگو که در قلبت زندگی میکند.
۶. حین کار یا بعد از اتمام اولین پیش نویس، به صورت آفلاین بنویس. این یک نقشه راه و ابزار قدرتمند برای کنترل متن است.
۷. همیشه هم نیازی به آفلاین بودن نداری، سعی کن در روند نوشتن، اکتشافات خلاقانهای انجام بدهی.
۸. بسیاری از ایدههای خوب از واقعیت الهام میگیرند. بنویس که به چه چیزی علاقه داری، خواه داستانی باشد که دوستش داری یا مقالهای که خواندهای.
۹. واقعیت همچنین منبع بزرگی از شخصیتها است. به دوستان، خانواده و همکاران نگاه کن. سعی کن ویژگیهای قوی شخصیت آنها را تقویت و مخلوط کنی و برای ایجاد شخصیتهای باورنکردنی برای داستانهایت استفاده کنی.
۱۰. طبیعت انسانی را کاوش کن.
...
بازهم از نکات «ملیسا دونووان» برایتان مینویسم. نکته هفتم دربارهٔ لحظه آزادباش آنلاین واقعا معرکه است. البته که موقع نوشتن باید آفلاین باشیم اما لازم است هر نویسنده، نوشتن آنلاین را هم تجربه کند. پس پانزده دقیقه از زمان یادداشتهای روزانهتان را آنلاین بنویسید. حتم دارم نشستن جلوی رایانه و چرخ زدن به اطراف و تحقیق و نوشتن دربارهٔ چیزها، ایدههای خوبی به شما میدهد. حقیقت این است که گاهی نقض بعضی قوانین چندان هم بد نیست.
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers