نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
من «جای خالی سلوچ» را یک بار تا انتها در ذهنم، در زندان نوشتم. آن ۷-۶ ماه آخر در زندان، سلول ما را به بند ویژه منتقل کردند، در بند ویژه، هم حیاط بود و فضای بیشتری داشت. «جای خالی سلوچ» را ظرف یک هفته دچارش شدم و همه‌اش در ذهنم نوشته شد. بعد که بیرون آمدم فکر می‌کردم از دست رفت. اما با خودم گفتم به‌عنوان یک تجربه سراغ این اثر بروم و ببینم می‌شود آن را باز آفرید و نوشت یا نه؟ به جای آنکه اثر سراغ نویسنده بیاید، من به سراغ آن بروم، رفتم و شد. انگار دوباره پدید آمد، پدید آمد، پدید آمد. من ظرف مدت ۷۰ شب پیوسته این کتاب را نوشتم.

محمود دولت آبادی


@Writing_lovers
چیزی که نویسنده‌ها بیشتر از همه به آن احتیاج دارند نویسنده‌های قبلی است، زیاد بخوانید.


ایمی کلمپیت


@Writing_lovers
خاطره و داستان، دو جهان متفاوت و مرتبط

بسیاری از داستان ها و رمان‌های مهم داخلی و خارجی برگرفته از خاطرات هستند. مثلا در نمونه‌های داخلی می توان به داستان‌های کوتاه احمد محمود به ویژه رمان «همسایه ها»ی او، همین طور داستان های اولیهٔ جمال زاده مثل «دوستی خاله خرسه» و نیز رمان «کلیدر» دولت آبادی که بر اساس خاطرات خود نویسنده نوشته شده اشاره نمود.

🔅یکی از عمده‌ترین تفاوت‌های خاطره و داستان، زاویه دید است. در خاطره اولین و آخرین قالب بیان خاطره همان «من راوی» و اول شخص است اما در داستان با توجه به شرایط و هدف، از نظرگاه‌های متنوع استفاده می‌شود.

🔅راوی خاطره در ماجرا و اتفاق، دخل و تصرف نمی‌کند و حتی اگر جزئی از آن ماجرا باشد باز هم صرفاً بازگو کننده است. چرا که در داستان، طرح ماجرا با نویسنده است اما در خاطره، سیر وقایع از منظر خود یا یکی از شاهدان آن حادثه است.

🔅خاطره یک حادثهٔ اصلی (شخصیت اصلی) دارد که قبل و بعد این شخصیت مهم نیست بلکه اتفاق جاری و موجود دارای اهمیت است و یک پیام اخلاقی یا احساسی همراه دارد که در شفاف ترین حالت ممکن بیان می‌شود.

🔅 در خاطره، عناصر داستانی برای برای عبور از واقعه استفاده می‌شود و نه پرورش آن. یعنی فضا داریم ولی فضاسازی نه، شخصیت داریم ولی شخصیت پردازی نه. اما در داستان همه اجزاء، همدیگر را برای رسیدن به یک انسجام حسی و اندیشه‌ای حمایت می‌کنند.

🔅در داستان، شما حوادث را گلچین و چینش می‌کنید اما در خاطره به این دلیل که حادثه محور است همه چیز در بیان حادثه مورد نظر و رسیدن به این حادثه انتخاب می‌شود و رابطه اجزا و علل و عوامل رخدادها اهمیت جدی ندارد.


یادداشتی از سیدحسین موسوی‎نیا

@Writing_lovers
موضوعاتی برای نوشتن خاطره


یکی از راههای نوشتن خاطره، انتخاب موضوع است. ممکن است انتخاب یک خاطره از میان انبوه خاطرات برایتان سخت باشد، برای راحتی کار بهتر است اول موضوعی را انتخاب کنید و سپس براساس موضوع یکی از خاطراتتان را به یاد بیاورید و تلاش کنید آن را روی کاغذ بنویسید. اینجا چند موضوع به شما پیشنهاد می‌شود تا براساس آن خاطره‌تان را بنویسید:


۱. یکی از خاطرات‌تان را درباره یک شی بنویسید. از کودکی‌ تا الان چه خاطره خاصی از یک شی دارید؟

۲. شیطنت خودتان یا فرد دیگری را به صورت خاطره روی کاغذ بیاورید.

۳. خاطره‌تان را از یک مکان بنویسید.

۴. آیا خاطره خاصی از روز اول مدرسه‌تان دارید؟

۵. مهمترین تشویقی که در کودکی دریافت کردید چه بوده و چه نقشی در زندگی الان شما دارد؟



@Writing_lovers
یازدهم فروردین سالروز تولدِ علامه محمد قزوینی است. او را با تصحیحاتی که از متون کهن ارائه داده است می‌شناسیم اما نامه‌ها و یادداشت‌هایش هم می‌تواند یک کلاسِ درسِ بسیار مفید برای نویسندگان و علاقه‌مندان به نویسندگی باشد.
کتاب نامه‌های پاریس که مجموعه‌ای از نامه‌های قزوینی به سیدحسن تقی‌زاده را در خود جای داده در نشر قطره منتشر شده و یادداشت‌های قزوینی را نشر علمی منتشر کرده است. هر دوی این کتاب‌ها با کوشش مرحوم ایرج افشار به دست ما رسیده‌ است.

داستانی باشیم:
@dastan_hmg
اگر می‌خواهید پاسخ خود را به عنوان یک نویسنده بیابید، هر آنچه را که علاقه‌مندید، دنبال کنید.


براد مالتزر

@Writing_lovers
با نوشتن به جنگِ روزمرگی ناشی از قرنطینه بروید. این یک راهِ خوب برای گذراندنِ روزهای پر از ترس و تردیدی است که در آن به سر می‌بریم.
قرنطینه را چگونه برای خود تحمل‌پذیر می‌کنید؟ اگر بخواهید دلنشین و جذاب و البته فارغ از ترس‌آفرینی روزهای قرنطینه را ثبت کنید تا دیگران در تجربه‌ی زیسته‌ی شما سهیم شوند چه خواهید نوشت؟ همان‌ها را بنویسید و برای ما بفرستید. دلنشین‌ها و جذاب‌ها را منتشر می‌کنیم. قاعده این است که در چنین فراخوان‌هایی سقف تعدادِ کلمات هم مشخص شود اما برای روایت‌های قرنطینه سقف نگذاشتیم. چرا که هدف از این فراخوان یک یادآوری است: تلاش برای کشف راه جذابِ روایت کردن یک وضعیت می‌تواند حالِ ما را خوب کند. روایتِ جذابِ ما هم می‌تواند به خوب شدنِ حالِ دیگران بی‌انجامد.
#روایت_کنیم_تا_بهتر_شویم

با آرزوهای خوب
#تحریریه_داستان

داستانی باشید:
@dastan_hmg
استاد ثبت روزمرگی‌ها


در سالهای نوجوانی مجموعهٔ داستانی از کتابخانه شهر امانت گرفتم که نویسنده‌اش را نمی‌شناختم. با نگاهی به داستان‌ها در نظرم سطحی و عامیانه آمدند. با اینهمه تعداد بیشتر داستانهایش را خواندم و فکر می‌کنم جز تأثیر گذارترین داستانهایی بود که در عمرم خوانده‌ام؛ دلیلم این است که تا امروز هم داستانهای این مجموعه را به یاد می‌آورم و به شکل عمیقی در ذهنم نقش بسته است. نام کتاب «شصت داستان» از دینو بوتزاتی بود.

بوتزاتی نوشتن را از دوران جوانی‌اش و با یادداشت‌های روزانه شروع کرد. در چهارده سالگی آثار داستانی جهان به خصوص داستایوفسکی را می‌خواند.

او صفحات سفید کاغذ را با روزنگاری‌های دقیق از وقایع درون و بیرون پر می‌کرد؛ تمرین‌هایی که زندگی او را لبریز نوشتن می‌کرد؛ بوتزاتی استاد نوشتن از بیهودگی‌ها، رازها و رمزها، دوستی‌ها و نادوستی‌ها و پرسش‌های بی‌جواب، حقارت‌ها، خشم‌ها و نفرت‌ها و در کل بیان روزمرگی‌ها به بهترین شکل است.

متن زیر بخشی از متن دفترچه‌های یادداشت قطوری است که در صندوقی در خانه او پیدا شده:

«بنویس. تو را به خدا بنویس. فقط دو خط؛ حتی اگر ذهنت آشفته است و یاری نمی‌کند، هر روز بنویس. حتی چیزهای احمقانه بی‌معنا را؛ اما بنویس. نوشتن ‌یکی از خنده‌دارترین و در عین حال اندوهناک‌ترین توهمات ما است. فکر می‌کنم با سیاه‌ کردن صفحه سفید با چند خط کج و معوج، کار مهمی انجام می‌دهیم. این حرفه تو است که تو انتخابش نکرده‌ای، بلکه در سرنوشت تو بوده است و این همان دروازه‌ای است که احیانا از آن می‌توانی راه نجات بیابی. بنویس. بنویس»


معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
حواستان باشد از زبان فیلم‌ها یا حتی اخبار روز استفاده نکنید. این کار مثل قرار دادن یک یادداشت برچسب در حاشیه نوشتهٔ‌تان است: «سلام، من نویسنده هستم و خیلی تلویزیون تماشا می‌کنم.»

جیمز اسمیت


@Writing_lovers
مجموعه داستان

باغ اناری

محمد شریفی

#معرفی_کتاب


داستان‌نویسی بود به نام محمد شریفی. داستانی داشت که خیلی داستان عجیبی بود. داستان معلمی است که شنبه و جمعه‌اش را گم می‌کند و جمعه سر کلاس می‌رود. آن‌قدر درخشان بود که وقتی رفته بودم کانادا به جای داستان خودم آن داستان را خواندم. (اشاره آقای دولت‌آبادی به یکی از داستان‌های مجموعه «باغ اناری» به نام «وضعیت» است) منتها بعد داستان را ادامه نداد و کتاب شعر منتشر کرد.

محمود دولت آبادی

@Writing_lovers
هر روز بنویس‌. خود را عادت‌ بده‌ که‌ مشاهداتت‌ را به‌ قلم‌ بیاوری‌ تا این‌ عادت‌ رفته‌ رفته‌ فطرتت‌ گردد. این‌ مهم‌ترین‌ همهٔ‌ دستورهاست‌.

جف دایر


@Writing_lovers
ادوارد سعيد متفكر فلسطينی می‌گوید: «زندگی نویسنده، خود داستان است. او از داستان مرخص می‌شود تا خواننده با واقعيتى داستانى روبه‌رو شود.»

شايد بهترين تعريف اين باشد كه بگوييم واقعيت داستان، در هدف آن نهفته است. یعنی كشف و ثبت دنياى انسانى انسان.

اومبرتو اکو در این‌باره گفته است:

«من خيلى از خاطرات دوران کودکى‌ام را دوباره به ياد آوردم. کتاب‌هاى درسى آن دوران را نداشتم اما با جست و جو در کتاب‌فروشى‌هاى قديمى و بازارهاى اجناس دست دوم دوباره پيدايشان کردم. بيشتر تصاوير من از مجموعه شخصى‌ام نشات گرفته‌اند و براى بدست آوردن بقيه اطلاعات هم حدود دو سال به گشتن در بساط کتاب‌فروشى‌ها ‌پرداختم. لازم نبود چيزى را کشف کنم تنها بايد دوباره بعضى چيز‌ها را به خاطر مى‌آوردم. در ذهنم تصوير واضحى از تمامى چيزهاى کودکى‌ام حفظ کرده بودم و تنها لازم بود که آنها را دوباره بازسازى کنم.»


@Writing_lovers
فراخوان «مقاله، خاطره و داستان»

زمان تا پایان اردیبهشت ۹۹
برای داستان کوتاه پایان شهریور ۹۹
@irlogos
#نشر_لوگوس
جین یولن، نویسنده و شاعر آمریکایی، را هانس کریستین آندرسن معاصر لقب داده‌اند. این نویسنده پرکار کودک و نوجوان می‌گوید: «ایده نوشتن کتاب‌هایم رااز همه‌جا می‌گیرم، از مجله، روزنامه یا کتاب، گوش دادن به موسیقی، قدم زدن روی چمنزار، گوش دادن به مکالمه میان دو نفر، صحبت کردن با دوستانم و یا حتی تماشای شنای اردک‌ها. همه این‌ها می‌توانند برایم الهام بخش باشند. از وقتی به یاد دارم، تمامی عوامل در دنیا در خدمت من بودند تا از آنها ایده بگیرم.»

@Writing_lovers
ثریا قزل ایاغ مقارن با روز جهانی کتاب کودک ما را ترک کرد، آن‌قدر به کودک، کتاب و ادبیات کودک علاقه داشت که تمام عمر خود را بر سر این کار گذاشت.

کتابهای «نقش کتاب‌های‌ کودکان در همسازی کودکان معلول با جریان زندگی روزمره»، «فریاد مرا بشنو» نوشته میلدرد تیلور، «راهنمای بازی های ایران»، «قصه‌گویی و نمایش خلاق» از دیویی چمبرز، «ادبیات کودکان و نوجوانان و ترویج خواندن؛ مواد و خدمات کتابخانه برای کودکان ونوجوانان»، «نوشتن برای کودکان»، از مارگرت کلارک، «پرنیان و آب؛ با لالایی تا سرزمین خواب»،‌ «لالایی‌ها و ترانه‌های‌ نوازشی، از تولد تا سه سالگی» و «خواندن با کودک، از تولد تا سه سالگی» از جمله کتاب‌های او هستند.


@Writing_lovers
۱۰ جملهٔ آلدوس هاکسلی برای نویسندگان



🔸با احساسات بد می‌توان رمان‌های خوبی را ایجاد کرد.

🔸راز نبوغ، حمل روح کودکی به پیری است، این بدان معناست که هرگز اشتیاق خود را از دست ندهید.

🔸کلمات می‌توانند مثل اشعــه ایکس باشند. اگر از آن‌ها بــه درستی استفاده کنی. می‌توانند درون هر چیزی نفوذ کنند.

🔸خاطره هر انسان، ادبیات خصوصی او است.

🔸هرچــه ذهن قوی‌تر و اصیل‌تر باشد، به سمت آیین تنــهایی متمایل می‌شود.

🔸رؤیا یک راه واقع‌بینی است.


🔸همه ما در تراژدی شرکت می‌کنیم اما در کمدی ناظر هستیم.


🔸فقط یک گوشۀ جــهان است کــه می توانی از بــهبود آن مطمئن باشی و آن خودِ خودت است.

🔸کتابها بهترین نوع مطالعه بشر است.




@Writing_lovers