نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
ماجرای من و این «کلیدر»

بخشی از خاطرات منتشرنشدهٔ رضا سیدحسینی.

✔️ ولی حالا سپانلو خواندن کلیدر محمود دولت‌آبادی را روی دستم گذاشته است و پنجاه ـ شصت صفحه‌ای از آن خوانده‌ام. دیروز به یکی از رفقا گفتم دارم کلیدر را می‌خوانم گفت این روزها همه کلیدر می‌خوانند. تا حالا در همین پنجاه ـ شصت صفحه نقداً دو «تصادف» را به خواننده قالب کرده است. «آب‌تنی شیرین» را از نظامی گنجوی گرفته و پسرخاله را با شتر سر آب‌تنی رسانده که تن برهنۀ مرال را تماشا کند. و نیز معشوق شیرو (دختر جوان دیگر کتاب) را بر سر راه مرال قرار داده که برای او پیغام بدهد. همان عرف قصۀ زیر کرسی قدیم ایرانی. و اما آنچه می‌تواند سپانلوی شاعر را شیفته کند، ایماژهای فراوان و زبان شعر کتاب است که می‌تواند غذای یک عمر شاعر باشد. حالا ادامه بدهیم ببینیم چه می‌شود. این سپانلو پسر خوبی است و تا حالا فکر می‌کردم که خوب می‌فهمد. اما تازگی‌ها دلایلی بر ساده‌دلی او دارم کشف می‌کنم. حافظۀ قوی دارد که من به‌هیچ‌وجه از آن بهره‌مند نیستم. و در اغلب موارد خوش‌فکر است ولی... باید بیش‌تر فکر کنم.

✔️ گاه‌گاه فکر می‌کنم نقدی را که باید روی کاغذ دیگری و یکجا بنویسم می‌توانم از یکی ـ دو یادداشت این «کودک ناقص‌الخلقه» دربیاورم. این بار هم همین تصور را کردم ولی باز عوضی درآمد. یادداشت دو صفحه پیش را مقدمه‌ای بر نقد کلیدر دولت‌آبادی می‌شمردم. و چه مقاومتی در برابر این کتاب نشان دادم. پیش از هر چیز آمادگی قبلی‌ام. چند کتاب کوچکش را بخوانی و بر خلاف ادعای مردم و حتا شیفتگی مهشید امیرشاهی فکر کنی که تحفه‌ای نیست و بعد ناگهان بعد از انقلاب که کتاب‌های او تیراژهای سی و چهل هزار تایی پیدا کرده است ببینی که حجم کتاب‌ها ده برابر شده است. و بعد برخورد اولت با کتاب و آن تصادف‌های ساختگی و غیره. و بالأخره زبان کتاب که خود داستان دیگری است؛ یعنی سبکی به وجود نیاورده است بلکه بر خلاف بهرام حیدری که عملاً با سبک ساده و ایلیاتی‌اش زبان بختیاری به تو یاد می‌دهد در کار دولت‌آبادی وامی‌مانی، باری از سبک ادب قدیم فارسی و زبان ایلات خراسان و سبک آل‌احمد و شاعران نوپرداز و غیره.

✔️ خلاصه کتاب را تمام کردم و بستم و کنار گذاشتم و یگانه تشکری که از نویسنده داشتم آشنا کردن من با تصویر تازه‌ای از گرسنگی بود. می‌دیدم که در کنار گرسنگی کنوت هامسون و گرسنگی هنری میلر در پلکسوس می‌توان گرسنگی آدم‌های دولت آبادی را هم در کلیدر قرار داد. جان کندن زنان و مردان قوی و شیرپنجه برای آن‌که لقمۀ نانی دربیاورند، با زمین ناسازگار و آدم‌های ناسازگارتر پنجه در پنجه افکنند، و بار همۀ غرور و سربلندی‌شان... این نوع گرسنگی را فرنگی نمی‌شناسد. فرنگیِ گرسنه، پست و زبون است و...
اما مقاومتم ادامه داشت. سرانجام کتاب را در کنار کتاب‌هایی که هر بار سعیده، دختر تکوک، به تهران می‌آید به او می‌دهم، به او دادم و به هر حال خودم گریبانم را از دست کتاب رهاندم. ده روزی هم گذشت. و بعد دیدم نه. تنها مسئله گرسنگی نیست. کلیدر مثل بنای عظیمی در برابر چشمم قد برافراشته است. از خلال آن نمی‌توان گذشت. قرص‌تر و محکم‌تر از آن است که به تو راه بدهد. ادبیات روستایی ما آغاز شده است و چه آغاز شدنی. من فقط به فکر حیدری و ساعدی و فقیری بودم. و حالا این غول... در هر حال نقد آن آسان نیست. اگر کسی دقت و حال و حوصله و مایهٔ لازم داشته باشد باید بنشیند و تحلیل شایسته‌ای از آن بکند.


@Writing_lovers
نوشتن به معنای از بین بردن دیوار نازکی است که در پس آن، چیزی تغییرناپذیر در تاریکی پنهان است.


میلان کوندرا


@Writing_lovers
 چارلز دیکنز حتی اگر چیزی برای نوشتن نداشت، در همان ساعت همیشگی پشت میز می‌نشست و کاغذ خط‌خطی می‌کرد.




@Writing_lovers🖌
قدم اول و اساس ورود به زندگی نویسندگی، نوشتن یادداشت‌ های روزانه است. خوب نوشتن نیازمند تمرین است. درست همان طور که یک دونده پیوسته تمرین می‌کند، یک نویسنده نیز همواره باید بنویسد.

سوزان م. تبیرگ



@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با فروغ فرخزاد

چرا هنر ما رشد پیدا نمی‌کند؟

@Writing_lovers
داشتن یک نمازخانه و گوشهٔ خلوت برای نویسنده لازم است. جایی که او بتواند سکوت و تنهایی خود را به جان‌کاغذ بریزد.


عباس معروفی


@Writing_lovers
در یادداشت های روزانه‌مان، از چه چیزهایی بنویسیم؟


برای نوشتن یادداشت‌های روزانه از واکنش‌ها و احساسات شخصی‌تان، بنویسید. یک مخاطب فرضی در نظر بگیرید و شورها و هیجانات‌تان را قاب کنید و به او ارائه دهید.

سعی کنید در هر بار نوشتن،‌ یک فکر و ‌حس تازه ارائه بدهید؛ مخاطبتان را به جایی تازه ببرید؛ حقیقت جدیدی را برایش روشن کنید و یا رؤیایی را در ذهنش خلق کنید.

برای همهٔ این کارها روی جزییات کوچک تمرکز کنید؛ بکوشید ماجرایی را از دریچه ذهن خودتان بیان کنید؛ تصویری فکر کنید و موقع نوشتن، لحن یک حرفه‌ای را به خود بگیرید. فراموش نکنید یک نوشتهٔ خوب، تنها با نوشتن بسیار و به تدریج، شکل می‌گیرد.


معصومه حامی دوست

@Writing_lovers
جملاتی از کتاب «مارسل پروست و ادراک زمان» نوشتهٔ ژولیا کریستوا


🔅زندگی پنهان یک ‌انسان، رمان اوست.

🔅خاطرات، امکان ارتباط هنرمند با ذات هستی هستند و در معماری تخیل، نقش واسطه را دارند.

🔅حزن و‌اندوه بر قدرت ذهن می‌افزاید و اگر نتوانیم اندیشه‌ای از دل آن بیرون بکشیم، عاقبت ما را خواهد کشت.

🔅طبیعت، سهمی در ادراک من دارد.

🔅در نوشتن، نوعی تبدیل جوهری رخ می‌دهد.

🔅تنها چیزی که جان به در می‌برد، شدت شور و شوق است.

🔅معانی درون کتاب‌‌ها که ما را رؤیاپرداز می‌کند، بدوی‌ترین و باستانی‌ترین تجربه هر موجود زنده است.

🔅سفر همان گره‌گاه حافظه است که در آن صدا، منظره، جریان خواندن با هم تلفیق می‌شوند و به مطالعه ما حجم و بعد بیشتری می‌دهد.

🔅کتاب امکان جانشینی معشوق است.

🔅آنچه مرا شاد و سپس رها می‌کند این قابلیت را دارد که مرا بکشد.


@Writing_lovers
هر کدام از ما دیدگاه خودش را دارد؛ نباید در پی ساختن آن بود بلکه باید برای یافتنش تلاش کرد.


جولیا کامرون


@Writing_lovers
حوادثی که تبدیل به رمان می‌شود ابتدا در جان نویسنده ریشه زده و رشد کرده و تنومند شده است. و به‌ موقعش هم نوشته می‌شود. این که نویسنده برود بگردد دنبال یک موضوع و رمان بنویسد، یا برود تحقیق بکند و مکان را ببیند، آدم‌ها را ببیند، پرونده برایشان درست بکند، خیال می‌کنم آن اثر چیز خوبی درنخواهد آمد. بیشتر چنین اثری مکانیکی از آب درخواهد آمد.
به عنوان نویسنده، باید قبلاً همۀ عناصر رمان خودت را تجربه کرده باشی و با آن زندگی کرده باشی تا بتوانی آن را بنویسی. داستان کوتاه و رمان را گاهی آدم می‌تواند از یک جمله هم شروع کند، یک وقت می‌بیند همان یک جمله در ذهن نویسنده حرکت ایجاد می‌کند، و هر جمله‌ای تداعی جملۀ بعدی می‌شود، و سرانجام همان یک جمله تبدیل می‌شود به یک رمان.

احمد محمود


@Writing_lovers
وقتی از سارا هریسون نویسنده، پرسیدند که بهترین سرمایه گذاری‌ات تا حالا چه بوده؟

پاسخ دارد: خریدن یک جفت کفش پیاده روی خوب، ۲۳ سال پیش. پیاده روی من را از بن‌بست نوشتن بیرون کشید و زندگی‌ام را عوض کرد.



@Writing_lovers
جملاتی از کتاب «زندگی سراسر حل مسأله است» نوشته کارل پوپر


🔸فلاسفه یونان قدیم می‌گفتند: فقط خدایان می‌توانند بدانند در حالی که ما فناپذیران فقط می‌توانیم اظهار نظر کنیم یا حدس بزنیم.


🔸داستانها این را ثابت می‌کنند که آنچه شما معرفت می‌دانید، شامل انبوه آزمون‌های معتبر تاریخ گذشته است.


🔸وقتی داستانها با یکدیگر در تضاد قرار می‌گیرند، مسأله حقیقت سر بلند می‌کند.


🔸داستان آن موش را شنیده اید که به موش دیگر گفت: من صاحب سفید پوشم را طوری تربیت کرده‌ام که هر وقت این دسته را فشار می‌دهم، چیزی برای خوردن می‌آورد.


🔸تفاوت آمیب تک سلولی و انیشتین:
آمیب وقتی دچار مسأله می‌شود نابود می‌شود اما انیشتین با هر مسأله، قویتر به راهش ادامه می‌دهد.


🔸چیزی در ما حیرت برمی‌ا‌نگیزد اما اگر به حیرت بی توجه باشیم و به امور متحیر کننده بی‌تفاوت باشیم و از کنارش بگذریم یک روز این تحیرها که به قامت اندیشه‌مان فرود می‌آید چون خنجری ما را زخمی می‌کند و همین رنج مزمن، سبب افسردگی می‌شود.


🔸انتظار و آزمایش ذهنی، طریق حل مسأله است.


🔸ما تابع قوانین و ترتیباتی نیستیم ما آزادیم که ترتیبات را بهم بزنیم؛ شاید این آن چیزی است که ما را یک پله جلو می‌برد.


🔸در راه حل ‌هایی که حذف می‌شوند بخشی از وجود ما حذف می‌شود. پس روش برخورد ما با آنها امری وجودی است؛ بخشی از وجود من، بعدی از ابعاد زیستن من و تفکر من، تحلیل می‌رود اما شور و شوق یافتن یک راه حل، یک اندیشه، بر وجود من غنا می‌بخشد. بخشی از وجود من می‌شود و دنیایم را گسترش می‌دهد.


🔸شجاعانه به دنبال کشف ضعف چیزهایی باش که به آن اعتماد داری. مرگ‌ یک فرضیهٔ ابتکاری را با شادی بپذیر.


@Writing_lovers
در تمام زندگی‌ام طوری به لغات نگریسته‌ام که انگار برای اولین بار است با آن‌ها مواجه می شوم.


ارنست همینگوی



@Writing_lovers
«در میان تمام عوالمی که بشر از طبیعت هدیه نگرفته و با ذهن خود خلق کرده است، عالم کتاب بهترین است... بدون کلمه، بدون نوشتن کتاب‌ها، هیچ تاریخی و هیچ مفهومی از بشریت وجود ندارد و اگر کسی می‌خواهد سرگذشت روح بشر را در فضایی کوچک، فقط در یک خانه یا یک اتاق محصور کند و آن را به مالکیت خود درآورد، تنها با داشتن مجموعه‌ای کتاب موفق به انجام این کار خواهد شد.»

هرمان هسه


@Writing_lovers
گونتر گراس از عادات نوشتنش می‌گوید:


«آنچه هميشه بسيار مشكل است ، يافتن اولين جمله و نيز لحن و زبان اثری است كه قصد داری روی آن كاركنی…. بعلاوه در تمام دوران نويسندگي ام روش خاص خودم را داشته ام ، اين عادتي قديمی است : ايستاده پشت ميزكارم ، در حاليكه زير لب جمله ها را به زبان مي آورم ، از اين طرف اتاق كارم به آن طرف اتاق مي روم و هميشه اولين نسخه از اثرم را با دست می‌نويسم.»



@Writing_lovers