تمرین خلاقیت
یکی از قسمت های اصلی نوشتن متن، انتخاب عنوان آن است. اسم گذاشتن برای اثر خودش یک جور تمرین خلاقیت است.
عنوان مناسب هر متن را انتخاب کنید. به خودتان سخت بگیرید؛ سه تا پنجعنوان جذاب برای نوشته تان انتخاب کنید و از میان آنها بهترین عنوان را بردارید.
از خودتان بپرسید آیا این عنوان خواننده را به خودش جلب میکند؟
به یاد داشته باشید اسم گذاشتن برای هر نوشته آن را محترم میکند و نمی گذارد کارتان را کوچک بشمارید. در عین حال یک عنوان جذاب خواننده را ترغیب میکند تا اثر را بخواند.
اغلب نویسندگان عنوانکارشان را بعد از نوشتن متن انتخاب میکنند، چون در این زمان به کارشان اشراف دارند و میتوانند عنوان جامع تری انتخاب کنند.
اما شما میتوانید حتی قبل از نوشتن درباره عنوانش خیالپردازی کنید. این کار ایدههای جدیدی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
یکی از قسمت های اصلی نوشتن متن، انتخاب عنوان آن است. اسم گذاشتن برای اثر خودش یک جور تمرین خلاقیت است.
عنوان مناسب هر متن را انتخاب کنید. به خودتان سخت بگیرید؛ سه تا پنجعنوان جذاب برای نوشته تان انتخاب کنید و از میان آنها بهترین عنوان را بردارید.
از خودتان بپرسید آیا این عنوان خواننده را به خودش جلب میکند؟
به یاد داشته باشید اسم گذاشتن برای هر نوشته آن را محترم میکند و نمی گذارد کارتان را کوچک بشمارید. در عین حال یک عنوان جذاب خواننده را ترغیب میکند تا اثر را بخواند.
اغلب نویسندگان عنوانکارشان را بعد از نوشتن متن انتخاب میکنند، چون در این زمان به کارشان اشراف دارند و میتوانند عنوان جامع تری انتخاب کنند.
اما شما میتوانید حتی قبل از نوشتن درباره عنوانش خیالپردازی کنید. این کار ایدههای جدیدی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
«کتابها نهتنها مجموعهای نامشخص از رویاها و حافظه ما است بلکه مدلی از عبور از محدودههای امیال فردی است.
برخی فکر میکنند خواندن نوعی فرار است: فرار از دنیای روزمره «واقعی» به دنیایی خیالی، یعنی دنیای کتابها. کتابها دستاوردی در این دنیا دارند. آنها مسیری به انسانی کمالیافته را پیش پای ما میگذارند.»
سوزان سانتاگ
برخی فکر میکنند خواندن نوعی فرار است: فرار از دنیای روزمره «واقعی» به دنیایی خیالی، یعنی دنیای کتابها. کتابها دستاوردی در این دنیا دارند. آنها مسیری به انسانی کمالیافته را پیش پای ما میگذارند.»
سوزان سانتاگ
وقتی الهامی میگیرید فورا آن را یادداشت کنید.
جهان پر از ایدههایی است که در انتظارند تا از سوی آدمهای خلاق ثبت شوند. گاهی خواندن یک مطلب یا بیان ایدهای از سوی یک نویسنده شگفت زده مان میکند و از خودمان میپرسیم او چطور توانسته تا این حد خوب از پس بیان این مطلب بربیاید.
گاهی هم ایده به نظرمان آشنا میآید. با خودتان میگویید: «این موضوع همان چیزی است که من هم به آن فکر کرده بودم.» حال آنکه ساعتها در انتظار یافتن ایدهای به در و دیوار زل زدهاید و حتی یک جمله به درد بخور ننوشته اید.
این را به یاد داشته باشید: ایدهها در جهان شناورند وبه دنبال کسانی میگردند تا آنها را ثبت کنند. اگر چنین نگاهی به قضیه داشته باشید دیگر موضوع قفل شدن ذهن در نوشتن، برایتان پیش نمیآید.
کافیست به فرشتگان الهام اعلام کنید که من آماده دریافت آنچه میخواهید به من بگویید هستم و خودکار و کاغذ را بردارید و بنویسید. از پیش به ورود ایدهها ی جدید خوشامد بگویید.
این کار شما را در جهت ثبت ایدهها قرار میدهد تا به ایده مورد نظرتان برسید.
اگر به درکی برسید و آن را یادداشت نکنید آن ایده به راحتی محو میشود و به سراغ فرد دیگری میرود. ثبت همین ایدهها است که شما را قادر میسازد تا در سطحی عمیق تر زندگی کنید و در سحطی عمیق تر بنویسید.
جهان پر از ایدههایی است که در انتظارند تا از سوی آدمهای خلاق ثبت شوند. گاهی خواندن یک مطلب یا بیان ایدهای از سوی یک نویسنده شگفت زده مان میکند و از خودمان میپرسیم او چطور توانسته تا این حد خوب از پس بیان این مطلب بربیاید.
گاهی هم ایده به نظرمان آشنا میآید. با خودتان میگویید: «این موضوع همان چیزی است که من هم به آن فکر کرده بودم.» حال آنکه ساعتها در انتظار یافتن ایدهای به در و دیوار زل زدهاید و حتی یک جمله به درد بخور ننوشته اید.
این را به یاد داشته باشید: ایدهها در جهان شناورند وبه دنبال کسانی میگردند تا آنها را ثبت کنند. اگر چنین نگاهی به قضیه داشته باشید دیگر موضوع قفل شدن ذهن در نوشتن، برایتان پیش نمیآید.
کافیست به فرشتگان الهام اعلام کنید که من آماده دریافت آنچه میخواهید به من بگویید هستم و خودکار و کاغذ را بردارید و بنویسید. از پیش به ورود ایدهها ی جدید خوشامد بگویید.
این کار شما را در جهت ثبت ایدهها قرار میدهد تا به ایده مورد نظرتان برسید.
اگر به درکی برسید و آن را یادداشت نکنید آن ایده به راحتی محو میشود و به سراغ فرد دیگری میرود. ثبت همین ایدهها است که شما را قادر میسازد تا در سطحی عمیق تر زندگی کنید و در سحطی عمیق تر بنویسید.
نوشتن بهتر از نوشیدن است و اگر هر دو را همزمان انجام دهید دیوار ها به رقص در میآیند.
چارلز بوکوفسکی
چارلز بوکوفسکی
هرگز ارزش یک کتاب را دست کم نگیرید. کتابها ابزار مناسبی هستند که به شما الهام میبخشند، به شما جسارت و شجاعت میدهند تا زوایای تاریک زندگی خود را روشن کنید.
کلمنت استون
کلمنت استون
یافتن بذر خلاقیت
یکی از کارهایی که برای نوشتن باید انجام بدهید، گوش دادن به گفتگوهای اطرافیانتان است. بعضی از دیالوگها در خود بذر داستان دارند.
به صحبتهای اطرافیانتان با دقت گوش کنید. به سبک سخن گفتن و لحن آنها داخل اتوبوس، خیابان، درون آسانسور، سینما و ... توجه کنید و آنهایی را که به نظرتان جالب است، در دفتر یادداشتتان بنویسید.
در هر متنی که میخوانید به دیالوگها نگاه کنید. ببینید نویسندهها چطور از دیالوگها استفاده میکنند، از آنها یاد بگیرید.
نوشته تان را با یک دیالوگ شروع کنید. متن یا خاطرهای بنویسید که با یک دیالوگ کوتاه شروع شود. از دیالوگ طولانی استفاده نکنید.
شروع یک داستان یا خاطره با یک دیالوگکوتاه و جذاب، خواننده را با خود همراه میکند. همچنین توجه به آن باعث میشود تا جزییات لازم در نوشته شما شکل بگیرد.
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیلتان را آزاد بگذارید و سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و آن را وسعت بدهید.
در عرض ده دقیقه متنی را بر اساس آن بنویسید. نگران این نباشید که چه از آب در میآید هر چند وقت یکبار این تمرین را انجام بدهید. هر دیالوگ جلوهی تازهای از یک مسئله را به شما نشان میدهد.
یکی از کارهایی که برای نوشتن باید انجام بدهید، گوش دادن به گفتگوهای اطرافیانتان است. بعضی از دیالوگها در خود بذر داستان دارند.
به صحبتهای اطرافیانتان با دقت گوش کنید. به سبک سخن گفتن و لحن آنها داخل اتوبوس، خیابان، درون آسانسور، سینما و ... توجه کنید و آنهایی را که به نظرتان جالب است، در دفتر یادداشتتان بنویسید.
در هر متنی که میخوانید به دیالوگها نگاه کنید. ببینید نویسندهها چطور از دیالوگها استفاده میکنند، از آنها یاد بگیرید.
نوشته تان را با یک دیالوگ شروع کنید. متن یا خاطرهای بنویسید که با یک دیالوگ کوتاه شروع شود. از دیالوگ طولانی استفاده نکنید.
شروع یک داستان یا خاطره با یک دیالوگکوتاه و جذاب، خواننده را با خود همراه میکند. همچنین توجه به آن باعث میشود تا جزییات لازم در نوشته شما شکل بگیرد.
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیلتان را آزاد بگذارید و سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و آن را وسعت بدهید.
در عرض ده دقیقه متنی را بر اساس آن بنویسید. نگران این نباشید که چه از آب در میآید هر چند وقت یکبار این تمرین را انجام بدهید. هر دیالوگ جلوهی تازهای از یک مسئله را به شما نشان میدهد.
ادبیات به خودی خود مطالعه نوع بشر است، تا تحول انسان ها و انسان ها را درک کنید. نویسنده کاری میکند بفهمید چگونه از نظرگاه حافظه بلند مدت انسانی، درباره فکری داوری کنید.
زیرا ادبیات و تاریخ شاخههای حافظه انسانی اند. حافظه ثبت شده. با آن خواهید آموخت وجود خود را در درون و داوری خود و تفکر خود را زنده نگه دارید.
دوریس لسینگ
زیرا ادبیات و تاریخ شاخههای حافظه انسانی اند. حافظه ثبت شده. با آن خواهید آموخت وجود خود را در درون و داوری خود و تفکر خود را زنده نگه دارید.
دوریس لسینگ
در جهان بی پایان ادبیات همیشه راهی برای کشف یافت میشوند، چه راههای تازه و چه بسیار کهن. سبک ها و فرمهایی که میتوانند تصویر دنیا را در دید ما تغییر دهند.
ایتالو کالوینو
ایتالو کالوینو
فرق بین کلمه مناسب و کلمه تقریبا مناسب فرق صاعقه و کرم شبتاب است.
مارکتواین
بازنویسی کردن مطالبی که مینویسید از کارهای مهم نوشتن است. به آنچه ناگهان به ذهن تان میرسد اعتماد نکنید و بعد از آنکه مطلب مورد نظرتان را به طور کامل نوشتید آن را بازنویسی کنید.
بازنویسی به معنای ویرایش نیست بلکه به معنای تجدید نظر کردن و از نو دیدن است. ویرایش پس از آن انجام میشود.
پس از نوشتن متن آن را برای خودتان بخوانید. بهتر است این کار را به یک روز بعد از اتمام نوشتنتان موکول کنید.
شروع آن را با دقت و به صدای بلند بخوانید. آیا شروع مطلب به اندازه کافی جذاب است تا خواننده به خواندنش ادامه دهد؟ آیا با کل متن همخوانی دارد؟
بعد از آن به بند پایانی نوشته تان دقت کنید. آیا این پایان بندی را مناسب متن می دانید؟ شاید ترجیح می دهید تغییراتی در آن به وجود بیاورید.
به خاطر بیاورید که همینگوی پایان رمان وداع با اسلحه را ۳۹ بار نوشت.
گاهی توجه به ترکیب بندی ها و دقت در انتخاب هر جزء کلام، تأثیر فوق العاده ای در فضای نوشتهتان دارد.
در بیشتر مواقع پس از نوشتن اولین پیش نویس و در حین بازنویسی است که نویسنده ناگهان جرقههای اصلی ذهنش را کشف میکند.
مارکتواین
بازنویسی کردن مطالبی که مینویسید از کارهای مهم نوشتن است. به آنچه ناگهان به ذهن تان میرسد اعتماد نکنید و بعد از آنکه مطلب مورد نظرتان را به طور کامل نوشتید آن را بازنویسی کنید.
بازنویسی به معنای ویرایش نیست بلکه به معنای تجدید نظر کردن و از نو دیدن است. ویرایش پس از آن انجام میشود.
پس از نوشتن متن آن را برای خودتان بخوانید. بهتر است این کار را به یک روز بعد از اتمام نوشتنتان موکول کنید.
شروع آن را با دقت و به صدای بلند بخوانید. آیا شروع مطلب به اندازه کافی جذاب است تا خواننده به خواندنش ادامه دهد؟ آیا با کل متن همخوانی دارد؟
بعد از آن به بند پایانی نوشته تان دقت کنید. آیا این پایان بندی را مناسب متن می دانید؟ شاید ترجیح می دهید تغییراتی در آن به وجود بیاورید.
به خاطر بیاورید که همینگوی پایان رمان وداع با اسلحه را ۳۹ بار نوشت.
گاهی توجه به ترکیب بندی ها و دقت در انتخاب هر جزء کلام، تأثیر فوق العاده ای در فضای نوشتهتان دارد.
در بیشتر مواقع پس از نوشتن اولین پیش نویس و در حین بازنویسی است که نویسنده ناگهان جرقههای اصلی ذهنش را کشف میکند.
جامعهی بی ادبیات یا جامعهای که در آن ادبیات مثل مفسدهای شرم آور به گوشه و کنار زندگی اجتماعی و خصوصی آدمی رانده شود، جامعهای است محکوم به توحش معنوی که حتی آزادی خود را به خطر میاندازد.
ماریو بارگاس یوسا
ماریو بارگاس یوسا
در هر نوشتهای مقداری موسیقی وجود دارد.
آیا روشی هست که با آن تمرکز بیشتری برای نوشتن داشته باشید؟ روشی که ناخودآگاه تان را فعال کند و باعث شود تا بهتر و مؤثر تر بنویسید؟
میخواهم یکی از لذت بخش ترین انواع نوشتن را معرفی کنم. این روش کمک میکند تا هربار ایدهی جدیدی به ذهنم برسد.
کافیست پیش از نوشتن یا در حین آن زمانی را به موسیقی اختصاص بدهم. این کار باعث میشود تا بتوانم ساعتها بیوقفه و بدون خستگی بنویسم.
به نظرم کشف موسیقی از جنبههای شگفت انگیز زندگی است. موسیقی خوب قدرت آن را دارد تا دنیایمان را زیر و رو کند و شکلی نو به تجربههایمان بدهد.
شاید گوش دادن به موسیقی همان روشی باشد که شما هم برای فعال کردن ذهن ناخودآگاهتان به آن نیاز دارید. روشی که کمکتان میکند تا به شکل خلاقانه تری بییندیشید و بنویسید.
پیشنهاد میکنم بخشی از روز _ ترجیحا نزدیکترین زمان به نوشتنتان_ را به موسیقی اختصاص بدهید و به تأثیر آن، بر روند خلاقیتتان دقت کنید.
گوش دادن به موسیقی مانند نرمش دادن ذهن است. چه بسا گوش دادن به موسیقی مورد علاقهتان در هنگام نوشتن بتواند آرزوها، رویاها و خاطراتی از گذشته را به یادتان بیاورد که مدت هاست فراموشش کردهاید و به شما تمرکز دهد تا مؤثرتر بنویسید.
آیا روشی هست که با آن تمرکز بیشتری برای نوشتن داشته باشید؟ روشی که ناخودآگاه تان را فعال کند و باعث شود تا بهتر و مؤثر تر بنویسید؟
میخواهم یکی از لذت بخش ترین انواع نوشتن را معرفی کنم. این روش کمک میکند تا هربار ایدهی جدیدی به ذهنم برسد.
کافیست پیش از نوشتن یا در حین آن زمانی را به موسیقی اختصاص بدهم. این کار باعث میشود تا بتوانم ساعتها بیوقفه و بدون خستگی بنویسم.
به نظرم کشف موسیقی از جنبههای شگفت انگیز زندگی است. موسیقی خوب قدرت آن را دارد تا دنیایمان را زیر و رو کند و شکلی نو به تجربههایمان بدهد.
شاید گوش دادن به موسیقی همان روشی باشد که شما هم برای فعال کردن ذهن ناخودآگاهتان به آن نیاز دارید. روشی که کمکتان میکند تا به شکل خلاقانه تری بییندیشید و بنویسید.
پیشنهاد میکنم بخشی از روز _ ترجیحا نزدیکترین زمان به نوشتنتان_ را به موسیقی اختصاص بدهید و به تأثیر آن، بر روند خلاقیتتان دقت کنید.
گوش دادن به موسیقی مانند نرمش دادن ذهن است. چه بسا گوش دادن به موسیقی مورد علاقهتان در هنگام نوشتن بتواند آرزوها، رویاها و خاطراتی از گذشته را به یادتان بیاورد که مدت هاست فراموشش کردهاید و به شما تمرکز دهد تا مؤثرتر بنویسید.
«نوشتن یعنی گشودن بیش از اندازه ی خود، یعنی نهایت صداقت و شیفتگی.
روش زندگی من تنها برای نوشتن طرح شده است و اگر دستخوش تغییری شود تنها به این خاطر است که احتمالا بهتر با نوشتن منطبق شود.»
فرانتس کافکا
روش زندگی من تنها برای نوشتن طرح شده است و اگر دستخوش تغییری شود تنها به این خاطر است که احتمالا بهتر با نوشتن منطبق شود.»
فرانتس کافکا
آدمی تنها از دو راه یاد میگیرد: یکی با خواندن، دیگری ارتباط با افراد باهوش.
ویل راجرز
ویل راجرز
برای بیان ایدههایی که از دیدمان پنهان میمانند چه کنیم؟
گاهی با وجود تلاش زیاد برای یافتن ایدهی مناسب، چیزی به ذهنمان نمیرسد. بد نیست برای حل این مشکل هرازگاهی از این روش استفاده کنید:
نامه بنویسید. نوشتن نامه برای خود یا دیگران باعث میشود تا خلاقانه تر بنویسید.
در نامهای که مینویسید از افکار و اعتقاداتتان سخن بگویید. بنویسید چه اعتقاداتی دارید.
بیان اعتقاداتتان به صورت نامه و با این فرض که مخاطبی دارید، ایدههای خوبی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
با گفتن از خود و بیان اعتقاداتتان مسئلهای برای گفتن مییابید و این همان چیزی است که یک قصه گوی حرفهای برای کارش به آن نیاز دارد.
هر چه بیشتر نامه بنویسید، از نوشتن بیشتر لذت میبرید. با این تمرین کم کم به نویسندهای تبدیل میشوید که قدرت یافتن و بیان ایدههای خلاقانه و جذاب را دارد.
در پایان هم عنوان مناسبی برای آن انتخاب کنید. عنوانی که به جان کلامی که در نامه نوشته شده، اشاره داشته باشد.
گاهی با وجود تلاش زیاد برای یافتن ایدهی مناسب، چیزی به ذهنمان نمیرسد. بد نیست برای حل این مشکل هرازگاهی از این روش استفاده کنید:
نامه بنویسید. نوشتن نامه برای خود یا دیگران باعث میشود تا خلاقانه تر بنویسید.
در نامهای که مینویسید از افکار و اعتقاداتتان سخن بگویید. بنویسید چه اعتقاداتی دارید.
بیان اعتقاداتتان به صورت نامه و با این فرض که مخاطبی دارید، ایدههای خوبی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
با گفتن از خود و بیان اعتقاداتتان مسئلهای برای گفتن مییابید و این همان چیزی است که یک قصه گوی حرفهای برای کارش به آن نیاز دارد.
هر چه بیشتر نامه بنویسید، از نوشتن بیشتر لذت میبرید. با این تمرین کم کم به نویسندهای تبدیل میشوید که قدرت یافتن و بیان ایدههای خلاقانه و جذاب را دارد.
در پایان هم عنوان مناسبی برای آن انتخاب کنید. عنوانی که به جان کلامی که در نامه نوشته شده، اشاره داشته باشد.
چگونه جریان خلاقیتمان را بهبود دهیم؟
میگویند دامنه لغات گوته ۹۰هزار کلمه بود یعنی او قرنها پیش چند برابر یک آلمانی از کلمات استفاده میکرد.
تسلط کلامی از اصول پایه در نویسندگی است. این مهارت به معنای شناخت دقیق واژه ها و روش بهکارگیری آنها است.
اما تسلط کلامی چگونه میتواند به پیشرفت خلاقیت مان کمک کند؟
اولین قدم برای توسعه فکر و نگرشمان، افزایش دامنه واژگانی است که به کار میبریم. هر چه کلمات بیشتری بدانیم به همان اندازه افکار بیشتری برای بیان کردن داریم و حساسیت روی واژها و تسلط بر زبان در نهایت باعث میشود تا به شکل بهتر و خلاقانهتری افکار مان را بیان کنیم.
برای افزایش تسلط کلامیمان چه کار کنیم؟
یکی از بهترین راههای به دست آوردن تسلط کلامی و شناخت زبان، مطالعه آثار خوب داستانی است.
اگر میخواهید به این مهارت دست پیدا کنید
آثار کلاسیک و کهن فارسی را بخوانید. به عنوان مثال از کتاب« داستانهای بیدپای» و «گلستان سعدی» شروع کنید. مهم نیست اگر کلمه به کلمه آن را نمیدانید، خواندن مداوم آن به شما کمک میکند به مرور بیش از نود درصد مطالب آن را درک کنید.
اما صرفا به خواندن آنها اکتفا نکنید به نوع واژگان و لغات این متون هم دقت کنید و واژگان تازه و مناسب آن را به گفته ها و نوشته هایتان اضافه کنید.
این کار سبب میشود بتوانید افکار تان را به بهتر ین شکل ممکن بیان کنید و در نهایت جریان خلاقیت تان را بهبود دهید.
میگویند دامنه لغات گوته ۹۰هزار کلمه بود یعنی او قرنها پیش چند برابر یک آلمانی از کلمات استفاده میکرد.
تسلط کلامی از اصول پایه در نویسندگی است. این مهارت به معنای شناخت دقیق واژه ها و روش بهکارگیری آنها است.
اما تسلط کلامی چگونه میتواند به پیشرفت خلاقیت مان کمک کند؟
اولین قدم برای توسعه فکر و نگرشمان، افزایش دامنه واژگانی است که به کار میبریم. هر چه کلمات بیشتری بدانیم به همان اندازه افکار بیشتری برای بیان کردن داریم و حساسیت روی واژها و تسلط بر زبان در نهایت باعث میشود تا به شکل بهتر و خلاقانهتری افکار مان را بیان کنیم.
برای افزایش تسلط کلامیمان چه کار کنیم؟
یکی از بهترین راههای به دست آوردن تسلط کلامی و شناخت زبان، مطالعه آثار خوب داستانی است.
اگر میخواهید به این مهارت دست پیدا کنید
آثار کلاسیک و کهن فارسی را بخوانید. به عنوان مثال از کتاب« داستانهای بیدپای» و «گلستان سعدی» شروع کنید. مهم نیست اگر کلمه به کلمه آن را نمیدانید، خواندن مداوم آن به شما کمک میکند به مرور بیش از نود درصد مطالب آن را درک کنید.
اما صرفا به خواندن آنها اکتفا نکنید به نوع واژگان و لغات این متون هم دقت کنید و واژگان تازه و مناسب آن را به گفته ها و نوشته هایتان اضافه کنید.
این کار سبب میشود بتوانید افکار تان را به بهتر ین شکل ممکن بیان کنید و در نهایت جریان خلاقیت تان را بهبود دهید.