نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست pinned «⭐️⭐️⭐️⭐️ دوره آنلاین نویسندگی 🖊آشنایی با مبانی و عناصر پایه داستان‌نویسی 🖊 چگونه خاطرات‌مان را به داستان تبدیل کنیم؟ 🖊نوشتن داستان خودتان در پایان جلسات 🖊داستان خوانی و معرفی داستانهای برتر نکته مهم: دوره کارگاهی…»
داستان کوتاه.pdf
1.4 MB
«خانه تاریک ‌است، چراغها را روشن کن»

نویسنده: معصومه حامی دوست

براساس داستان مواجهه شیطان با انسان از مرصادالعباد

این داستان سال ۸۸ در مجموعهٔ «داستان‌های کهن، انسان‌های مدرن» از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
@Writing_lovers
حقیقت این است که من روزی در راهی قدم گذاشتم که همه به من هشدار می‌دادند بُن‌بَست است؛ جملاتی چون «خلق شخصیت اصلی در قالب یک مرد از مُد افتاده است.»، «نوشتن درباره مدارس شبانه‌روزی مسخره است»، و «کتاب کودک نباید بلندتر از ۴۵هزار کلمه باشد.»
 
در نتیجه فراموش کنید که چه کارهایی را باید انجام دهید و بیشتر به کارهایی فکر کنید که بدون انجامشان موفق نخواهید بود. کتاب خواندن از اهمیت زیادی به خصوص برای نویسندگان جوان برخوردار است. نمی‌توانید نویسنده شوید، اگر خواننده مشتاقی نباشید! 

جی. کی. رولینگ

@Writing_lovers
رودخانه، دوش آب، یا آبشار، قوهٔ خلاقه را برمی‌انگیزد. برای اینکه لحظات کشف و شهود را در زندگی خود به وجود آورید؛ به بصرت دست یابید و آن را گسترش دهید و برای گرفتن الهام، به مجاورت آب بروید (خصوصا آب روان) و یک کاغذ و قلم همراه داشته باشید.
ارشمیدوس، ریاضیدان، که از کلنجار رفتن با مسأله‌ای خسته شده بود، به حمام رفت و تن خود را به آب سپرد تا از گرمای آرامبخش آن لذت ببرد. او متوجه شد که وقتی در آب فرو می‌رود، سطح آب، کمی پیرامونش بالا می‌آید و ناگهان راه حل مسأله علمی خود را یافت. او‌ فهمید چگونه چگالی را از طریق جابجایی اندازه گیری کند و به این ترتیب روشی برای حل مسأله اش یافت.

📗بنویس تا اتفاق بیفتد
هنریت کلاوسر
ترجمه محمد گذرآبادی


@Writing_lovers
ارواح شهرزاد
(سازه‌ها، شگردها و فرمهای داستان نو)

نویسنده: شهریار مندنی پور


هر شبانگاهی که امیری امر می کند: قصه بگو! و شهرزاد لبنان، کلمه می‌گشاید به گفتن، امیری می‌میرد ‌؛ و هر سحرگاه که شهرزاد لب فرو می‌بندد،‌ کلمه می‌میرد و داستان نویسی زاده می‌شود... در ارواح شهرزاد شگردهای داستان نویسی چنان عرضه شده‌اند که: در آداب شهرزادگی ، هر داستان نویسی، شهرزاد خود است و خود امیر خود است... که به هزار و یک داستانش، می‌میرد و باز زاده می‌شود...

📃کتاب دشوارخوانی است اما ارزش وقت گذاشتن دارد.

@Writing_lovers
لازم است نویسندگان جوان، با جریان ‌های تاریخ ادبیات آشنا باشند. کتاب مکتب‌های ادبی رضا سید حسینی، کتاب خوبی در این زمینه است.





@Writing_lovers
کتاب‌های خوب، بلندپروازی انسان را تحریک می‌کنند. یادگیری سواد خواندن مهم‌ترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستان‌گویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجام رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده می‌گذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایت‌مندی باشد و یا تغییر به سمت خوبی‌ها. هر حسی که باشد،‌ زندگی آدم‌ها با مطالعه کتاب غنی می‌شود.

ماریو بارگاس یوسا

@Writing_lovers
روزی یک ‌روزنامه نگار از من پرسید :« شما چطور فضاها را این همه خوب توصیف می‌کنید؟» با تأمل درباره این پرسش متوجه شدم: اگر شما کوچکترین جزییات یک دنیا را طراحی کنید، می‌دانید چطور آن را بر حسب فضا تولید کنید، چون این جزییات جلوی چشم شماست. یک ژانر ادبی کلاسیک به نام اکفراسیس وجود داشت که عبارت بود از توصیف یک تصویر معین با چنان دقتی که حتی کسانی که هیچ گاه چشمشان به آن نیفتاده بود، به وضوح تجسمش کنند.

جوزف ادیسون در لذت های تخیل نوشته: « کلمات وقتی خوب برگزیده شوند، چنان نیروی عظیمی دارند که توصیف اغلب تصویری زنده تر از رؤیت خود اشیا در اختیار ما می‌گذارد.»

می‌گویند وقتی لائوکوئون (مجسمه کاهن آپولون) را در رم پیدا کردند، مردم بلافاصله مجسمه مشهور را از روی توصیف کلامی پلینوس کهن در تاریخ طبیعی شناختند. پس چرا نباید داستانی تعریف کرد که فضا در آن نقش مهمی بازی کند؟ وقتی مؤلف دنیای خاصی را طراحی کرد، کلمات به دنبالش می‌آید و این کلمات همانی است که آن دنیای خاص لازم دارد. فقط باید استارت زد، بعد داستان روی دو پای خود راه می افتد.


اومبرتو اکو

@Writing_lovers
برای اول کار لازم نیست که تصمیم بگیرید از آدم‌هایی که اصلاً نمی‌شناسید حرف بزنید. سراغ زندگی‌ای بروید که تجربه­‌اش کرده‌اید یا حداقل از نزدیک شاهدش بوده‌اید، در غیر این صورت خراب می‌شود. برای مثال اگر تابه‌حال شبی را در قصری قدیمی اقامت نکرده‌اید، بلندپروازی را کنار بگذارید و داستانتان را در یکی از همان خوابگاه‌هایی که یک عمر زندگی‌تان را در آن گذرانده‌اید پیش ببرید.

جان بنویل

@Writing_lovers
ساختن یک دنیا

«اومبرتو اکو از ساختن دنیای رمانهایش می‌گوید»

🔸در طی سالهای بارداری ادبی چه می‌کنم؟

مدارک جمع می‌کنم، به دیدن اماکن مختلف می‌روم، نقشه رسم می‌کنم، به طرح ساختمان‌ها یا ای بسا کشتی‌ها با دقت نگاه می‌کنم. طرح صورت شخصیت‌ها را می‌زنم. برای نام گل سرخ، پرترهٔ همهٔ راهبانی را که در موردشان نوشتم، ترسیم کردم. همیشه روی صید تصاویر و کلمات برای داستانم تمرکز کرده‌ام. فرض کنید داستانی می‌نویسم ، در خیابان ماشینی از کنارم می‌گذرد و من از رنگش خوشم می‌آید. این تجربه را در دفترچهٔ یادداشتم یا خیلی ساده در ذهنم ثبت میکنم و این رنگ بعدها نقشی در توصیفات من، برای مثال در یک مینیاتور ایفا می‌کند. وقتی طرح « آونگ فوکو» را می‌ریختم هر شب تا ساعت تعطیل شدن موزه در راهروهای کنسرواتوار صنایع و فنون ، جایی که برخی از وقایع عمدهٔ داستان اتفاق می‌افتاد قدم می‌زدم. برای توصیف مسیری که کازئوبون شبانه در پاریس از کنسرواتوار تا پلاس دووژ و بعد تا برج ایفل پیموده بود، چندین شب را بین ساعت دو و سه صبح به پرسه زدن در شهر گذراندم و هر چیزی را که می‌دیدم، می‌گفتم و با یک ضبط صوت جیبی ضبط می‌کردم تا اسم خیابان ها و تقاطع ها را اشتباه ثبت نکنم.

وقتی آماده می‌شدم تا جزیره روز پیشین را بنویسم طبیعتا به دریاهای نیمکره جنوبی، آن موقعیت دقیق جغرافیایی که وقایع کتاب در آنجا اتفاق می‌افتاد سفر کردم تا رنگ آبها و آسمان را در ساعات مختلف روز و رنگ ماهی‌ها و مرجان ها ببینم. اما دو سه سالی را هم صرف مطالعه نقاشی‌ها و ماکت کشتی‌های آن دوره تاریخی کردم تا اندازه کابین‌ها و سوراخ سنبه‌ها دستم بیاید و ببینم چطور می‌شود از یک جا به جای دیگر رفت.

پس از انتشار نام گل سرخ، اولین کارگردانی که پیشنهاد داد از روی آن فیلمی بسازد مارکو فرری بود. گفت: « کتاب تو انگار عمدا برای فیلم نامه طراحی شده چون طول دیالوگ‌ها درست به اندازه است.»

یادم افتاد قبل از اینکه برای نوشتن دست به قلم شوم صدها طرح هزار تو و نقشه صومعه کشیده بودم. بنابراین می‌دانستم چقدر طول می‌کشد که دو شخصیت در حال گفتگو از جایی به جای دیگر بروند.

اومبرتو اکو

@Writing_lovers
📗اعترافات رمان نویس جوان
اومبرتو اکو
برگردان: رضا علیزاده


این‌کتاب، اعترافات رمان نویس جوان نام گرفته و چون من کم کم پا به هفتاد و دو سالگی می‌گذارم، ممکن است برای عده‌ای این سؤال پیش بیاید که چرا چنین عنوانی را برگزیده‌ام. ماجرا از این قرار است که من اولین رمانم را در پنجا و چند سالگی منتشر کرده‌ام.

اومبرتو اکو

@Writing_lovers
تنها قانون سفت و سخت این است که باید سعی خود را بکنم. هر روز صبح باید به اتاق کارم بروم و دست به قلم شوم. اگر منتظر بمانم که حس نوشتن سراغم بیاید هرگز چیزی نخواهم نوشت.


آن تایلر


@Writing_lovers
آنچه را انسان می‌خواهد بگوید، باید مدتی دراز و با دقت نگاه کند تا بتواند جنبه‌ای از آن را بیابد که پیش از آن به وسیله‌ی کسی گفته نشده. زیرا در هر چیزی جنبه‌ای بیان نشده وجود دارد.


فلوبر


@Writing_lovers
نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست pinned «⭐️⭐️⭐️⭐️ دوره آنلاین نویسندگی 🖊آشنایی با مبانی و عناصر پایه داستان‌نویسی 🖊 چگونه خاطرات‌مان را به داستان تبدیل کنیم؟ 🖊نوشتن داستان خودتان در پایان جلسات 🖊داستان خوانی و معرفی داستانهای برتر نکته مهم: دوره کارگاهی…»