This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ماجرای غول واژهخوار
✍معصومه حامی دوست
به کار گیری هر واژهٔ بیگانه در زبان فارسی، غولی است که نه تنها واژگان مترداف و متناظرش را میبلعد بلکه واژگان مجاورش را هم نابود میکند.
در حقیقت وارد کردن یک واژهٔ بیگانه در گفتار و نوشتار، فقط کنار گذاشتن یک واژه در زبان فارسی نیست بلکه باعث حذف طیفی از واژگان در زنجیرهٔ زبان فارسی، از بین رفتن تدریجی فرهنگ و به حاشیه رفتن زبان میشود.
برای اینکه از زبانمان در مقابل این غول مراقبت کنیم باید در استفاده مان از زبان دقیق شویم. هر واژه را با دقت انتخاب کنیم. لازم نیست در این باره افراطی رفتار کنیم بلکه کافی است تا جایی که ظرفیت زبان فارسی اجازه میدهد در گفتار و نوشتار واژگان فارسی به کار ببریم.
بدانیم استفاده از کلمات فارسی به معنای بیسوادی نیست. خودمان را باور داشته باشیم؛ به جای واژه اصیل آره، از ok استفاده نکنیم. به جای ویرایش، edit به کار نبریم و بیشمار مثال دیگر که این روزها به گوش میرسد.
در این میان رسالت نویسندگان صد چندان است. نباید این غول واژه خوار را دست کم بگیریم و با بهکارگیری واژگان فارسی از زبانمان محافظت کنیم.
🔅یک راهکار عالی برای شناخت ظرفیتهای زبان فارسی خواندن آثار کلاسیک و کهن فارسی است. برای شروع میتوانید از کتاب «داستانهای بیدپا» استفاده کنید.
@Writing_lovers
✍معصومه حامی دوست
به کار گیری هر واژهٔ بیگانه در زبان فارسی، غولی است که نه تنها واژگان مترداف و متناظرش را میبلعد بلکه واژگان مجاورش را هم نابود میکند.
در حقیقت وارد کردن یک واژهٔ بیگانه در گفتار و نوشتار، فقط کنار گذاشتن یک واژه در زبان فارسی نیست بلکه باعث حذف طیفی از واژگان در زنجیرهٔ زبان فارسی، از بین رفتن تدریجی فرهنگ و به حاشیه رفتن زبان میشود.
برای اینکه از زبانمان در مقابل این غول مراقبت کنیم باید در استفاده مان از زبان دقیق شویم. هر واژه را با دقت انتخاب کنیم. لازم نیست در این باره افراطی رفتار کنیم بلکه کافی است تا جایی که ظرفیت زبان فارسی اجازه میدهد در گفتار و نوشتار واژگان فارسی به کار ببریم.
بدانیم استفاده از کلمات فارسی به معنای بیسوادی نیست. خودمان را باور داشته باشیم؛ به جای واژه اصیل آره، از ok استفاده نکنیم. به جای ویرایش، edit به کار نبریم و بیشمار مثال دیگر که این روزها به گوش میرسد.
در این میان رسالت نویسندگان صد چندان است. نباید این غول واژه خوار را دست کم بگیریم و با بهکارگیری واژگان فارسی از زبانمان محافظت کنیم.
🔅یک راهکار عالی برای شناخت ظرفیتهای زبان فارسی خواندن آثار کلاسیک و کهن فارسی است. برای شروع میتوانید از کتاب «داستانهای بیدپا» استفاده کنید.
@Writing_lovers
یلدا و چالش حافظ خوانی
سنت یکی از مواردی است که همیشه مورد انتقاد جوامع مدرن بوده است. در میان پیشرفت های باورنکردنی در عرصهٔ دیجیتال بعضی سنتها هستند که مردم هنوز به صورت سفت و سخت بدان پایبندند. یکی از این سنت ها سنت حافظ خوانی در شب یلدا است.
از آنجا که رشته بنده ادبیات فارسی است، سنت دوستان، همیشه در این شب به بنده به چشم یک طمعه نگریسته اند و در خلال سلام و احوالپرسیهای شب یلدا متوجه برق خاصی میشوم که در چشمشان است. من هم تا آنجا که میتوانم خودم را به آن راه میزنم که البته تجربه ثابت کرده، کار بی فایدهای است.
خاطرم هست که در یکی از یلداها، شب از نیمه گذشته بود و ترفند توطئه آمیز طمعه کردن بنده، داشت ناکام میماند. مراسم به خوبی و خوشی پیش میرفت که خواهرم حرف را به رنگ زیبای جلد چرمی دیوان حافظ کشاند. من داشتم پاورچین پاورچین صحنه را ترک میکردم که جمع مرا مورد خطاب قرار داد و شروع به تعریف از حافظ خوانیام کردند.
بدین ترتیب همه با هر سطحی از سن و تحصیلات مشتاق دانستن فالشان بودند و بعضی ها هم دو نیت داشتند. من در حالی که مشتاقان، آجیل میخوردند و تخمه میشکستند، برایشان حافظ میخواندم و معنی میکردم و تمام شب طولانی یلدا به همین منوال گذشت.
حالا سالهاست که به این روال عادت کرده ام و در این کار ورزیده شدهام. یعنی سعی نمیکنم از دست مشتاقان این سنت پسندیده در بروم بلکه خودم را به دست قضا و قدر میسپارم و نقش یک فال گیر فعال و باهوش را ایفا میکنم؛ اول آنچه را توی کله شان است، حدس میزنم بعد با زدن حرفهای باب طبعشان، نمیگذارم مجال کمترین دلخوری و غصه در این شب زیبا برای صاحبان محترم فال پیش بیاید. 😉☺️
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
سنت یکی از مواردی است که همیشه مورد انتقاد جوامع مدرن بوده است. در میان پیشرفت های باورنکردنی در عرصهٔ دیجیتال بعضی سنتها هستند که مردم هنوز به صورت سفت و سخت بدان پایبندند. یکی از این سنت ها سنت حافظ خوانی در شب یلدا است.
از آنجا که رشته بنده ادبیات فارسی است، سنت دوستان، همیشه در این شب به بنده به چشم یک طمعه نگریسته اند و در خلال سلام و احوالپرسیهای شب یلدا متوجه برق خاصی میشوم که در چشمشان است. من هم تا آنجا که میتوانم خودم را به آن راه میزنم که البته تجربه ثابت کرده، کار بی فایدهای است.
خاطرم هست که در یکی از یلداها، شب از نیمه گذشته بود و ترفند توطئه آمیز طمعه کردن بنده، داشت ناکام میماند. مراسم به خوبی و خوشی پیش میرفت که خواهرم حرف را به رنگ زیبای جلد چرمی دیوان حافظ کشاند. من داشتم پاورچین پاورچین صحنه را ترک میکردم که جمع مرا مورد خطاب قرار داد و شروع به تعریف از حافظ خوانیام کردند.
بدین ترتیب همه با هر سطحی از سن و تحصیلات مشتاق دانستن فالشان بودند و بعضی ها هم دو نیت داشتند. من در حالی که مشتاقان، آجیل میخوردند و تخمه میشکستند، برایشان حافظ میخواندم و معنی میکردم و تمام شب طولانی یلدا به همین منوال گذشت.
حالا سالهاست که به این روال عادت کرده ام و در این کار ورزیده شدهام. یعنی سعی نمیکنم از دست مشتاقان این سنت پسندیده در بروم بلکه خودم را به دست قضا و قدر میسپارم و نقش یک فال گیر فعال و باهوش را ایفا میکنم؛ اول آنچه را توی کله شان است، حدس میزنم بعد با زدن حرفهای باب طبعشان، نمیگذارم مجال کمترین دلخوری و غصه در این شب زیبا برای صاحبان محترم فال پیش بیاید. 😉☺️
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
موپاسان توصیه میکرد : کاغذ، سیاه کنید! من همیشه همینکار را میکنم. هیچ نمیدانم نوشته چه ریختی خواهد شد. هر چیزی که به طرح اولیهی داستان مربوط باشد، مینویسم.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
مهمترین اصل در نوشتن ادامه دادن است. تمام کاری که باید بکنید این است که نوشتن را ادامه دهید. تا زمانی که مرتب بنویسید هیچ چیز نمیتواند واقعا به شما آسیب بزند. به غیر از احساس گناه برای ننوشتن. پس به نوشتن ادامه دهید.
شرلی جکسون
@Writing_lovers
شرلی جکسون
@Writing_lovers
« نویسنده حرفهای به کسی میگویند که زندگی خود را وقف نوشتن کند.»
این تعریف دقیقی از نویسنده است. اما گاهی نویسنده به خاطر گذران روزگار و فراز و فرود زندگی، به کارهای دیگر میپردازد. به طور مثال کافکا کارمند اداره بیمه بود و فاکنر کارمند اداره پست، در ایران هم خیلی از نویسندگان به کتاب فروشی، تدریس، ترجمه، نمایندگی فروش فیلم و ... روی آوردهاند اما مشکل از جایی شروع میشود که این موضوع اهل قلم را وادارد تا برای رسیدن به امنیت اقتصادی یا هر دلیل دیگر، مرتب از این شاخ به آن شاخه بپرند و من ِ نویسنده را قربانی منهای دیگر کنند. این امر در نهایت منجر به در سایه رفتن نویسنده میشود.
بنابراین اگر میخواهیم به یک نویسندهی حرفهای تبدل شویم باید تا آنجا که میتوانیم من هایِ دیگر را قربانی کنیم، همان چیزی که جیمز جویس از آن به ایثار یاد میکند و مراقب باشیم تا منِ نویسنده به فراخور مجالهایی که زندگی روزانه پیش پایمان میگذارد، به حاشیه نرود و سرمایه اصلیمان را باخت نکنیم.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
این تعریف دقیقی از نویسنده است. اما گاهی نویسنده به خاطر گذران روزگار و فراز و فرود زندگی، به کارهای دیگر میپردازد. به طور مثال کافکا کارمند اداره بیمه بود و فاکنر کارمند اداره پست، در ایران هم خیلی از نویسندگان به کتاب فروشی، تدریس، ترجمه، نمایندگی فروش فیلم و ... روی آوردهاند اما مشکل از جایی شروع میشود که این موضوع اهل قلم را وادارد تا برای رسیدن به امنیت اقتصادی یا هر دلیل دیگر، مرتب از این شاخ به آن شاخه بپرند و من ِ نویسنده را قربانی منهای دیگر کنند. این امر در نهایت منجر به در سایه رفتن نویسنده میشود.
بنابراین اگر میخواهیم به یک نویسندهی حرفهای تبدل شویم باید تا آنجا که میتوانیم من هایِ دیگر را قربانی کنیم، همان چیزی که جیمز جویس از آن به ایثار یاد میکند و مراقب باشیم تا منِ نویسنده به فراخور مجالهایی که زندگی روزانه پیش پایمان میگذارد، به حاشیه نرود و سرمایه اصلیمان را باخت نکنیم.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست pinned «⭐️⭐️⭐️⭐️ دوره آنلاین نویسندگی 🖊آشنایی با مبانی و عناصر پایه داستاننویسی 🖊 چگونه خاطراتمان را به داستان تبدیل کنیم؟ 🖊نوشتن داستان خودتان در پایان جلسات 🖊داستان خوانی و معرفی داستانهای برتر نکته مهم: دوره کارگاهی…»
داستان کوتاه.pdf
1.4 MB
«خانه تاریک است، چراغها را روشن کن»
✨نویسنده: معصومه حامی دوست
براساس داستان مواجهه شیطان با انسان از مرصادالعباد
✨این داستان سال ۸۸ در مجموعهٔ «داستانهای کهن، انسانهای مدرن» از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
@Writing_lovers
✨نویسنده: معصومه حامی دوست
براساس داستان مواجهه شیطان با انسان از مرصادالعباد
✨این داستان سال ۸۸ در مجموعهٔ «داستانهای کهن، انسانهای مدرن» از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است.
@Writing_lovers
حقیقت این است که من روزی در راهی قدم گذاشتم که همه به من هشدار میدادند بُنبَست است؛ جملاتی چون «خلق شخصیت اصلی در قالب یک مرد از مُد افتاده است.»، «نوشتن درباره مدارس شبانهروزی مسخره است»، و «کتاب کودک نباید بلندتر از ۴۵هزار کلمه باشد.»
در نتیجه فراموش کنید که چه کارهایی را باید انجام دهید و بیشتر به کارهایی فکر کنید که بدون انجامشان موفق نخواهید بود. کتاب خواندن از اهمیت زیادی به خصوص برای نویسندگان جوان برخوردار است. نمیتوانید نویسنده شوید، اگر خواننده مشتاقی نباشید!
جی. کی. رولینگ
@Writing_lovers
در نتیجه فراموش کنید که چه کارهایی را باید انجام دهید و بیشتر به کارهایی فکر کنید که بدون انجامشان موفق نخواهید بود. کتاب خواندن از اهمیت زیادی به خصوص برای نویسندگان جوان برخوردار است. نمیتوانید نویسنده شوید، اگر خواننده مشتاقی نباشید!
جی. کی. رولینگ
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رودخانه، دوش آب، یا آبشار، قوهٔ خلاقه را برمیانگیزد. برای اینکه لحظات کشف و شهود را در زندگی خود به وجود آورید؛ به بصرت دست یابید و آن را گسترش دهید و برای گرفتن الهام، به مجاورت آب بروید (خصوصا آب روان) و یک کاغذ و قلم همراه داشته باشید.
ارشمیدوس، ریاضیدان، که از کلنجار رفتن با مسألهای خسته شده بود، به حمام رفت و تن خود را به آب سپرد تا از گرمای آرامبخش آن لذت ببرد. او متوجه شد که وقتی در آب فرو میرود، سطح آب، کمی پیرامونش بالا میآید و ناگهان راه حل مسأله علمی خود را یافت. او فهمید چگونه چگالی را از طریق جابجایی اندازه گیری کند و به این ترتیب روشی برای حل مسأله اش یافت.
📗بنویس تا اتفاق بیفتد
هنریت کلاوسر
ترجمه محمد گذرآبادی
@Writing_lovers
ارشمیدوس، ریاضیدان، که از کلنجار رفتن با مسألهای خسته شده بود، به حمام رفت و تن خود را به آب سپرد تا از گرمای آرامبخش آن لذت ببرد. او متوجه شد که وقتی در آب فرو میرود، سطح آب، کمی پیرامونش بالا میآید و ناگهان راه حل مسأله علمی خود را یافت. او فهمید چگونه چگالی را از طریق جابجایی اندازه گیری کند و به این ترتیب روشی برای حل مسأله اش یافت.
📗بنویس تا اتفاق بیفتد
هنریت کلاوسر
ترجمه محمد گذرآبادی
@Writing_lovers
ارواح شهرزاد
(سازهها، شگردها و فرمهای داستان نو)
نویسنده: شهریار مندنی پور
هر شبانگاهی که امیری امر می کند: قصه بگو! و شهرزاد لبنان، کلمه میگشاید به گفتن، امیری میمیرد ؛ و هر سحرگاه که شهرزاد لب فرو میبندد، کلمه میمیرد و داستان نویسی زاده میشود... در ارواح شهرزاد شگردهای داستان نویسی چنان عرضه شدهاند که: در آداب شهرزادگی ، هر داستان نویسی، شهرزاد خود است و خود امیر خود است... که به هزار و یک داستانش، میمیرد و باز زاده میشود...
📃کتاب دشوارخوانی است اما ارزش وقت گذاشتن دارد.
@Writing_lovers
(سازهها، شگردها و فرمهای داستان نو)
نویسنده: شهریار مندنی پور
هر شبانگاهی که امیری امر می کند: قصه بگو! و شهرزاد لبنان، کلمه میگشاید به گفتن، امیری میمیرد ؛ و هر سحرگاه که شهرزاد لب فرو میبندد، کلمه میمیرد و داستان نویسی زاده میشود... در ارواح شهرزاد شگردهای داستان نویسی چنان عرضه شدهاند که: در آداب شهرزادگی ، هر داستان نویسی، شهرزاد خود است و خود امیر خود است... که به هزار و یک داستانش، میمیرد و باز زاده میشود...
📃کتاب دشوارخوانی است اما ارزش وقت گذاشتن دارد.
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
لازم است نویسندگان جوان، با جریان های تاریخ ادبیات آشنا باشند. کتاب مکتبهای ادبی رضا سید حسینی، کتاب خوبی در این زمینه است.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
کتابهای خوب، بلندپروازی انسان را تحریک میکنند. یادگیری سواد خواندن مهمترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستانگویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجام رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده میگذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایتمندی باشد و یا تغییر به سمت خوبیها. هر حسی که باشد، زندگی آدمها با مطالعه کتاب غنی میشود.
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
روزی یک روزنامه نگار از من پرسید :« شما چطور فضاها را این همه خوب توصیف میکنید؟» با تأمل درباره این پرسش متوجه شدم: اگر شما کوچکترین جزییات یک دنیا را طراحی کنید، میدانید چطور آن را بر حسب فضا تولید کنید، چون این جزییات جلوی چشم شماست. یک ژانر ادبی کلاسیک به نام اکفراسیس وجود داشت که عبارت بود از توصیف یک تصویر معین با چنان دقتی که حتی کسانی که هیچ گاه چشمشان به آن نیفتاده بود، به وضوح تجسمش کنند.
جوزف ادیسون در لذت های تخیل نوشته: « کلمات وقتی خوب برگزیده شوند، چنان نیروی عظیمی دارند که توصیف اغلب تصویری زنده تر از رؤیت خود اشیا در اختیار ما میگذارد.»
میگویند وقتی لائوکوئون (مجسمه کاهن آپولون) را در رم پیدا کردند، مردم بلافاصله مجسمه مشهور را از روی توصیف کلامی پلینوس کهن در تاریخ طبیعی شناختند. پس چرا نباید داستانی تعریف کرد که فضا در آن نقش مهمی بازی کند؟ وقتی مؤلف دنیای خاصی را طراحی کرد، کلمات به دنبالش میآید و این کلمات همانی است که آن دنیای خاص لازم دارد. فقط باید استارت زد، بعد داستان روی دو پای خود راه می افتد.
اومبرتو اکو
@Writing_lovers
جوزف ادیسون در لذت های تخیل نوشته: « کلمات وقتی خوب برگزیده شوند، چنان نیروی عظیمی دارند که توصیف اغلب تصویری زنده تر از رؤیت خود اشیا در اختیار ما میگذارد.»
میگویند وقتی لائوکوئون (مجسمه کاهن آپولون) را در رم پیدا کردند، مردم بلافاصله مجسمه مشهور را از روی توصیف کلامی پلینوس کهن در تاریخ طبیعی شناختند. پس چرا نباید داستانی تعریف کرد که فضا در آن نقش مهمی بازی کند؟ وقتی مؤلف دنیای خاصی را طراحی کرد، کلمات به دنبالش میآید و این کلمات همانی است که آن دنیای خاص لازم دارد. فقط باید استارت زد، بعد داستان روی دو پای خود راه می افتد.
اومبرتو اکو
@Writing_lovers