نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
گام هایی برای نوشتن

مطمئن باشید در صورتی که عنصر تفکر و اندیشه را در نوشتن جاری کنید، نوشته ای قابل اعتنا ارائه خواهید کرد. چند نکته به عنوان قدمهای اولیه در اندیشه ورزی به شما عزیزان پیشنهاد می‌کنیم که رعایت آنها می‌تواند روی نوشتن اثرگذار باشد:

۱ . توجه داشته باشید که برای بیان هر احساسی نیازمند تفکر منظم، عمیق و پویا هستیم.

۲. توجه کنید که وقتی موضوع برای افراد زیادی مشترک باشد، نوشته کسی اهمیت بیشتری دارد که نگاهی نو و بیانی مناسب پیرامون آن قضیه داشته باشد. برای رساندن منظور خود، باید بتوانیم روش صحیح یا صحیح ترین روش را انتخاب کنیم.

۳. دقت کنید وقتی کسی به اندوخته‌های ذهنی خود اضافه نکند، پس از مدتی دچار رکود و توقف می‌شود. برای تولید اندیشه باید همیشه ذهن را از طریق مشاهده، مطالعه و.. .فعال و آماده نگاه داشت.

۴. مطمئن باشید نوشته ای که شما را راضی نمی کند و به دلتان نمی چسبد، خواننده را هم ارضاء نخواهد کرد. بیهوده به این فکر نباشید که خواننده طور دیگری قضاوت کند.

۵. به یاد داشته باشید که ما برای دیگران می نویسیم. پس باید به مخاطبان خود احترام گذاشته و با دقت و ذکاوت و حتما اندیشمندانه به موضوع بپردازیم .

۶. روشهای زیر می تواند اندیشه ما را برای نوشتن تقویت کند:

الف) تمرین، ممارست و حل مسائل مختلف علمی.

ب) تمرکز و آرامش( و ایجاد خلوت)

ج) مطالعه و کسب مهارتهای لازم در حوزه موردنظر

د) اندیشیدن به مسائل گوناگون فرهنگی و اجتماعی .


منبع: مجله موعود جوان مهر و آبان ۱۳۸۲، شماره ۲۷

@Writing_lovers
در کلبه‌ی جک کرواک بنویسید

این اقامتگاه شش سال است که آغاز به کار کرده است و امکانات اقامت برای هر نویسنده‌ای را از هر نقطه‌ای از جهان فراهم می‌کند. این دوره شامل سه ماه زندگی در شهر اورلاندو در ایالت فلوریداست و نویسندگان می‌توانند به مدت سه ماه در کلبه‌ی به‌روزشده‌ای که جک کرواک رمان «ولگردهای دارما» را در آن نوشته زندگی کنند. خدمات برق و مصرف غذایی نویسنده نیز از ماهی هشتصد دلاری که به او پرداخت می‌شود تأمین خواهد شد. برای ثبت‌نام در این اقامتگاه باید درخواست‌های خود را در فاصله‌ی ژانویه تا مارس هر سال ارسال کنید و نتایج در ماه می اعلام می‌شود. متقاضیان براساس کیفیت نوشتاری که در رزومه ارسال کنند داوری خواهند شد. نویسنده موظف است پیش از پایان این مدت بخشی از نوشتار خود را در ضیافت شامی که به کمک این بنیاد برگزار می‌شود بخواند. شعر، داستان کوتاه، نمایشنامه، فیلمنامه و رمان در این برنامه تعریف شده است.

http://kerouacproject.org/
بورسیه‌ی الیزا برای تمام کردن کتاب شما

هدف این بورسیه این است که زمان و فرصتی برای خلوت نویسندگان در اختیارشان قرار بدهد. این پروژه هر سال برای نویسندگان جوان فرصتی فراهم می‌کند که در آپارتمانی کوچک در بلوار نویسندگان لاس‌وگاس اقامت کنند. پانصد دلار برای هزینه‌ها و چهارصد دلار برای تهیه‌ی بلیت پرواز در این برنامه به‌صورت کمک‌هزینه گنجانده شده است. برای ثبت‌نام در این پروژه باید آوریل هر سال اقدام کنید و ملیت و محل اقامت نویسنده در انتخاب نهایی اهمیتی ندارد.

https://fellowship.submittable.com/submit

 
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📢چگونه از هیچ داستان بنویسیم؟

📹در این ویدئوی کوتاه،عباس معروفی با شما از داستان نویسی می گوید.
@matikandastan

📌بازفرستی(فوروارد)ِاین ویدئو،معرفی ما به دوستدارانِ نوشتن است؛سپاس از همراهیتان
اقل حسن كارگاههای داستان این است که در آن كتاب خريدن، كتاب خواندن، كتابِ خوب خواندن، خوب خواندنِ كتابِ خوب، به کار گیری امكاناتی مثل تكنيک‌های نوشتن و لذت بردن از سفيدی متن و نشانه‌ها و... را نيز می‌آموزانند و فضایی برای تمرينِ نقد و گفت وگو فراهم می‌آورند.

بنابراین ابزار كار را كارگاه در اختيار می‌گذارد تا افراد، داستان‌های منتشرنشدهٔ خود را بخوانند و به نقد بگذارد و خودشان را باور کنند.


کیهان خانجانی


@Writing_lovers
کتاب نخوان عزیز! لطفا این حرف‌ها را نزنید!
کارولین کیوچی


ماریو بارگاس یوسا در مقدمه‌ی کتاب «چرا ادبیات» نوشته است در اغلب تورهایی که برای معرفی کتاب‌های جدیدش می‌رود، یا حتی در جلسه‌ی امضا و کتابخوانی، همیشه مردانی با سرووضع مرتب سراغش می‌آیند و از او می‌خواهند کتابشان را برای همسر، مادر یا دختر مرد امضا کند. یوسا می‌نویسد: «اغلبشان می‌گویند اوه ما خیلی مشغله داریم، سرمان حسابی شلوغ است و وقتی برای رمان خواندن برایمان نمی‌ماند، اما خب می‌دانید که زن‌ها خیلی رمان دوست دارند.» یوسا می‌گوید هنوز بسیاری باور دارند رمان خواندن یک امر زنانه است. او از این جواب‌های همیشگی سرگیجه می‌گیرد و معتقد است این باور غلط به این زودی‌ها درست نمی‌شود. کارولین کیوچی در یادداشتی با امضای یک کتابخوان جان‌به‌لب‌رسیده سوال‌هایی که خون هر کتابخوانی را به جوش می‌آورد، نوشته است.

آنهایی که کتاب می‌خوانند اسب تک‌شاخ نیستند. فکر نکنید آنها که خیلی کتاب می‌خوانند آدم‌های افسرده‌ای هستند که باید خودشان را به دکتر نشان بدهند، یا اینکه مترصد اولین فرصت هستند تا شما را دک کنند و به سمت کتاب‌هایشان هجوم ببرند. البته خیلی هم بدشان نمی‌آید از دست شما دربروند و به سؤال‌های عجیب‌وغریبتان جواب ندهند. اما اگر شما هم در دسته‌ی آدم‌هایی هستید که به هر دلیلی کتاب نمی‌خوانید برای خاطر آبروداری در معاشرت یا نیازردن کتابخوان‌ها در گفت‌وگوهای اتفاقی بهتر است این سؤال‌ها را از کتابخوان‌ها نپرسید. اینها جمله‌هایی است که اگر می‌خواهید با یک آدم کتابخوان هم‌کلام بشوید بهتر است بر زبان نیاورید: 

یک. توی کتابخونه‌ات چندتا کتاب داری؟ این سؤالی است که جوابش را خود ما هم نمی‌دانیم. پس لطفاً سؤال بعد.

دو. فکر نکنید ما از قطع شدن یک‌باره‌ی چیزی که داریم می‌خوانیم خوشحال می‌شویم و منتظر هستیم که کسی از عالم غیب برسد و ما را از دست کتابی که داریم می‌خوانیم نجات بدهد. فکر نکنید چون طرف دارد کتاب می‌خواند، نه کار دیگری، می‌توانید بروید سروقتش؛ کتاب خواندن معنی‌اش این نیست که پس هیچ کاری ندارد و می‌شود رفت سراغش.

سه. نپرسید، نپرسید، بله تکرار می‌کنم مدام سؤال نکنید «برای چی این‌‌قدر کتاب می‌خونی؟ که چی بشه؟» سعی کنید این مسأله را درک کنید، چون در غیر این ‌صورت ما هم می‌توانیم از شما بپرسیم چه لذتی دارد اینکه یک ساعت به تماشای ۲۲ نفر که دنبال یک توپ می‌دوند، می‌نشینید یا اصلاً هر بازی دیگری که یک مشت آدم توی یک زمین دنبالش می‌دوند. بپذیرید که کتابخوان از کتاب خواندن لذت می‌برد.

چهار. «راستش من وقت برای کتاب خوندن ندارم.» بله، بله، درست می‌گویید شما از آن دسته بزرگسالانی هستید که درگیر زندگی واقعی و تعهداتش شده‌اید، اما کتاب‌خوان‌ها وقت اضافی دارند و کار درست و حسابی و مشغله نداشته‌اند که کتاب خواندن یادشان برود. به‌هرحال آنها هم یک روز درگیر زندگی واقعی می‌شوند و خودشان را درست می‌کنند، بله کتاب خواندن یعنی اینکه طرف دلش خوش است و بیکار.

پنج. «کار بهتری برای انجام دادن نداری؟» امان از این سؤال، چرا دارم، الآن برایتان می‌گویم، اینکه یک جواب دندان‌شکن کف دست جنابعالی بگذارم. واقعاً چرا از این سؤال خسته نمی‌شوید؟ رها کنید دوست من، ما از کتاب خواندن خوشمان می‌آید، دنبال دلیل دیگری نگردید.

شش. «اوه اوه پس تو مدرسه چه خرخونی بودی.» بله خیالتان را راحت کنم من یکی که بودم، اما این فرض که همه‌ی کتاب‌خوان‌ها در دوره‌ی مدرسه هم نابغه بودند از بیخ غلط است.

هفت. «چرا این‌قدر کتاب می‌خونی، از مردم خوشت نمیاد؟» واقعاً به سؤالتان دوباره فکر کنید و بعد تکرارش کنید. خوب با این سؤالی که می‌کنید معلوم است که دوست ندارم با شما معاشرت کنم.

هشت. ای همه‌ی مقدسات، کمک کن تا درک کنند از سر بدبختی و تنها ماندن نیست که کتاب خواندن عادت عده‌ای می‌شود.


@Writing_lovers
👍2
ادامه👇
نه. نگویید که «چطور دلت میاد این‌قدر پول پای کتاب خریدن بدی؟» این یکی دیگر از آن سؤال‌هایی است که خون آدم را به جوش می‌آورد، جالب است که اگر کسی خیلی بیشتر از اینها پول پای رخت و لباس و وسایل الکترونیک بدهد این سؤال را از او نمی‌پرسند، عوضش به او غبطه می‌خورند!

ده. «عضو کتابخونه بودن تو این دوره‌زمونه به چه دردی می‌خوره، اون هم برای تو که تو خونه‌ات این‌قدر کتاب داری؟» دلیلش را می‌دانید چون شما هم ماهواره دارید، هم دی‌وی‌دی می‌خرید و هم سینما می‌روید.

یازده. «یعنی همه‌ی کتاب‌های توی کتابخونه‌ات رو خوندی که کتاب جدید می‌خری؟» خوب لابد جواب‌ها را هم خودتان می‌دانید. چون هر روز کلی کتاب تازه منتشر می‌شود؟ چون کتاب‌های کلاسیکی که صد سال است مدام تجدید چاپ می‌شوند ممکن است تمام بشوند و دیگر در بازار نباشند؟ چون ما مشکل داریم و دست خودمان نیست؟

دوازده. هر کدام از جواب‌های سؤال بالا که دوباره به شکل سؤال پرسیده شوند.

سیزده. کتاب‌خوان‌ها از تماشای تلویززیون بیزار نیستند، اتفاقاً بدشان نمی‌آید عصر یک اقتباس تمیز، از رمانی که خوانده‌اند، تماشا کنند.

چهارده. «یعنی این کتاب رو قبلاً نخونده بودی؟» خوانده بودم، خب که چه؟

پانزده. خب ما خیلی کاری به کار خلاصه‌ی رمان‌های بزرگ و زندگی مینی‌مالیستی نداریم، بفرمایید و اجازه بدهید ما به کتابمان همین‌طور بیکار و بیعار بمانیم.

ارادتمند

کتابخوان جان‌به‌لب‌رسیده


@Writing_lovers
مهم‌ترین موضوعات، همان‌هایی هستند که صحبت درباره‌شان از بقیه سخت‌تر است. نویسندگی، تفکر اصلاح شده است و نوشته‌های ارزشمند، نتیجه‌ی ساعت‌ها تفکرند.

استیون کینگ


@Writing_lovers
می‌توانید از این قاعدهٔ معروف نویسندگی و ویرایش پیروی کنید:

زمانی که می‌نویسید در اضافه کردن مطالب مختلف تردید نکنید و در زمان ویرایش برای حذف مطلب درنگ نکنید.

علاوه بر این می‌توانید استاندارد عام‌ «۱۰۰۰ کلمه» را در بسیاری از کارهای خلاقانه و مفید به کار ببرید. استاندارد ۱۰۰۰ کلمه به معنای آن است که متعهدم در هر روز دربارهٔ چیزی ۱۰۰۰کلمه بنویسم. فکر نمی‌کنم که همه این هزار کلمه ضرورتا آن قدر خوب باشد که قابل انتشار باشد، در این مورد نظم برایم مهمتر است تا خروجی نهایی. نقاط ضعفم را می‌شناسم و با رعایت آن سالانه ۳۰۰ هزار کلمه مکتوب خروجی دارم.


کریس گیلبو


@Writing_lovers
غیرمنتظره. کریستین بوبن
نگار صدقی
نشر ماه ریز
چرا آدم کتاب می‌نویسد. چرا آدم نیرو و وقتش را صرف نوشتن کتاب پشت کتاب می‌کند. چرا نیرو و وقتش را صرف کارهای فلسفی یا هنری می‌کند. چرا باید از خواب، از عشق، از همه چیز گذشت تا یک کتاب نوشت.
فلاسفه جواب می‌دهند: برای روشنایی بخشیدن. شعرا جواب می‌دهند: برای ملایمت بخشیدن. نویسندگانی که از طریق جوهر، بوسه یک نور را می‌طلبند.

وقتی هست که دیگر نمی‌توان کاری انجام داد؛ در نبودش می‌توان نوشت. اگر بخواهیم می‌توانیم بنویسیم. با کمی شانس، این نوشته حقیقتی را آشکار می‌کند. آن را در طراوت یک کتاب جای می‌دهیم و آن را در کنار سایر کتابها قرار می‌دهیم.


📚 مجموعه داستانهای «غیره منتظره»
کریستین بوبن
برگردان: نگار صدقی
نشر ماه ریز

این کتاب پر از نوشته‌های لطیف است.


@Writing_lovers
استعداد کلمه ای است پوشاننده که تقریبا هر معنایی را شامل است، اما در معنای منطقی خودش، کلمه ای است بسیار کلی. حدس می‌زنم دست کم یک سوم همه‌ی آدمهای این سرزمین اگر حرفی برای گفتن داشته باشند، استعداد لازم را برای نویسندگی دارند.

اسلون ویلسون



@Writing_lovers
چگونه از اشیاء در داستان استفاده کنیم؟

برای شخصیت‌های داستانتان اشیای گوناگون خلق کنید تا هرچه بیشتر با زندگی واقعی پیوند پیدا کنند و این امکان را به شما بدهند که دربارۀ آنها نیز داستان‌های مختلفی بنویسید.
نکته: به همۀ اشیای حاضر در خانه‌تان نگاه کنید. بی‌شک می‌توانید گنجینه‌ای از اشیاء را در اطرافتان بیابید. از نکات زیر کمک بگیرید و به اکتشافات سودمندی بپردازید:

ارثیه فامیلی که از اجدادتان به جا مانده است، عکسهای خانوادگی یا مجالس و عروسی‌ها، جشن‌ها، مهمانی‌ها و روزهای تعطیل، تصاویری که به دیوارها آویخته است، لباس‌هایی که در کمد ته انبار خاک می‌خورند و فقط در مراسم ویژه‌ای از آنها استفاده می‌شود. کتاب‌ها و زیور آلات. اشیائی که احتمالاً هر روز استفاده می‌کنید، از جمله ظروف سفالی یا ليوان‌ها.
این‌طور نیست که پشت تمام این اشیاء لزوماً داستانی وجود داشته باشد، بلکه ممکن است گاهی برای شما یادآور چیزی دربارۀ خودتان یا زندگی شخصی‌تان باشد. هرچه بتوانید بیشتر از اشیاء در نوشته‌تان استفاده کنید اثرتان قوی‌تر خواهد شد.

یکی از انواع استفاده از شئی در داستان برای تلنگرزدن به ذهن و رفتن به گذشته است: یک شیء می‌تواند دروازۀ ورود به ذهن آدم‌ها باشد؛ مثل شیرینی‌های مادلین خوشمزه «در رمان در جست‌وجوی زمان از دست رفته» (۱۹۱۳- ۱۹۲۷) اثر مارسل پروست که خاطرات کودکی را به یاد شخصیت اصلی می‌آورد و عنصر اصلی رمان را به دست می‌دهد.

نکته: اشیاء معمولا محرکهای خوبی برای داستان به شمار می‌روند. شخصیت‌ها می‌توانند پیدایشان کنند، گم کنند، بگیرند، به کسی بدهند، آنها را بدزدند، دنبالشان بگردند، مثل گنجینه دوستشان داشته باشند، ازشان غفلت کنند، در جای امنی بگذارند، نابودشان کنند یا دور بیندازند.

📚 «نویسندگی خلاق به زبان ساده»
مگی هاماند
برگردان: مسعود ملکیاری
انتشارات عصر داستان



@Writing_lovers
قهقهه یکی از راه‌های به دست گرفتن زمام امور است.


تونی موریسون


@Writing_lovers
تمرین: 

در خانه شیئی را انتخاب کنید که برایتان معنای ویژه‌ای دارد و بر اساسش یک صحنه یا یک داستان کوتاه بنویسید؛ شاید با این مضمون که آن شیء گم می‌شود و بعد پیدا می‌شود یا کسی آن را به شما هدیه می‌دهد یا از کسی به ارث می‌برید. دقت کنید که شیء حتما باید خاطره‌ای از زندگی شخصیت اصلی را زنده کند یا به او کمک کند تا تصمیم بهتری بگیرد یا رازی سر به مهر از گذشته را برای شخصیت اصلی برملا سازد یا مسیر زندگی او را به کل دگرگون کند.

 

@Writing_lovers
من فکر می‌کنم نویسنده‌های بسیاری به خوبی تولستوی نوشته‌اند اما تفاوت در این است که تولستوی به آشکار ساختن وجود خویش می‌پردازد. برای نویسنده بزرگی شدن باید نخست انسان ارزشمندی بود و سپس مهارتی را فراگرفت و وجود خود را به صفحات کتاب منتقل کرد. خلاصه کلام اینکه برای نویسنده بودن، نه دهمِ کار، داشتن فکر و احساس کامل و یک دهم، آموختن شیوه‌ی نوشتن است.

اسلون ویلسون


@Writing_lovers