زندگی در اوج خود به هنر تبدیل میشود. یعنی زندگی در هنر به جلوه عشق عیان می شود.
محمود دولت آبادی
محمود دولت آبادی
چه قدر دشوار است زندگی کردن! فقط پس از این که کاری در نوشتن انجام می دهم، تازه به یاد میآورم که گویا در حین کار، مشغول زندگی کردن بودهام و بس!
محمود دولت آبادی
محمود دولت آبادی
«خداوند در جزییات است.»
این سخن فلوبر خالق مادام بوواری است.
اغلب وقتی از دانشجویانم میخواهم تا موضوعی را با جزییاتش بنویسند، به بیان جزییترین موضوعاتی میپردازند که حول وحوش ایدهی نوشتنشان وجود دارد. به طوری که نوشتارشان شکل یک حاشیه روی پر طول و تفصیل به خود میگیرد.
برای بیان جزییات یکموضوع لازم نیست حاشیه بروید و پراکنده گویی کنید. پس منظورم از پرداختن به جزییات چیست؟
روی یک ایده اصلی تمرکز کنید. هیچوقت از چند ایده همزمان در نوشتههایتان حرف نزنید و در توصیف آن دریچه دوربین تان را زیاد باز نکنید.
برای این کار زمینه حرفهایتان را محدود کنید. بعد آن را به اجزای محدودتری تقسیم کنید.
به طور مثال اگر میخواهید دربارهی دیدارتان از یک درخت منحصربه فرد در طبیعت بنویسید. از تاثیری که کوهها در شما دارد یا راههای حفظ محیط زیست ننویسید. فقط بنویسید چطور شد که آن را دیدید؟ چه احساسی هنگام ایستادن در مقابل آن داشتید؟ و هر اطلاعاتی را که میخواهید دربارهی آن بدهید حین روایت اینکه چطور شد آن درخت خاص نظرتان را جلب کرد، بیاورید.
وقتی به بیان یک ایده همراه با تمرکز بر جزییات آن میپردازید، خواننده را وا میدارید تا پابه پایتان ماجرا را دنبال کند.
شما قابی به او میدهید و باعث میشوید تا فکرش منسجم شود و حسی تازه را تجربه کند. همچنین خود را از شر حواشی نامربوطی که توجه مخاطبانتان را از ایده اصلی منحرف می کند، رها میکنید.
در این باره سخن مونتنی فیلسوف را راهنمای خود قرار دهید:« هر چیزی صد قسمت دارد و من فقط یکی از آن ها را بیان میکنم.»
این سخن فلوبر خالق مادام بوواری است.
اغلب وقتی از دانشجویانم میخواهم تا موضوعی را با جزییاتش بنویسند، به بیان جزییترین موضوعاتی میپردازند که حول وحوش ایدهی نوشتنشان وجود دارد. به طوری که نوشتارشان شکل یک حاشیه روی پر طول و تفصیل به خود میگیرد.
برای بیان جزییات یکموضوع لازم نیست حاشیه بروید و پراکنده گویی کنید. پس منظورم از پرداختن به جزییات چیست؟
روی یک ایده اصلی تمرکز کنید. هیچوقت از چند ایده همزمان در نوشتههایتان حرف نزنید و در توصیف آن دریچه دوربین تان را زیاد باز نکنید.
برای این کار زمینه حرفهایتان را محدود کنید. بعد آن را به اجزای محدودتری تقسیم کنید.
به طور مثال اگر میخواهید دربارهی دیدارتان از یک درخت منحصربه فرد در طبیعت بنویسید. از تاثیری که کوهها در شما دارد یا راههای حفظ محیط زیست ننویسید. فقط بنویسید چطور شد که آن را دیدید؟ چه احساسی هنگام ایستادن در مقابل آن داشتید؟ و هر اطلاعاتی را که میخواهید دربارهی آن بدهید حین روایت اینکه چطور شد آن درخت خاص نظرتان را جلب کرد، بیاورید.
وقتی به بیان یک ایده همراه با تمرکز بر جزییات آن میپردازید، خواننده را وا میدارید تا پابه پایتان ماجرا را دنبال کند.
شما قابی به او میدهید و باعث میشوید تا فکرش منسجم شود و حسی تازه را تجربه کند. همچنین خود را از شر حواشی نامربوطی که توجه مخاطبانتان را از ایده اصلی منحرف می کند، رها میکنید.
در این باره سخن مونتنی فیلسوف را راهنمای خود قرار دهید:« هر چیزی صد قسمت دارد و من فقط یکی از آن ها را بیان میکنم.»
«در میان تمام عوالمی که بشر از طبیعت هدیه نگرفته و با ذهن خود خلق کرده است، عالم کتاب بهترین است.. بدون کلمه، بدون نوشتن کتابها، هیچ تاریخی و هیچ مفهومی از بشریت وجود ندارد و اگر کسی میخواهد سرگذشت روح بشر را در فضایی کوچک، فقط در یک خانه یا یک اتاق محصور کند و آن را به مالکیت خود درآورد، تنها با داشتن مجموعهای کتاب موفق به انجام این کار خواهد شد.»
هرمان هسه
هرمان هسه
بازخوانی
«داستایفسکی، تولستوی، شکسپیر بعضی اوقات هم ملویل را میخوانم. از شعرا مارلو، جانسون و شلی را هنوز هم میخوانم. این کتابها را به قدری خواندهام که معمولا آن را از صفحه اول شروع نمیکنم.
فقط راجع به یک شخصیت و یا یکی از صحنه های آن را میخوانم. درست مانند دوستی که به مدت چند دقیقه با او صحبتی کرده باشم.»
ویلیام فاکنر
«داستایفسکی، تولستوی، شکسپیر بعضی اوقات هم ملویل را میخوانم. از شعرا مارلو، جانسون و شلی را هنوز هم میخوانم. این کتابها را به قدری خواندهام که معمولا آن را از صفحه اول شروع نمیکنم.
فقط راجع به یک شخصیت و یا یکی از صحنه های آن را میخوانم. درست مانند دوستی که به مدت چند دقیقه با او صحبتی کرده باشم.»
ویلیام فاکنر
یک تجربه لذتبخش در نوشتن
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست را سالها به عنوان یک بازی انجام میدادم تا اینکه کم کم تبدیل به برنامه همیشگیام شد.
این تمرین حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما نوشتن با خطوط کج وکوله دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد.
با این کار ترسم نسبت به نوشتن از بین میرود و در حال و هوای نوشتن قرار میگیرم. باید بگویم دستخطم با دست راست پیشرفت چندانی نکرده اما چون مرا به یاد روزهای ابتدایی نوشتنم میاندازد ذوق زده ام میکند و باعث میشود هربار ایدههای جدیدی به ذهنم برسد.
کاری پیدا کن که با انجام آن ترست از نوشتن بریزد و دلت برای آن تنگشود. این کار میتواند یک تغییر خیلی کوچک باشد اما تو را شیفته نوشتن کند تا ترغیب شوی بیشتر و بیشتر بنویسی.
در دفتر یادداشتهای روزانهام صفحاتی وجود دارد که در آن با خطی متمایز نوشتهام. این صفحات مربوط به تلاش من برای نوشتن با دست راستم است.
اولین بار که متوجه شدم بچههای مدرسه برخلاف من، از دست راستشان در نوشتن استفاده میکنند، وسوسه شدم تا من هم با دست راست بنویسم و گاهی از هر دو دست راست و چپم در نوشتن استفاده میکردم.
نوشتن با دست راست را سالها به عنوان یک بازی انجام میدادم تا اینکه کم کم تبدیل به برنامه همیشگیام شد.
این تمرین حس خوبی به من میدهد. وقتی با دست راست مینویسم در مقایسه با زمانی که از دست چپم استفاده میکنم، ناخودآگاه قواعد را کنار میگذارم و حس میکنم خلاقتر شدهام.
نوشتن با خط رسمیام باعث میشود همه چیز به نظرم عادی تر بیاید. اما نوشتن با خطوط کج وکوله دست راستم، حس نوشتن اولین کلمات را به من میدهد.
با این کار ترسم نسبت به نوشتن از بین میرود و در حال و هوای نوشتن قرار میگیرم. باید بگویم دستخطم با دست راست پیشرفت چندانی نکرده اما چون مرا به یاد روزهای ابتدایی نوشتنم میاندازد ذوق زده ام میکند و باعث میشود هربار ایدههای جدیدی به ذهنم برسد.
کاری پیدا کن که با انجام آن ترست از نوشتن بریزد و دلت برای آن تنگشود. این کار میتواند یک تغییر خیلی کوچک باشد اما تو را شیفته نوشتن کند تا ترغیب شوی بیشتر و بیشتر بنویسی.
جرقه برای ایجاد ایدههای خلاق، از زیاد نوشتن و زیاد فکر کردن سرچشمه میگیرد.
کیم وو چونگ
کیم وو چونگ
تمرین خلاقیت
یکی از قسمت های اصلی نوشتن متن، انتخاب عنوان آن است. اسم گذاشتن برای اثر خودش یک جور تمرین خلاقیت است.
عنوان مناسب هر متن را انتخاب کنید. به خودتان سخت بگیرید؛ سه تا پنجعنوان جذاب برای نوشته تان انتخاب کنید و از میان آنها بهترین عنوان را بردارید.
از خودتان بپرسید آیا این عنوان خواننده را به خودش جلب میکند؟
به یاد داشته باشید اسم گذاشتن برای هر نوشته آن را محترم میکند و نمی گذارد کارتان را کوچک بشمارید. در عین حال یک عنوان جذاب خواننده را ترغیب میکند تا اثر را بخواند.
اغلب نویسندگان عنوانکارشان را بعد از نوشتن متن انتخاب میکنند، چون در این زمان به کارشان اشراف دارند و میتوانند عنوان جامع تری انتخاب کنند.
اما شما میتوانید حتی قبل از نوشتن درباره عنوانش خیالپردازی کنید. این کار ایدههای جدیدی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
یکی از قسمت های اصلی نوشتن متن، انتخاب عنوان آن است. اسم گذاشتن برای اثر خودش یک جور تمرین خلاقیت است.
عنوان مناسب هر متن را انتخاب کنید. به خودتان سخت بگیرید؛ سه تا پنجعنوان جذاب برای نوشته تان انتخاب کنید و از میان آنها بهترین عنوان را بردارید.
از خودتان بپرسید آیا این عنوان خواننده را به خودش جلب میکند؟
به یاد داشته باشید اسم گذاشتن برای هر نوشته آن را محترم میکند و نمی گذارد کارتان را کوچک بشمارید. در عین حال یک عنوان جذاب خواننده را ترغیب میکند تا اثر را بخواند.
اغلب نویسندگان عنوانکارشان را بعد از نوشتن متن انتخاب میکنند، چون در این زمان به کارشان اشراف دارند و میتوانند عنوان جامع تری انتخاب کنند.
اما شما میتوانید حتی قبل از نوشتن درباره عنوانش خیالپردازی کنید. این کار ایدههای جدیدی را برای نوشتن در اختیار شما قرار میدهد.
«کتابها نهتنها مجموعهای نامشخص از رویاها و حافظه ما است بلکه مدلی از عبور از محدودههای امیال فردی است.
برخی فکر میکنند خواندن نوعی فرار است: فرار از دنیای روزمره «واقعی» به دنیایی خیالی، یعنی دنیای کتابها. کتابها دستاوردی در این دنیا دارند. آنها مسیری به انسانی کمالیافته را پیش پای ما میگذارند.»
سوزان سانتاگ
برخی فکر میکنند خواندن نوعی فرار است: فرار از دنیای روزمره «واقعی» به دنیایی خیالی، یعنی دنیای کتابها. کتابها دستاوردی در این دنیا دارند. آنها مسیری به انسانی کمالیافته را پیش پای ما میگذارند.»
سوزان سانتاگ
وقتی الهامی میگیرید فورا آن را یادداشت کنید.
جهان پر از ایدههایی است که در انتظارند تا از سوی آدمهای خلاق ثبت شوند. گاهی خواندن یک مطلب یا بیان ایدهای از سوی یک نویسنده شگفت زده مان میکند و از خودمان میپرسیم او چطور توانسته تا این حد خوب از پس بیان این مطلب بربیاید.
گاهی هم ایده به نظرمان آشنا میآید. با خودتان میگویید: «این موضوع همان چیزی است که من هم به آن فکر کرده بودم.» حال آنکه ساعتها در انتظار یافتن ایدهای به در و دیوار زل زدهاید و حتی یک جمله به درد بخور ننوشته اید.
این را به یاد داشته باشید: ایدهها در جهان شناورند وبه دنبال کسانی میگردند تا آنها را ثبت کنند. اگر چنین نگاهی به قضیه داشته باشید دیگر موضوع قفل شدن ذهن در نوشتن، برایتان پیش نمیآید.
کافیست به فرشتگان الهام اعلام کنید که من آماده دریافت آنچه میخواهید به من بگویید هستم و خودکار و کاغذ را بردارید و بنویسید. از پیش به ورود ایدهها ی جدید خوشامد بگویید.
این کار شما را در جهت ثبت ایدهها قرار میدهد تا به ایده مورد نظرتان برسید.
اگر به درکی برسید و آن را یادداشت نکنید آن ایده به راحتی محو میشود و به سراغ فرد دیگری میرود. ثبت همین ایدهها است که شما را قادر میسازد تا در سطحی عمیق تر زندگی کنید و در سحطی عمیق تر بنویسید.
جهان پر از ایدههایی است که در انتظارند تا از سوی آدمهای خلاق ثبت شوند. گاهی خواندن یک مطلب یا بیان ایدهای از سوی یک نویسنده شگفت زده مان میکند و از خودمان میپرسیم او چطور توانسته تا این حد خوب از پس بیان این مطلب بربیاید.
گاهی هم ایده به نظرمان آشنا میآید. با خودتان میگویید: «این موضوع همان چیزی است که من هم به آن فکر کرده بودم.» حال آنکه ساعتها در انتظار یافتن ایدهای به در و دیوار زل زدهاید و حتی یک جمله به درد بخور ننوشته اید.
این را به یاد داشته باشید: ایدهها در جهان شناورند وبه دنبال کسانی میگردند تا آنها را ثبت کنند. اگر چنین نگاهی به قضیه داشته باشید دیگر موضوع قفل شدن ذهن در نوشتن، برایتان پیش نمیآید.
کافیست به فرشتگان الهام اعلام کنید که من آماده دریافت آنچه میخواهید به من بگویید هستم و خودکار و کاغذ را بردارید و بنویسید. از پیش به ورود ایدهها ی جدید خوشامد بگویید.
این کار شما را در جهت ثبت ایدهها قرار میدهد تا به ایده مورد نظرتان برسید.
اگر به درکی برسید و آن را یادداشت نکنید آن ایده به راحتی محو میشود و به سراغ فرد دیگری میرود. ثبت همین ایدهها است که شما را قادر میسازد تا در سطحی عمیق تر زندگی کنید و در سحطی عمیق تر بنویسید.
نوشتن بهتر از نوشیدن است و اگر هر دو را همزمان انجام دهید دیوار ها به رقص در میآیند.
چارلز بوکوفسکی
چارلز بوکوفسکی
هرگز ارزش یک کتاب را دست کم نگیرید. کتابها ابزار مناسبی هستند که به شما الهام میبخشند، به شما جسارت و شجاعت میدهند تا زوایای تاریک زندگی خود را روشن کنید.
کلمنت استون
کلمنت استون
یافتن بذر خلاقیت
یکی از کارهایی که برای نوشتن باید انجام بدهید، گوش دادن به گفتگوهای اطرافیانتان است. بعضی از دیالوگها در خود بذر داستان دارند.
به صحبتهای اطرافیانتان با دقت گوش کنید. به سبک سخن گفتن و لحن آنها داخل اتوبوس، خیابان، درون آسانسور، سینما و ... توجه کنید و آنهایی را که به نظرتان جالب است، در دفتر یادداشتتان بنویسید.
در هر متنی که میخوانید به دیالوگها نگاه کنید. ببینید نویسندهها چطور از دیالوگها استفاده میکنند، از آنها یاد بگیرید.
نوشته تان را با یک دیالوگ شروع کنید. متن یا خاطرهای بنویسید که با یک دیالوگ کوتاه شروع شود. از دیالوگ طولانی استفاده نکنید.
شروع یک داستان یا خاطره با یک دیالوگکوتاه و جذاب، خواننده را با خود همراه میکند. همچنین توجه به آن باعث میشود تا جزییات لازم در نوشته شما شکل بگیرد.
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیلتان را آزاد بگذارید و سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و آن را وسعت بدهید.
در عرض ده دقیقه متنی را بر اساس آن بنویسید. نگران این نباشید که چه از آب در میآید هر چند وقت یکبار این تمرین را انجام بدهید. هر دیالوگ جلوهی تازهای از یک مسئله را به شما نشان میدهد.
یکی از کارهایی که برای نوشتن باید انجام بدهید، گوش دادن به گفتگوهای اطرافیانتان است. بعضی از دیالوگها در خود بذر داستان دارند.
به صحبتهای اطرافیانتان با دقت گوش کنید. به سبک سخن گفتن و لحن آنها داخل اتوبوس، خیابان، درون آسانسور، سینما و ... توجه کنید و آنهایی را که به نظرتان جالب است، در دفتر یادداشتتان بنویسید.
در هر متنی که میخوانید به دیالوگها نگاه کنید. ببینید نویسندهها چطور از دیالوگها استفاده میکنند، از آنها یاد بگیرید.
نوشته تان را با یک دیالوگ شروع کنید. متن یا خاطرهای بنویسید که با یک دیالوگ کوتاه شروع شود. از دیالوگ طولانی استفاده نکنید.
شروع یک داستان یا خاطره با یک دیالوگکوتاه و جذاب، خواننده را با خود همراه میکند. همچنین توجه به آن باعث میشود تا جزییات لازم در نوشته شما شکل بگیرد.
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیلتان را آزاد بگذارید و سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و آن را وسعت بدهید.
در عرض ده دقیقه متنی را بر اساس آن بنویسید. نگران این نباشید که چه از آب در میآید هر چند وقت یکبار این تمرین را انجام بدهید. هر دیالوگ جلوهی تازهای از یک مسئله را به شما نشان میدهد.
ادبیات به خودی خود مطالعه نوع بشر است، تا تحول انسان ها و انسان ها را درک کنید. نویسنده کاری میکند بفهمید چگونه از نظرگاه حافظه بلند مدت انسانی، درباره فکری داوری کنید.
زیرا ادبیات و تاریخ شاخههای حافظه انسانی اند. حافظه ثبت شده. با آن خواهید آموخت وجود خود را در درون و داوری خود و تفکر خود را زنده نگه دارید.
دوریس لسینگ
زیرا ادبیات و تاریخ شاخههای حافظه انسانی اند. حافظه ثبت شده. با آن خواهید آموخت وجود خود را در درون و داوری خود و تفکر خود را زنده نگه دارید.
دوریس لسینگ
در جهان بی پایان ادبیات همیشه راهی برای کشف یافت میشوند، چه راههای تازه و چه بسیار کهن. سبک ها و فرمهایی که میتوانند تصویر دنیا را در دید ما تغییر دهند.
ایتالو کالوینو
ایتالو کالوینو