نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
کسی که یادگیری را متوقف کند پیر است؛ چه بیست سالش باشد چه هشتاد سال و هر کس به آموختن بپردازد جوان می‌ماند.


هنری فورد

@Writing_lovers
من وقتی می‌بینم که کسی بدون ذکر منبع مطلبی را نقل می‌کند، بیش از آنکه به کپی رایت یا مسائل مانند آن فکر کنم، می‌فهمم که می‌خواهد مخاطب را پیش خودش حبس کند. او نمی‌تواند یا نمی‌خواهد بخشی از جریان گردش در عالم باشد. در کنار ماده و انرژی که هزار جور حرف‌های علمی و شبه علمی و غیرعلمی در موردشان گفته‌اند، جنس دیگری از وجود در دنیای امروز موجود است و آن، ترافیک است. منظورم Packet‌های دیتا نیست. بلکه جریان سیال انسانها در فضای سایبر است.


بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»


👇👇👇

http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
«با مادرم همراه» نام زندگینامهٔ خودنوشت سیمین بهبهانی است. یک کتاب با روایت جذاب و پر از خاطرات خواندنی.


@Writing_lovers
با یک معمای کوچک آغاز کنید

اگر شما نمی‌خواهید در ابتدای داستان از ایجاد حسِ سردرگمی استفاده کنید، طرحِ یک معما برای خوانندگان می‌تواند بسیار مفید باشد. مخصوصا اگر آن برای راویِ داستان هم معمای حل ناشده  باشد. این کار می‌تواند راوی و خواننده را شریک جرم کند. یک سؤال بی پاسخ می‌تواند حتی کل داستان را نیز احاطه کند . مثل وقتی که دیوید کاپرفیلدِ رمان چارلز دیکنز می‌پرسد: «نمی‌دانم من قهرمان زندگی خود خواهم بود یا دیگری. در هر حال این صفحات باید آن را روشن سازد».

جیکوب ام پل


@Writing_lovers
یکی از انواع نوشتن و به ثبت رساندنِ تجربیات، سفرنامه نویسی است. سفرنامهٔ ناصرخسرو قبادیانی، سفرنامه ابن بطوطه و یا سفرنامه‌ مارکوپولو اطلاعات بی‌نظیری دربارهٔ شیوه زندگی انسان‌ها و طرز تفکرشان به ما می‌دهد.

«خوش دست» سفرنامه منصور ضابطیان است که با قلمی زیبا به نگارش در آمده است. برای خواندن آن به نشانی زیر مراجعه کنید:
👇👇👇

http://nadastan.com/1719/lifefiction/منصور-ضابطیان.html

در صورتیکه به رسانه‌سروش دسترسی دارید:
sapp.ir/writer.com
یکی از اشتباهات نویسندگان تازه‌کار این است که فکر می‌کنند نوشته‌های خود را باید ویرایش کنند و فکر می‌کنند نویسنده‌های بزرگ غلط‌های املایی و انشایی ندارند. ویرایش متن‌ها در ابتدای کار نویسنده را از پرداختن به موضوعات و به طور کلی خلاقیت در نوشتن بازمی‌دارد. پس در ابتدای کار روی نوشتن تمرکز کنید و به چیز دیگری فکر نکنید.

ریچارد مک مان


@Writing_lovers
روزی رفتم دیدن مادربزرگم که در تختی نشسته بود و رادیویی هم کنارش بود و داشت به موسیقی غم‎انگیزی گوش می‌‎داد. آن موقع جوان بودم و خودم را در مقابل این پیری می‎دیدم که روزی من هم این‌طور می‌شوم. با همین حال و هوا آمدم بیرون. آن موقع کافه‏‌ای بود اول خیابان قوام‎السطلنه که در آن روزها پاتوق تمام روشنفکرها و هنرمندها بود و من بیشتر هنرمندها را آنجا می‎دیدم. از جمله، فروغ. در خانه ابراهیم گلستان با او آشنا شده بودم. وقتی به این کافه رسیدم، فروغ هم آنجا بود و به من اشاره کرد که بروم و کنارش بنشینم. من هم دل تو دلم نبود که بروم با این شاعری که خیلی هم دوستش داشتم چه بگویم. من هم بی‎اختیار تعریف کردم، از مادربزرگم و خانه‌‏اش و از دایی‏‌ام و کفتربازی‌‏اش گفتم و فضای عجیبی که داشت. یک چیزهایی برایش گفتم و فروغ هم گفت این یک قصه معرکه‏‌ای است چرا این را نمی‎نویسی و بعد هم تشویقم کرد به نوشتن و من هم نوشتم و بعد هم شد قصه‌‏ای به نام «میعاد» که در مجله چاپ شد. بعد از چاپ این قصه فروغ گفت، نگفتم که تو نویسنده‌‏ای...

گلی ترقی


@Writing_lovers
 تا میانۀ قرن نوزدهم،‌ نوشتن در کتاب‌ها خراب‌کردنِ آن‌ها محسوب نمی‌شد. امروز نوشتن در کتاب به همان اندازه زشت است که گذاشتن پا روی میز کتابخانه. اما در زمان میلتون،‌ نوشتن در کتاب خراب‌کردن آن نبود بلکه غنا بخشیدن به آن بود. از حوالی ۱۸۵۰ دیگر این در روی پاشنۀ قبلی نچرخید، یعنی زمانی که کتابخانه‌های عمومی با بودجۀ حاصل از درآمدهای مالیاتی در بریتانیا و ایالات متحده ساخته شدند. ساده بود،‌ از بچه‌مدرسه‌ای‌ها خواستند چیزی در کتاب‌ها ننویسند. البته این ماجرا ارتباطی هم با این باور پسارمانتیک داشت که خواننده باید گیرنده باشد و نه فعال؛ اینکه کتاب باید ما را متحول کند و نه بالعکس. اما اگر نگاهی به کتاب‌های چاپی اولیه بیندازید،‌ نوعی تلاش جمعی در کار است و کتاب چاپی مادۀ خامی محسوب می‌شود که کاربر با استفاده از آن نوع اختصاصی خود را شکل می‌دهد. این ماجرا حتی می‌تواند بدین شکل درآید که کتابی حقیقتاً چندپاره شود و صفحات آن از نو بازیابی شوند.

«پیش از عصر دیجیتال هم آدم‌های زیادی کتاب نمی‌خوانده‌اند»
👇👇👇
http://m.tarjomaan.com/interview/9581/


@Writing_lovers
«وقتی بتوانید به جای ناراحت شدن فکر کنید، عناصر حیاتی را برای تبدیل شدن به نویسنده‌ای خوب، در اختیار دارید.»


جان هوارد گریفین


@Writing_lovers
 در آرام‌ترین ساعت شب خویش، از خود بپرسید که «آیا راستی من از نوشتن ناگزیرم؟»در دل خود بکاوید و صمیمانه‌ترین پاسخ را از آن بجویید.

اگر می‌توانید پیش چنین پرسش متینی دلیرانه بایستید و به‌سادگی و جرئت بگویید «آری ناگزیرم.» آنگاه زندگانی خویش را وقف این احتیاج کنید.

پس به طبیعت نزدیک شوید. بکوشید تا چنان که گویی آدم نخستین هستید، از آن چه می بینید، از آن چه با آن و در آن زیست می‌کنید، از آن چه دوست دارید، و از آن چه گم کرده‌اید سخن بگویید.


ریلکه

@Writing_lovers
لذتی که یک شهر به تو ارمغان می دهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت می‌دهد.


📗شهرهای بی‌نشان
ایتالو کالوینو


@Writing_lovers
معلومات، کشف تدریجی نادانی خودمان است.


ویل دورانت


@Writing_lovers
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
#معرفی_کتاب
#زندگی_داستانی_ای_جی_فیکری
#گابریل_زوین
مترجم: #لیلا_کرد
تعداد صفحات: 255
#نشر_کتاب_کوله_پشتی

زندگی داستانی ای جی فیکری کتابی خواندنی و گیراست و بی وقفه تو را تا پایان داستان به دنبال خود می کشاند،
کتاب نامزد بهترین رمان سال 2014 به انتخاب گودریذر شده، و از آن دسته کتاب هاییست که موضوعش حول محور کتاب و کتابفروشی ست
داستان آن دسته آدم هایی که زندگیشان در بین کتاب ها شکل می گیرد، و در این داستان مایا کوچولویی که در کتاب فروشی پیدا می شود و عشق آملیا و ای جی فیکری، عشقی از جنس کتاب و...

@sarzamine_ketabha
ارزش ‌ِ داشتنِ پروژهٔ شخصی


طی ماههای اخیر، تصمیم گرفتم در یک محفل علمی شرکت کنم. لازم‌ بود برای حاضر شدن در آن، پنج‌ساعت راه طی کنم. علاوه بر این هزینه‌های سنگین مالی رفت و برگشت هم بود. این برنامه چندان ضروری نبود اما برای رشد شخصی‌ام مفید بود بنابراین تصمیم گرفتم هر طور شده آن را عملی کنم.

حالا در قبال تعهدی که برای یادگیری‌ به خودم داده ام هر چهارشنبه، صبح‌ زود راه می‌افتم در جلسه حاضر می‌شوم و وقتی جلسه تمام شد همان پنج ساعت راه را برمی‌گردم تا به خانه برسم.

کار سختی است به‌خصوص صبح‌های زود در حالی بلند می‌شوم‌ که دوست دارم زمان بیشتری را در رختخواب بمانم اما این برنامه نوعی سرمایه گذاری ‌بود که ارزش هزینه کردن داشت.

قبل از هر چیز فهرستی از کارهایی که نباید انجام بدهم تهیه کردم و وقت آن را به برنامه سفرم و کارهایی که در اولویت بیشتر هستند اختصاص دادم.

در خلال سفر هم از فرصت‌های به وجود آمده، برای یادگیریِ بیشتر استفاده می‌کنم. در سفر اخیرم دو داستان، دو شعر و دو مقاله خواندم. سه صفحه ‌نوشتم و به حرفهای راننده و اطرافیانم گوش دادم و دیالوگهایی را که بذر ایده داستانی در خودشان داشتند، یادداشت ‌‌کردم.

خوشبختانه تا امروز هم به برنامه‌ام‌ وفادار مانده‌ام. بنظرم تأثیر تجارب، بسیار فراتر از خود تجربه ها هستند و همین‌ اقدامات کوچک، در عین حال دشوار هستند که می‌توانند به ما کمک ‌کنند تا آماده تغییرات بزرگ‌تر شویم.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers
عجیب نیست که در مورد چیزهایی که بیشتر از همه راجع بهشان فکر می‌کنیم، کمتر حرف می‌زنیم؟


چارلز لیدنبرگ


@Writing_lovers