📗چگونه عادی نباشیم
کریس گیلبو در این کتاب تجربیات ماجراجویانهاش را با خواننده به اشتراک میگذارد. از نگارش آنلاین و تبدیل شدن به یک نویسنده معتبر میگوید و سؤال مهمی را مطرح میکند: چگونه بهرغم فشارهای طاقت فرسا رؤیاهایمان را بسازیم. کتاب «چگونه عادی نباشیم» ما را ترغیب میکند که زندگی جدیدی با قوانین خودمان بسازیم.
@Writing_lovers
کریس گیلبو در این کتاب تجربیات ماجراجویانهاش را با خواننده به اشتراک میگذارد. از نگارش آنلاین و تبدیل شدن به یک نویسنده معتبر میگوید و سؤال مهمی را مطرح میکند: چگونه بهرغم فشارهای طاقت فرسا رؤیاهایمان را بسازیم. کتاب «چگونه عادی نباشیم» ما را ترغیب میکند که زندگی جدیدی با قوانین خودمان بسازیم.
@Writing_lovers
«اندر مزایای داشتن دفترچه یادداشت»
نقل قولهایی خواندنی درباره یادداشت برداری، از جون دیدیون
«اشتیاق نوشتن کاملاً غیرارادی است. اما توجیهش برای کسانی که نوشتههایشان را به کسی نشان نمیدهند، دشوار است. شاید اتفاقی به دردی بخورد، حالا حتی برای مسئلهای کوچک، همانطور که هر نیازی خودش را توجیه میکند.»
https://nonfictioninpersian.com/on-keeping-a-notebook/
@Writing_lovers
نقل قولهایی خواندنی درباره یادداشت برداری، از جون دیدیون
«اشتیاق نوشتن کاملاً غیرارادی است. اما توجیهش برای کسانی که نوشتههایشان را به کسی نشان نمیدهند، دشوار است. شاید اتفاقی به دردی بخورد، حالا حتی برای مسئلهای کوچک، همانطور که هر نیازی خودش را توجیه میکند.»
https://nonfictioninpersian.com/on-keeping-a-notebook/
@Writing_lovers
هایاکاوا، استاد دانشگاه و سناتور ایالات متحده مینویسد : «با یادگیری نوشتن، فکر کردن را یاد میگیرید. تا زمانی که چیزی را با نوشتن بیان نکنید، آن را به وضوح درک نمیکنید.»
جان مکسول
📗هنر اندیشیدن
@Writing_lovers
جان مکسول
📗هنر اندیشیدن
@Writing_lovers
Forwarded from داستان کوتاه
داستان «هفت خاج رستم»
یار علی پور مقدم
۱۲ دقیقه
http://sarapoem.persiangig.com/link7/haftkhjerostam.htm
@Note_story
یار علی پور مقدم
۱۲ دقیقه
http://sarapoem.persiangig.com/link7/haftkhjerostam.htm
@Note_story
کسی که یادگیری را متوقف کند پیر است؛ چه بیست سالش باشد چه هشتاد سال و هر کس به آموختن بپردازد جوان میماند.
هنری فورد
@Writing_lovers
هنری فورد
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
من وقتی میبینم که کسی بدون ذکر منبع مطلبی را نقل میکند، بیش از آنکه به کپی رایت یا مسائل مانند آن فکر کنم، میفهمم که میخواهد مخاطب را پیش خودش حبس کند. او نمیتواند یا نمیخواهد بخشی از جریان گردش در عالم باشد. در کنار ماده و انرژی که هزار جور حرفهای علمی و شبه علمی و غیرعلمی در موردشان گفتهاند، جنس دیگری از وجود در دنیای امروز موجود است و آن، ترافیک است. منظورم Packetهای دیتا نیست. بلکه جریان سیال انسانها در فضای سایبر است.
بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»
👇👇👇
http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»
👇👇👇
http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
«با مادرم همراه» نام زندگینامهٔ خودنوشت سیمین بهبهانی است. یک کتاب با روایت جذاب و پر از خاطرات خواندنی.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
با یک معمای کوچک آغاز کنید
اگر شما نمیخواهید در ابتدای داستان از ایجاد حسِ سردرگمی استفاده کنید، طرحِ یک معما برای خوانندگان میتواند بسیار مفید باشد. مخصوصا اگر آن برای راویِ داستان هم معمای حل ناشده باشد. این کار میتواند راوی و خواننده را شریک جرم کند. یک سؤال بی پاسخ میتواند حتی کل داستان را نیز احاطه کند . مثل وقتی که دیوید کاپرفیلدِ رمان چارلز دیکنز میپرسد: «نمیدانم من قهرمان زندگی خود خواهم بود یا دیگری. در هر حال این صفحات باید آن را روشن سازد».
جیکوب ام پل
@Writing_lovers
اگر شما نمیخواهید در ابتدای داستان از ایجاد حسِ سردرگمی استفاده کنید، طرحِ یک معما برای خوانندگان میتواند بسیار مفید باشد. مخصوصا اگر آن برای راویِ داستان هم معمای حل ناشده باشد. این کار میتواند راوی و خواننده را شریک جرم کند. یک سؤال بی پاسخ میتواند حتی کل داستان را نیز احاطه کند . مثل وقتی که دیوید کاپرفیلدِ رمان چارلز دیکنز میپرسد: «نمیدانم من قهرمان زندگی خود خواهم بود یا دیگری. در هر حال این صفحات باید آن را روشن سازد».
جیکوب ام پل
@Writing_lovers
یکی از انواع نوشتن و به ثبت رساندنِ تجربیات، سفرنامه نویسی است. سفرنامهٔ ناصرخسرو قبادیانی، سفرنامه ابن بطوطه و یا سفرنامه مارکوپولو اطلاعات بینظیری دربارهٔ شیوه زندگی انسانها و طرز تفکرشان به ما میدهد.
«خوش دست» سفرنامه منصور ضابطیان است که با قلمی زیبا به نگارش در آمده است. برای خواندن آن به نشانی زیر مراجعه کنید:
👇👇👇
http://nadastan.com/1719/lifefiction/منصور-ضابطیان.html
در صورتیکه به رسانهسروش دسترسی دارید:
sapp.ir/writer.com
«خوش دست» سفرنامه منصور ضابطیان است که با قلمی زیبا به نگارش در آمده است. برای خواندن آن به نشانی زیر مراجعه کنید:
👇👇👇
http://nadastan.com/1719/lifefiction/منصور-ضابطیان.html
در صورتیکه به رسانهسروش دسترسی دارید:
sapp.ir/writer.com
یکی از اشتباهات نویسندگان تازهکار این است که فکر میکنند نوشتههای خود را باید ویرایش کنند و فکر میکنند نویسندههای بزرگ غلطهای املایی و انشایی ندارند. ویرایش متنها در ابتدای کار نویسنده را از پرداختن به موضوعات و به طور کلی خلاقیت در نوشتن بازمیدارد. پس در ابتدای کار روی نوشتن تمرکز کنید و به چیز دیگری فکر نکنید.
ریچارد مک مان
@Writing_lovers
ریچارد مک مان
@Writing_lovers
روزی رفتم دیدن مادربزرگم که در تختی نشسته بود و رادیویی هم کنارش بود و داشت به موسیقی غمانگیزی گوش میداد. آن موقع جوان بودم و خودم را در مقابل این پیری میدیدم که روزی من هم اینطور میشوم. با همین حال و هوا آمدم بیرون. آن موقع کافهای بود اول خیابان قوامالسطلنه که در آن روزها پاتوق تمام روشنفکرها و هنرمندها بود و من بیشتر هنرمندها را آنجا میدیدم. از جمله، فروغ. در خانه ابراهیم گلستان با او آشنا شده بودم. وقتی به این کافه رسیدم، فروغ هم آنجا بود و به من اشاره کرد که بروم و کنارش بنشینم. من هم دل تو دلم نبود که بروم با این شاعری که خیلی هم دوستش داشتم چه بگویم. من هم بیاختیار تعریف کردم، از مادربزرگم و خانهاش و از داییام و کفتربازیاش گفتم و فضای عجیبی که داشت. یک چیزهایی برایش گفتم و فروغ هم گفت این یک قصه معرکهای است چرا این را نمینویسی و بعد هم تشویقم کرد به نوشتن و من هم نوشتم و بعد هم شد قصهای به نام «میعاد» که در مجله چاپ شد. بعد از چاپ این قصه فروغ گفت، نگفتم که تو نویسندهای...
گلی ترقی
@Writing_lovers
گلی ترقی
@Writing_lovers
تا میانۀ قرن نوزدهم، نوشتن در کتابها خرابکردنِ آنها محسوب نمیشد. امروز نوشتن در کتاب به همان اندازه زشت است که گذاشتن پا روی میز کتابخانه. اما در زمان میلتون، نوشتن در کتاب خرابکردن آن نبود بلکه غنا بخشیدن به آن بود. از حوالی ۱۸۵۰ دیگر این در روی پاشنۀ قبلی نچرخید، یعنی زمانی که کتابخانههای عمومی با بودجۀ حاصل از درآمدهای مالیاتی در بریتانیا و ایالات متحده ساخته شدند. ساده بود، از بچهمدرسهایها خواستند چیزی در کتابها ننویسند. البته این ماجرا ارتباطی هم با این باور پسارمانتیک داشت که خواننده باید گیرنده باشد و نه فعال؛ اینکه کتاب باید ما را متحول کند و نه بالعکس. اما اگر نگاهی به کتابهای چاپی اولیه بیندازید، نوعی تلاش جمعی در کار است و کتاب چاپی مادۀ خامی محسوب میشود که کاربر با استفاده از آن نوع اختصاصی خود را شکل میدهد. این ماجرا حتی میتواند بدین شکل درآید که کتابی حقیقتاً چندپاره شود و صفحات آن از نو بازیابی شوند.
«پیش از عصر دیجیتال هم آدمهای زیادی کتاب نمیخواندهاند»
👇👇👇
http://m.tarjomaan.com/interview/9581/
@Writing_lovers
«پیش از عصر دیجیتال هم آدمهای زیادی کتاب نمیخواندهاند»
👇👇👇
http://m.tarjomaan.com/interview/9581/
@Writing_lovers
ترجمان | علوم انسانی و ترجمه
پیش از عصر دیجیتال هم آدمهای زیادی کتاب نمیخواندهاند
سالهای زیادی از رواج رسانههای دیجیتال نمیگذرد، اما همین الآن هم خیلیها نوستالژی دورانی را دارند که اینترنت و گوشی هوشمند و شبکۀ اجتماعی وجود نداشت. نوستالژیبازها میگویند در آن دوران کتاب آنقدر غریب نبود و مردم خوانندگان جدیتری بودند. اما مورخی که دربارۀ…
«وقتی بتوانید به جای ناراحت شدن فکر کنید، عناصر حیاتی را برای تبدیل شدن به نویسندهای خوب، در اختیار دارید.»
جان هوارد گریفین
@Writing_lovers
جان هوارد گریفین
@Writing_lovers
در آرامترین ساعت شب خویش، از خود بپرسید که «آیا راستی من از نوشتن ناگزیرم؟»در دل خود بکاوید و صمیمانهترین پاسخ را از آن بجویید.
اگر میتوانید پیش چنین پرسش متینی دلیرانه بایستید و بهسادگی و جرئت بگویید «آری ناگزیرم.» آنگاه زندگانی خویش را وقف این احتیاج کنید.
پس به طبیعت نزدیک شوید. بکوشید تا چنان که گویی آدم نخستین هستید، از آن چه می بینید، از آن چه با آن و در آن زیست میکنید، از آن چه دوست دارید، و از آن چه گم کردهاید سخن بگویید.
ریلکه
@Writing_lovers
اگر میتوانید پیش چنین پرسش متینی دلیرانه بایستید و بهسادگی و جرئت بگویید «آری ناگزیرم.» آنگاه زندگانی خویش را وقف این احتیاج کنید.
پس به طبیعت نزدیک شوید. بکوشید تا چنان که گویی آدم نخستین هستید، از آن چه می بینید، از آن چه با آن و در آن زیست میکنید، از آن چه دوست دارید، و از آن چه گم کردهاید سخن بگویید.
ریلکه
@Writing_lovers
لذتی که یک شهر به تو ارمغان می دهد، عجایب هفت تا هفتادگانه اش نیست، بلکه پاسخی است که به سوالت میدهد.
📗شهرهای بینشان
ایتالو کالوینو
@Writing_lovers
📗شهرهای بینشان
ایتالو کالوینو
@Writing_lovers