نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
یکی از معدود چیزهایی که دربارهٔ نوشتن می‌دانم این است: از هرچه دارید مایه بگذارید، از چله کمان رهایش کنید، با آن بازی کنید، ببازیدش، همه‌اش را، همین‌الان.

همه‌چیز را حسابی و با سماجت امتحان کنید. در یک اثر هنری دنبال هر موضوعی بروید و بکاویدش؛ ولش نکنید، با عجله از رویش رد نشوید انگار که آن را فهمیده‌اید، بلکه آن‌قدر پی‌اش را بگیرید تا آن را در هاله قدرت و یگانگی خودش ببینید.

آنی دیلارد


@Writing_lovers
هر چه بيشتر روی کاغذ حرف بزنيد (بدون مکث و تأمل برای قضاوت يا نقد) شانس بيشتری برای يک کار با ارزش داريد. بعد می‌توانيد برگرديد و آن را اصلاح و ويرايش کنيد. اما بعداً، بعداً که نکته اصلی کلامتان را يافتيد.


محمد حسن شهسواری


@Writing_lovers
💡
او به تمام موجودات این دنیا فکر کرد. آن ها به خاطر وفادار بودن از دستورات پیروی نمیکردند و به خاطر دوست داشتنی بودن پرنسس‌ها به آنها کمک نمی‌کردند. آنها این کار را انجام می‌دادند تا شاید یک روز پاسخ وفاداری و عشق ورزی شان با شانس دوباره‌ای برای انسان شدن پاسخ داده شود‌، تنها از طریق داستانها می‌توانستند راهی برای بازگشت پیدا کنند...بازگشت به هویت ناقصشان و به زندگی بی داستانشان...

📖خوبهای بد، بدهای خوب
🚩سومان چینانی
@ketab_nakhahad_mord
جمال میرصادقی می‌گوید: «داستان نویسی این نیست که شما کلمات را کنار هم بگذارید و داستان را خلق کنید، بلکه نیازمند برنامه ریزی است و باید از پیش مشخص کنید چه شروع و میانه و همچنین پایانی برای داستان شما مناسب تر است. نیازی نیست که فصل به فصل آن را بدانید، بلکه فقط در ذهن خود باید برای رمان نوشتن، برنامه ریزی کنید که چه اتفاقاتی می‌افتد و چگونه موضوع رمانتان پیش می‌رود.»

اما لازم نیست هنگام نوشتن عینا براساس طرح‌ از پیش تعیین شده، پیش بروید. باید با طرح درگیر شوید و مدام درباره آن فکر کنید اما هنگام نوشتن انعطاف داشته باشید و ببینید داستان شما را به کجا می‌برد.

گفته‌ی استیون کینگ می‌تواند راهنمای خوبی در این زمینه باشد: «طرح آخرین چارهٔ نویسنده و اولین انتخاب آدم کودن است.»

معصومه حامی دوست

@Writing_lovers
دانشجویی یقه نویسنده معروفی را گرفت و از او پرسید: «به نظرتان می‌توانم نویسنده شوم؟»

نویسنده گفت: «خب، نمی‌دانم . . . از جمله‌ها خوشت می‌آید؟»

نویسنده متوجه حیرت دانشجو شد. جمله‌ها؟ از جمله‌ها خوشم می‌آید؟ بیست سال دارم و آیا از جمله‌ها خوشم می‌آید؟ اگر از جمله‌ها خوشش بیاید معلوم است که می‌تواند شروع کند؛ مثل نقاش پرشوری که می‌شناختم. از او پرسیدم چطور شد نقاش شد. گفت: «از بوی رنگ خوشم می‌آمد.»

همینگوی، به‌عنوان الگو، رمان‌های کنوت هامسون و ایوان تورگنیف را می‌خواند. ایزاک بشویس سینگر هم، اتفاقاً، هامسون و تورگنیف را به‌عنوان الگو انتخاب کرد. رالف الیسون، همینگوی و گرترود اشتاین می‌خواند. تورو عاشق هومر بود؛ اودورا ولتی شیفته چخوف بود. فاکنر دِینی که به شروود اندرسن و جویس داشت و ای. ام. فاستر دینش به جین آستین و پروست را شرح می‌دهد. 


آنی دیلارد


@Writing_lovers
هیچ چیز این جهان صرفا برای سرگرمی نیست؛ سرگرمی نقاب است. هر جا که سرگرمی ست، حضور اندیشه های به دام نیفتاده بیشتر است. آنچه داستان نویسان بزرگ می آفرینند، هرگز برای سرگرمی نیست. داستان و رمان با نقاب سرگرمی از جهان راز گشایی می کند. اتصال تصویر های ناممکن، جرقه ی روایت هاست. رمان تصویرها را کنار هم قرار می دهد تا امری ناممکن به شکل روایت آشکار شود. روایت بدون مفهوم، بدون استدلال به درونت نفوذ می کند . روایت کم کم قانع ات می کند وقتی روایت در درون خواننده جای می گیرد، نمادها و استعاره های زندگی خوانتده با آن ارتباط یر قرار می کند. ممکن است خواننده ماجرای آن روایتی را که می خواند فراموش کند اما هرگز نمی تواند از پژواک هایی که آن روایت براتگیخته است بگریزد. داستان مثل مرکبی در درون خواننده پخش می شود و این سیاهی هزار شکل، جهان خواننده را شکل می دهد. هر آنچه را فیلسوفان و اندیشمندان علوم انسانی بعدا کشف خواهند کرد داستان نویسان بزرگ به گونه ای با روایت حس کرده اند. روایت تجربه کردن جهان با تصویر است و علم، اندیشیدن با مفهوم. بی تردید هر تصویری پر از مفاهیم ممکن و ناممکن است. همیشه بخشی از تصویر امکان آن را خواهد داشت که تبدیل به مفهوم شود. تصویر ابدی است اما مفهوم وابسته به افق انتظار. از این رو هیچ مفهومی نمی تواند از همه ی گفتمان ها عبور کند.
روایت های اصیل ما را نفی یا تایید می کنند؛ به ما امکان می دهند تا درباره ی ناممکن ها فکر کنیم. تجربه های فراموش شده را به یاد آوریم. تجربه های ناممکن را تجربه کنیم. رمان ها هیولا بودن انسان ها را یاد آور می شوند. رمان ها واقعیتی می آفرینند تا نسبت به آنچه درباره ی انسان گفته اند شک کنیم. رمان ها کدها، نمادها، استعاراتی را به هم وصل می کنند که هرگز ممکن نیست بتوان با استدلال های روان شناختی، جامعه شناختی و فلسفی به آن دست یافت. داستان ماده ی حاجب است نوعی رادیولوژی کنش آدمیان که با هیچ ابزاری جز روایت قابل دیدن نیست. آنچه را که فلسفه ، جامعه شناسی، روان شناسی نمی تواند آشکار کند با حاجب روایت می توان پدیدار کرد.
سینا جهاندیده
@tabarshenasi_ketab
قلم تان را برای مواقع الهام بخش و یافتن ایده همراه خود داشته باشید تا اگر ایده ای به ذهنتان خطور کرد آنرا موقتا درجایی ثبت کنید. نباید فراموش کنید که صحبت کردن درمورد یک ایده با نوشتن آن بسیار متفاوت است. شما با سخن گفتن میتوانید ایده خود را فتح کنید اما با نوشتن میتوانید آن ایده را به مسیری که میخواهید هدایت کنید.

والتر بنیامین

@Writing_lovers🖌
👨🏼‍🎨. پس از مرگ میکل‌آنژ نقاش، تکه کاغذی در کارگاهش پیدا کردند که رویش با دستخط دوران سالخوردگی، برای شاگردش یادداشتی نوشته بود:
«بِکِش آنتونیو، بکِش آنتونیو. بکِش و وقت را تلف نکن.»


🔗 www.editrans.com

💎 @editrans01
وقتی نویسنده‌ای دنبال موضوع می‌گردد نه‌تنها باید دنبال چیزی بگردد که از همه بیشتر به آن علاقه دارد، بلکه باید چیزی را پیدا کند که فقط و فقط خودش دوست دارد. چیزهای عجیب درگیرمان می‌کنند. 

آنی دیلارد


@Writing_lovers
پیانیست سبک جاز تلانیوس مانک همیشه جز موزیسین‌های محبوب من بوده است. یک بار از او پرسیدند که چطور او صداهای به خصوصی را از پیانو در می‌آورد. او به پیانو اشاره کرد و گفت: «هیچ نت جدیدی نمی‌تواند وجود داشته باشد. وقتی شما به صفحه کلید پیانو نگاه می‌کنید همه نت‌ها آنجا وجود دارد اما اگر شما قصد داشته باشید که یک نت خاص را بزنید صدایش متفاوت خواهد بود. شما باید نت را کاملا آگاهانه انتخاب کنید!»


خیلی وقت‌ها که می‌خواهم بنویسم این کلمات را به خاطر می‌آورم و با خودم فکر می‌کنم « درست است. هیچ کلمه جدیدی در کار نیست. کار ما دادن معنای جدید و یک نت هم ساز مخصوص به کلمات معمولی است.» این ایده من را همیشه خاطر جمع می‌کند و این به این معناست که همیشه پهنه‌های وسیع و ناشناخته در جلوی روی ماست، سرزمین‌های حاصلخیزی که برای ما گذاشته شده تا در آن زراعت کنیم.


موراکامی

@Writing_lovers
از همه چیزهای دم دستتان برای نوشتن داستان استفاده کنید. از دیالوگ هایی که می‌شنوید و تصویر هایی که می‌بینید یک روایت بنویسید. حواس پنجگانه‌تان را در آن به کار ببرید. برای نوشتن این تمرین لازم نیست حتما طرح داستانی ویژه‌ای داشته باشید همین که شخصیتی را نشان بدهید کافی است، بعد کمی راز و رمز به آن اضافه کنید و تلاش کنید تا گره از رازهایش بگشایید.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers
📝تمرین


مرد پشت شیشه
 
تمرین با این جمله شروع می‌شود 

« مرد ضربه‌ای به شیشه می‌زند و می‌گوید ...» 

این یک اتفاق ساده است که می‌توان جمله به جمله آن را بسط (گسترش) داد: 


قانون‌ها:

۱. ماجرای «مرد پشت شیشه» می‌تواند به سرزمین‌ها و موقعیت‌ها و حادثه‌های دیگر هم کشیده شود اما نباید به حذف مرد پشت شیشه منجر شود.

۲.  نمی‌دانیم قرار است «مرد پشت شیشه» سر از کجاها در بیاورد. باید جمله جمله جلو برویم و آخرش ببینیم ماجرا از چه قرار بوده.

۳. ملاک جمله، قواعد دستور زبان فارسی است: 
جمله‌ای دارای نهاد و گزاره که معنایی را با ترکیبی ساده یا پیچیده خبر می‌دهد.

۴. سعی نکنید به کمک کلمه‌های عطف «و» و «اما» و «بعد» جمله‌تان را بیش از حد پیچیده و طولانی کنید. (نهایتاً اگر گیر کردید، یک حرف عطف بیاورید)

۵. این تمرین محدودیت ندارد و هرچقدر دل‌تان خواست می‌توانید جمله بسازید و ماجرای «مرد» را پیش ببرید. 

۶. زاویه دید روایت ماجرا «دانای کل» و زمان افعال «مضارع (زمان حال)» است. 

منبع (با کمی تغییر و تلخیص):
dastaan.blog.ir

@Writing_lovers
داستان‌نویسی فرایند کشف است، جست و جویی نه تنها برای یافتن پاسخ‌ها، بلکه برای شناسایی پرسش‌ها. شما همچنان که به طرح داستان‌تان فکر می‌کنید، و پیش‌نویس‌های اولیهٔ آن  را می‌نویسید، تمرکز بیشتری روی هدفتان پیدا می‌کنید.

مارگارت لوک


@Writing_lovers
چیزی که نویسنده‌ را می‌ترساند، ویراستار جهنمی درونی او است: غولی که روی دوش شما می‌نشیند و دایم می‌گوید: «مزخرفه. اینو غلط نوشتی. چرا اینو این طوری می‌گی؟ به اندازه ی کافی اطلاعات نداری. هرچی تا حالا نوشتی آشغاله.» هرچند ممکن است به نظر دشوار بیاید، اما اصلا  به این غول کوچک اعتنا نکنید. به ویژه در آن زمانی که دارید پیش‌نویس اول را می‌نویسید. همین ویراستار درونی، بعدها دوست شما می‌شود، به این شرط که افسار خوبی به او بزنید. اما تا زمانی که دارید نخستین پیش‌نویس داستان را می‌نویسید دشمن شماست. او فقط زمانی آرام می‌نشیند که شما را از نوشتن داستان منصرف کند.

حقه‌ای که باید سوار کنید این است که به نق‌زدن‌هایش گوش نکنید و کارتان را ادامه دهید. به خودتان اجازه بدهید نویسنده‌ی بدی باشید، تا زمانی که پیش‌نویس اول را تمام کنید. اگر تسلیم نق ‌و‌ نوق‌های این غول شوید و بخواهید صفحه ی اول داستان را آن قدر باز‌نویسی کنید تا عالی بشود، در نهایت میزتان پر از داستان‌های نیمه تمام می‌شود. توصیه می‌کنم حداقل سه پیش‌نویس از داستانتان بنویسید که هر کدام نسخه‌ای از کل داستان باشد: از آغاز تا پایان.


مارگارت لوک

@Writing_lovers
چرا هیچ‌وقت درباره شیفتگی‌تان نسبت به موضوعی که هیچ‌کس دیگر نمی‌فهمدش نمی‌نویسید؟ این وظیفه شماست. چیزی، به دلیلی که توضیحش سخت است برایتان جالب است. توضیحش سخت است چون هیچ‌وقت جایی درباره‌اش نخوانده‌اید؛ حالاست که باید دست‌ به‌کار ‌شوید. برای این کار ساخته شده‌اید و به عهده شماست که این حرف را، شگفتی خودتان را، بیان کنید.

آنی دیلارد



@Writing_lovers