در قرن نوزدهم، «شارل بودلر»، در آثار خود، شخصیتی جالب را معرفی و تحسین می کند: «فلانور» یا «پرسه زن»، فردی که در شهر مدرن قدم می زند تا آن را به شکلی مستقیم و بی واسطه تجربه کند. او از تجربه ی حس گمنامی خود در شهر لذت می برد.
بودلر در مقاله ای در سال ۱۸۶۳، «مردِ توده» را این گونه توصیف می کند:
شلوغی و ازدحام، عنصر بقای اوست، مثل هوا برای پرندگان و آب برای ماهی ها. شوق و پیشه ی او، یکی شدن با انبوه مردم است. برای یک «پرسه زن» کامل، برای نظاره گر پرشور، خانه ساختن در قلب جمعیت، لذتی فراوان است، در میان فراز و نشیب ها، در میان چیزهای گذرا و بی نهایت.
«پرسه زن» را نباید صرفا یک گردشگر یا ولگرد در نظر گرفت؛ او، یک بومیِ فرهیخته است که در ازدحام شهر، غذای روح خود را فراهم می کند. او بهترین ها را انتخاب می کند، باهوش است و در جست جوی معانی پنهان، درست مثل کارآگاهی است که مناظر شهری را برای یافتن سرنخ زیر نظر دارد. «والتر بنیامین»، فیلسوف آلمانی، در این باره می نویسد:
«بودلر در مورد فردی حرف می زند که خود را وارد جریان جمعیت می کند، مثل مخزنی از انرژی الکتریکی... او این فرد را «کلایدوسکوپی مجهز به هوشیاری» می خواند.»
متن کامل مقاله:
https://www.iranketab.ir/blog/cities-in-modernist-literature?utm_source=Najva&utm_campaign=314831-20191110&utm_medium=push
@Writing_lovers
بودلر در مقاله ای در سال ۱۸۶۳، «مردِ توده» را این گونه توصیف می کند:
شلوغی و ازدحام، عنصر بقای اوست، مثل هوا برای پرندگان و آب برای ماهی ها. شوق و پیشه ی او، یکی شدن با انبوه مردم است. برای یک «پرسه زن» کامل، برای نظاره گر پرشور، خانه ساختن در قلب جمعیت، لذتی فراوان است، در میان فراز و نشیب ها، در میان چیزهای گذرا و بی نهایت.
«پرسه زن» را نباید صرفا یک گردشگر یا ولگرد در نظر گرفت؛ او، یک بومیِ فرهیخته است که در ازدحام شهر، غذای روح خود را فراهم می کند. او بهترین ها را انتخاب می کند، باهوش است و در جست جوی معانی پنهان، درست مثل کارآگاهی است که مناظر شهری را برای یافتن سرنخ زیر نظر دارد. «والتر بنیامین»، فیلسوف آلمانی، در این باره می نویسد:
«بودلر در مورد فردی حرف می زند که خود را وارد جریان جمعیت می کند، مثل مخزنی از انرژی الکتریکی... او این فرد را «کلایدوسکوپی مجهز به هوشیاری» می خواند.»
متن کامل مقاله:
https://www.iranketab.ir/blog/cities-in-modernist-literature?utm_source=Najva&utm_campaign=314831-20191110&utm_medium=push
@Writing_lovers
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
تنها در شلوغی: نقش شهرها در ادبیات مدرن | ایران کتاب
در این مقاله توضیح می دهیم که شهرها و عواطف مربوط به آن ها—اغلب لندن، اما دوبلین برای «جیمز جویس»—در شکل گیری آثار «ادبیات مدرن» در اواسط قرن نوزدهم میلادی چه نقشی داشتند.
مرده باشم یا زنده، آسمان ابری باشد یا آفتابی من به سراغ میز کارم میروم و کارم را انجام میدهم.
دانیل استیل
@Writing_lovers
دانیل استیل
@Writing_lovers
فکر اولیه از هر جایی ممکن است به ذهن شما برسد. دیدن یک عکس در یک مجله، شنیدن فریاد «نون خشک نمکیه»ی یک بچه مدرسه ای از توی خیابان، دیدن یک سگ ولگرد که جای جای بدنش پر از جای ضرب و شتم است، دیدن یک شاخه گل سرخ توی سطل زباله و به یاد آوردن یک خاطره، خواندن یک داستان، دیدن یک فیلم و یا هر چیز دیگر می تواند محرکهای خوبی برای شکل گرفتن یک ایده باشد. مهم آن است که گیرندههای حساسی داشته باشید و نسبت به اتفاقات ریز و درشت اطراف بی تفاوت نباشید.
همهی نویسندگان دفترچهای دارند که ایدههای فراوانی را در آن ثبت کرده اند. آنها آن قدر این کار را تکرار کرده اند که ذهنشان به سرعت نسبت به وقایع واکنش نشان میدهد و زودتر از دیگران قادر به کشف لحظهها هستند. شکل گرفتن ایده در ذهن مثل کاشته شدن یک دانه در زمین است که اگر باغبان، هوای آن را داشته باشد، با رسیدگی بسیار، رفته رفته به درختی تنومند تبدیل خواهد شد. یادتان باشد که در ابتدای امر ممکن است تعداد ایدههایتان به نسبت داستانهایتان صد به یک باشد! ممکن است این گونه تصور کنید که ایدههای بسیار نویی در اختیار دارید اما توان تبدیل کردن آن ها را به داستان ندارید. این موضوع کاملاً طبیعی است. بسیاری از ایده های شما این ویژگی را دارند که تا زمانی که به داستان نویسی قهار تبدیل نشده اید اجازهی داستان شدن خود را به شما نخواهند داد! بنا بر این سوژه هایتان را کنار بگذارید و مطمئن باشید روزی فراخواهد رسید که با تسلط بر اصول نویسندگی از آنها داستانی خوب خواهید نوشت. سید مهدی شجاعی دربارهی آخرین رمانش گفته است که از شکل گیری ایدهی آن بیست سال میگذرد!
این را هم در نظر داشته باشید که با داشتن دهها فکر اولیه در سر نباید ذوق زده شد!! چرا که پس از فکر اولیه دو گام بلند بسیار مهم تا نگارش یک داستان فاصله است که یکی همان رسیدن به یک طرح منسجم است و دیگری تبدیل طرح به داستان که به گفته ی بزرگان این بخش دوم، خلاقانهترین بخش داستان نویسی محسوب می شود.
سید محمد رضا خردمندان
@Writing_lovers
همهی نویسندگان دفترچهای دارند که ایدههای فراوانی را در آن ثبت کرده اند. آنها آن قدر این کار را تکرار کرده اند که ذهنشان به سرعت نسبت به وقایع واکنش نشان میدهد و زودتر از دیگران قادر به کشف لحظهها هستند. شکل گرفتن ایده در ذهن مثل کاشته شدن یک دانه در زمین است که اگر باغبان، هوای آن را داشته باشد، با رسیدگی بسیار، رفته رفته به درختی تنومند تبدیل خواهد شد. یادتان باشد که در ابتدای امر ممکن است تعداد ایدههایتان به نسبت داستانهایتان صد به یک باشد! ممکن است این گونه تصور کنید که ایدههای بسیار نویی در اختیار دارید اما توان تبدیل کردن آن ها را به داستان ندارید. این موضوع کاملاً طبیعی است. بسیاری از ایده های شما این ویژگی را دارند که تا زمانی که به داستان نویسی قهار تبدیل نشده اید اجازهی داستان شدن خود را به شما نخواهند داد! بنا بر این سوژه هایتان را کنار بگذارید و مطمئن باشید روزی فراخواهد رسید که با تسلط بر اصول نویسندگی از آنها داستانی خوب خواهید نوشت. سید مهدی شجاعی دربارهی آخرین رمانش گفته است که از شکل گیری ایدهی آن بیست سال میگذرد!
این را هم در نظر داشته باشید که با داشتن دهها فکر اولیه در سر نباید ذوق زده شد!! چرا که پس از فکر اولیه دو گام بلند بسیار مهم تا نگارش یک داستان فاصله است که یکی همان رسیدن به یک طرح منسجم است و دیگری تبدیل طرح به داستان که به گفته ی بزرگان این بخش دوم، خلاقانهترین بخش داستان نویسی محسوب می شود.
سید محمد رضا خردمندان
@Writing_lovers
احساس می کنم هر آن چیزی که خوانده ام به دردم خورده است. خواندن یک کتاب مثل سفر در یک راه است. هم راه های جذاب وجود دارد و هم راه های خسته کننده، راه هایی که به مقاصد زیبا می رسند و راه هایی که به هیچ کجا نمی رسند. خواندن یک کتاب نفوذ به یک دنیای دیگر است.
خواندن یک کتاب مثل شناختن یک آدم جدید است. کسانی هستند که از همان دقیقه اول من را جذب خودشان می کنند و با کمترین تماس من را وابسته می کنند. افرادی هم هستند که بی بخار و بی ارزش به نظر می آیند تا زمانی که به آنها نزدیک تر می شوم و لذت بردن از بودن با آنها آغاز می شود.
📗نامه هایی برای کلودیا ( حرف های یک روان درمانگر گشتالتی برای یک دوست)
نویسنده: خورخه بوکای
مترجم: رضا اسکندری
ناشر: آراسته
@Writing_lovers
خواندن یک کتاب مثل شناختن یک آدم جدید است. کسانی هستند که از همان دقیقه اول من را جذب خودشان می کنند و با کمترین تماس من را وابسته می کنند. افرادی هم هستند که بی بخار و بی ارزش به نظر می آیند تا زمانی که به آنها نزدیک تر می شوم و لذت بردن از بودن با آنها آغاز می شود.
📗نامه هایی برای کلودیا ( حرف های یک روان درمانگر گشتالتی برای یک دوست)
نویسنده: خورخه بوکای
مترجم: رضا اسکندری
ناشر: آراسته
@Writing_lovers
موضوعی پیدا کنید که برای شما اهمیت دارد و قلبا احساس میکنید دیگران هم باید به آن اهمیت بدهند. تأثیرگذارترین و مسحورکنندهترین جنبهی سبک نوشتاری شما هم همین توجهِ خالصانه است.
کورت ونه گات
@Writing_lovers
کورت ونه گات
@Writing_lovers
«نویسنده وجدان زمانه خویش است»
چنگیز آیتماتف
اگر قرار باشد دنیای کنونی را بهتر بشناسیم باید از گنجینه معنوی گذشته یاری بخواهیم. خواندن و نوشتن، صاحب یک دستگاه تلویزیون و یک دستگاه ماشین سواری شدن و آبونمان چند روزنامه را خریدن، اینها تمام مطالبات یک فرهنگ متعال را تشکیل نمی دهند. هنر باید به انسان ها کمک کند که افق دید خود را وسعت دهند و بدانند که خیلی پیشتر از آنان، ملت ها و دوران های تاریخی و متفکران بزرگی بوده اند.
من به این نتیجه رسیده ام که نثری نیکو و برخوردار از سطح عالی هنری بهتر از هر مقاله ای پیام را می رساند. اگر می توانستم فقط چند اثر معدود ولی عالی بنویسم به آرزویم می رسیدم.
در مقام یک نویسنده باید افق های تازه بجوییم. برای شناخت جهان باید فضاهای نو جست. زندگی ما سرشار از تصویرهای زیباست. سینما و تلویزیون یک ریز مردم زیبا را ، ساحل زیبا، ماشین های زیبا و عشق های زیبا را نشان میدهند و این کار ذهن مردم را کرخت می کند. ما به آثار سترگ ادبی نیاز داریم که بتواند این پرده زیبا را بدرد و ما را به اندیشیدن درباره مفهوم و پیچیدگی های زندگی برانگیزد.
متن کامل مقاله را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
https://victorhugopub.com/نویسنده-وجدان-زمانه-خویش-است-چنگیز-آیت/
چنگیز آیتماتف
اگر قرار باشد دنیای کنونی را بهتر بشناسیم باید از گنجینه معنوی گذشته یاری بخواهیم. خواندن و نوشتن، صاحب یک دستگاه تلویزیون و یک دستگاه ماشین سواری شدن و آبونمان چند روزنامه را خریدن، اینها تمام مطالبات یک فرهنگ متعال را تشکیل نمی دهند. هنر باید به انسان ها کمک کند که افق دید خود را وسعت دهند و بدانند که خیلی پیشتر از آنان، ملت ها و دوران های تاریخی و متفکران بزرگی بوده اند.
من به این نتیجه رسیده ام که نثری نیکو و برخوردار از سطح عالی هنری بهتر از هر مقاله ای پیام را می رساند. اگر می توانستم فقط چند اثر معدود ولی عالی بنویسم به آرزویم می رسیدم.
در مقام یک نویسنده باید افق های تازه بجوییم. برای شناخت جهان باید فضاهای نو جست. زندگی ما سرشار از تصویرهای زیباست. سینما و تلویزیون یک ریز مردم زیبا را ، ساحل زیبا، ماشین های زیبا و عشق های زیبا را نشان میدهند و این کار ذهن مردم را کرخت می کند. ما به آثار سترگ ادبی نیاز داریم که بتواند این پرده زیبا را بدرد و ما را به اندیشیدن درباره مفهوم و پیچیدگی های زندگی برانگیزد.
متن کامل مقاله را میتوانید در لینک زیر بخوانید:
https://victorhugopub.com/نویسنده-وجدان-زمانه-خویش-است-چنگیز-آیت/
ویکتور هوگو
نویسنده وجدان زمانه خویش است. (چنگیز آیتماتف) - ویکتور هوگو
نویسنده وجدان زمانه خویش است و وجدان باید در تمام اوضاع و احوال چه در وسعت جامعه و چه در محدوده زندگی افراد حاضر و ناظر باشد. در هر نظام اجتماعی،
داستانتان را با افتتاحیهای ایستا شروع نکنید.
هرگز داستانتان را با شخصیتی که نشسته یا مشغول فکر کردن است شروع نکنید. چون این صحنه نمایشی نیست، بلکه ایستا (ساکن) است. داستان باید خواننده را با خودش همراه کند گویی که برای خود او اتفاق افتاده است.
مثال: مارتین گلیمور در اتاق خود نشست و مشغول فکر کردن شد. از افکارش خوشش نمی آمد. اگر افکارش را به همسرش می گفت، همسرش مسخره اش می کرد. فکر کرد: به او نمی گویم که می خواهم ترکش کنم. دنبال بهانه گشت.
مثال بالا در حقیقت «مقدمه ی» یک نمایش است و احتمال دارد لحظاتی اشتیاق خواننده را برانگیزد، اما باعث نمی شود که وی در داستان شرکت کند. نباید وقت را تلف کنید.
مثال: مارتین گلیمور لباسهایش را در چمدان کوچکش انداخت. نمی خواست به همسرش بگوید که می خواهد ترکش کند. چون جلویش را می گرفت. در چمدانش را بست. ناگهان سنگی به پنجره ی بسته خورد و به درون اتاق آمد. از ترس عقب پرید. زنش همه چیز را می دانست.
این صحنه ی شروع داستان، گیراتر است. رفتار شخصیت شما نیز باعث می شود تا خوانند با او مشارکت کند. و باز افکار شخصیت مستقیماً در ارتباط با اعمال اوست. بنابراین وضعیت، نمایشی است.
@Writing_lovers
هرگز داستانتان را با شخصیتی که نشسته یا مشغول فکر کردن است شروع نکنید. چون این صحنه نمایشی نیست، بلکه ایستا (ساکن) است. داستان باید خواننده را با خودش همراه کند گویی که برای خود او اتفاق افتاده است.
مثال: مارتین گلیمور در اتاق خود نشست و مشغول فکر کردن شد. از افکارش خوشش نمی آمد. اگر افکارش را به همسرش می گفت، همسرش مسخره اش می کرد. فکر کرد: به او نمی گویم که می خواهم ترکش کنم. دنبال بهانه گشت.
مثال بالا در حقیقت «مقدمه ی» یک نمایش است و احتمال دارد لحظاتی اشتیاق خواننده را برانگیزد، اما باعث نمی شود که وی در داستان شرکت کند. نباید وقت را تلف کنید.
مثال: مارتین گلیمور لباسهایش را در چمدان کوچکش انداخت. نمی خواست به همسرش بگوید که می خواهد ترکش کند. چون جلویش را می گرفت. در چمدانش را بست. ناگهان سنگی به پنجره ی بسته خورد و به درون اتاق آمد. از ترس عقب پرید. زنش همه چیز را می دانست.
این صحنه ی شروع داستان، گیراتر است. رفتار شخصیت شما نیز باعث می شود تا خوانند با او مشارکت کند. و باز افکار شخصیت مستقیماً در ارتباط با اعمال اوست. بنابراین وضعیت، نمایشی است.
@Writing_lovers
اولین بار نمیتوان راه درازی را یک شبه پیمود. طرحی را برای نوشتن انتخاب کنید که از پس آن برمیآیید نه طرحی که نوشتن آن برای نویسنده کارکشته نیز دشوار است. تولستوی شاهکار خود رمان «جنگ و صلح» را وقتی نوشت که پیش از آن چند مجموعه داستان کوتاه و رمان منتشر کرده بود. مارکز «صد سال تنهایی» را در بلوغ ذهنی و مهارت نویسندگی خود نوشت. احمد محمود پیش از داستانهای کوتاهش نمیتوانست رمان قدرتمند «همسایه ها» را بنویسد.
جمال میر صادقی
@Writing_lovers
جمال میر صادقی
@Writing_lovers
چیزی فراتر از اشتباهات نحوی و مشاهدات اشتباه، پشت نوشتههای بد نهفته است. نوشتهی بد ناشی از سرسختی احمقانهی نویسنده برای خودداری از نوشتن دربارهی زندگی واقعی آدمهاست.
استیون کینگ
@Writing_lovers
استیون کینگ
@Writing_lovers
Forwarded from انتشارات نیلوفر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به زودی📢📢
باهم خوانی #مجموعه_داستان های #کافکا
🅰ترجمه امیر جلال الدّین اعلم
در گروه کتابخوانی انتشارات نیلوفر
و نقد و بررسی هر داستان ، به صورت دوره ای...
✅تمام آثار کافکا در یک کتاب
برای پیوستن به گروه به ادمین پیام بدهید
@niloofarpubadmin
انتشارات نیلوفر
@niloofarpublication
تهیه کتاب با تخفیف ویژه کتابخوانی از فروشگاه مرکزی
باهم خوانی #مجموعه_داستان های #کافکا
🅰ترجمه امیر جلال الدّین اعلم
در گروه کتابخوانی انتشارات نیلوفر
و نقد و بررسی هر داستان ، به صورت دوره ای...
✅تمام آثار کافکا در یک کتاب
برای پیوستن به گروه به ادمین پیام بدهید
@niloofarpubadmin
انتشارات نیلوفر
@niloofarpublication
تهیه کتاب با تخفیف ویژه کتابخوانی از فروشگاه مرکزی
وقتی ویلیام سارویان فکر کرد که موقع چاپ آثارش رسیده است، فهرستی از ناشرانی که احتمالاً آثارش را چاپ می کردند، تهیه کرد و با پایداری منطقی داستانهایش را به ترتیب برای همهی ناشران فرستاد. وقتی به انتهای فهرست رسید و همه ی آنها آثارش را رد کردند، دوباره از اول فهرست شروع کرد و باز برای همان ناشران آثارش را پست کرد. اما این بار با چاپ آثارش موافقت کردند. خوشبختانه سارویان برای خودش مهلت نهایی تعیین نکرد. او به کارش ایمان داشت و پایداری کرد.
اگر صرفاً باید فن داستان نویسی را بیاموزی تا نویسندهای حرفهای و معتبر شوی، مدتی تمرین کن و بعد آثارت را برای ناشران بفرست، بعد می بینی که هر کسی می تواند نویسندهای حرفهای شود.
تقریباً همیشه بزرگترین دشمن نویسندگان که دائم باید با آن در آویزند، شخصیت خودشان است. نویسنده ساعات کارش مثل آدمهای معمولی محدود نیست. وی همواره در جدال با تغییر سریع و نامشخص اوضاع است و برای فائق آمدن بر این دشمن غدّار باید اعتماد به نفس داشته باشد و صبر پیشه کند.
@Writing_lovers
اگر صرفاً باید فن داستان نویسی را بیاموزی تا نویسندهای حرفهای و معتبر شوی، مدتی تمرین کن و بعد آثارت را برای ناشران بفرست، بعد می بینی که هر کسی می تواند نویسندهای حرفهای شود.
تقریباً همیشه بزرگترین دشمن نویسندگان که دائم باید با آن در آویزند، شخصیت خودشان است. نویسنده ساعات کارش مثل آدمهای معمولی محدود نیست. وی همواره در جدال با تغییر سریع و نامشخص اوضاع است و برای فائق آمدن بر این دشمن غدّار باید اعتماد به نفس داشته باشد و صبر پیشه کند.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مارک تواین: زندگی در واقع یه ماجراجوییه. اتفاقای خوب زمانی میافتند که اصلا انتظارش رو ندارید و معمولا درگیر یه چیز متفاوت هستید. در هر روز ۱۴۴۰ دقیقه وجود داره. میتونید هر طور میخواید ازش استفاده کنید، میتونید قدم بزنید، یاد بگیرید، هدرشون بدید یا چیزی بسازید. ما این جهان رو نساختیم ولی میتونیم تلاش کنیم زندگیمون یه کم بهتر از روزهای قبل و قبلتر باشه. انتخاب با خودتونه. به خودتان باور داشته باشید. به استعدادهاتون، به اهدافتون. همهی تخممرغها رو در یک سبد بگذارید و حواستان به آن سبد باشه.
فیلم جذاب «مارک تواین در جستجوی طلا»
@Writing_lovers
https://www.telewebion.com/episode/2006526
فیلم جذاب «مارک تواین در جستجوی طلا»
@Writing_lovers
https://www.telewebion.com/episode/2006526
هر چیز مسخره ای که دلتان می خواهد را امتحان کنید، اینکه چقدر عادی و کسل کننده است اهمیتی ندارد. اگر خوشتان آمد که خوب است، اگر نه هم آن را کنار میگذارید.
استیون کینگ
@Writing_lovers
استیون کینگ
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیزاک آسیموف در توصیه به نویسندگان تازه کار میگوید:« اگر از پایان قصه بیخبر باشی، عاقبت رود داستانت در شنهای صحرا فرو میرود و هرگز به دریا نمیرسد.»
برای رسیدن به این مهارت داستانهایی را بخوانید که پایان بندی بینظیر دارند. همچنین میتوانید از روش چخوف استفاده کنید. او عادت داشت پیش از نوشتن، طرح داستان را در یک یا دو جملهی کوتاه خلاصه کند و بعد از دل جملههای سادهای که مینوشت، لطیف ترین و قویترین داستانهای کوتاهش شکل میگرفت.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
برای رسیدن به این مهارت داستانهایی را بخوانید که پایان بندی بینظیر دارند. همچنین میتوانید از روش چخوف استفاده کنید. او عادت داشت پیش از نوشتن، طرح داستان را در یک یا دو جملهی کوتاه خلاصه کند و بعد از دل جملههای سادهای که مینوشت، لطیف ترین و قویترین داستانهای کوتاهش شکل میگرفت.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
Forwarded from دنیای من و کتابخانه ام (👀)
کت قدیمی ات را بپوش و کتاب جدید را بخر
“آستین فیلپس”
24آبان روز کتاب و کتابخوانی گرامی باد.
یادمون باشه با تهیه ی نسخه ی اصلی کتابها هم از نویسندگان حمایت می کنیم و هم باعث روشن ماندن چراغ های کتابفروشی ها و کتابخانه های عمومی می شویم.
کتابها بهترین دوست ماهستند و بهترین هدیه برای عزیزانی که دوستشان داریم.📚🙃
@ketabeziba
“آستین فیلپس”
24آبان روز کتاب و کتابخوانی گرامی باد.
یادمون باشه با تهیه ی نسخه ی اصلی کتابها هم از نویسندگان حمایت می کنیم و هم باعث روشن ماندن چراغ های کتابفروشی ها و کتابخانه های عمومی می شویم.
کتابها بهترین دوست ماهستند و بهترین هدیه برای عزیزانی که دوستشان داریم.📚🙃
@ketabeziba
📗«تکنیکهای نویسندگان بزرگ»
نویسنده: نل کارد
🔅این کتاب اول بار از سوی روزنامۀ گاردینِ انگلیس منتشر شده است و اگر با دقت خوانده شود میتواند کلاس یا دورهای پیشرفته و کارگاه پرثمری برای نوشتن رمان و داستان باشد.
@Writing_lovers
نویسنده: نل کارد
🔅این کتاب اول بار از سوی روزنامۀ گاردینِ انگلیس منتشر شده است و اگر با دقت خوانده شود میتواند کلاس یا دورهای پیشرفته و کارگاه پرثمری برای نوشتن رمان و داستان باشد.
@Writing_lovers