نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
«نوشتن، جنگ با زبان است برای دستیابی به چیزی که از نیروی بیان مان فرار می‌کند.»

ایتالو کالوینو

نویسندگان خوب همیشه از مشکلات‌شان درباره‌ی نحوه‌ی انتخاب واژگان سخن گفته‌اند. یک نوشته خوب از میان فضایی مملو از کلمات عبور می‌کند و دردسر یک نویسنده‌ی حرفه ای این است که باید از میان انبوه کلمات به انتخاب واژگانی بپردازد که به بیان منظورش نزدیک تر است.

این را بدانید تا زمانی که مطلبی را در ذهن دارید با صورتها و گونه های مختلف برای بیان آن روبرو هستید و وجود همین شکل‌های گوناگون می‌تواند باعث شود تا نوشتن برایتان به کاری ناممکن تبدیل شود.

اولین چیزی که برای پیدا کردن ظریف ترین و دقیق ترین شکل بیان و یافتن معادل های مناسب به آن نیاز دارید، داشتن دایره‌ی واژگانی بالا است.

پیشنهاد می‌کنم برای به دست آوردن چنین مهارتی، در مطالعاتتان به شکل به کارگیری نویسندگان خوب از واژگان دقت کنید و از آن واژگان در یادداشت های روزانه تان استفاده کنید.

انجام این کار اهمیت دقت و کیفیت در به‌کارگیری زبان فارسی را به شما یادآوری می‌کند و بی دقتی و ضعف‌تان را نسبت به کلمات از بین می‌برد.


یک راه مؤثر دیگر:

برای تمرین بیشتر، هر موضوع را در سه نوع جمله بندی متفاوت بنویسید و ببینید چطور دقت در به کارگیری واژگان می‌تواند حال و هوای نوشته‌هایتان را تغییر دهد.


@Writing_lovers
چرا کتاب می‌نویسم؟ چون کتاب‌ها از زندگی، قدرت بیشتری دارند. کتاب‌ها می‌توانند از دیواری که هر کس پیرامون وجودش می‌کشد به راحتی عبور کنند و به باطن وی برسند.

ژوئل دیکر
تجربه‌ی‌ مشترک کتاب‌خوان‌های حرفه‌ای

وقتی پای صحبت کتابخوان‌های حرفه‌ای بنشینی، از یک‌تجربه‌ی مشترک سخن می‌گویند. این تجربه، بازخوانی آثاری است که زمانی پیش آن را خوانده‌اند‌ و در طول زمان بارها و بارها به سراغش رفته‌اند.

نویسنده‌ی بزرگی چون ویلیام فاکنر خواندن دوباره‌ی کتابهای قدیمی را مانند دیدار دوستان قدیمی می‌داند. او می نویسد :

«کتابهایی که می‌خوانم آن‌هایی هستند که در جوانی می‌خواندم و از آن‌ها لذت می‌بردم. عهد عتیق، دیکنز، کنراد و سروانتس. من دون کیشوت را مانند کسانی که انجیل را بخوانند سالی یک‌بار می خوانم.»

ایتالو کالوینو نویسنده ایتالیایی هم درباره‌ی تجربه‌ی بازخوانی آثار مورد علاقه‌اش می‌نویسد:

«در میان کتاب‌های ایتالیایی این سالهای اخیر، کتابی را که بیش از همه خوانده و دوباره خوانده‌ام، کتاب تاریخ کوتاه لایتناهی اثر پائولو زللینی است.»

اومبرتو اکو در کتاب «شش گشت و گذار در جنگل‌های روایت» از تجربه‌ی مشابهی سخن می‌گوید:« سیلو اثر ژاردونروال را بیست سال پیش خواندم و از آن زمان مدام به خواندن آن ادامه دادم.»

توصیه می‌کنم بخشی از زمان مطالعه‌تان را برای خواندن کتاب‌هایی بگذارید که زمانی عمیقا بر شما تأثیر گذاشته است.

از دیدار مجدد این دوستان قدیمی شگفت زده می‌شوید و تجربه متفاوت بازخوانی آن‌ها می‌تواند ایده‌های جدیدی در اختیارتان بگذارد.
ادیبان ناشی تقلید می‌کنند، ادیبان ماهر سرقت می‌کنند.

تی.اس. الیوت
نویسندگان محبوب شما چه کسانی هستند؟ چرا نوشته‌هایشان را دوست دارید؟

زمانی که به قصد یادگیری نوشتن، شروع به خواندن داستانهای متنوع کردم، متوجه شدم خواندن داستان‌های کوتاه چخوف، مارکز و همینگوی را خیلی بیشتر دوست دارم.

عاشق موجزگویی های چخوف بودم. زیباترین مغروق جهان مارکز را بارها خواندم و هربار مفتون آغاز بی نظیر آن می‌شدم و جذابیت گربه زیر باران همینگوی شگفت زده ام می‌کرد.

با خواندن هر جمله آن، مدتها مکث می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم نویسنده چطور توانسته در نهایت سادگی، داستانی تا این حد جذاب خلق کند.

همه این‌ها را گفتم تا از تأثیر تجربه‌ی خواندن بر نوشتن بگویم. نویسندگان محبوبمان بهترین آموزگاران ما هستند و هر داستان خوب یک‌آموزشگاه کامل داستان نویسی است.

آثار نویسندگان مورد علاقه تان را دوباره بخوانید. گیرایی شان در چیست؟ هنگام خواندن، زیر خطوطی که تخیل‌تان را درگیر می‌کند یا تصاویری که برایتان جالب هستند خط بکشید.

این کار به شما کمک‌ می‌کند تا از ساختار کار نویسندگان مورد علاقه تان آگاه شوید. همه‌ی آثار نویسندگان مورد علاقه تان رابخوانید و نگران تقلید کردن هم نباشید. با خواندن آثار خوب است که می‌توانید نگاه و راه بیان خودتان را پیدا کنید.
تنها با شیفتگی نسبت به کلمات و ترکیب تمام عیار شکل و دقت بی وقفه و دایمی نسبت به طنین جملات است که می‌توان به شکل گیرایی دست یافت و به ظاهر پیش پا افتاده واژه‌ها برای لحظه‌ای زود گذر نوری سحر آمیز تاباند.

واژه هایی که قدیمی شده‌اند، فرسوده‌اند و بر اثر استفاده نادرست در طول سالها از شکل و قیافه افتاده‌اند.

جوزف کنراد
از زمانی که با جدیت شروع به نوشتن کردم، یکی از آرزوهایم این بوده که کتابی را که در اعماق شکمم، در تمام عرض‌ها و طول‌های جغرافیایی، در تمام دردها و فراز و نشیب‌های زندگی با خود به همه جا برده‌ام، خالی کنم.

همیشه هدف و اشتیاقم این بوده که این کتاب را از درون بدنم بیرون بیاورم و گرم و زنده و ملموسش کنم.

هنری میلر

@Writing_lovers
منبع خلاق نوشتن



در تاریخ ادبیات، آثار ادبی مشهوری در نتیجه خواب و رؤیا نوشته‌شده‌اند. همسر رابرت لؤیی استیونسون تعریف می‌کرد که رؤیاهای استیونسون بعدها به‌داستان‌های او تبدیل می‌شدند.

ویلیام استایرون هم در کتاب رؤیای نویسندگان توضیح می‌دهد که «تمام ایده‌ی رمان "انتخاب سوفی" اگر نگویم در اثر خواب در نتیجه یک خیال پس از بیداری بود که در ذهنم باقی ماند.»

خواب‌‌های شما‌ به منزله‌ی دریچه‌ای به پنهانی‌ترین زوایای روح‌تان است و شما را به سوی جهان درونی‌تان هدایت می‌کند.

خوابها می‌توانند منبع عظیمی برای خلاقیت و نوشتن به حساب بیایند.

اولین قدم در کارکردن با یک خواب این است که به محض یادآوری، آن را در چند خط بنویسید. در غیر این صورت ممکن است فراموشش کنید.

در مرحله بعد از احساسات‌تان نسبت به آن بنویسید‌ و در مرحله سوم آن را به چیزی در حال ‌ گذشته یا آینده ربط دهید.

در مرحله بعد باید رؤیایتان را توسعه دهید. به طور مثال آن را به یک‌ قصه یا اسطوره و افسانه ارتباط دهید تا معنایی به آن بدهید.

حالا با آرامش آنچه را نوشته‌اید، بخوانید و به دنبال یک تصویر مرکزی در آن باشید. آن را وصف کنید و اجازه بدهید آن تصویر شما را به جایی که می‌خواهد ببرد.

تمرین

شروع کنید و تصویر خوابهایتان را به شکل یک نوشته در آورید. در ابتدا ممکن است برایتان سخت باشد، تصاویر از دست شما لیز می‌خورند. ‌نگران این نباشیدکه داستان می‌شود یانه فقط بنویسید و اجازه بدهید تصاویر برخاسته از رویاها شما را به مرکز خلاق درونتان برساند. در مرحله آخر برای آن یک عنوان مناسب انتخاب کنید.


@Writing_lovers
بازخوانی

سیلوی را بیست سال پیش خواندم و از آن زمان مدام به خواندن آن ادامه دادم. اکنون تمام ویرگول‌ها و سازوکارهای پنهان سیلوی را می‌دانم. این تجربه بازخوانی که در طول چهل سال مرا همراهی کرده است، به من ثابت کرده است کسانی که می‌گفتند بررسی موشکافانه و رساندن "خواندن نزدیک" به نقاط پایانی، متن را نابود می‌کند چقدر در اشتباه هستند. هربار که سیلوی را می‌خوانم، حتی اگر تمام جزییات آن را بدانم، شاید هم به این دلیل که گویی برای اولین بار است که می‌خوانم، شیفته آن می‌شوم.

اکو

@Writing_lovers
نویسندگی: کلمه یا تصویر؟

همه نویسندگان بزرگ‌ معتقدند که در سرچشمه‌ی داستان‌هایشان تصویری بصری وجود دارد. در حقیقت همه‌ی نوشتن از ایده‌ای شکل می‌گیرد که در درجه اول تصویری است که سال‌های سال در ذهن نویسنده حضور دارد.

اکو درباره‌ی نوشتن "نام گل سرخ" می گوید: « در ابتدا فقط تصویر راهبی که در حال خواندن کتاب مسموم می‌شود به ذهنم رسیده بود.»

او تجربه‌ای از شانزده سالگیش را به یاد می‌آورد:
«هنگام دیدار از صومعه‌ای بندیکتی از رواق‌های قرون وسطایی گذشتم و وارد کتابخانه‌ای تاریک شدم و روی یکی از میزهای مخصوص قرائت، کتاب اعمال قدیسان را باز دیدم. تورق آن مجلد عظیم در آن سکوت سنگین و در آن حال که چند شعاع نور از صافی شیشه‌بند منقش گذشته بود احتمالا لرز به تنم نشاند. چهل و چند سال بعد، این لرز از ناخوداگاه من سر بالا آورد.

تصویر اصلی همین بود و باقی خورده خورده در تلاش برای فهم این تصویر و خود به خود اتفاق می‌افتد.»

کالوینو هم از چنین تجربه‌ای در نوشتن می‌گوید: «هنگامی که برای داستانی برنامه ریزی می‌کنم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد تصویری است که به هر دلیلی به نظرم پر معنی می‌آید. همین که تصویر به حد کافی در ذهنم روشن شد، آن را به داستانی بسط می‌دهم. یا اینکه خود تصویرها به ظرفیت‌های نهفته‌ی خودشان امکان بسط می‌دهند.»

ذهن یک نویسنده براساس تداعی تصاویر به کار می افتد. شما هم تصویرها را در رؤیاها، خاطرات و اطرافتان پیدا کنید و آن‌ها را از درون تاریکی بیرون بکشید.

تمرین
منبع اصلی برای یافتن تصاویر، خاطراتتان هستند. به آن‌ها رجوع کنید و ببینید کدام تصویر برایتان جلوه‌ی ویژه‌ای دارد.

شروع به نوشتن درباره آن کنید. با نوشتن پانصد کلمه بی وقفه و دنبال کردن یک تصویر به یک آگاهی تازه می‌رسید و معانی جدید را کشف ‌می‌کنید. وقتی تمام شد برای نوشته تان یک عنوان مناسب انتخاب کنید.


@Writing_lovers
خشم و هیاهو با یک ‌تصویر ذهنی شروع شد. این تصویر عبارت بود از پشت گل آلود شلوار یک دختر کوچولو روی یک‌ درخت گلابی.

دخترک از آنجا می‌توانست درون اتاقی را که تشییع جنازه مادربزرگش در آن انجام می‌گرفت ببیند و آن را برای برادرهایش که پایین ایستاده بودند، تعریف کند.

ویلیام فاکنر
یک روز جرج برنارد شاو در یک‌کتابفروشی دست دوم ارزان قیمت، یک نسخه از کتاب خود را یافت که در آن برای دوستی نوشته بود:« با احترام فراوان، جرج برنارد شاو»

شاو کتاب را خرید و با یک تقدیم نامه‌ی دیگر برای آن شخص فرستاد:« با احترام مجدد. جرج‌ برنارد شاو»
شور و شعف شما در چیست؟
جوزف کمبل


اهمیت حرف زدن از خود به حدی است که اغلب ‌نویسندگان بزرگ از ضرورت آن سخن گفته‌اند. آیا چیزی هست که متعلق به خود شما باشد و بتوانید درباره‌ی آن بنویسید؟

شرح‌حال نویسی نوعی از نوشتن است که در آن نویسنده تجربه ای از زندگیش را روایت می‌کند. این سرنوشت او نیست بلکه تلاش برای معنا دادن به زندگی و‌تعامل او با خاطراتش است.

همیشه واژه‌های خاطرات، اعترافات و شرح حال برایم جذاب بوده‌اند. در این نوع کتابها نویسنده، همچون دوستی صمیمی با مخاطب حرف می‌زند.

درباره‌ی کتابهایی مانند اعترافات آگوستین قدیس، ژان ژاک روسو، اعترافات یک ابله استریندبرگ، اعترافات رمان نویس جوان اکو، خاطرات ساراماگو و ... کنجکاو بوده‌ام بدانم که نویسندگان آن چطور به زندگی ‌شان معنا می‌دهند تا بتوانم همین کار را با زندگی خودم انجام دهم.

اسطوره شما چیست؟ اسطوره ای که در آن زندگی می‌کنید؟ جواب به این سؤال نشان می‌دهد، شما چگونه زندگی می‌کنید.

داستان خودتان را کشف کنید و آن را در پانزده صفحه بنویسید. هربار که معنایی را در دل جریان های معمولی زندگی خود کشف می‌کنید، از روزمرگی فاصله می‌گیرید و زندگی‌تان شکل ماجرا جویانه ای به‌خود می‌گیرد.

در ضمن در بیان شرح حالتان به یک‌شکل از نوشتن اکتفا نکنید، بلکه آن را چندین و چندبار به شکل های گوناگون بیازمایید تا در نهایت به روایتی دلخواه از زندگی‌تان دست پیدا کنید.