ادبیات واقعی دربارۀ بازندگان است. داستایوفسکی دربارۀ بازندگان مینویسد. هکتور، شخصیت اصلی ایلیاد نیز بازنده است. صحبت دربارۀ برندگان خیلی ملالآور است. ادبیات واقعی همیشه دربارۀ بازندگان حرف میزند. مادام بوواری بازنده است. ژولین سورل بازنده است. من هم همین کار را میکنم. بازندگان جذابترند.
اومبرتو اکو
@Writing_lovers
اومبرتو اکو
@Writing_lovers
قدم اول و اساس ورود به زندگی نویسندگی، نوشتن یادداشت های روزانه است. خوب نوشتن نیازمند تمرین است.
درست همان طور که یک دونده پیوسته تمرین میکند، یک نویسنده نیز همواره باید بنویسد.
سوزان م. تبیرگ
@Writing_lovers
درست همان طور که یک دونده پیوسته تمرین میکند، یک نویسنده نیز همواره باید بنویسد.
سوزان م. تبیرگ
@Writing_lovers
نوشتن بدون توقف
میخواهم از روشی در نوشتن برایتان بگویم که جولیا کامرون در کتاب «راه هنرمند» پیشنهاد میکند.
او میگوید: هر روز صبح هنگام بیدارشدن و قبل از هر کار دیگر، برای فراتر رفتن از سانسور درونتان سه صفحه آزادانه بنویسید.
لازم نیست از قبل به موضوع نوشتن فکر کنید بلکه بدون توقف بنویسید. چیزهایی که به آن نیاز دارید یک دفتر، خودکار و توجه به درونتان است.
تمرین:
ابتدا بالای صفحه تاریخ، زمان و مکان نوشتنتان را یادداشت کنید.
هر آنچه را در لحظه نوشتن میبینید یا حس میکنید، صادقانه بنویسید.
سعی کنید همه جزییات را بگویید و برای این کار از حواس پنجگانهتان استفاده کنید.
در پایان هم عنوانی برای یادداشتتان انتخاب کنید.
از امروز نوشتن این سه صفحه را شروع کنید مراجعه به این یادداشتها به شما امکان میدهد تا از روند پیشرفت یا رکود خود در نوشتن آگاه شوید.
@Writing_lovers
میخواهم از روشی در نوشتن برایتان بگویم که جولیا کامرون در کتاب «راه هنرمند» پیشنهاد میکند.
او میگوید: هر روز صبح هنگام بیدارشدن و قبل از هر کار دیگر، برای فراتر رفتن از سانسور درونتان سه صفحه آزادانه بنویسید.
لازم نیست از قبل به موضوع نوشتن فکر کنید بلکه بدون توقف بنویسید. چیزهایی که به آن نیاز دارید یک دفتر، خودکار و توجه به درونتان است.
تمرین:
ابتدا بالای صفحه تاریخ، زمان و مکان نوشتنتان را یادداشت کنید.
هر آنچه را در لحظه نوشتن میبینید یا حس میکنید، صادقانه بنویسید.
سعی کنید همه جزییات را بگویید و برای این کار از حواس پنجگانهتان استفاده کنید.
در پایان هم عنوانی برای یادداشتتان انتخاب کنید.
از امروز نوشتن این سه صفحه را شروع کنید مراجعه به این یادداشتها به شما امکان میدهد تا از روند پیشرفت یا رکود خود در نوشتن آگاه شوید.
@Writing_lovers
کارل سیگن، ستارهشناس و کیهانشناس امریکایی میگوید: «کتاب مدرکی دال بر این است که انسان توانایی جادوگری دارد.»
@Writing_lovers
@Writing_lovers
یادداشتهای روزانهتان باغچههای شما هستند. به سراغ آنها بروید و ببینید چه چیزی آماده شکوفه زدن است.
سوزان م.تیبرگ
یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب میآیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک میکند.
وقتی هر روز مینویسید و زیاد مینویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.
نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازهای دربارهی خودتان به شما میگوید و باعث میشود تا افکارتان را به طور شفافتری ببینید.
ممکن است یادداشتها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید.
اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای بیان کردن پیدا میکنید.
در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر میشوید. میتوانید قسمتهای جذابی از نوشتهتان را جدا کنید. بخشهایی که میتواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.
@Writing_lovers
سوزان م.تیبرگ
یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب میآیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک میکند.
وقتی هر روز مینویسید و زیاد مینویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.
نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازهای دربارهی خودتان به شما میگوید و باعث میشود تا افکارتان را به طور شفافتری ببینید.
ممکن است یادداشتها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید.
اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای بیان کردن پیدا میکنید.
در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر میشوید. میتوانید قسمتهای جذابی از نوشتهتان را جدا کنید. بخشهایی که میتواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.
@Writing_lovers
«باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاریام میکند تا مهار برنامهی روزانهام از دست نرود.»
لئو تولستوی
@Writing_lovers
لئو تولستوی
@Writing_lovers
از اینجا شروع می کنم...
«از اینجا شروع میکنم...» این جملهی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف میزند.
جایی که احساساتی همچون خشم، انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان میدهد چطور میتوان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و به سرچشمهی خود رسید.
تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرکبکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه میگیرد.
نوشتهتان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنیهای درونتان هدایت کند.
بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز میکنید. در پایان به دنبال یکعنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.
@Writing_lovers
«از اینجا شروع میکنم...» این جملهی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف میزند.
جایی که احساساتی همچون خشم، انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان میدهد چطور میتوان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و به سرچشمهی خود رسید.
تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرکبکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه میگیرد.
نوشتهتان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنیهای درونتان هدایت کند.
بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز میکنید. در پایان به دنبال یکعنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.
@Writing_lovers
«قصه های خوب برای بچه های خوب» را شب ها در حالی می نوشتم كه توی یك اتاق ۶ متری زیر شیروانی، با یك لامپ نمره ده دیواركوب زندگی می كردم.
نگران بودم كتاب خوبی نشود و مرا مسخره كنند.
اول بار آن را به كتابخانه ابن سینا (سر چهار راه مخبرالدوله) دادم. بعد از مدتی پس دادند و رد كردند.
گریهكنان آن را پیش آقای جعفری، مدیر انتشارات امیركبیر بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ كند.
مهدی آذری یزدی
@Writing_lovers
نگران بودم كتاب خوبی نشود و مرا مسخره كنند.
اول بار آن را به كتابخانه ابن سینا (سر چهار راه مخبرالدوله) دادم. بعد از مدتی پس دادند و رد كردند.
گریهكنان آن را پیش آقای جعفری، مدیر انتشارات امیركبیر بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ كند.
مهدی آذری یزدی
@Writing_lovers
نوشتن هیچوقت برایم سخت نبوده. از وقتی یادم میآید همینطور بوده: رادیو را روشن کن و بگذار روی ایستگاه موسیقی کلاسیک. تنها کاری که باید میکردم حضور داشتن بود. زندگی چیز زیادی نداشت که به آدم بدهد، وقتی زندگی بیشتر شبیه نمایشی ترسناک بود، این فرایند به من اجازه میداد که ادامه بدهم.
همیشه ماشین تحریری بود که آرامم کند، با من حرف بزند، سرگرمم کند، جانم را نجات دهد. اصلا برای همین مینوشتم: که جانم را نجات دهم، تا کارم به دیوانه خانه نکشد، خیابان خواب نشوم، از شر خودم خلاص شوم.
چارلز بوکوفسکی
از کتاب: هالیوود
مترجم: پیمان خاکسار
@Writing_lovers
همیشه ماشین تحریری بود که آرامم کند، با من حرف بزند، سرگرمم کند، جانم را نجات دهد. اصلا برای همین مینوشتم: که جانم را نجات دهم، تا کارم به دیوانه خانه نکشد، خیابان خواب نشوم، از شر خودم خلاص شوم.
چارلز بوکوفسکی
از کتاب: هالیوود
مترجم: پیمان خاکسار
@Writing_lovers
« خوشبحال آدم ابوالبشر او میتوانست اطمینان داشته باشد که هر کلمه و فکری متعلق به خودش بوده است.» مارک تواین
وقتی نویسندهای از نوشتن طفره میرود با خودش میگوید هنوز ایده کافی ندارم. یا ممکن است با خودش بگوید حرفهایم تکراری است و دیگران این حرفها را پیشتر از من گفته اند.
اجازه ندهید این کمالگرایی تحلیل برنده، نوشتن شما را متوقف کند. برای مقابله با آن کافی است نوشتن را به عادت هر روزه خود تبدیل کنید.
خوب است این جمله ترنیتوس نمایشنامه نویس یونانی را هم بنویسید و جلوی دیدتان بگذارید، او زمانی دور گفته بود: «هیچ گفتنی وجود ندارد که قبلا گفته نشده باشد.»
شما مجبور نیستید در تمرین روزانهی نوشتن، حرف تازه ای بزنید. کافی است هر چه را به ذهنتان میرسد از زبان خودتان بیان کنید.
از چیزهایی بگویید که جز علاقمندیهایتان است یا آنچه را که دربارهی آن بیشتر میدانید.
یقین داشته باشید که خود عمل نوشتن الهام بخش است و ایدههای لازم را در اختیارتان قرار میدهد.
با نوشتن مداوم متوجه میشوید، توان شما برای بیان اندیشه های خلاقانه بسیار بیشتر از حدی است که تصور میکنید.
@Writing_lovers
وقتی نویسندهای از نوشتن طفره میرود با خودش میگوید هنوز ایده کافی ندارم. یا ممکن است با خودش بگوید حرفهایم تکراری است و دیگران این حرفها را پیشتر از من گفته اند.
اجازه ندهید این کمالگرایی تحلیل برنده، نوشتن شما را متوقف کند. برای مقابله با آن کافی است نوشتن را به عادت هر روزه خود تبدیل کنید.
خوب است این جمله ترنیتوس نمایشنامه نویس یونانی را هم بنویسید و جلوی دیدتان بگذارید، او زمانی دور گفته بود: «هیچ گفتنی وجود ندارد که قبلا گفته نشده باشد.»
شما مجبور نیستید در تمرین روزانهی نوشتن، حرف تازه ای بزنید. کافی است هر چه را به ذهنتان میرسد از زبان خودتان بیان کنید.
از چیزهایی بگویید که جز علاقمندیهایتان است یا آنچه را که دربارهی آن بیشتر میدانید.
یقین داشته باشید که خود عمل نوشتن الهام بخش است و ایدههای لازم را در اختیارتان قرار میدهد.
با نوشتن مداوم متوجه میشوید، توان شما برای بیان اندیشه های خلاقانه بسیار بیشتر از حدی است که تصور میکنید.
@Writing_lovers
با خودم عهد کرده ام تا هر روز دست کم سه صفحه کتاب نخواندهام، به سراغ نوشتن نروم. با انجام این برنامه اهمیت خواندن را به خودم یادآوری می کنم و میکوشم تا پایان هر روز صد صفحه بخوانم.
فرقی نمیکند داستانی باشد یا غیر داستانی فقط باید کتابی باشد از جنس کاغذ و نه مطالب بریده از صفحات مجازی.
من همیشه از دیدن کسانی که مینویسند یا شعر میگویند اما به بهانه آنکه هنرشان تحت تأثیر کتابها نباشد، صفحهای کتاب نمیخوانند، تعجب میکنم. کدام هنر را دیدهاید که بدون تأثیرپذیری شکل گرفته باشد؟
نویسندگان بزرگ همواره به خواندن آثار بزرگ گذشته میپرداختند و هیچوقت هم نگران تأثیرپذیری نبودند.
شما از یکفیلم، موسیقی و یا نقاشی تاثیر میپذیرید پس چه اشکالی دارد اگر از کتابها تأثیر بگیرید. حال آنکه کتابها تأثیر عمیقتری بر روند خلاقیت تان دارند.
همه اینها را گفتم تا به شما بگویم آنچه میتواند در نوشتن به ما کمک کند و خلاقیتهای نهفته در وجودمان را برانگیزد خواندن است. پس برنامهای بریزید و از مطالعه کتابهای خوب غافل نباشد.
@Writing_lovers
فرقی نمیکند داستانی باشد یا غیر داستانی فقط باید کتابی باشد از جنس کاغذ و نه مطالب بریده از صفحات مجازی.
من همیشه از دیدن کسانی که مینویسند یا شعر میگویند اما به بهانه آنکه هنرشان تحت تأثیر کتابها نباشد، صفحهای کتاب نمیخوانند، تعجب میکنم. کدام هنر را دیدهاید که بدون تأثیرپذیری شکل گرفته باشد؟
نویسندگان بزرگ همواره به خواندن آثار بزرگ گذشته میپرداختند و هیچوقت هم نگران تأثیرپذیری نبودند.
شما از یکفیلم، موسیقی و یا نقاشی تاثیر میپذیرید پس چه اشکالی دارد اگر از کتابها تأثیر بگیرید. حال آنکه کتابها تأثیر عمیقتری بر روند خلاقیت تان دارند.
همه اینها را گفتم تا به شما بگویم آنچه میتواند در نوشتن به ما کمک کند و خلاقیتهای نهفته در وجودمان را برانگیزد خواندن است. پس برنامهای بریزید و از مطالعه کتابهای خوب غافل نباشد.
@Writing_lovers
چیز مطبوعی است نوشتن
مهم نیست بد است یا خوب، چیزِ مطبوعی است نوشتن! آن که مجبور نیستی خودت باشی، قادر هستی در میان همۀ آن مخلوقاتی بگردی که توصیفشان می کنی.
مثلاً امروز من، هم در نقش مرد، هم در نقش زن، عاشق و معشوقه هر دو، در جنگلی در بعد از ظهری پاییزی اسب سواری کرده ام، هم آن اسب ها بوده ام، هم برگ ها، هم باد، هم آن کلماتی که آنها به هم می گفتند، و هم آفتابِ سرخی که باعث می شد آنها چشم هاشان را جمع کنند، چشم هایی که لبریز از عشق بودند.
گوستاو فلوبر
@Writing_lovers
مهم نیست بد است یا خوب، چیزِ مطبوعی است نوشتن! آن که مجبور نیستی خودت باشی، قادر هستی در میان همۀ آن مخلوقاتی بگردی که توصیفشان می کنی.
مثلاً امروز من، هم در نقش مرد، هم در نقش زن، عاشق و معشوقه هر دو، در جنگلی در بعد از ظهری پاییزی اسب سواری کرده ام، هم آن اسب ها بوده ام، هم برگ ها، هم باد، هم آن کلماتی که آنها به هم می گفتند، و هم آفتابِ سرخی که باعث می شد آنها چشم هاشان را جمع کنند، چشم هایی که لبریز از عشق بودند.
گوستاو فلوبر
@Writing_lovers
«نوشتن، جنگ با زبان است برای دستیابی به چیزی که از نیروی بیان مان فرار میکند.»
ایتالو کالوینو
نویسندگان خوب همیشه از مشکلاتشان دربارهی نحوهی انتخاب واژگان سخن گفتهاند. یک نوشته خوب از میان فضایی مملو از کلمات عبور میکند و دردسر یک نویسندهی حرفه ای این است که باید از میان انبوه کلمات به انتخاب واژگانی بپردازد که به بیان منظورش نزدیک تر است.
این را بدانید تا زمانی که مطلبی را در ذهن دارید با صورتها و گونه های مختلف برای بیان آن روبرو هستید و وجود همین شکلهای گوناگون میتواند باعث شود تا نوشتن برایتان به کاری ناممکن تبدیل شود.
اولین چیزی که برای پیدا کردن ظریف ترین و دقیق ترین شکل بیان و یافتن معادل های مناسب به آن نیاز دارید، داشتن دایرهی واژگانی بالا است.
پیشنهاد میکنم برای به دست آوردن چنین مهارتی، در مطالعاتتان به شکل به کارگیری نویسندگان خوب از واژگان دقت کنید و از آن واژگان در یادداشت های روزانه تان استفاده کنید.
انجام این کار اهمیت دقت و کیفیت در بهکارگیری زبان فارسی را به شما یادآوری میکند و بی دقتی و ضعفتان را نسبت به کلمات از بین میبرد.
یک راه مؤثر دیگر:
برای تمرین بیشتر، هر موضوع را در سه نوع جمله بندی متفاوت بنویسید و ببینید چطور دقت در به کارگیری واژگان میتواند حال و هوای نوشتههایتان را تغییر دهد.
@Writing_lovers
ایتالو کالوینو
نویسندگان خوب همیشه از مشکلاتشان دربارهی نحوهی انتخاب واژگان سخن گفتهاند. یک نوشته خوب از میان فضایی مملو از کلمات عبور میکند و دردسر یک نویسندهی حرفه ای این است که باید از میان انبوه کلمات به انتخاب واژگانی بپردازد که به بیان منظورش نزدیک تر است.
این را بدانید تا زمانی که مطلبی را در ذهن دارید با صورتها و گونه های مختلف برای بیان آن روبرو هستید و وجود همین شکلهای گوناگون میتواند باعث شود تا نوشتن برایتان به کاری ناممکن تبدیل شود.
اولین چیزی که برای پیدا کردن ظریف ترین و دقیق ترین شکل بیان و یافتن معادل های مناسب به آن نیاز دارید، داشتن دایرهی واژگانی بالا است.
پیشنهاد میکنم برای به دست آوردن چنین مهارتی، در مطالعاتتان به شکل به کارگیری نویسندگان خوب از واژگان دقت کنید و از آن واژگان در یادداشت های روزانه تان استفاده کنید.
انجام این کار اهمیت دقت و کیفیت در بهکارگیری زبان فارسی را به شما یادآوری میکند و بی دقتی و ضعفتان را نسبت به کلمات از بین میبرد.
یک راه مؤثر دیگر:
برای تمرین بیشتر، هر موضوع را در سه نوع جمله بندی متفاوت بنویسید و ببینید چطور دقت در به کارگیری واژگان میتواند حال و هوای نوشتههایتان را تغییر دهد.
@Writing_lovers
تجربهی مشترک کتابخوانهای حرفهای
وقتی پای صحبت کتابخوانهای حرفهای بنشینی، از یکتجربهی مشترک سخن میگویند. این تجربه، بازخوانی آثاری است که زمانی پیش آن را خواندهاند و در طول زمان بارها و بارها به سراغش رفتهاند.
نویسندهی بزرگی چون ویلیام فاکنر خواندن دوبارهی کتابهای قدیمی را مانند دیدار دوستان قدیمی میداند. او می نویسد :
«کتابهایی که میخوانم آنهایی هستند که در جوانی میخواندم و از آنها لذت میبردم. عهد عتیق، دیکنز، کنراد و سروانتس. من دون کیشوت را مانند کسانی که انجیل را بخوانند سالی یکبار می خوانم.»
ایتالو کالوینو نویسنده ایتالیایی هم دربارهی تجربهی بازخوانی آثار مورد علاقهاش مینویسد:
«در میان کتابهای ایتالیایی این سالهای اخیر، کتابی را که بیش از همه خوانده و دوباره خواندهام، کتاب تاریخ کوتاه لایتناهی اثر پائولو زللینی است.»
اومبرتو اکو در کتاب «شش گشت و گذار در جنگلهای روایت» از تجربهی مشابهی سخن میگوید:« سیلو اثر ژاردونروال را بیست سال پیش خواندم و از آن زمان مدام به خواندن آن ادامه دادم.»
توصیه میکنم بخشی از زمان مطالعهتان را برای خواندن کتابهایی بگذارید که زمانی عمیقا بر شما تأثیر گذاشته است.
از دیدار مجدد این دوستان قدیمی شگفت زده میشوید و تجربه متفاوت بازخوانی آنها میتواند ایدههای جدیدی در اختیارتان بگذارد.
وقتی پای صحبت کتابخوانهای حرفهای بنشینی، از یکتجربهی مشترک سخن میگویند. این تجربه، بازخوانی آثاری است که زمانی پیش آن را خواندهاند و در طول زمان بارها و بارها به سراغش رفتهاند.
نویسندهی بزرگی چون ویلیام فاکنر خواندن دوبارهی کتابهای قدیمی را مانند دیدار دوستان قدیمی میداند. او می نویسد :
«کتابهایی که میخوانم آنهایی هستند که در جوانی میخواندم و از آنها لذت میبردم. عهد عتیق، دیکنز، کنراد و سروانتس. من دون کیشوت را مانند کسانی که انجیل را بخوانند سالی یکبار می خوانم.»
ایتالو کالوینو نویسنده ایتالیایی هم دربارهی تجربهی بازخوانی آثار مورد علاقهاش مینویسد:
«در میان کتابهای ایتالیایی این سالهای اخیر، کتابی را که بیش از همه خوانده و دوباره خواندهام، کتاب تاریخ کوتاه لایتناهی اثر پائولو زللینی است.»
اومبرتو اکو در کتاب «شش گشت و گذار در جنگلهای روایت» از تجربهی مشابهی سخن میگوید:« سیلو اثر ژاردونروال را بیست سال پیش خواندم و از آن زمان مدام به خواندن آن ادامه دادم.»
توصیه میکنم بخشی از زمان مطالعهتان را برای خواندن کتابهایی بگذارید که زمانی عمیقا بر شما تأثیر گذاشته است.
از دیدار مجدد این دوستان قدیمی شگفت زده میشوید و تجربه متفاوت بازخوانی آنها میتواند ایدههای جدیدی در اختیارتان بگذارد.