«میدانی هفتهی گذشته چند صفحه نوشتم؟ يك صفحه، آن هم به نظرم خوب نمیآيد! عبوری سريع و سبك لازم بود، در حالی كه من به كندی جلو میرفتم! چه دردی میكشيدم! سه روز روی تمام اثاثيهام و در تمام حالتهای ممكن غلت زدم تا چيزی براي گفتن بيابم! لحظات مشقتباری هست كه در آن رشته پاره میشود و به نظر میرسد كلاف از هم باز شده است. با اين حال، شروع میكنم به آشكارا ديدن. اما چقدر زمان از دست رفت! چقدر آهسته جلو میروم! و چه كسی متوجه تركيبات عميقی خواهد شد كه چنين كتاب سادهای از من میطلبد؟ عجب مكانيكی است طبيعت و براي واقعی بودن چه نيرنگها لازم است! بخش وحشتناك مشكل، به هم پيوستگی ايدههاست و اين كه آنها خيلی طبيعی از يكی به ديگری منحرف میشوند، لحظاتی هست كه در آن تمام اينها ميل مردن به من میدهند. آه! رنجهای هنر، میشناسمشان.
بدينترتيب، نوشتن چيزی است بسيار وحشتناك و لذتبخش و آدم عادت میكند كه به عذابهايی از اين دست سماجت ورزد و چيز ديگری از آن نخواهد. در اين رازی هست كه از من میگريزد.
اما زندگی بسيار كوتاه است! وقتی فكر میكنم كه هرگز آن طور كه دوست دارم نخواهم نوشت و نه حتی يك چهارم چيزی را كه آرزو دارم، میخواهم فكام را خرد كنم.»
از نامههای گوستاو فلوبر
برگردان: اصغر نوری
منبع: وبلاگ برهوت
@Writing_lovers
بدينترتيب، نوشتن چيزی است بسيار وحشتناك و لذتبخش و آدم عادت میكند كه به عذابهايی از اين دست سماجت ورزد و چيز ديگری از آن نخواهد. در اين رازی هست كه از من میگريزد.
اما زندگی بسيار كوتاه است! وقتی فكر میكنم كه هرگز آن طور كه دوست دارم نخواهم نوشت و نه حتی يك چهارم چيزی را كه آرزو دارم، میخواهم فكام را خرد كنم.»
از نامههای گوستاو فلوبر
برگردان: اصغر نوری
منبع: وبلاگ برهوت
@Writing_lovers
اولین اصل نویسندگی این است که چیزی را بنویسید که دوست دارید آن را بخوانید و از آن لذت ببرید، اگر چیزی که مینویسید برای خودتان جالب نباشد و سرگرمتان نکند قطعاً برای هیچ کس دیگر جالب و سرگرم کننده نیست.
نورا رابرتز
@Writing_lovers
نورا رابرتز
@Writing_lovers
یک فرهنگ واژگان نگهدار، اما جایی دوردست، در اتاقک ته باغ یا پشت یخچال، که پیداکردن آن راهپیمایی و کوشش لازم داشته باشد. احتمال میرود واژهای که به ذهن خودت میآید بایسته و بهجا باشد.
رادی دویل
@Writing_lovers
رادی دویل
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ملاقات با نویسندهٔ سخنور و بی پروا
✍ معصومه حامی دوست
آرتور کریستال در جستار «چرا بهتر است خالقان متون محبوبمان را نبینیم ؟» میگوید دیدن رمان نویسها، نمایشنامه نویس ها و شاعران ما را ناامید میکند، چرا که آنها آدمهای خوش صحبتی نیستند.
ایتالو کالوینو هم مینویسد:« از میان خدایان یونان، ساتورن که طبعی اندوهگین، نظاره گر و تنها دارد، مختص هنرمندان، شعرا و متفکران است و اگر بخشی از بشریت این قدر به شدت مستعد درون گرایی نبود ادبیات هرگز به وجود نمیآمد.»
دیوید فاستروالاس با اشاره به همین بعد از وجود نویسنده، میگوید: «نوشتن برای انتشار چیز غریبی است، چون تکه ای از تو یک بچه مثبت کتابخوان است و تکه ای دیگر ضایعترین هنرپیشه تاریخ. یک تکه میخواهد توی کتابخانه بماند و تکه دیگر از ته دل دوست دارد مشهور و محبوب شود.»
سلینجر، جان آپدایک و موراکامی و ... نویسندگانی هستند که محل سکونتشان را ترک کردند تا ازعذاب همکلام شدن با جمع قسر دربروند. به همینخاطر هم آرتور کریستال توصیه میکند دفعه بعدی که نویسندهی محبوبتان را دیدید، یادتان باشد او صرفا آدمی است که به دیدن جهان بیرون از اتاق کار یا دفتر یا هر جهنمی که در آن مینویسد آمده، سپس داستانی در این باره تعریف میکند :
میگویند روزی کاشف آلمانی فردریش هومبولت به دوستش که پزشکی پاریسی بود گفت که میخواهد یک دیوانه درست و حسابی را از نزدیک ببیند. چند روز بعد سر میز مهمانی دوستش، با دو مرد در طرفین خودش روبرو شد. یکی مؤدب و کم حرف و به گپ تن نمیداد. دیگری لباسهای ناهماهنگ داشت و دربارهی همه موضوعات جهان حرف میزد و دستهایش را بی محابا تکان میداد و اداهای هولناک از خودش در میآورد. وقتی شام تمام شد هومبولت به مرد حراف اشاره کرد و در گوش میزبانش گفت:« از دیوانهات خوشم آمد.» میزبان ابرو در هم کشید و جواب داد : «دیوانه آن یکی است، ایشان موسیو بالزاک هستند. »
اما چگونه میتوانیم بر طبع درونگرا و معذب ساتورن وار مان فائق بیاییم و خوش کلامتر ظاهر شویم، نکات زیر تا اندازهی زیادی راهگشا هستند:
۱) دربارهی زبان بدن اطلاعاتی کسب کنید. میتوانید عنوان «زبان بدن» را در وب یا میان عناوین کتابها جستجو کنید.
۲) کتاب هایی در زمینه آیین سخنرانی و سخنوری بخوانید. از کتاب آیین سخنوری دیل کارنگی شروع کنید.
۳) چندمرتبه در روز حروف صدادار و بی صدا را با صدای بلند جلوی آینه تمرین کنید.
۴) خواندن مداوم قصاید ناصرخسرو و #شاهنامه فردوسی ، بر صحیح ادا کردن کلمات و حروف تأثیر میگذارد. از خواندن پیوسته این متون غافل نشوید.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
آرتور کریستال در جستار «چرا بهتر است خالقان متون محبوبمان را نبینیم ؟» میگوید دیدن رمان نویسها، نمایشنامه نویس ها و شاعران ما را ناامید میکند، چرا که آنها آدمهای خوش صحبتی نیستند.
ایتالو کالوینو هم مینویسد:« از میان خدایان یونان، ساتورن که طبعی اندوهگین، نظاره گر و تنها دارد، مختص هنرمندان، شعرا و متفکران است و اگر بخشی از بشریت این قدر به شدت مستعد درون گرایی نبود ادبیات هرگز به وجود نمیآمد.»
دیوید فاستروالاس با اشاره به همین بعد از وجود نویسنده، میگوید: «نوشتن برای انتشار چیز غریبی است، چون تکه ای از تو یک بچه مثبت کتابخوان است و تکه ای دیگر ضایعترین هنرپیشه تاریخ. یک تکه میخواهد توی کتابخانه بماند و تکه دیگر از ته دل دوست دارد مشهور و محبوب شود.»
سلینجر، جان آپدایک و موراکامی و ... نویسندگانی هستند که محل سکونتشان را ترک کردند تا ازعذاب همکلام شدن با جمع قسر دربروند. به همینخاطر هم آرتور کریستال توصیه میکند دفعه بعدی که نویسندهی محبوبتان را دیدید، یادتان باشد او صرفا آدمی است که به دیدن جهان بیرون از اتاق کار یا دفتر یا هر جهنمی که در آن مینویسد آمده، سپس داستانی در این باره تعریف میکند :
میگویند روزی کاشف آلمانی فردریش هومبولت به دوستش که پزشکی پاریسی بود گفت که میخواهد یک دیوانه درست و حسابی را از نزدیک ببیند. چند روز بعد سر میز مهمانی دوستش، با دو مرد در طرفین خودش روبرو شد. یکی مؤدب و کم حرف و به گپ تن نمیداد. دیگری لباسهای ناهماهنگ داشت و دربارهی همه موضوعات جهان حرف میزد و دستهایش را بی محابا تکان میداد و اداهای هولناک از خودش در میآورد. وقتی شام تمام شد هومبولت به مرد حراف اشاره کرد و در گوش میزبانش گفت:« از دیوانهات خوشم آمد.» میزبان ابرو در هم کشید و جواب داد : «دیوانه آن یکی است، ایشان موسیو بالزاک هستند. »
اما چگونه میتوانیم بر طبع درونگرا و معذب ساتورن وار مان فائق بیاییم و خوش کلامتر ظاهر شویم، نکات زیر تا اندازهی زیادی راهگشا هستند:
۱) دربارهی زبان بدن اطلاعاتی کسب کنید. میتوانید عنوان «زبان بدن» را در وب یا میان عناوین کتابها جستجو کنید.
۲) کتاب هایی در زمینه آیین سخنرانی و سخنوری بخوانید. از کتاب آیین سخنوری دیل کارنگی شروع کنید.
۳) چندمرتبه در روز حروف صدادار و بی صدا را با صدای بلند جلوی آینه تمرین کنید.
۴) خواندن مداوم قصاید ناصرخسرو و #شاهنامه فردوسی ، بر صحیح ادا کردن کلمات و حروف تأثیر میگذارد. از خواندن پیوسته این متون غافل نشوید.
@Writing_lovers
👍1
توصیهام این است که راجع به زندگی آدم های دور و برتان بنویسید. وقتتان را صرف ساختن دنیای کاملاً خیالی و پوچ یا تاریخهای فراموش شده نکنید.
باربارا همبلی
@Writing_lovers
باربارا همبلی
@Writing_lovers
کتابهای خوب، بلندپروازی انسان را تحریک میکنند. یادگیری سواد خواندن مهمترین اتفاق زندگی من بود و حرفه داستانگویی من هم زاده همین مهارت است. هیچ دلیل مشهودی برای به سرانجام رساندن یک رمان خوب وجود ندارد، اما ادبیات همیشه تاثیر خودش را روی خواننده میگذارد؛ این شاید به شکل یک حس رضایتمندی باشد و یا تغییر به سمت خوبیها. هر حسی که باشد، زندگی آدمها با مطالعه کتاب غنی میشود.
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
ويليام بليک در جايی میگويد: «دنيا را بايد در ذرهای از ماسه ديد». در هر بخشی از جهان، ولو کوچک، دنيايی نهفته است.
داستان کوتاه هم به همان ذره ماسه مشغول است و آرزویی شگفت را در پشت تواضعی افسونگر نهفته است: يعنی در آغوش گرفتن تمام جهان.
داستان کوتاه به دگرگونی معتقد است و باورش به نيروهای پنهانی است، چون به شدت به اين اعتقاد دارد که جهان در کف دستش خوابيده است...
داستان کوتاه سعی میکند همچون عاشقی باشد که در همان دانه ماسه به دنبال ديدن چهره معشوقش است و به دنبال لحظهای است که دانه ماسه، طبيعت حقیقیاش را آشکار میکند.
بخشی از مقالهٔ «بلند پروازی داستان کوتاه» نوشته «استيون ميل هاوزر»
@Writing_lovers
داستان کوتاه هم به همان ذره ماسه مشغول است و آرزویی شگفت را در پشت تواضعی افسونگر نهفته است: يعنی در آغوش گرفتن تمام جهان.
داستان کوتاه به دگرگونی معتقد است و باورش به نيروهای پنهانی است، چون به شدت به اين اعتقاد دارد که جهان در کف دستش خوابيده است...
داستان کوتاه سعی میکند همچون عاشقی باشد که در همان دانه ماسه به دنبال ديدن چهره معشوقش است و به دنبال لحظهای است که دانه ماسه، طبيعت حقیقیاش را آشکار میکند.
بخشی از مقالهٔ «بلند پروازی داستان کوتاه» نوشته «استيون ميل هاوزر»
@Writing_lovers
یکسال تا نویسنده شدن
مؤلف: سوزانم. تیبرگین
برگردان: امین زاهدیمطلق
ناشر: عصر داستان
این کتاب، بهترین مطالب را در زمینه نوشتن داستان دارد.
@Writing_lovers
مؤلف: سوزانم. تیبرگین
برگردان: امین زاهدیمطلق
ناشر: عصر داستان
این کتاب، بهترین مطالب را در زمینه نوشتن داستان دارد.
@Writing_lovers
مبتدی بنویسید. باید هیجان و رضایت را بعد از نوشتن احساس کنید. این به این معناست که نهایت تلاشتان را به کار گرفتهاید.
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
با دقت بیشتری به دنیای اطراف خود بنگرید. یاد بگیرید دقیق باشید و چیزهایی را که دیگران نمیبینند شما ببینید و بدانید که برای نویسنده شدن همواره فرصت هایی وجود دارد.
دیان دی
@Writing_lovers
دیان دی
@Writing_lovers
به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره میگویم، بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که میگویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»
نه فقط کتابهای داستانی را بلکه کتاب غیرداستانی هم بخوانید هیچ وقت نمیشود به قدر کافی معلومات کسب کرد. بیرون از دنیای داستان، قصههای واقعی فراوانی وجود دارد کاش وقت برای مطالعه همه آنها وجود داشت.
فای کلرمن
@Writing_lovers
نه فقط کتابهای داستانی را بلکه کتاب غیرداستانی هم بخوانید هیچ وقت نمیشود به قدر کافی معلومات کسب کرد. بیرون از دنیای داستان، قصههای واقعی فراوانی وجود دارد کاش وقت برای مطالعه همه آنها وجود داشت.
فای کلرمن
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فاکنر جمله عمیقی دارد، او میگوید: « نویسنده نباشید، بجایش خودِ نوشتن باشید. عمل نوشتن حرکت را نشان میدهد.»
همهٔ معنی نوشتن هم در همین حرکت نهفته است. «حرکت از یک ایدهٔ معمولی که در حین نوشتن به ایدهای ناب تبدیل میشود.»
در واقع ایدهها در ابتدا مانند سنگریزههایی ناچیز در مسیر نوشتن افراد آماتور ظاهر میشوند اما یک حرفهای همیشه میداند چطور با نوشتن ماهیت واقعی آنها را آشکار کند.
به همین خاطر است که نویسندگان بسیاری با شگفتی اظهار کردهاند که در ابتدا فقط یک تصویر یا جمله از داستانشان را داشتند و سپس همه چیز به خودی خود و به نحو اسرارآمیزی شکل گرفته است.
پس به توصیه فاکنر عمل کنید، حرفهای رفتار کنید و «خودِ نوشتن باشید.» یا به زبان ساده:
با نوشتن به ایدههای معمولی امکان و فرصت بدهید تا به ایدههای ناب داستانی تبدیل شوند.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
همهٔ معنی نوشتن هم در همین حرکت نهفته است. «حرکت از یک ایدهٔ معمولی که در حین نوشتن به ایدهای ناب تبدیل میشود.»
در واقع ایدهها در ابتدا مانند سنگریزههایی ناچیز در مسیر نوشتن افراد آماتور ظاهر میشوند اما یک حرفهای همیشه میداند چطور با نوشتن ماهیت واقعی آنها را آشکار کند.
به همین خاطر است که نویسندگان بسیاری با شگفتی اظهار کردهاند که در ابتدا فقط یک تصویر یا جمله از داستانشان را داشتند و سپس همه چیز به خودی خود و به نحو اسرارآمیزی شکل گرفته است.
پس به توصیه فاکنر عمل کنید، حرفهای رفتار کنید و «خودِ نوشتن باشید.» یا به زبان ساده:
با نوشتن به ایدههای معمولی امکان و فرصت بدهید تا به ایدههای ناب داستانی تبدیل شوند.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ستایش ها نشانگر ادراک هستند. در خلوت خویش انسانهایی عالی هستیم و هیچ کس از دیگری بهتر نیست. نگریستن به عظمت همسایهات را بیاموز و عظمت خودت رانیز بنگر. بهترین بخش را در هر فرد جستجو کن و این را به او بگو. همه ما به چنین محرکی نیازمندیم. هر بار که از کار من ستایش میشود فروتن تر می شوم چون احساس نادیده گرفته شدن یا ناخوشایند بودن نمیکنم.
جبران خلیل جبران
@Writing_lovers
جبران خلیل جبران
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM