نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
یک راه خوب برای پیشرفت کردن و دریافتن سبک و صدای خاص خودتان، نوشتن یادداشتهای روزانه است. من بیست و پنج سال است که این کار را انجام می‌دهم و حال بانگاه کردن به سبک آن یادداشتها می‌فهمم در هر مقطع چه کتابی خوانده‌ام؛ اما کم کم شروع کردم به نوشتن شیوه‌ای که کاملاً مال خودم بود.

سایمون زلیچ


@Writing_lovers
❁ برای داشتن وقت برای نوشتن، صبح زود از خواب بیدار شوید

اگر می‌خواهید بنویسید و وقت برای نوشتن به دست آورید، باید برای آن تلاش کنید و از خواب صبح خود بگذرید. پاول ایرتمان نویسنده کتاب پرفروش سقوط ۹۷، توصیه می‌کند که:

 صبح ساعت پنج و نیم از خواب بیدار شوید و ساعت شش و نیم کار نوشتن را شروع کنید. اگر تا ساعت نه صبح کار کنید، متوجه خواهید شد که چقدر این زمان تاثیر گذار بوده است و کار زیادی انجام داده‌اید. به خصوص که صبح زود ذهن شما کاملا باز و هوشیار است و می‌توانید بهتر بنویسید.


❁ برای نوشتن هر فرصتی را غنیمت بشمارید

اگر کار شما تمام وقت است و کل روز مجبورید که سر کار باشید مسلما وقت کمتری برای نوشتن خواهید داشت. اما شما باید از هر فرصتی برای به دست آوردن وقت برای نوشتن، استفاده کنید. وقت ناهار، وقت‌های استراحت، زمانی که در سرویس و یا تاکسی برای رفتن سر کار هستید. از این فرصت‌ها استفاده کنید و دقایقی را به نوشتن اختصاص دهید.

شاعر معروف و پرکار ویلیام کارلوس ویلیامز، پزشک کودکان بودند که تمام روز مشغول کار بودند. ایشان در شرح احوالشان نوشته‌اند که می‌شود در بین روز ۱۰_۱۲ دقیقه زمان اضافی پیدا کرد. ایشان گفته‌اند که ماشین تحریری در مطب خود داشته‌اند و زمانی که ما بین ورود و خروج هر مریض داشته‌اند را به کار نوشتن می‌پرداخته‌اند.

@Writing_lovers
آندری تارکوفسکی هنگام تدوین یکی از آثارش لب به تحسین صحنه ای می‌گشاید و می پرسد: «این صحنه چگونه خلق شده است؟»

این جمله که یادآور سازوکار خود به خودی آفرینش اثر هنری است، به فرایند نوشتن می‌ماند. اگر پای صحبت بزرگان نویسندگی هم بنشینید، متوجه می‌شوید که چنین موضوعی درباره‌ی داستان نویسی هم صدق می‌کند. سخنان اوکانر را در این باره به یاد بیاورید که گفت:

«زمانی که شروع به نگارش این داستان کردم ، هیچ‌ نمی‌دانستم یک پزشک با پای چوبی در آن است. یک روز صبح دیدم دارم بدون هیچ مقدمه ای درباره دو زنی‌ می‌نویسم که چیزهایی درباره شان‌ می‌دانستم.»

و یا گفته‌های کارور درباره‌ی نوشتن داستانش: «یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود و البته داستان خیلی خوبی هم شد. چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم‌ می‌گشت: «مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.» می‌دانستم که در این جمله داستانی نهفته است که‌ می‌خواهد بازگو شود. اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.»

شنیدن این سخنان ما را امیدوار می‌کند. پس به توصیه فای کلرمن گوش دهید. او می‌گوید:
به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره می گویم بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که می گویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»

و سعی کنید از طریق ترکیب این دو یعنی خواندن و نوشتن و همچنین یادگیری مشتاقانه و پیوسته، داستانهایتان را خلق کنید.


@Writing_lovers
اگر بخواهم دوباره اولین رمانم را بنویسم، حتما آن را ساده تر و بی‌پیرایه‌تر خواهم‌ نوشت.


نوتومب


@Writing_lovers
هراس‌ مکن‌. من‌ خودم‌ در نیمه‌ راه‌ نوشتن‌ یک‌ رمان‌ همیشه‌ در لحظاتی‌ دل‌ و روده‌ام‌ از ترس‌ به‌ هم‌ می‌ریزد و این‌ هنگامی‌ است‌ که‌ چرندیات‌ام‌ را بر پرده‌ سینما پیش‌ چشم‌ مجسم‌ می‌کنم‌ و پیامدهای‌ بعدی‌ را، یکی‌ پشت‌ دیگری‌، به‌ سرعت‌ می‌بینم‌: نقدهای‌ تمسخرآمیز، ناراحت‌ شدن‌ دوستان‌، بی‌آبرویی‌، کاهش‌ درآمد، بانک‌ رهنی‌ و تصرف‌ خانه‌، طلاق‌… پس‌ سرم‌ را زیر می‌اندازم‌ و لجوجانه‌ کار می‌کنم‌ و از این‌ بحران‌ها می‌گذرم‌ و سرانجام‌ به‌ مقصود می‌رسم‌. ترک‌ میز تحریر برای‌ مدتی‌ بی‌فایده‌ نیست‌. صحبت‌ درباره‌ مشکل‌ هم‌ چه‌ بسا کمک‌ کند به‌ یاد بیاورم‌ پیش‌ از آن‌ که‌ گیر کنم‌ می‌خواستم‌ چه‌ بگویم‌. راه‌پیمایی‌ و گردشی‌ طولانی‌ پیوسته‌ فکری‌ تازه‌ برای‌ تغییر دست‌نوشته‌ به‌ ذهن‌ می‌آورد، و اگر همه‌ اینها مفید نیفتاد، می‌باید به‌ دعا متوسل‌ شد، فرانسیس‌ دسالز، قدیس‌ حامی‌ نویسندگان‌، اغلب‌ در مواقع‌ بحرانی‌ نیاز مرا برآورده‌ است‌. اگر مرجع‌ بالاتری‌ می‌خواهی‌، می‌توانی‌ دست‌ به‌ دامن‌ کالییوپه‌، الهام‌بخش‌ شعر حماسی‌، هم‌ بشوی‌.

سارا واترز

@Writing_lovers
«درباره‌ آن‌چه‌ می‌دانید بنویسید»، باور ملال‌آور قدیمی‌ را فراموش‌ کن‌. در عوض [ لااقل امروز را]، به‌ جست‌و‌جوی‌ ناشناخته‌ و در عین‌ حال‌ زمینه‌های‌ شناخت‌پذیر تجربه‌ بپرداز که‌ آگاهی‌ات‌ را از جهان‌ بالا می‌برد و درباره‌ آن‌ها بنویس‌.»

رز تریمین

@Writing_lovers
Forwarded from نویسنده‌کوچک
#روش_های_ایده_یابی
(قسمت_دوم)
#محسن_یاوری :
برای پیدا کردن ایده‌ای برای نوشتن می‌توانیم از روش زیر استفاده کنیم.
با خودتان بگویید: چقدر عجیب است که...
چقدر عجیب است که پدربزرگ هر شب رأس ساعت ده به زیرزمین می‌رود.
.
چقدر عجیب است که افراد خانه‌ی روبروی ما همیشه شب‌ها رفت و آمد می‌کنند.
بعد سعی کنید از دل این جملات یک موضوع برای نوشتن پیدا کنید. کافی‌ست آن‌هارا ادامه دهید.

@nevisande_k
❁اگر وقت کافی برای نوشتن ندارید؛ زمان تجدید قوای بین نوشتن را کوتاه کنید:

بسیاری از نویسندگان از روبه رو شدن با صفحات سفید کاغذ می‌ترسند. راهی برای مقابله با این ترس وجود ندارد. شما هنگام استراحت بین نوشتن باید کاری را انجام دهید که شما را سر ذوق بیاورد، مثل نوشتن یک نامه یا تراشیدن مدادهایتان.

جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان شرق عدن با نوشتن یادداشت‌هایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتشان خود را سر ذوق نگه می‌داشتند. این یادداشت‌ها خود، بعدها کتاب جدیدی شدند به نام یادداشت‌های روزانه رمان شرق بهشت.


❁ جلوی هر عاملی که تمرکز شما را برهم می‌زند را بگیرید:
هر شخصی خصوصیاتی دارد. بعضی افراد ادعا می‌کنند که حتی اگر بمب هم بترکد متوجه نمی‌شوند و کار نوشتن داستان خود را به خوبی انجام می‌دهند. اما بعضی افراد با کوچکترین صدایی حواسشان پرت می‌شود. عواملی که باعث از دست دادن تمرکز در هر فرد می‌شود متفاوت است. شما باید این عوامل را پیدا کنید و رفعشان کنید، وگرنه وقت برای نوشتن را از دست می‌دهید. اگر افراد داخل حیاط حواس شما را پرت می‌کنند پرده را بکشید. اگر رفت و آمد شما را اذیت می‌کند، در را قفل کنید. یا هر کار دیگه‌ای که لازم است انجام دهید ولی جلوی عواملی که تمرکزتان را برهم می‌زنند را بگیرید.

ارنست همینگوی تلفن و مراجعات را مخل کارش می‌دانست. او گفته‌ است که بهترین نوشته‌هایش را در قایق نوشته‌، جایی که کسی مزاحمش نشود.


@Writing_lovers
زبان و ادب فارسی از نگاه انگلس

چند هفته‌ای است که در پهنه ادبیات و هنر مشرق زمین غرق شده‌ام. از فرصت استفاده کرده و به آموختن زبان فارسی پرداخته‌ام.

آنچه تاکنون مانع شده است تا به آموختن زبان عربی بپردازم، ازیک‌سو نفرت 
ذاتی من به زبان های سامی‌است و از سوی دیگر وسعت غیر قابل توصیف این زبان دشوار با حدود چهار هزار ریشه که در دو تا سه هزار سال شکل گرفته.

 برعکس، زبان فارسی، زبانی است بسيار 
آسان و راحت . اگر الفبای عربی نبود که هميشه پنج، شش حرف تقریبا گذاشته
 نمی شود که‌دشواری هایی در خواندن و نوشتن به وجود می آورد با این حال قول می دهم که در 48 ساعت دستور زبان فارسی را یاد بگیرم. این هم به دلیل لجبازی با پیر Pieper. اگر او خيلی مایل است که با من به رقابت برخیزد، این گوی و این میدان. زمانی را که برای فراگیری زبان فارسی در نظرگرفته‌ام، حداکثر سه هفته است، حالا اگر آقای پيپر توانست در دو ماه این زبان را بهتر از من یاد بگيرد اذعان می کنم که او در زمينه ی فراگيری زبان از من به مراتب بهتراست.

برای وایتلينگ Weitling  بسیار متأسفم که فارسی نمی داند. زیرا اگر آشنایی با این زبان د اشت می توانست آن زبان جهانی را که در آرزو داشته، بيابد. به عقيده ی من فارسی تنها زبانی است 
که درآن مفعول بی واسطه و با واسطه 
وجود ندارد. در ضمن، حافظ پيرخراباتی را به زبان اصلی خواندن لذتی دارد که مپرس- اما « سر ویلیام جونز » با عشق وافری، کلمات زشت و رکیک را در اشعار حافظ به کار برده است و همان اراجیف را به عنوان مثال شاهد در کتاب Commentaräs Poesis Asiaticae نقل کرده و به شعریونانی در آورده است. جالب اینجا است که او ترجمه ی همان کتابش را به زبان لاتین، ماورا وقاحت و پر از سخنان زشت و رکیک خوانده و رعایت نکردن عفت کلام دانسته، بدون شک جلد دوم از مجموعه آثار جونز درباره اشعار عاشقانه برای تو بسیار سرگرم کننده خواهد بود اما بخش ادبی‌اش به لعنت خدا هم نمی ارزد.

 

بخشی از نامه به مارکس، ٦ ژوئن ١٨٥٣

از مجموعه آثار مارکس و انگلس


@Writing_lovers
یادتان باشد که نویسندگی شیوه خاصی ندارد؛ آنچه هست شیوه شماست و بس. پس برای موفقیت مدام بنویس.

لتن لوماسک


@Writing_lovers
كتاب‌ خواندن يكي از اولين دلمشغولي‌هايم بود و هر چه بزرگ‌تر شدم، بيشتر هم شد. به نظرم محال است كسي كه در نوجوانی ولع خواندن نداشته، بتواند نويسنده شود. خواننده واقعی می‌فهمد كه كتاب‌ها به خودی خود يك دنيا هستند- و اين دنيا غني‌تر و جالب‌تر از هر دنيايی است كه قبلا در آن سفر كرده‌ايم. به گمانم همين باعث مي‌شود مردها و زن‌هاي جوان، نويسنده شوند- همين سعادتي كه آدم‌ در كتاب‌ها پيدا مي‌كند. هنوز آن قدر عمر نكرده‌ايد كه مسائل زيادي داشته باشيد كه درباره‌شان بنويسيد، ولي زمانی می‌رسد كه می‌فهميد برای اين كار ساخته شده‌ايد.

پل آستر


@Writing_lovers
برای نوشتن رمان چه مراحلی را باید طی کنیم؟



برای نوشتن رمان برنامه داشته باشید، باید ساعت‌هایی را به ‌نوشتن اختصاص بدهید. مثلا بگویید من ساعت ۱۰ هر شب به مدت یک ساعت را به نوشتن اختصاص می‌دهم. باید به نوشتن رمان عادت کنید، به این که برای آن وقت بگذارید.

سپس باید طرحی منحصر به فرد داشته باشید. نوشتن از آنجایی شروع شود که جرقه‌ای از یک طرح عالی در ذهن دارید. ولی باید به این نکته توجه کنید که هر کس ممکن است طرحی خوب و یا حتی طرحی همانند طرح شما داشته باشد ولی چیزی که شما را در نوشتن رمان متمایز می‌کند، شناخت عناصر رمان نویسی است. پس قدم‌بعدی این است که چگونه طرح پیاده شود و همین امر می‌تواند منجر به خلق اثری متمایز شود.

برای این‌کار طرح کلی آن را برنامه ریزی کنید، اما نیازی نیست که فصل به فصل را بنویسید، فقط کافی است در ذهن خود، برنامه ریزی کنید که چه اتفاقاتی می‌افتد و چگونه موضوع رمانتان پیش می‌رود.

سپس نحوه نوشتن رمان را مشخص کنید، این که شخصیت‌ها چگونه انتخاب شوند، چگونه به موضوع بپردازید، در طی اثر چه اتفاقاتی بیافتد، آخر داستان چه باشد و با چه لحن و نگارشی نوشته شود و اینکه چه میزان نوشته‌تان متفاوت است و چه میزان فقط نوشته‌ای است مشابه و برگرفته از اثرهای دیگر.

توجه کنید که اگر شما برای رمان نوشتن، یک تازه کار هستید برای نویسنده بزرگ شدن باید راهی طولانی را بپیماید. پس سعی کنید به اندازه کافی تجربه کسب کنید و از مطالعه، نوشتن و بازنویسی مداوم دست برندارید.



@Writing_lovers
👍1