This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فردریش دورنمات از مراحل خلق « ملاقات بانوی سالخورده» میگوید:
نخست خود داستان به ذهنم آمد، تلاش كردم تا رمانی از روی آن بنويسم، عنوانش هم اين بود: تاريكی ماه. حوادث داستان در دهكدهای كوهستانی رخ میداد. مهاجری از امريكا باز میگشت و از دشمنان سابق خود انتقام میگرفت. اين مرحله اول بود.
بعد، مهاجر تبديل به زن شد، زنی ميلياردر به نام كلر زاخانسان، دهكده كوهستانی هم شد گولن (Gullen). روند خلق اين اثر را از اين بهبعد ميتوانم دقيقتر بيان كنم.
نخستين مشكل دراماتيكی که با آن مواجه بودم اين بود كه چطور شهری كوچك را وصف کنم. در آن سالها اغلب از محل اقامتم نُوين برك، به برن میرفتم. قطار سريعالسير يكی دو بار در ايستگاه كوچكی توقف میكرد. كنار اين ايستگاه، ساختمان كوچكی نيز بود. خلاصه اينكه تصوير ملموسی از ايستگاه كوچك بود. از همين تصوير براي صحنه استفاده كردم.
با اين تفاوت كه آدم در ايستگاه، قطار را وقتي میبيند كه قصد رفتن به شهر را داشته باشد. مشكل صحنه بهاين ترتيب حل شد. مسئله بعدی نشاندادن فقر بود و اينكه تنها چند فقير را در صحنه بگذارم، اما این برای نشان دادن فقر كافی نبود. فقر بايستی از سر و روی ايستگاه میريخت. آنگاه اين فكر بهذهنم رسيد كه قطار سريعالسير در محلی دور افتاده و فقير توقف نمیكند، يعني چه؟ يعنی محل، پرت و دورافتاده است. پرسش بعدی اين بود كه خوب، زن ميلياردر چطور به اين محل میآيد؟ اصلاً با قطار مسافرت كردن براي يك زن ميلياردر، خود سوال برانگيز است. چرا او با اتومبيل مسافرت نمیكند؟ از طرف ديگر من اين ايستگاه قطار را بی بروبرگرد و در هر شرايطی میخواستم. فكری بهذهنم رسيد. زن ميلياردر با قطار مسافرت میكند، چون پيشتر تصادف شديدی داشته و پايش چنان آسيب ديده كه ديگر نمیتواند با اتومبيل مسافرت كند. چنانكه میبينيد صحنههای مختلف بهاين ترتيب ساخته شدند، يعنی بهدليل محدوديتها و انطباق منطقی حوادث و عناصر كه بهظاهر موارد پيش پا افتادهای بيش نيستند.
@Writing_lovers
نخست خود داستان به ذهنم آمد، تلاش كردم تا رمانی از روی آن بنويسم، عنوانش هم اين بود: تاريكی ماه. حوادث داستان در دهكدهای كوهستانی رخ میداد. مهاجری از امريكا باز میگشت و از دشمنان سابق خود انتقام میگرفت. اين مرحله اول بود.
بعد، مهاجر تبديل به زن شد، زنی ميلياردر به نام كلر زاخانسان، دهكده كوهستانی هم شد گولن (Gullen). روند خلق اين اثر را از اين بهبعد ميتوانم دقيقتر بيان كنم.
نخستين مشكل دراماتيكی که با آن مواجه بودم اين بود كه چطور شهری كوچك را وصف کنم. در آن سالها اغلب از محل اقامتم نُوين برك، به برن میرفتم. قطار سريعالسير يكی دو بار در ايستگاه كوچكی توقف میكرد. كنار اين ايستگاه، ساختمان كوچكی نيز بود. خلاصه اينكه تصوير ملموسی از ايستگاه كوچك بود. از همين تصوير براي صحنه استفاده كردم.
با اين تفاوت كه آدم در ايستگاه، قطار را وقتي میبيند كه قصد رفتن به شهر را داشته باشد. مشكل صحنه بهاين ترتيب حل شد. مسئله بعدی نشاندادن فقر بود و اينكه تنها چند فقير را در صحنه بگذارم، اما این برای نشان دادن فقر كافی نبود. فقر بايستی از سر و روی ايستگاه میريخت. آنگاه اين فكر بهذهنم رسيد كه قطار سريعالسير در محلی دور افتاده و فقير توقف نمیكند، يعني چه؟ يعنی محل، پرت و دورافتاده است. پرسش بعدی اين بود كه خوب، زن ميلياردر چطور به اين محل میآيد؟ اصلاً با قطار مسافرت كردن براي يك زن ميلياردر، خود سوال برانگيز است. چرا او با اتومبيل مسافرت نمیكند؟ از طرف ديگر من اين ايستگاه قطار را بی بروبرگرد و در هر شرايطی میخواستم. فكری بهذهنم رسيد. زن ميلياردر با قطار مسافرت میكند، چون پيشتر تصادف شديدی داشته و پايش چنان آسيب ديده كه ديگر نمیتواند با اتومبيل مسافرت كند. چنانكه میبينيد صحنههای مختلف بهاين ترتيب ساخته شدند، يعنی بهدليل محدوديتها و انطباق منطقی حوادث و عناصر كه بهظاهر موارد پيش پا افتادهای بيش نيستند.
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
هنگامی كه آغاز به نوشتن موضوعی می كنم، ناگهان پی می برم كه درك من از آن چه اندازه اندك است.
ژان پل سارتر
@Writing_lovers🖌
ژان پل سارتر
@Writing_lovers🖌
از کسانی نباشید که فقط از نویسنده شدن حرف می زنند، واقعاً نویسنده بشوید! عجله کنید چیزی بنویسید و هرگز مأیوس نشوید. هرگز! هرگز! هرگز!
لوری هالس آندرس
@Writing_lovers
لوری هالس آندرس
@Writing_lovers
یکی از مشکلاتی که هر نویسندهای هنگام نوشتن رمان، داستان و .. با آن مواجه میشود نداشتن وقت برای نوشتن است. بسیاری از نویسندگان بزرگ راه حلهایی برای به دست آوردن زمان مناسب برای نوشتن ارائه دادهاند هرازگاهی چندتایی از آنها را برایتان مینویسم.
مطالب زیر از کتاب مجموعه مقالات« فن داستان نویسی» با ترجمه درخشان محسن سلیمانی است.
۱- برنامه کاریتان را هفته به هفته مشخص کنید:
یکی از اصولی که برای به دست آوردن و تنظیم وقت برای نوشتن بسیار کارآمد است این جمله است، اول برنامه اجرایی و بعد اجرای برنامه. مارک استیونز یک نویسنده موفق است که میگوید، من هر جمعه کاغذی برمیداشتم و در آن جدولی رسم میکردم، سپس با توجه به روزهای هفته و صبح و عصر، برای هر روز برنامهای تدوین میکردم. اینگونه حتی اگر کار مهمی هم داشتم، برنامه را انجام میدادم.
۲- نیازی نیست دقیقا طبق ترتیب رئوس مطالب پیش بروید:
برنامه ریزی رئوس مطالب بسیار مهم است. اما نیازی نیست حتما به ترتیب آن نوشتهها پیش بروند. هر بار، هر قسمتی را که آمادگی آن را دارید بنویسید. جوزف هلر رمان نویس آمریکایی میگوید، وقتی نوشتن را شروع میکردم ممکن بود دویست - سیصد صفحه بنویسم، اما مطالب نظم خاصی نداشت. بعدا مطالب را در جاهای مناسب کتاب قرار میدادم.
۳- مقداری که در هر روز باید بنویسید را از قبل مشخص کنید:
برنامه ریزی کنید که مثلا من باید روزی یک صفحه بنویسم. این کار به شما انگیزه میدهد و باعث میشود بیشتر زمان و وقت برای نوشتن اختصاص دهید. حتی میتوانید مقداری که هر روز مینویسید را یادداشت کنید. اگر گاهی نتوانستید طبق برنامه پیش بروید نا امید نباشید و باز هم به برنامه ریزی ادامه دهید و تمام تلاشتان را بکنید که طبق برنامه عمل کنید.
۴- کاری کنید ذهنتان متمرکز شود:
شما باید طوری برنامه ریزی کنید که ذهنتان کاملا متمرکز کارتان شود. هنک نوور یکی از نویسندگانی است که مشغله کاری زیادی دارد. او دو شغل تمام وقت دارد. نویسندگی، ویراستاری و همچنین رییس بخش روزنامه نگاری دانشگاه. او میگوید که برای اینکه بتواند روی کارش متمرکز شود، ساعت خود را کوک میکند که برای کار بعدی به او اطلاع دهد و اینگونه میتواند روی کارش متمرکز شود.
@Writing_lovers
مطالب زیر از کتاب مجموعه مقالات« فن داستان نویسی» با ترجمه درخشان محسن سلیمانی است.
۱- برنامه کاریتان را هفته به هفته مشخص کنید:
یکی از اصولی که برای به دست آوردن و تنظیم وقت برای نوشتن بسیار کارآمد است این جمله است، اول برنامه اجرایی و بعد اجرای برنامه. مارک استیونز یک نویسنده موفق است که میگوید، من هر جمعه کاغذی برمیداشتم و در آن جدولی رسم میکردم، سپس با توجه به روزهای هفته و صبح و عصر، برای هر روز برنامهای تدوین میکردم. اینگونه حتی اگر کار مهمی هم داشتم، برنامه را انجام میدادم.
۲- نیازی نیست دقیقا طبق ترتیب رئوس مطالب پیش بروید:
برنامه ریزی رئوس مطالب بسیار مهم است. اما نیازی نیست حتما به ترتیب آن نوشتهها پیش بروند. هر بار، هر قسمتی را که آمادگی آن را دارید بنویسید. جوزف هلر رمان نویس آمریکایی میگوید، وقتی نوشتن را شروع میکردم ممکن بود دویست - سیصد صفحه بنویسم، اما مطالب نظم خاصی نداشت. بعدا مطالب را در جاهای مناسب کتاب قرار میدادم.
۳- مقداری که در هر روز باید بنویسید را از قبل مشخص کنید:
برنامه ریزی کنید که مثلا من باید روزی یک صفحه بنویسم. این کار به شما انگیزه میدهد و باعث میشود بیشتر زمان و وقت برای نوشتن اختصاص دهید. حتی میتوانید مقداری که هر روز مینویسید را یادداشت کنید. اگر گاهی نتوانستید طبق برنامه پیش بروید نا امید نباشید و باز هم به برنامه ریزی ادامه دهید و تمام تلاشتان را بکنید که طبق برنامه عمل کنید.
۴- کاری کنید ذهنتان متمرکز شود:
شما باید طوری برنامه ریزی کنید که ذهنتان کاملا متمرکز کارتان شود. هنک نوور یکی از نویسندگانی است که مشغله کاری زیادی دارد. او دو شغل تمام وقت دارد. نویسندگی، ویراستاری و همچنین رییس بخش روزنامه نگاری دانشگاه. او میگوید که برای اینکه بتواند روی کارش متمرکز شود، ساعت خود را کوک میکند که برای کار بعدی به او اطلاع دهد و اینگونه میتواند روی کارش متمرکز شود.
@Writing_lovers
بیست و هشت اشتباه نویسندگان
نویسنده : جودی دلتون
مترجم : محسن سلیمانی
نشر سوره مهر
❁ یکی از بهترینها در زمینه نویسندگی
@Writing_lovers
نویسنده : جودی دلتون
مترجم : محسن سلیمانی
نشر سوره مهر
❁ یکی از بهترینها در زمینه نویسندگی
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک راه خوب برای پیشرفت کردن و دریافتن سبک و صدای خاص خودتان، نوشتن یادداشتهای روزانه است. من بیست و پنج سال است که این کار را انجام میدهم و حال بانگاه کردن به سبک آن یادداشتها میفهمم در هر مقطع چه کتابی خواندهام؛ اما کم کم شروع کردم به نوشتن شیوهای که کاملاً مال خودم بود.
سایمون زلیچ
@Writing_lovers
سایمون زلیچ
@Writing_lovers
❁ برای داشتن وقت برای نوشتن، صبح زود از خواب بیدار شوید
اگر میخواهید بنویسید و وقت برای نوشتن به دست آورید، باید برای آن تلاش کنید و از خواب صبح خود بگذرید. پاول ایرتمان نویسنده کتاب پرفروش سقوط ۹۷، توصیه میکند که:
صبح ساعت پنج و نیم از خواب بیدار شوید و ساعت شش و نیم کار نوشتن را شروع کنید. اگر تا ساعت نه صبح کار کنید، متوجه خواهید شد که چقدر این زمان تاثیر گذار بوده است و کار زیادی انجام دادهاید. به خصوص که صبح زود ذهن شما کاملا باز و هوشیار است و میتوانید بهتر بنویسید.
❁ برای نوشتن هر فرصتی را غنیمت بشمارید
اگر کار شما تمام وقت است و کل روز مجبورید که سر کار باشید مسلما وقت کمتری برای نوشتن خواهید داشت. اما شما باید از هر فرصتی برای به دست آوردن وقت برای نوشتن، استفاده کنید. وقت ناهار، وقتهای استراحت، زمانی که در سرویس و یا تاکسی برای رفتن سر کار هستید. از این فرصتها استفاده کنید و دقایقی را به نوشتن اختصاص دهید.
شاعر معروف و پرکار ویلیام کارلوس ویلیامز، پزشک کودکان بودند که تمام روز مشغول کار بودند. ایشان در شرح احوالشان نوشتهاند که میشود در بین روز ۱۰_۱۲ دقیقه زمان اضافی پیدا کرد. ایشان گفتهاند که ماشین تحریری در مطب خود داشتهاند و زمانی که ما بین ورود و خروج هر مریض داشتهاند را به کار نوشتن میپرداختهاند.
@Writing_lovers
اگر میخواهید بنویسید و وقت برای نوشتن به دست آورید، باید برای آن تلاش کنید و از خواب صبح خود بگذرید. پاول ایرتمان نویسنده کتاب پرفروش سقوط ۹۷، توصیه میکند که:
صبح ساعت پنج و نیم از خواب بیدار شوید و ساعت شش و نیم کار نوشتن را شروع کنید. اگر تا ساعت نه صبح کار کنید، متوجه خواهید شد که چقدر این زمان تاثیر گذار بوده است و کار زیادی انجام دادهاید. به خصوص که صبح زود ذهن شما کاملا باز و هوشیار است و میتوانید بهتر بنویسید.
❁ برای نوشتن هر فرصتی را غنیمت بشمارید
اگر کار شما تمام وقت است و کل روز مجبورید که سر کار باشید مسلما وقت کمتری برای نوشتن خواهید داشت. اما شما باید از هر فرصتی برای به دست آوردن وقت برای نوشتن، استفاده کنید. وقت ناهار، وقتهای استراحت، زمانی که در سرویس و یا تاکسی برای رفتن سر کار هستید. از این فرصتها استفاده کنید و دقایقی را به نوشتن اختصاص دهید.
شاعر معروف و پرکار ویلیام کارلوس ویلیامز، پزشک کودکان بودند که تمام روز مشغول کار بودند. ایشان در شرح احوالشان نوشتهاند که میشود در بین روز ۱۰_۱۲ دقیقه زمان اضافی پیدا کرد. ایشان گفتهاند که ماشین تحریری در مطب خود داشتهاند و زمانی که ما بین ورود و خروج هر مریض داشتهاند را به کار نوشتن میپرداختهاند.
@Writing_lovers
آندری تارکوفسکی هنگام تدوین یکی از آثارش لب به تحسین صحنه ای میگشاید و می پرسد: «این صحنه چگونه خلق شده است؟»
این جمله که یادآور سازوکار خود به خودی آفرینش اثر هنری است، به فرایند نوشتن میماند. اگر پای صحبت بزرگان نویسندگی هم بنشینید، متوجه میشوید که چنین موضوعی دربارهی داستان نویسی هم صدق میکند. سخنان اوکانر را در این باره به یاد بیاورید که گفت:
«زمانی که شروع به نگارش این داستان کردم ، هیچ نمیدانستم یک پزشک با پای چوبی در آن است. یک روز صبح دیدم دارم بدون هیچ مقدمه ای درباره دو زنی مینویسم که چیزهایی درباره شان میدانستم.»
و یا گفتههای کارور دربارهی نوشتن داستانش: «یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود و البته داستان خیلی خوبی هم شد. چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم میگشت: «مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.» میدانستم که در این جمله داستانی نهفته است که میخواهد بازگو شود. اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.»
شنیدن این سخنان ما را امیدوار میکند. پس به توصیه فای کلرمن گوش دهید. او میگوید:
به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره می گویم بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که می گویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»
و سعی کنید از طریق ترکیب این دو یعنی خواندن و نوشتن و همچنین یادگیری مشتاقانه و پیوسته، داستانهایتان را خلق کنید.
@Writing_lovers
این جمله که یادآور سازوکار خود به خودی آفرینش اثر هنری است، به فرایند نوشتن میماند. اگر پای صحبت بزرگان نویسندگی هم بنشینید، متوجه میشوید که چنین موضوعی دربارهی داستان نویسی هم صدق میکند. سخنان اوکانر را در این باره به یاد بیاورید که گفت:
«زمانی که شروع به نگارش این داستان کردم ، هیچ نمیدانستم یک پزشک با پای چوبی در آن است. یک روز صبح دیدم دارم بدون هیچ مقدمه ای درباره دو زنی مینویسم که چیزهایی درباره شان میدانستم.»
و یا گفتههای کارور دربارهی نوشتن داستانش: «یک بار نشستم تا داستانی را بنویسم که در آغاز کار فقط جمله اولش به ذهنم خطور کرده بود و البته داستان خیلی خوبی هم شد. چند روزی بود که همین جمله اول مدام در ذهنم میگشت: «مرد مشغول کار با جارو برقی بود که تلفن زنگ زد.» میدانستم که در این جمله داستانی نهفته است که میخواهد بازگو شود. اینکه با آن آغاز داستانی همراه است.»
شنیدن این سخنان ما را امیدوار میکند. پس به توصیه فای کلرمن گوش دهید. او میگوید:
به نویسندگان و علاقمندان به نویسندگی همواره می گویم بنویسید! بنویسید! بنویسید! همان طور که می گویم بخوانید! بخوانید! بخوانید!»
و سعی کنید از طریق ترکیب این دو یعنی خواندن و نوشتن و همچنین یادگیری مشتاقانه و پیوسته، داستانهایتان را خلق کنید.
@Writing_lovers
اگر بخواهم دوباره اولین رمانم را بنویسم، حتما آن را ساده تر و بیپیرایهتر خواهم نوشت.
نوتومب
@Writing_lovers
نوتومب
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هراس مکن. من خودم در نیمه راه نوشتن یک رمان همیشه در لحظاتی دل و رودهام از ترس به هم میریزد و این هنگامی است که چرندیاتام را بر پرده سینما پیش چشم مجسم میکنم و پیامدهای بعدی را، یکی پشت دیگری، به سرعت میبینم: نقدهای تمسخرآمیز، ناراحت شدن دوستان، بیآبرویی، کاهش درآمد، بانک رهنی و تصرف خانه، طلاق… پس سرم را زیر میاندازم و لجوجانه کار میکنم و از این بحرانها میگذرم و سرانجام به مقصود میرسم. ترک میز تحریر برای مدتی بیفایده نیست. صحبت درباره مشکل هم چه بسا کمک کند به یاد بیاورم پیش از آن که گیر کنم میخواستم چه بگویم. راهپیمایی و گردشی طولانی پیوسته فکری تازه برای تغییر دستنوشته به ذهن میآورد، و اگر همه اینها مفید نیفتاد، میباید به دعا متوسل شد، فرانسیس دسالز، قدیس حامی نویسندگان، اغلب در مواقع بحرانی نیاز مرا برآورده است. اگر مرجع بالاتری میخواهی، میتوانی دست به دامن کالییوپه، الهامبخش شعر حماسی، هم بشوی.
سارا واترز
@Writing_lovers
سارا واترز
@Writing_lovers
«درباره آنچه میدانید بنویسید»، باور ملالآور قدیمی را فراموش کن. در عوض [ لااقل امروز را]، به جستوجوی ناشناخته و در عین حال زمینههای شناختپذیر تجربه بپرداز که آگاهیات را از جهان بالا میبرد و درباره آنها بنویس.»
رز تریمین
@Writing_lovers
رز تریمین
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from کانون داستان چهارشنبه رشت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نویسندهکوچک
#روش_های_ایده_یابی
(قسمت_دوم)
#محسن_یاوری :
برای پیدا کردن ایدهای برای نوشتن میتوانیم از روش زیر استفاده کنیم.
با خودتان بگویید: چقدر عجیب است که...
✍چقدر عجیب است که پدربزرگ هر شب رأس ساعت ده به زیرزمین میرود.
.
✍چقدر عجیب است که افراد خانهی روبروی ما همیشه شبها رفت و آمد میکنند.
بعد سعی کنید از دل این جملات یک موضوع برای نوشتن پیدا کنید. کافیست آنهارا ادامه دهید.
@nevisande_k
(قسمت_دوم)
#محسن_یاوری :
برای پیدا کردن ایدهای برای نوشتن میتوانیم از روش زیر استفاده کنیم.
با خودتان بگویید: چقدر عجیب است که...
✍چقدر عجیب است که پدربزرگ هر شب رأس ساعت ده به زیرزمین میرود.
.
✍چقدر عجیب است که افراد خانهی روبروی ما همیشه شبها رفت و آمد میکنند.
بعد سعی کنید از دل این جملات یک موضوع برای نوشتن پیدا کنید. کافیست آنهارا ادامه دهید.
@nevisande_k
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❁اگر وقت کافی برای نوشتن ندارید؛ زمان تجدید قوای بین نوشتن را کوتاه کنید:
بسیاری از نویسندگان از روبه رو شدن با صفحات سفید کاغذ میترسند. راهی برای مقابله با این ترس وجود ندارد. شما هنگام استراحت بین نوشتن باید کاری را انجام دهید که شما را سر ذوق بیاورد، مثل نوشتن یک نامه یا تراشیدن مدادهایتان.
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان شرق عدن با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتشان خود را سر ذوق نگه میداشتند. این یادداشتها خود، بعدها کتاب جدیدی شدند به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت.
❁ جلوی هر عاملی که تمرکز شما را برهم میزند را بگیرید:
هر شخصی خصوصیاتی دارد. بعضی افراد ادعا میکنند که حتی اگر بمب هم بترکد متوجه نمیشوند و کار نوشتن داستان خود را به خوبی انجام میدهند. اما بعضی افراد با کوچکترین صدایی حواسشان پرت میشود. عواملی که باعث از دست دادن تمرکز در هر فرد میشود متفاوت است. شما باید این عوامل را پیدا کنید و رفعشان کنید، وگرنه وقت برای نوشتن را از دست میدهید. اگر افراد داخل حیاط حواس شما را پرت میکنند پرده را بکشید. اگر رفت و آمد شما را اذیت میکند، در را قفل کنید. یا هر کار دیگهای که لازم است انجام دهید ولی جلوی عواملی که تمرکزتان را برهم میزنند را بگیرید.
ارنست همینگوی تلفن و مراجعات را مخل کارش میدانست. او گفته است که بهترین نوشتههایش را در قایق نوشته، جایی که کسی مزاحمش نشود.
@Writing_lovers
بسیاری از نویسندگان از روبه رو شدن با صفحات سفید کاغذ میترسند. راهی برای مقابله با این ترس وجود ندارد. شما هنگام استراحت بین نوشتن باید کاری را انجام دهید که شما را سر ذوق بیاورد، مثل نوشتن یک نامه یا تراشیدن مدادهایتان.
جان اشتاین بک هنگام نوشتن رمان شرق عدن با نوشتن یادداشتهایی و چسباندن آنها در صفحات سمت چپ دفتر یادداشتشان خود را سر ذوق نگه میداشتند. این یادداشتها خود، بعدها کتاب جدیدی شدند به نام یادداشتهای روزانه رمان شرق بهشت.
❁ جلوی هر عاملی که تمرکز شما را برهم میزند را بگیرید:
هر شخصی خصوصیاتی دارد. بعضی افراد ادعا میکنند که حتی اگر بمب هم بترکد متوجه نمیشوند و کار نوشتن داستان خود را به خوبی انجام میدهند. اما بعضی افراد با کوچکترین صدایی حواسشان پرت میشود. عواملی که باعث از دست دادن تمرکز در هر فرد میشود متفاوت است. شما باید این عوامل را پیدا کنید و رفعشان کنید، وگرنه وقت برای نوشتن را از دست میدهید. اگر افراد داخل حیاط حواس شما را پرت میکنند پرده را بکشید. اگر رفت و آمد شما را اذیت میکند، در را قفل کنید. یا هر کار دیگهای که لازم است انجام دهید ولی جلوی عواملی که تمرکزتان را برهم میزنند را بگیرید.
ارنست همینگوی تلفن و مراجعات را مخل کارش میدانست. او گفته است که بهترین نوشتههایش را در قایق نوشته، جایی که کسی مزاحمش نشود.
@Writing_lovers