نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
هنگامی می توان نسلی را ناچیز و بی اهمیت دانست که از افراد آفرینشگر بی بهره باشد.


اریش کوهلر


@Writing_lovers
بارقه

بارقه در حقیقت نام داستانکی از ایتالو کالوینو نویسنده‌ی ایتالیایی است.

داستان از این قرار است که راوی یک روز در حال عبور از خیابان، یک لحظه کوتاه شهود را از سر می‌گذراند؛ اما این تجربه چنان کوتاه است که مانند جرقه کوچکی در دل زمان ذوب می‌شود.

در حقیقت این تجربه چیزی است که در هر شکلی از هنر رخ می‌دهد. ناباکوف در نویسندگی به آن شعله یا جرقه کوچک می‌گوید. هر نویسنده بایداین شعله کوچک را بگیرد و آن را با ثبت کردن جاودانه کند.

کارهایی مثل خواندن یک کتاب خوب، گوش دادن به یک موسیقی بی نظیر و نگاه کردن به یک نقاشی و از همه مهتر نواختن یک ساز و یا نوشتن شعر و داستان ما را به آن بارقه پیوند می‌دهد.

باید وقتی زمان آن شهود فرا می‌رسد آماده باشی و بتوانی آن را ثبت کنی.

افراد موفقی مانند لئوناردو داوینچی همیشه دفترچه ای با خود داشتند و هرگاه ایده‌ای به ذهنشان می‌رسید فورا یادداشتش می‌کردند.

نوشتن این امکان را به شما می‌دهد تا بتوانید این بارقه را در زمان مناسب دریافت کنید و از طریق ثبت آن در جهان منتشر کنید.


@Writing_lovers
متفکران بزرگ کتابخوانی را راه‌حلی برای مخمصه‌های فراروی خود می‌دانستند.

فرانک فوردی‌


@Writing_lovers
Her Eyes the Stars
LUCHS
🎼موسیقی، تندنویسیِ احساسات است.

لئو تولستوی

@Writing_lovers
خلق کن و به اشتراک بگذار


اولین اصل زندگی خلاقانه آن است که هر آنچه را می دانی، به کار بگیری و آن را با دیگران سهیم شوی. این همچنین مهم ترین اصل یادگیری است.

اگر آنچه را می دانید تمام و کمال به کار نبرید، آن را از دست می‌دهید. ضرب المثلی قدیمی می‌گوید هر دانشی که آن را به کار نبری علیه خودت به کار می‌افتد.

داشتن زندگی خلاقانه مستلزم آن است تا به تکثیر خوبی بپردازی. این امر سبب می‌شود تا خوبی بیشتری نصیبت شود.

کسی که حرف‌ها و هنر خوب را منتشر می‌کند، به مخاطبانش جان می‌دهد و عمل خلق را تقویت می‌کند، کار او ستایش کار خداست.

با به اشتراک گذاشتن مجبور می‌شوید تا تمامی تجربیات آموخته‌شده تان را به کار ببرید. این امر تاثیر مستقیمی بر افزایش عزت نفس‌تان دارد.

همچنین وقتی کارتان را به اشتراک می‌گذارید بازخورد دریافت می‌کنید و این بازخوردها چه مثبت و چه منفی روند رشدتان را چند برابر سریع‌تر می‌کند.

پس در انزوا کار نکنید و راهی بیابید تا هنرتان را با دیگران شریک شوید. به طور مثال با دوستانتان که علاقه‌ی مشترکی با شما دارند برنامه ای بگذارید. یا یک وبلاگ برای نوشته هایتان راه بیندازید و پیوسته آن را به روز کنید.


@Writing_lovers
برای داستان‌نویسی بهترین سن بین ۳۵ تا ۴۵ سال است. در این سنین شما تمام مهماتتان را مصرف نمی‌کنید و در عین حال چیزهای بیشتری می‌دانید.

ویلیام فاکنر


@Writing_lovers
آیا شما هم با دیدن خط خطی‌های نوشته‌تان، کلافه می‌شوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟

این روزها که همه‌ی ما به یک ‌کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر می‌آید.

خط زدن مرحله مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ بوده. همه‌ی آنان بدون استثنا اعتراف کرده‌اند که نسخه اولیه آثارشان پر از خط زدن بوده است.

در حقیقت این روش نشانه تلاش ذهنتان است و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانه ای از آغاز فعالیت ذهن او است.

مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر می‌شود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان می‌برد.

شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطه عطفی در نوشتن است.

بنابراین هر گاه در نوشته تان مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهن‌ شما در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.

به این فرایند اعتماد کنید و به نوشتن ادامه دهید، تا موتور ذهن تان گرم شود و بهترین جمله بندی ها را به شما پیشنهاد دهد.


@Writing_lovers
ادبیات واقعی دربارۀ بازندگان است. داستایوفسکی دربارۀ بازندگان می‌نویسد. هکتور، شخصیت اصلی ایلیاد نیز بازنده است. صحبت دربارۀ برندگان خیلی ملال‌آور است. ادبیات واقعی همیشه دربارۀ بازندگان حرف می‌زند. مادام بوواری بازنده است. ژولین سورل بازنده است. من هم همین کار را می‌کنم. بازندگان جذاب‌ترند.

اومبرتو اکو


@Writing_lovers
قدم اول و اساس ورود به زندگی نویسندگی، نوشتن یادداشت‌ های روزانه است. خوب نوشتن نیازمند تمرین است.

درست همان طور که یک دونده پیوسته تمرین می‌کند، یک نویسنده نیز همواره باید بنویسد.

سوزان م. تبیرگ


@Writing_lovers
نوشتن بدون توقف

می‌خواهم از روشی در نوشتن برایتان بگویم که جولیا کامرون در کتاب «راه هنرمند» پیشنهاد می‌کند.

او می‌گوید: هر روز صبح هنگام بیدارشدن و قبل از هر کار دیگر، برای فراتر رفتن از سانسور درونتان سه صفحه آزادانه بنویسید.

لازم نیست از قبل به موضوع نوشتن فکر کنید بلکه بدون توقف بنویسید. چیزهایی که به آن نیاز دارید یک دفتر، خودکار و توجه به درونتان است.

تمرین:
ابتدا بالای صفحه تاریخ، زمان و مکان نوشتن‌تان را یادداشت ‌کنید.

هر آنچه را در لحظه نوشتن می‌بینید یا حس می‌کنید، صادقانه بنویسید.

سعی کنید همه جزییات را بگویید و برای این کار از حواس پنجگانه‌تان استفاده کنید.

در پایان هم عنوانی برای یادداشتتان انتخاب کنید.

از امروز نوشتن این سه صفحه را شروع کنید مراجعه به این یادداشتها به شما امکان می‌دهد تا از روند پیشرفت یا رکود خود در نوشتن آگاه شوید.


@Writing_lovers
کارل سیگن، ستاره‌شناس و کیهان‌شناس امریکایی می‌گوید: «کتاب مدرکی دال بر این است که انسان توانایی جادوگری دارد.»


@Writing_lovers
یادداشت‌های روزانه‌تان باغچه‌های شما هستند. به سراغ آنها بروید و ‌ببینید چه چیزی آماده شکوفه زدن است.
سوزان م.تیبرگ

یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب می‌آیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک می‌کند.

وقتی هر روز می‌نویسید و زیاد می‌نویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.

نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازه‌ای درباره‌ی خودتان به شما می‌گوید و باعث می‌شود تا افکارتان را به طور شفاف‌تری ببینید.

ممکن است یادداشت‌ها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید.

اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای بیان کردن پیدا می‌کنید.

در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر می‌‌شوید. می‌توانید قسمت‌های جذابی از نوشته‌تان را جدا کنید. بخش‌هایی که می‌تواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.


@Writing_lovers
«باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاری‌ام می‌کند تا مهار برنامه‌ی روزانه‌ام از دست نرود.»

 لئو تولستوی


@Writing_lovers
از اینجا شروع می کنم...

«از اینجا شروع می‌کنم...» این جمله‌ی ابتدایی کتاب «روزنوشت تنهایی» اثر می سارتون است. سارتون در این کتاب از‌ رسیدن به سرچشمه یعنی به عمق وجودش حرف می‌زند.

جایی که احساساتی همچون خشم، ‌انزوا و ترسهای آدمی در آن مخفی شده اند. او نشان می‌دهد چطور می‌توان عمیق تر شد و اعماق سفت سنگی را شکست و ‌به سرچشمه‌ی خود رسید.

تمرین
ده دقیقه وقت بگذارید و به اعماق وجود خود سرک‌بکشید، نقطه ای که خلاقیتتان در آنجا قرار گرفته است و یادداشتی بنویسید که ازعمق وجود شما ریشه می‌گیرد.

نوشته‌تان را با جمله سارتون آغاز کنید، « از اینجا شروع می کنم...» و با در نظر گرفتن و توصیف چیزهای دیدنی اجازه ‌دهید تا آن چیزها شما را به سوی نادیدنی‌های درونتان هدایت کند.

بدین گونه راهی به دنیای درونتان باز می‌کنید. در پایان به دنبال یک‌عنوان مناسب برای نوشته تان باشید. اسم گذاری به منزله تشخص دادن به کارتان است، پس اهمیت آن را دست کم نگیرید.

@Writing_lovers
«قصه های خوب برای بچه های خوب» را شب ها در حالی می نوشتم كه توی یك اتاق ۶ متری زیر شیروانی، با یك لامپ نمره ده دیواركوب زندگی می كردم.
نگران بودم كتاب خوبی نشود و مرا مسخره كنند.
اول بار آن را به كتابخانه ابن سینا (سر چهار راه مخبرالدوله) دادم. بعد از مدتی پس دادند و رد كردند.
گریه‌كنان آن را پیش آقای جعفری، مدیر انتشارات امیركبیر بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ كند.

مهدی آذری یزدی


@Writing_lovers
نوشتن هیچ‌وقت برایم سخت نبوده. از وقتی یادم می‌آید همین‌طور بوده: رادیو را روشن کن و بگذار روی ایستگاه موسیقی کلاسیک. تنها کاری که باید می‌کردم حضور داشتن بود. زندگی چیز زیادی نداشت که به آدم بدهد، وقتی زندگی بیشتر شبیه نمایشی ترسناک بود، این فرایند به من اجازه میداد که ادامه بدهم.

همیشه ماشین تحریری بود که آرامم کند، با من حرف بزند، سرگرمم کند، جانم را نجات دهد. اصلا برای همین مینوشتم: که جانم را نجات دهم، تا کارم به دیوانه خانه نکشد، خیابان خواب نشوم، از شر خودم خلاص شوم.


چارلز بوکوفسکی
از کتاب: هالیوود
مترجم: پیمان خاکسار


@Writing_lovers