سعی میكنم هر روز تعداد مشخصی صفحه بنویسم كه معمولاً دو صفحه است. امروز صبح دو صفحه از رمان جدیدم را نوشتم و فردا هم دو صفحه دیگر مینویسم.
ساراماگو
@Writing_lovers
ساراماگو
@Writing_lovers
کارن کوشمن، نویسنده تصنیف لوسی ویپل، گفته که ایدهی این داستان زمانی به سراغش آمد که در کتابخانهی موزهای در حوالی کالیفرنیا کتابی میخواند. او با آمار عجیبی مواجه شد که نود درصد مهاجرانی که در دهه ۵۰ قرن ۱۹ به کالیفرنیا مهاجرت کرده بودند، مرد بودهاند.
این یعنی ده درصد را زنها و کودکان تشکیل میدادند. با خودش فکر کرد:«برای یه دختر زندگی در چنین شرایط سختی و در این منطقه چگونه بوده است؟»
خود کوشمن مهاجرت ناخوشایندی را از کشوری به کشور دیگر در سن دوازده سالگی تجربه کرده بود.
حالا دو ایده داشت که در هم بیامیزد، اول ایدهی دیدگاه بچهای درباره یک لحظه هیجانی در تاریخ و نیز تجربه و احساس خودش زمانی که دختر بچه دوازده سالهای بود و از محیط آشنا و راحت خانه کنده شد. وقتی این ایدهها با هم جفت شدند ، شخصیت لوسی ویپل متولد شد و رمان کوشمن شکل گرفت.
⭕️از ترکیب دو یا چند ایده استفاده کنید.
@Writing_lovers
این یعنی ده درصد را زنها و کودکان تشکیل میدادند. با خودش فکر کرد:«برای یه دختر زندگی در چنین شرایط سختی و در این منطقه چگونه بوده است؟»
خود کوشمن مهاجرت ناخوشایندی را از کشوری به کشور دیگر در سن دوازده سالگی تجربه کرده بود.
حالا دو ایده داشت که در هم بیامیزد، اول ایدهی دیدگاه بچهای درباره یک لحظه هیجانی در تاریخ و نیز تجربه و احساس خودش زمانی که دختر بچه دوازده سالهای بود و از محیط آشنا و راحت خانه کنده شد. وقتی این ایدهها با هم جفت شدند ، شخصیت لوسی ویپل متولد شد و رمان کوشمن شکل گرفت.
⭕️از ترکیب دو یا چند ایده استفاده کنید.
@Writing_lovers
تمرین
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیل تان را آزادبگذارید سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه متنی براساس آن بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیتتان مفید است.
@Writing_lovers
به گفتگوهای اطرافتان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیل تان را آزادبگذارید سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد میشود، جزییات را به آن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه متنی براساس آن بنویسید. انجام هر چند وقتیکبار این تمرین برای پرورش خلاقیتتان مفید است.
@Writing_lovers
اول گزارش نویسی و مقاله نویسی را تجربه کنید، تأثیرش بسیار زیاد است . زبان را خوب یاد بگیرید و چنان که استاد بزرگم ویلیام زینر همیشه می گفت: «هر کلمه ای زایدی را که توانستید از متن حذف کنید، از خدا تشکر کنید.»
کریستوفر بالکی
@Writing_lovers
کریستوفر بالکی
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توصیف، از خیال پردازی ذهن نویسنده شروع می شود اما باید در ذهن مخاطب پایان یابد. آنچه که اهمیت دارد خلاصه کردن گفته هاست نه زیاد نوشتن. از آنچه دوست دارید مخاطب تجربه کند، تصویر روشنی بسازید ، سپس هر چه که در ذهن تان می بینید به صورت کلمات بر روی کاغذ بیاورید.
هم در مشاهده و هم در نوشتن، شفافیت کلید توصیف خوب است. از تصاویر جدید و کلمات ساده استفاده کنید تا مخاطب شما خسته نشود . در بسیاری از موارد دلیل اینکه کتاب برای خواننده کسل کننده می شود و آن را کنار می گذارد این است که نویسنده غرق در قدرت توصیف خود شده است و اولویت هایش را فراموش کرده است و منظور از اولویت همان جذابیت داستان است؛ چیزی که فرآیند نوشتن را به جلو می راند.
استیون کینگ
@Writing_lovers
هم در مشاهده و هم در نوشتن، شفافیت کلید توصیف خوب است. از تصاویر جدید و کلمات ساده استفاده کنید تا مخاطب شما خسته نشود . در بسیاری از موارد دلیل اینکه کتاب برای خواننده کسل کننده می شود و آن را کنار می گذارد این است که نویسنده غرق در قدرت توصیف خود شده است و اولویت هایش را فراموش کرده است و منظور از اولویت همان جذابیت داستان است؛ چیزی که فرآیند نوشتن را به جلو می راند.
استیون کینگ
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تقریبا همهی نویسندگان بزرگ معتقدند که در سرچشمهی داستانهایشان تصویری بصری وجود دارد.
اکو دربارهی نوشتن "نام گل سرخ" می گوید: « در ابتدا فقط تصویر راهبی که در حال خواندن کتاب مسموم میشود به ذهنم رسیده بود.»
او تجربهای از شانزده سالگیش را به یاد میآورد:
«هنگام دیدار از صومعهای بندیکتی از رواقهای قرون وسطایی گذشتم و وارد کتابخانهای تاریک شدم و روی یکی از میزهای مخصوص قرائت، کتاب اعمال قدیسان را باز دیدم. تورق آن مجلد عظیم در آن سکوت سنگین و در آن حال که چند شعاع نور از صافی شیشهبند منقش گذشته بود احتمالا لرز به تنم نشاند. چهل و چند سال بعد، این لرز از ناخوداگاه من سر بالا آورد.
تصویر اصلی همین بود و باقی خورده خورده در تلاش برای فهم این تصویر و خود به خود اتفاق میافتد.»
@Writing_lovers
اکو دربارهی نوشتن "نام گل سرخ" می گوید: « در ابتدا فقط تصویر راهبی که در حال خواندن کتاب مسموم میشود به ذهنم رسیده بود.»
او تجربهای از شانزده سالگیش را به یاد میآورد:
«هنگام دیدار از صومعهای بندیکتی از رواقهای قرون وسطایی گذشتم و وارد کتابخانهای تاریک شدم و روی یکی از میزهای مخصوص قرائت، کتاب اعمال قدیسان را باز دیدم. تورق آن مجلد عظیم در آن سکوت سنگین و در آن حال که چند شعاع نور از صافی شیشهبند منقش گذشته بود احتمالا لرز به تنم نشاند. چهل و چند سال بعد، این لرز از ناخوداگاه من سر بالا آورد.
تصویر اصلی همین بود و باقی خورده خورده در تلاش برای فهم این تصویر و خود به خود اتفاق میافتد.»
@Writing_lovers
مارگارت اتوود در مصاحبهای رادیویی گفت که بسیاری از داستانهایش از چند سوال شروع شدند. یکی از پرسشهایی که از خود پرسید این بود که «اگر مدیریت آمریکا را در دست داشته باشی چه میکنی؟»
و سوال دیگر این بود: «اگر جای زن در خانه نیست، چگونه میتوانی زمانی که نمیخواهد برود او را به آنجا برگردانی؟»
هرکدام از این سوالها این قابلیت را داشت که داستانی پیچیده بسازد. اما وقتی اتوود این دو را در هم آمیخت، فرایند داستاننویسی با اشتیاق شروع شد و نتیجهاش رمان «قصه آن زن خدمتکار» شد.
@Writing_lovers
و سوال دیگر این بود: «اگر جای زن در خانه نیست، چگونه میتوانی زمانی که نمیخواهد برود او را به آنجا برگردانی؟»
هرکدام از این سوالها این قابلیت را داشت که داستانی پیچیده بسازد. اما وقتی اتوود این دو را در هم آمیخت، فرایند داستاننویسی با اشتیاق شروع شد و نتیجهاش رمان «قصه آن زن خدمتکار» شد.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولستوی در ۸۲ سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.
جرج برناردشاو در ۹۳ سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
پیکاسو در ۹۰ سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
سامرست موام در ۸۴ سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت.
اکو در ۵۰ سالگی کتاب « نام گل سرخ» را نوشت.
برای دنبال کردن رؤیایت هیچ وقت دیر نیست.
@Writing_lovers
جرج برناردشاو در ۹۳ سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
پیکاسو در ۹۰ سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
سامرست موام در ۸۴ سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت.
اکو در ۵۰ سالگی کتاب « نام گل سرخ» را نوشت.
برای دنبال کردن رؤیایت هیچ وقت دیر نیست.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قصه ساختن
بخشی از مقاله مارگارت لوک
نویسندهها بازی قصهسازی تمرین میکنند. به آدمها، جاها و موقعیتهای مختلف نگاه میکنند و از خود میپرسند که اینها چه پتانسیل نمایشی چشمگیری میتوانند داشته باشند.
بعد «چه میشود اگر...» را بازی میکنند :
به طور مثال؛ فرض کنید در کافیشاپی نشستهاید. ناگهان متوجه خانم جوانی میشوید که یک ساعتی است کنار پنجره نشسته است، با کاپوچینویش بازی میکند. بیصبرانه ساعتش را نگاه میکند. موضوع از چه قرار است؟ «چه میشود اگر ...» منتظر محبوبش باشد؟ و احتمالهای متعدد را بررسی کنید.
میتوانید «چه میشود اگر...» را هر جایی بازی کنید. مثلاً در فرودگا وقتی هواپیما تاخیر دارد:
چند تا از مسافرها را انتخاب کنید: مردی که کت شلوار پوشیده و روی صندلیاش قوز کرده، یا شاید، دختر مو قرمزی که دارد یک فنجان قهوه میخورد، چرا دارد به این سفر میرود؟ سوالات و احتمالات دیگر را درباره او دنبال کنید. بدین ترتیب هرروز حجم زیادی از ایدههای داستانی در خانه شما را میزند.
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه» مارگارت لوک
@Writing_lovers
بخشی از مقاله مارگارت لوک
نویسندهها بازی قصهسازی تمرین میکنند. به آدمها، جاها و موقعیتهای مختلف نگاه میکنند و از خود میپرسند که اینها چه پتانسیل نمایشی چشمگیری میتوانند داشته باشند.
بعد «چه میشود اگر...» را بازی میکنند :
به طور مثال؛ فرض کنید در کافیشاپی نشستهاید. ناگهان متوجه خانم جوانی میشوید که یک ساعتی است کنار پنجره نشسته است، با کاپوچینویش بازی میکند. بیصبرانه ساعتش را نگاه میکند. موضوع از چه قرار است؟ «چه میشود اگر ...» منتظر محبوبش باشد؟ و احتمالهای متعدد را بررسی کنید.
میتوانید «چه میشود اگر...» را هر جایی بازی کنید. مثلاً در فرودگا وقتی هواپیما تاخیر دارد:
چند تا از مسافرها را انتخاب کنید: مردی که کت شلوار پوشیده و روی صندلیاش قوز کرده، یا شاید، دختر مو قرمزی که دارد یک فنجان قهوه میخورد، چرا دارد به این سفر میرود؟ سوالات و احتمالات دیگر را درباره او دنبال کنید. بدین ترتیب هرروز حجم زیادی از ایدههای داستانی در خانه شما را میزند.
مقاله «راز نوشتن داستان کوتاه» مارگارت لوک
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from فکرهایی آمیخته با کلمه
خسته ام.
یک کتاب دیگر هم از دیروز شروع کرده ام به خواندن.
دلم میخواهد شبها کش بیاید.
داشتم فکر می کردم چقدر کم کتاب خوانده ام تا به حال.
و بعد فکر کردم که باید هر کتاب را لااقل دوبار بخوانم تا به خوبی در ذهنم بماند.
و دوباره فکر کردم که زندگی با یک کتاب و همراه شدن با جریانش کافی ست یا برای اثر گذاری باید مو به مویش را در ذهن داشته باشیم؟
اولین بار است که دو کتاب را همزمان می خوانم.
همیشه عادت داشتم یکی را تمام کنم و بعد بروم سراغ بعدی...
حالا اما دارم عادت شکنی می کنم و تجربه های جدید را نفس می کشم.
چند سال است که با کتاب ها جور دیگری زندگی می کنم.
عادات کتاب خوانی ام تغییر کرده است.
قبل ترها کتاب را نو نگه می داشتم.
حتی یک خط هم داخل کتاب نمی کشیدم.حالا اما کتاب ها را حاشیه نویسی می کنم، زیر جملات مورد علاقه ام خط می کشم.
ابتدای هر کتاب تاریخ شروع می نویسم و علت انتخابم را یادداشت می کنم.
اخر هرکتاب هم از حس هایی که با خواندن کتاب بر من چیره شده حرف می زنم.
فکر می کنم که این کارها کتاب خواندن را لذت بخش تر می کند و کتاب خواندن را با زندگی می آمیزد.
تازگی ها نشانگرهای مختلف را هم به مراسم کتاب خوانی ام اضافه کرده ام.
این فرایند، فرایند جذابی ست. اگر دوست داشتید امتحان کنید.
#سارا_صفایی_زاده
@sara_safaeizadeh
یک کتاب دیگر هم از دیروز شروع کرده ام به خواندن.
دلم میخواهد شبها کش بیاید.
داشتم فکر می کردم چقدر کم کتاب خوانده ام تا به حال.
و بعد فکر کردم که باید هر کتاب را لااقل دوبار بخوانم تا به خوبی در ذهنم بماند.
و دوباره فکر کردم که زندگی با یک کتاب و همراه شدن با جریانش کافی ست یا برای اثر گذاری باید مو به مویش را در ذهن داشته باشیم؟
اولین بار است که دو کتاب را همزمان می خوانم.
همیشه عادت داشتم یکی را تمام کنم و بعد بروم سراغ بعدی...
حالا اما دارم عادت شکنی می کنم و تجربه های جدید را نفس می کشم.
چند سال است که با کتاب ها جور دیگری زندگی می کنم.
عادات کتاب خوانی ام تغییر کرده است.
قبل ترها کتاب را نو نگه می داشتم.
حتی یک خط هم داخل کتاب نمی کشیدم.حالا اما کتاب ها را حاشیه نویسی می کنم، زیر جملات مورد علاقه ام خط می کشم.
ابتدای هر کتاب تاریخ شروع می نویسم و علت انتخابم را یادداشت می کنم.
اخر هرکتاب هم از حس هایی که با خواندن کتاب بر من چیره شده حرف می زنم.
فکر می کنم که این کارها کتاب خواندن را لذت بخش تر می کند و کتاب خواندن را با زندگی می آمیزد.
تازگی ها نشانگرهای مختلف را هم به مراسم کتاب خوانی ام اضافه کرده ام.
این فرایند، فرایند جذابی ست. اگر دوست داشتید امتحان کنید.
#سارا_صفایی_زاده
@sara_safaeizadeh
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاریام میکند تا مهار برنامهی روزانهام از دست نرود.
تولستوی
@Writing_lovers
تولستوی
@Writing_lovers
پند بورخس به نويسندگان جوان:
به اثر بينديشید و نه به نشر. در به چاپ رساندن کتاب شتاب نکنید و خواننده را از ياد نبرید. نيز، اگر درکار داستان هستید، تنها به وقايعی بپردازید که به تخيل بعد و ديدی خلاق می بخشد،نه آنکه تنها مايه حيرت شود. در مورد سبک و سياق نويسندگی فقر واژگان را بر غنای بيش از حد آن ترجيح می دهم. اگر بخواهم تنها يک ضعف اخلاقی را در اثری برشمارم همانا جلوه فروشی و خودنمايی ست. نوشته ای که در هرصفحه آن همه صفات و تشبيه ها نو باشند به چيزی جز عجب يا ميل به متعجب کردن خواننده گرفته نمیشود. خواننده نبايد قدرت و مهارت نويسنده را حس کند. نويسنده بايد بی آنکه وجودش را تحميل کند و بدون قهر و زور، توانا و ماهر باشد. وقتی که ترکيب همه چيز در حسن باشد در عين راحتی و روانی، بی همتا و تغيير ناپذير می نمايد. اگر در نوشته ای زور و تقلا حس کردی يقين بدان که بايد به نويسنده آن مشکوک شوی. نه اينکه حکم کنم که نويسنده بايد خود انگيخته و خود جوشنده باشد چه تعبير اين حرف آن است که نويسنده بايد يکسره و يکراست بر کلمه صحيح وبجا انگشت بگذارد که اين بسيار نامحتمل است. اما وقتی کار يک اثر پايان می يابد، بايد خود انگيخته بنمايد، حال آنکه شايد سرشار از صنايع پنهانی و کاردانی و استادی بدور از کبر و جلوه فروشی باشد.
@Writing_lovers
به اثر بينديشید و نه به نشر. در به چاپ رساندن کتاب شتاب نکنید و خواننده را از ياد نبرید. نيز، اگر درکار داستان هستید، تنها به وقايعی بپردازید که به تخيل بعد و ديدی خلاق می بخشد،نه آنکه تنها مايه حيرت شود. در مورد سبک و سياق نويسندگی فقر واژگان را بر غنای بيش از حد آن ترجيح می دهم. اگر بخواهم تنها يک ضعف اخلاقی را در اثری برشمارم همانا جلوه فروشی و خودنمايی ست. نوشته ای که در هرصفحه آن همه صفات و تشبيه ها نو باشند به چيزی جز عجب يا ميل به متعجب کردن خواننده گرفته نمیشود. خواننده نبايد قدرت و مهارت نويسنده را حس کند. نويسنده بايد بی آنکه وجودش را تحميل کند و بدون قهر و زور، توانا و ماهر باشد. وقتی که ترکيب همه چيز در حسن باشد در عين راحتی و روانی، بی همتا و تغيير ناپذير می نمايد. اگر در نوشته ای زور و تقلا حس کردی يقين بدان که بايد به نويسنده آن مشکوک شوی. نه اينکه حکم کنم که نويسنده بايد خود انگيخته و خود جوشنده باشد چه تعبير اين حرف آن است که نويسنده بايد يکسره و يکراست بر کلمه صحيح وبجا انگشت بگذارد که اين بسيار نامحتمل است. اما وقتی کار يک اثر پايان می يابد، بايد خود انگيخته بنمايد، حال آنکه شايد سرشار از صنايع پنهانی و کاردانی و استادی بدور از کبر و جلوه فروشی باشد.
@Writing_lovers