نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
راز موفقیت این‌ است که هیچ وقت از نوشتن باز نایستم. هرگز متوقف نمی‌شوم. هر روز از ساعت 4 تا 8 صبح می‌نویسم. به محض اینکه کلمه آخر را در دفترچه می‌نویسم بلافاصله در دفتر بعدی کلمه جدید را شروع می‌کنم.


املی نوتومب


@Writing_lovers
فلانری اوکانر» در مقاله‌ای با عنوان بسیار گویای «نگارش داستان کوتاه»، از نوشتن به صورت عملی همراه با مکاشفه سخن‌ می‌گوید. اوکانری‌ می‌گوید زمانی که‌ می‌نشست تا بر روی داستان کوتاهی کار کند، اغلب نمی‌دانست به کجا‌ می‌خواهد برود. او‌ می‌گوید بعید‌ می‌داند که بیشتر نویسندگان هنگام شروع یک داستان بدانند‌ می‌خواهند به کجا بروند و چه مسیری در پیش رو دارند. او برای نمونه از داستان «مردمان خوب روستایی» سخن‌ می‌گوید که وقتی شروع به نوشتن آن کرد، چطور داستانی را خلق کرد که پایان آن برایش اصلا قابل پیش بینی نبود:

«زمانی که شروع به نگارش این داستان کردم ، هیچ‌ نمی‌دانستم یک پزشک با پای چوبی در آن است. یک روز صبح دیدم دارم بدون هیچ مقدمه ای درباره دو زنی‌ می‌نویسم که چیزهایی درباره شان‌ می‌دانستم. و تا آمدم به خودم بیایم، متوجه شدم دختر یکی از آنها پای مصنوعی چوبی دارد. بعد هم شخصیت» بایبل «فروشنده را وارد کار کردم؛ بدون آن که بدانم‌ می‌خواهم با او چه کار کنم. حتی تا ده دوازده سطر قبل از آن که بخواهد پای چوبی را بدزدد، اصلا‌ نمی‌دانستم‌ می‌خواهد چنین کاری بکند! اما هنگامی که متوجه شدم قرار است چنین اتفاقی بیفتد، فهمیدم امری است اجتناب ناپذیر.»



@Writing_lovers
Forwarded from داستان کوتاه
سوزان سانتاگ می گوید «داستان باید مرا به وجد بیاورد. وقتی اولین خط را می خوانم، باید قلبم به تپش بیفتد و بلرزم»

اغلب داستانهایی را که در این صفحه آوردم، به صورت تصادفی انتخاب کرده‌ام و در این کار عمدی داشتم. بعضی داستانها انگار مشق‌های نویسنده هستند و از ویژگی که سوزان سانتاگ از آن می‌گوید خبری نیست. این داستانهای ضعیف هم درسی در خود دارند. هنری میلر می‌گوید :« حتی داستانهای بد هم چیزی به ما یاد می‌دهند.»

و فاکنر مؤکدا توصیه می‌کند:« هر چه به دستتان می‌رسد بخوانید، حتی شده آشغال» چون آنها به نویسنده می‌گوید چطور ننویسد.


چنانکه کینگ هم در ۴۰ سالگی متوجه شد که همه نویسندگان برجسته، به تلف کردن استعدادهایشان متهم شده اند. او می گوید: «در مقابل مخالفت ها فقط شانه هایم را بالا می اندازم، این تنها جوابی است که من دارم.» نمی توانید همیشه همه خواننده ها را از خودتان راضی نگه دارید، بنابراین کینگ به شما توصیه می کند که نگرانی را کنار بگذارید و هر چه به ذهنتان می‌رسد بنویسید، فقط در حین کارتان هوشمندانه به داستانها نگاه کنید و تلاش کنید شیوه‌های روایت همچنین الگوی‌های بیان نشده درون آنها را کشف کنید. در ضمن به یاد داشته باشید این مشق‌های یک نویسنده هستند که باعث خلق یک اثر قوی و در نهایت ماندگاری نام نویسنده می‌شوند.


@note_story
هیچ نویسنده ذاتی وجود ندارد، فقط نویسنده‌هایی وجود دارند که مطالعه می‌کنند. برای نویسنده شدن هیچ راه دیگری جز مطالعه وجود ندارد.

هری گلدن

@Writing_lovers
بزرگ‌ترین مانع در فرایند خلاقیت، فقدان اعتمادبه‌نفس است. می‌دانید، برخلاف آنچه دیگران فکر می‌کنند، حقیقت این است که اگرچه من زمان زیادی را صرف نوشتن می‌کنم، یا اینکه کتاب‌های زیادی منتشر کرده‌ام، این به من اعتمادبه‌نفس نمی‌دهد، برعکس، ناامنی را در من افزایش می‌دهد. شاید به دلیل خودانتقادی بیشتر یا شاید به سبب جاه‌طلبی وسیع‌تر. اما ناامنی را زمانی احساس می‌کنم که داستانی را شروع می‌کنم، چه یک رمان باشد، چه یک نمایشنامه یا حتی یک مقاله، این ناامنی بسیار بیشتر از زمانی است که اولین کلماتم را نوشتم. اما می‌دانم که با کمک پشتکار و کار مداوم، می‌توانم آن فقدان اعتماد را شکست بدهم. 

فلوبر زمانی نوشت، «نوشتن شیوه‌ای از زندگی است.» من بر این باورم که این کاملا درست است. اگرچه این راه از یک نویسنده به نویسنده دیگر متفاوت است. نویسندگی نوعی ازخودگذشتگی است، نوعی وقف‌کردن است، به این معنا که نویسنده همچنین ‌نوعی جاسوس در خودش دارد که، در اثنای تجربه‌اندوزی، در زندگی حقیقی شرکت می‌کند، با دوستان، عاشقان، با ناکامی‌ها، کسی با او هست که یک‌سر به تماشای زندگی نشسته است و دارد تصمیم می‌گیرد به عنوان نویسنده، چگونه در آثارش بهترین باشد. 


ماریو بارگاس یوسا



@Writing_lovers
«ای نویسنده از کجا می‌توانی واژه‌هایی بیابی به همان کمالی که نقاشی در اینجا نمایانده است؟»

این جمله را داوینچی در دفتر تمرینات آناتومی‌اش نوشته است و نه فقط در مورد علم که در مورد فلسفه هم معتقد بود با نقاشی و طراحی می‌شود آن را منتقل کرد، اما با تمام اینها هنوز احتیاج مبرم داشت که بنویسد و برای کشف دنیا و رازها و انواع تجلیاتش از نوشتن بهره بگیرد، انگار بخواهد به خیالبافی‌ها، احساسات یا کینه‌هایش شکل دهد... از آن پس بیشتر و ‌بیشتر نوشت. با گذشت سالیان، نقاشی را رها کرد و بیشتر خود را در طراحی کردن و نوشتن متجلی کرد.


از کتاب «شش یادداشت برای هزاره‌ی بعدی»
ایتالو کالوینو
برگردان: لیلی گلستان


@Writing_lovers
یک‌ دفتر خاطرات‌ نگهدار. بزرگ‌ترین‌ افسوس‌ زندگی‌ نویسندگی‌ من‌ این‌ است‌ که‌ هیچ‌گاه‌ دفتر خاطرات‌ نداشتم‌ یا روزانه‌نویسی‌ نکردم‌.

جف دایر


@Writing_lovers
معمولا نوشته‌ی ضعیف از یک امتناع لجوجانه برای روایت زندگی واقعی مردم نشات می‌گیرد. برای آنکه با واقعیت روبرو شوید، بگذارید بگویم که قاتل هم گاهی به زنان مسن کمک می کند تا از خیابان رد شوند. بیشترین چیزی که مخاطبان به آن اهمیت می‌دهند، افرادی هستند که در داستان وجود دارند؛ پس مطمئن شوید که به همه‌ی ابعاد شخصیتی آنها خوب فکر کرده‌اید.

استیون کینگ


@Writing_lovers
هنری که نویسنده باید خود را به‌ آن آراسته کند!


معصومه حامی دوست


ابوالحسن نجفی زمانی گفته بود:« تأثیری که گلشیری بر داستان نویسان داشته، بیشتر از تأثیر او بر جریان داستان نویسی است.»

در غرب هر نویسنده مراحل کارش را به صورت مکتوب ثبت می‌کند. فلوبر، داستایوسکی، ناباکوف، وولف و‌... با شروع هر داستان، دفتر جدیدی برای گزارش روند آفرینش داستان تهیه می‌کردند و از شیوه کارشان، تنگناها و سختی‌ها ودستاوردهایشان، سندی برای نسل بعد برجا می‌گذاشتند. به همین خاطر است که تعداد نقل و قولهایشان درباره‌ی نوشتن بی شمار است.

گلشیری از داستان‌نویسانی است که مدام از فرایند نوشتن در مقالات و مصاحبه هایش حرف زده است. اغلب داستان نویسان ما فقط نوشته‌اند و از فرایند نوشتن چیزی نگفته‌اند. مخاطب هرگز از کشاکش نویسنده با اثرش اطلاعی ندارد، گویی که اثر به خودی خود و یکباره شکل گرفته. این باعث شده تا نویسندگان هر نسل مجبور باشند بدون داشتن الگویی، همه چیز را از صفر شروع کنند.

در شعر معاصر ما هم این نیما بود که نظریاتش را در کتاب « حرف‌های همسایه» در قالب نامه‌هایی نوشت که نوعی نظریه پردازی راجع به شعر است و کس دیگری زحمت این کار را به خود نداده است.

اصولا ما ملت شفاهی هستیم و در مکتوب کردن جزییات ضعیف عمل می‌کنیم. نویسندگان و شاعران ما الگویی برای نسل بعد از خود بجا نگذاشته‌اند و این ایراد کار ماست. به گفته‌ی شهیار قنبری « آنچه از نسل‌های پیش به ما رسیده این شعار بود که شعر باید خودش بیاید و ما هم همین جوری فکر می‌کردیم. وقتی با بزرگان جهان آشنا شدم دیدم اصلا اینطور نیست به ما عوضی آدرس داده بودند. شما باید فضایی را در خلوتت آماده کنی، هر روز باید کار بکنید و دیدم همه بزرگان جهان بدون استثنا از این حرف می‌زنند. شاعری همین است و ‌نویسندگی هم همین است، شما باید مدام کار کنید.»

برای رفع این عیب لازم‌است هر نویسنده دفتر خاطراتی داشته باشد. نوشتن از مراحل خلق، راهنمایی است برای نسل بعد تا نیازی به شروع از نقطه صفر نداشته باشد و همچنین افسانه‌ی خلق به یکباره را از سر بدر کند.


@Writing_lovers
پا به‌ پای‌ گردآوری‌ اطلاعات‌ ناب‌، اندیشه‌های‌ رؤیایی‌ خود را نیز هستی‌ ببخش‌.


رز تریمین


@Writing_lovers
بذر نیروبخش‌ هر اثر تخیلی،‌ ویژگی‌ زندگی‌ خود نویسنده‌ است‌.


رز تریمین


@Writing_lovers
برخورداری از زاویه دیدی خاص و منحصر به فرد و در عین حال دقیق برای دیدن هر چیز و یافتن ساختار مناسب برای بیان همان نوع نگرش، مقوله مهمی است. به گفته «جان ایروینگ» جهان در نگاه «گارپ» جهانی فوق العاده شگفت انگیز است و در نگاه امثال «فلانری اوکانر»، «ویلیام فاکنر» و «ارنست همینگوی» جهان طور دیگر. نویسندگانی مانند «چیور»، «آپدایک»، «سینگر»، «استانلی»، «آن بیتی»، «سینتیا اوزیک»، «دونالد بارتلمی»، «ماری رابیسون»، «بری هانا» و … هر یک بنا به نوع دیدگاه و طرز تلقی‌شان جهانی متفاوت را خلق‌ می‌کنند. 

هر نویسنده در آنچه که‌ می‌نویسد، به طور خاص و مشخص امضا یا به عبارتی نشانه منحصر به فردی از خودش به جا می‌گذارد. جهان خلق شده از آن اوست و نه هیچ شخص دیگری و به این صورت‌ می‌توان یک نویسنده را از نویسنده‌ای دیگر باز شناخت که این امر ربطی به استعداد ندارد.


ریموند کارور


@Writing_lovers
#تعلیق_داستانی 12
بخشی از مقاله

یک نویسنده قرار نیست زندگی را به هم بریزد! قرار نیست همه چیز را تغییر بدهد، دنیا را زیر و رو کند، آدمها را وادار کند که دست از زندگی‌شان بکشند و هر چیزی که الان دارند را از دست بدهند. بلکه برعکس، نویسنده یاد می‌دهد که چه طور این تعادل «به ظاهر محکم» را بشکنیم و تعادل «محکم‌تری» را ایجاد کنیم. داستان به ما «در طول زندگی کردن» را یاد می‌دهد! حرکت در مسیر زندگی، همان چیزی است که باید در یک داستان دیده شود! لحظه‌های زندگی زیبا هستند، اما باید یاد بگیریم در کنار لذت بردن از لحظه‌ها، عادت‌ها و یادگیری‌های جدید را به خودمان اضافه کنیم. محکم کردن تعادل‌های فعلی با به هم ریختن تعادل‌های ضعیف، عین ثبات است!

❇️ اینجا داستان، مسیری روشن برای نوشتن!

🆔 @Das_tann
تمرین: خلق ایده

کتابی باز کنید. تصادفی یک جمله را انتخاب کنید و کتاب را ببندید. بدون این که به محتوای بخشی که جمله را از آن گرفته‌اید نگاه کنید، آغاز کنید به نوشتن. بگذارید کلمات جریان پیدا کنند. از نوشتن بازنایستید و قلمتان را ز مین نگذارید. این تمرین را سه بار انجام دهید و هربار ماجرا را در جهت دیگری پیش ببرید

مارگارت لوک


@Writing_lovers
سعی می‌كنم هر روز تعداد مشخصی صفحه بنویسم كه معمولاً دو صفحه است. امروز صبح دو صفحه از رمان جدیدم را نوشتم و فردا هم دو صفحه دیگر می‌نویسم. 


ساراماگو



@Writing_lovers
کارن کوشمن، نویسنده تصنیف لوسی ویپل، گفته که ایده‌ی این داستان زمانی به سراغش آمد که در کتابخانه‌ی موزه‌ای در حوالی کالیفرنیا کتابی می‌خواند. او با آمار عجیبی مواجه شد که نود درصد مهاجرانی که در دهه ۵۰ قرن ۱۹ به کالیفرنیا مهاجرت کرده بودند، مرد بوده‌اند.
 این یعنی ده درصد را زن‌ها و کودکان تشکیل می‌دادند. با خودش فکر کرد:«برای یه دختر زندگی در چنین شرایط سختی و در این منطقه چگونه بوده است؟» 

 خود کوشمن مهاجرت ناخوشایندی را از کشوری به کشور دیگر در سن دوازده سالگی تجربه کرده بود.

حالا دو ایده داشت که در هم بیامیزد، اول ایده‌ی دیدگاه بچه‌ای درباره یک لحظه هیجانی در تاریخ و نیز تجربه و احساس خودش زمانی که دختر بچه دوازده ساله‌ای بود و از محیط آشنا و راحت خانه کنده شد. وقتی این ایده‌ها با هم جفت شدند ، شخصیت لوسی ویپل متولد شد و رمان کوشمن شکل گرفت.

 
⭕️از ترکیب دو یا چند ایده استفاده کنید.



@Writing_lovers
تمرین


به گفتگوهای اطراف‌تان گوش دهید. یک دیالوگ مناسب و کوتاه انتخاب کنید. آن را با صدای بلند بخوانید. تخیل تان را آزاد‌بگذارید سپس با توجه به احساساتی که از فکر کردن به آن در شما ایجاد می‌شود، جزییات را به آن اضافه کنید و در عرض ده دقیقه متنی براساس آن بنویسید. انجام هر چند وقت‌یکبار این تمرین برای پرورش خلاقیت‌تان مفید است.




@Writing_lovers
هر روز مقدار اندکی‌ می‌نویسم؛ بدون امید و بدون ناامیدی و سر خوردگی.


ایساک دینسن



@Writing_lovers