نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
«فکر می‌کنم که هر نویسنده باید چیزی بنویسد که خواننده انتظار آن را ندارد. مسئله این نیست که بپرسیم آن‌ها چه چیز نیاز دارند، مسئله تغییر دادن آن‌هاست... مسئله این است که برای هر داستانی، خواننده مد نظرتان را تولید کنید.»

اومبرتو اکو


@Writing_lovers
یک راه حل خوب:

تصور کنید همان‌طور که دارید تایپ می‌کنید، فردی روبه‌روی‌تان نشسته و در حالی که شما دارید با او حرف می‌زنید، در حال نوشتن است.


المور لئونارد


@Writing_lovers
راز اصلی هنرمندانه زیستن

آیا شما هم شادی عمیق را تجربه نمی‌کنید و از زندگی‌تان رضایت ندارید؟

درباره شاد بودن کتابهای زیادی نوشته شده است و در همه آنها به روش‌های متعددی برای داشتن حس و حال بهتر، اشاره شده است.

اما یک نکته در اغلب کتابهایی از این دست، ناگفته مانده است. اگر فقط بتوانید همین یک نکته را به خوبی در زندگی‌تان به کار بگیرید می توانید شادی عمیق را تجربه کنید.

به گمان من اصل مهمی که باید برای حس رضایت عمیق بر آن تمرکز کنید؛ خلق کردن است. خلق کردن حس نابی است که فقط نصیب نوابغ و هنرمندان می‌شود.

موضوع اصلی این است که ابتدا باید ذهنیت معمولی بودن را از خود دور کنید. باید چنان کار کنید که میکل آنژ نقاشی می کرد، بتهون سمفونی می‌ساخت و شکسپیر شعر می‌سرود.

شاید کار مورد علاقه تان نوشتن یک کتاب یا خلق یک اثر هنری باشد، در این صورت شما نیاز دارید تا برای علایقتان در طول روز به اندازه کافی وقت بگذارید و چیزی را خلق کنید. این چیزی است که برای سر حال و پرانرژی بودن به آن نیاز دارید.

بنابراین دست به کار شوید، دفتری تهیه کنید و روزانه به نوشتن بپردازید. برای نوشتن منتظر ایده نمانید. بنویسید نوشتن خود راه بیان ایده هایتان را به شما نشان می‌دهد. با خودتان قرار بگذارید سه صفحه می نویسم و در طولانی مدت به برنامه تان پایبند بمانید.

فراموش نکنید در تاریخ‌ادبیات یادداشت های روزانه منبع آثار ادبی بی شماری شدند. یادداشت های روزانه کافکا، گوستاوفلوبرو... به آثار ادبی فوق العاده‌ای بدل شدند.

لئو تولستوی از طریق یادداشت های روزانه ‌اش که در آن‌ها از خود انتقاد می کرد راه رسیدن به ادبیات را یافت.

پس بگذارید تکرار کنم وقتی شما تمنای خلق کردن چیزی را دارید برای آن تلاش کنید و زندگی متفاوت خود را آغاز کنید. اینگونه خواهید توانست شادی و رضایت واقعی را تجربه کنید.

@Writing_lovers
«هیچ نویسنده ای هنگام نوشتن به این فکر نمی‌کند که دارد شاهکار می‌نویسد و یا اثرش بد از کار در می‌آید، اما بخشی از تمرکزش در ناخوادگاه معطوف به مخاطبش است.»

هوشنگ مرادی کرمانی

@Writing_lovers
«آنگاه که آدمی، زن یا مرد، راه-و-رسم خوب زندگی کردن را فراگرفت، راه‌های گوناگونی را برای بیان حال خود در پیش می‌گیرد، نوشتن یا چیزی برتر از آن، در این شمار است.»

اسلون ویلسون


@Writing_lovers
اهمیت حافظه فراموشکار

شما هم حتما افرادی را دیده اید که حافظه بسیار خارق العاده ‌ای دارند. کسانی که می‌توانند هزاران کتابی را که خوانده‌اند جز به جز و بی‌عیب و نقض نقل کنند.

نویسنده ای به نام مونتنی هم بوده است که بارها و بارها از حافظه بدش حرف می‌زند. او می گوید قادر نبوده محتوای بعضی از کتاب ها یا حتی عقاید خودش را درباره آنها به یاد بیاورد.

حال آنکه بسیاری از این کتابها را نه یک بار بلکه چندین بار خوانده بود و با دقت از آنها یادداشت برداری می‌کرده است.

دوست دارم توصیه‌ای به شما بکنم و آن این است که لازم است گاهی حافظه‌ای فراموشکار برای خودمان دست و پا کنیم.

بگذارید از تجربه خودم برایتان بگویم گاهی پیش آمده که با نگاه انداختن دوباره به کتابی که سالها پیش خوانده‌ام مطالب جدیدی کشف کنم.

متوجه شده‌ام در عین آنکه کلماتش هنوز همان است که سالها پیش خوانده‌ام، محتوای آن در ذهنم به کلی متفاوت شده است.

لذت اصلی خواندن هم در این است که شما دسته ای از موضوعات را فراموش می‌کنید و در مواردی حافظه بخشی از آن را محو و یا بازسازی کرده و در شرایطی خاص به یاد می‌‌آورد.

این موضوع در نوشتن به کار نویسنده می‌آید. حافظه‌اش این امکان را به او می‌دهد تا زمان ماجرا ها را جابه جا کند و مواردی را که زمانی دلبسته شان بوده، به شکل دیگری روایت کند.

آیا شما هم از آن دست افرادی هستید که حافظه ای ضعیف و متغیر دارند؟

این خصوصیت منحصر به فرد را به نفع خودتان به کار بگیرید. این همان نوع حافظه ای است که هر نویسنده ای دوست دارد آن را در روایت هایش به کار بگیرد.


@Writing_lovers
هنگامی می توان نسلی را ناچیز و بی اهمیت دانست که از افراد آفرینشگر بی بهره باشد.


اریش کوهلر


@Writing_lovers
بارقه

بارقه در حقیقت نام داستانکی از ایتالو کالوینو نویسنده‌ی ایتالیایی است.

داستان از این قرار است که راوی یک روز در حال عبور از خیابان، یک لحظه کوتاه شهود را از سر می‌گذراند؛ اما این تجربه چنان کوتاه است که مانند جرقه کوچکی در دل زمان ذوب می‌شود.

در حقیقت این تجربه چیزی است که در هر شکلی از هنر رخ می‌دهد. ناباکوف در نویسندگی به آن شعله یا جرقه کوچک می‌گوید. هر نویسنده بایداین شعله کوچک را بگیرد و آن را با ثبت کردن جاودانه کند.

کارهایی مثل خواندن یک کتاب خوب، گوش دادن به یک موسیقی بی نظیر و نگاه کردن به یک نقاشی و از همه مهتر نواختن یک ساز و یا نوشتن شعر و داستان ما را به آن بارقه پیوند می‌دهد.

باید وقتی زمان آن شهود فرا می‌رسد آماده باشی و بتوانی آن را ثبت کنی.

افراد موفقی مانند لئوناردو داوینچی همیشه دفترچه ای با خود داشتند و هرگاه ایده‌ای به ذهنشان می‌رسید فورا یادداشتش می‌کردند.

نوشتن این امکان را به شما می‌دهد تا بتوانید این بارقه را در زمان مناسب دریافت کنید و از طریق ثبت آن در جهان منتشر کنید.


@Writing_lovers
متفکران بزرگ کتابخوانی را راه‌حلی برای مخمصه‌های فراروی خود می‌دانستند.

فرانک فوردی‌


@Writing_lovers
Her Eyes the Stars
LUCHS
🎼موسیقی، تندنویسیِ احساسات است.

لئو تولستوی

@Writing_lovers
خلق کن و به اشتراک بگذار


اولین اصل زندگی خلاقانه آن است که هر آنچه را می دانی، به کار بگیری و آن را با دیگران سهیم شوی. این همچنین مهم ترین اصل یادگیری است.

اگر آنچه را می دانید تمام و کمال به کار نبرید، آن را از دست می‌دهید. ضرب المثلی قدیمی می‌گوید هر دانشی که آن را به کار نبری علیه خودت به کار می‌افتد.

داشتن زندگی خلاقانه مستلزم آن است تا به تکثیر خوبی بپردازی. این امر سبب می‌شود تا خوبی بیشتری نصیبت شود.

کسی که حرف‌ها و هنر خوب را منتشر می‌کند، به مخاطبانش جان می‌دهد و عمل خلق را تقویت می‌کند، کار او ستایش کار خداست.

با به اشتراک گذاشتن مجبور می‌شوید تا تمامی تجربیات آموخته‌شده تان را به کار ببرید. این امر تاثیر مستقیمی بر افزایش عزت نفس‌تان دارد.

همچنین وقتی کارتان را به اشتراک می‌گذارید بازخورد دریافت می‌کنید و این بازخوردها چه مثبت و چه منفی روند رشدتان را چند برابر سریع‌تر می‌کند.

پس در انزوا کار نکنید و راهی بیابید تا هنرتان را با دیگران شریک شوید. به طور مثال با دوستانتان که علاقه‌ی مشترکی با شما دارند برنامه ای بگذارید. یا یک وبلاگ برای نوشته هایتان راه بیندازید و پیوسته آن را به روز کنید.


@Writing_lovers
برای داستان‌نویسی بهترین سن بین ۳۵ تا ۴۵ سال است. در این سنین شما تمام مهماتتان را مصرف نمی‌کنید و در عین حال چیزهای بیشتری می‌دانید.

ویلیام فاکنر


@Writing_lovers
آیا شما هم با دیدن خط خطی‌های نوشته‌تان، کلافه می‌شوید و فکر می کنید حرفی برای گفتن ندارید؟

این روزها که همه‌ی ما به یک ‌کامپیوتر شخصی دسترسی داریم، نوشتن روی کاغذ و یاخط خطی کردن، تا حد زیادی نوستالژیک به نظر می‌آید.

خط زدن مرحله مهمی از کار نوشتن نویسندگان بزرگ بوده. همه‌ی آنان بدون استثنا اعتراف کرده‌اند که نسخه اولیه آثارشان پر از خط زدن بوده است.

در حقیقت این روش نشانه تلاش ذهنتان است و بیش از آنکه مانع نوشتن نویسنده باشد، نشانه ای از آغاز فعالیت ذهن او است.

مفاهیمی که نویسنده در ابتدای کار قادر به بیانش نیست به شکل خط خطی هایی در متن ظاهر می‌شود. ذهن از میان انبوه اطلاعات به جستجوی یک صورتبندی مناسب می پردازد و این کار زمان می‌برد.

شاید این گفته ظاهرا عجیب به نظر بیاید اما خط زدنها نقطه عطفی در نوشتن است.

بنابراین هر گاه در نوشته تان مجبور شدید چندین بار خط بزنید، با صبوری به نوشتن ادامه دهید و آن را نقطه پایان کارتان ندانید، چرا که ذهن‌ شما در حال سازمان دادن داده ها به شیوه ای دقیق و متفاوت است.

به این فرایند اعتماد کنید و به نوشتن ادامه دهید، تا موتور ذهن تان گرم شود و بهترین جمله بندی ها را به شما پیشنهاد دهد.


@Writing_lovers
ادبیات واقعی دربارۀ بازندگان است. داستایوفسکی دربارۀ بازندگان می‌نویسد. هکتور، شخصیت اصلی ایلیاد نیز بازنده است. صحبت دربارۀ برندگان خیلی ملال‌آور است. ادبیات واقعی همیشه دربارۀ بازندگان حرف می‌زند. مادام بوواری بازنده است. ژولین سورل بازنده است. من هم همین کار را می‌کنم. بازندگان جذاب‌ترند.

اومبرتو اکو


@Writing_lovers
قدم اول و اساس ورود به زندگی نویسندگی، نوشتن یادداشت‌ های روزانه است. خوب نوشتن نیازمند تمرین است.

درست همان طور که یک دونده پیوسته تمرین می‌کند، یک نویسنده نیز همواره باید بنویسد.

سوزان م. تبیرگ


@Writing_lovers
نوشتن بدون توقف

می‌خواهم از روشی در نوشتن برایتان بگویم که جولیا کامرون در کتاب «راه هنرمند» پیشنهاد می‌کند.

او می‌گوید: هر روز صبح هنگام بیدارشدن و قبل از هر کار دیگر، برای فراتر رفتن از سانسور درونتان سه صفحه آزادانه بنویسید.

لازم نیست از قبل به موضوع نوشتن فکر کنید بلکه بدون توقف بنویسید. چیزهایی که به آن نیاز دارید یک دفتر، خودکار و توجه به درونتان است.

تمرین:
ابتدا بالای صفحه تاریخ، زمان و مکان نوشتن‌تان را یادداشت ‌کنید.

هر آنچه را در لحظه نوشتن می‌بینید یا حس می‌کنید، صادقانه بنویسید.

سعی کنید همه جزییات را بگویید و برای این کار از حواس پنجگانه‌تان استفاده کنید.

در پایان هم عنوانی برای یادداشتتان انتخاب کنید.

از امروز نوشتن این سه صفحه را شروع کنید مراجعه به این یادداشتها به شما امکان می‌دهد تا از روند پیشرفت یا رکود خود در نوشتن آگاه شوید.


@Writing_lovers
کارل سیگن، ستاره‌شناس و کیهان‌شناس امریکایی می‌گوید: «کتاب مدرکی دال بر این است که انسان توانایی جادوگری دارد.»


@Writing_lovers