برای نویسنده شدن، به یک فرهنگنامه جامع، یک کتاب دستور زبان و البته چسبیدن به واقعیت نیاز دارید! این آخری یعنی این که: هیچ چیز مجانی و راحت نیست. نویسندگی کار و حرفه شماست و در عین حال، نوعی ریسک و قمار است. شما هرگز حقوق بازنشستگی دریافت نخواهید کرد، هرگز بیمه نمی شوید، ممکن است آثارتان با استقبال روبه رو نشود و باید روی پای خودتان بایستید. هیچ کس مجبورتان نکرده که نویسنده باشید. خودتان نویسندگی را انتخاب کرده اید، پس ناله و شکایت نکنید.
مارگارت آتوود
@Writing_lovers
مارگارت آتوود
@Writing_lovers
برای نوشتن داستان، به دور از نوشتههای کمکی و معمول چه کار میتوان کرد؟
امروز همهی چیزهای داستانی اطرافتان را یادداشت کنید. هر آن چیزی که میتواند الهام بخش شما باشد؛ حرکت دستهای یک فرد، حالت چشمهای راننده در تاکسی، شکل سبیل یک مرد، این شامل شخصیتهای داستانی هم میشود مثلا امروز گربهای را دیدم که رو به گلی نشسته بود و خلاصه هر چیز دیگری که میتواند دریچه ورود شما به دنیای داستان باشد را یادداشت کنید. اغلب نویسندگان فهرستهای چند صدگانهای از صداها، بوها، حالتها تهیه میکنند تا به وقتش از آنها استفاده کنند اما اصلیترین کمکی که تهیه این لیست به شما میکند این است که تخیلتان را به حرکت درمیآورد و وجود امکانات داستانی اطرافتان را به شما یادآوری می کند.
@Writing_lovers
امروز همهی چیزهای داستانی اطرافتان را یادداشت کنید. هر آن چیزی که میتواند الهام بخش شما باشد؛ حرکت دستهای یک فرد، حالت چشمهای راننده در تاکسی، شکل سبیل یک مرد، این شامل شخصیتهای داستانی هم میشود مثلا امروز گربهای را دیدم که رو به گلی نشسته بود و خلاصه هر چیز دیگری که میتواند دریچه ورود شما به دنیای داستان باشد را یادداشت کنید. اغلب نویسندگان فهرستهای چند صدگانهای از صداها، بوها، حالتها تهیه میکنند تا به وقتش از آنها استفاده کنند اما اصلیترین کمکی که تهیه این لیست به شما میکند این است که تخیلتان را به حرکت درمیآورد و وجود امکانات داستانی اطرافتان را به شما یادآوری می کند.
@Writing_lovers
من وقتی میبینم که کسی بدون ذکر منبع مطلبی را نقل میکند، بیش از آنکه به کپی رایت یا مسائل مانند آن فکر کنم، میفهمم که میخواهد مخاطب را پیش خودش حبس کند. او نمیتواند یا نمیخواهد بخشی از جریان گردش در عالم باشد. در کنار ماده و انرژی که هزار جور حرفهای علمی و شبه علمی و غیرعلمی در موردشان گفتهاند، جنس دیگری از وجود در دنیای امروز موجود است و آن، ترافیک است. منظورم Packetهای دیتا نیست. بلکه جریان سیال انسانها در فضای سایبر است.
بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»
👇👇👇
http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»
👇👇👇
http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
قلم برایم مثل شمع است که با آن وارد دنیای تاریکی میشوم. مثل وارد شدن به یک تونل وحشت ... هر چیزی از روح پدرم گرفته تا پسری که در هجده سالگی دوستش داشتم سر و کلهشان در این تونل پیدا میشود. وقتی میرسم به ته تونل، هیچ نیست جز خودم، تپشهای قلبم و شخصیتی که خوب نمیشناسم، ولی پدید آمده است.
چیستا یثربی
@Writing_lovers
چیستا یثربی
@Writing_lovers
اولين عابری كه در خيابان از كنار شما رد میشود، میتواند قهرمان داستان شما باشد.
زاويسين
@Writing_lovers
زاويسين
@Writing_lovers
حافظهی هنرمند
✍ معصومه حامی دوست
«برای به فعل درآوردن امکانهای بالقوه داستاننویسی، نویسندگان باید از یکه سواری کوتاه بیایند و امکان تبادل دانشهای داستان نویسی را در جریان بازخوانی آثار نویسندگان دیگر و تعامل با آنان فراهم بیاورند.»
علی اصغر شیرزادی
در را به روی خویشتن بستن و نوشتن در گوشه خلوت، بی هیچ ارتباطی با ادب گذشته و معاصر مانند این است که شاعر یا داستاننویس در خلا و فارغ از تاریخ و فرهنگ بنویسد.
ادبیات و فرهنگ گذشته، جزء اصلی حافظه هنرمند است و نویسنده بدون آن، مانند پرندهای است که یک بال پروازش نباشد.
گلشیری میگوید:« من داستان دیگری را میخوانم، برای اینکه بتوانم داستان خودم را درست بنویسم.»
این در حالی است که گاهی از جوانانی که ذوق نوشتن دارند میشنوم « کتاب نمیخوانیم تا از کسی تأثیر نگیریم و داستان خودمان را بنویسیم»
آندره برینک در کتاب «رمان» مینویسد:« تمام متون ادبی از دل دیگر متون ادبی بیرون آمدهاند ... حتی در برداشتی افراطی تر، هر کلمه و هر عبارت، بازسازی دیگر آثاری است که قبلا وجود داشته اند.» چیزی که از آن به بینامتنیت یاد میشود و باید گفت تمام ادبیات، بینامتنیاند.
اما بقول گلشیری باید بدانیم چطور دیگری را ببینیم و در عین حال خودمان باشیم.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
«برای به فعل درآوردن امکانهای بالقوه داستاننویسی، نویسندگان باید از یکه سواری کوتاه بیایند و امکان تبادل دانشهای داستان نویسی را در جریان بازخوانی آثار نویسندگان دیگر و تعامل با آنان فراهم بیاورند.»
علی اصغر شیرزادی
در را به روی خویشتن بستن و نوشتن در گوشه خلوت، بی هیچ ارتباطی با ادب گذشته و معاصر مانند این است که شاعر یا داستاننویس در خلا و فارغ از تاریخ و فرهنگ بنویسد.
ادبیات و فرهنگ گذشته، جزء اصلی حافظه هنرمند است و نویسنده بدون آن، مانند پرندهای است که یک بال پروازش نباشد.
گلشیری میگوید:« من داستان دیگری را میخوانم، برای اینکه بتوانم داستان خودم را درست بنویسم.»
این در حالی است که گاهی از جوانانی که ذوق نوشتن دارند میشنوم « کتاب نمیخوانیم تا از کسی تأثیر نگیریم و داستان خودمان را بنویسیم»
آندره برینک در کتاب «رمان» مینویسد:« تمام متون ادبی از دل دیگر متون ادبی بیرون آمدهاند ... حتی در برداشتی افراطی تر، هر کلمه و هر عبارت، بازسازی دیگر آثاری است که قبلا وجود داشته اند.» چیزی که از آن به بینامتنیت یاد میشود و باید گفت تمام ادبیات، بینامتنیاند.
اما بقول گلشیری باید بدانیم چطور دیگری را ببینیم و در عین حال خودمان باشیم.
@Writing_lovers
سعی میكنم دربارهی داستانی كه اطلاعات كمی در مورد آن دارم پرسشهای زيادی مطرح كنم و با جواب دادن به آن ها قصه را سر و شكل بدهم.
اصغر فرهادی
@Writing_lovers
اصغر فرهادی
@Writing_lovers
جز با کار مداوم، جز با صبوری و تجربه مداوم و بده بستان با جهان راه دیگری نداریم. این تفکر قدیم است که بابا طاهر شب داخل حوض یخ بسته غسل کرد و صبح شاعر شد. پدرشان درآمده تا بتوانند یک شعر بگویند. تا روزی ده دوازده ساعت کار نکنی تا صد دفعه چیزی را ننویسی، چیزی نمیشوی. بعضی ها خیال میکنند خودشان را صافی میکنند میگویند نمیخوانیم تا تأثیر نگیریم، خیلی برای من غریب است که نویسنده ای چنین حرفی بزند،« نمیخوانم برای اینکه نثرم عوض نشود» شگفت انگیز است و باید مجسمه چنین کسی را از طلا ریخت.
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
رولان بارت از فضیلت کاهلی میگوید و عبدالحسین زرین کوب از فراغتی میگوید که شاعر و نویسنده برای نوشتن آثارش به آن نیاز دارد. در دنیای شتاب زدهی امروز که فراغت و فرصت تمرکز را از ما میدزدد، باید زمانی را برای اینکار در نظر بگیریم. پس هر روز یک ربع برای خواندن و یک ربع هم برای نوشتن دربارهی آنچه خوانده اید وقت بگذارید.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
تازگیها به ترانههای ادوارد گریگ گوش می کنم. بعد آهنگهای دم دستم را برمی دارم تا ببینم کدامشان تأثیر خاصی بر من می گذارد. مثلا ترانه «در گور والاس استیونز» با یک نکته جزئی در مورد تاریخ زندگی خصوصی پل وِین شکل گرفت که تصویری از رومیان باستان را توصیف می کرد که داشتند در مورد آن چه که دوست داشتند روی قبرهای برجستهشان نقش ببندد، صحبت می کردند و همین طور با دیگر مطالعاتم در مورد اولین فیلمهای سینمایی یا آخرین سالهای عمر والاس استیونز. این سه منبع الهام باهم ترکیب شدند و یک شعر را ساختند. شما نمیتوانید ظهور تنظیم یک اثر هنری را به زور تسریع کنید، اما میتوانید میز تحریری پیدا کنید، در را ببندید و موسیقی زیبایی بشنوید.
برایان کولهِین
زهره شریعتی
@Writing_lovers
برایان کولهِین
زهره شریعتی
@Writing_lovers
🔹معرفی کتاب
«چهار گزارش از تذکره الاولیا عطار» بابکاحمدی، کتابی است که چندین بار از سوی کتابخوانهای حرفهای به خواندنش توصیه شده.
از متن کتاب:
« تذکره الاولیا به زبانی ساده، روان و همه فهم نوشته شده است. چگونه عطار پس از عمری سرایش مثنویها، غزلها و رباعیها یگانه کار خود را در گسترهی نثر، چنین درخشان به پایان برد؟ پاسخ همان است که شاعر فرانسوی ژان کوکتو در موردی دیگر پیش کشیده است:
« نوشتن کاری است عاشقانه، هر گاه عاشقانه نباشد نوشتن نیست.»
خواندن این کتاب میتواند انگیزهای باشد تا به سراغ متن تذکره الاولیا برویم. اما غرض اصلی من از معرفی آن ایدههایی بود که ضمن خواندنش به ذهنم میرسید و میتواند سوژههای خوبی برای نوشتن در اختیار ما بگذارد.
@Writing_lovers
«چهار گزارش از تذکره الاولیا عطار» بابکاحمدی، کتابی است که چندین بار از سوی کتابخوانهای حرفهای به خواندنش توصیه شده.
از متن کتاب:
« تذکره الاولیا به زبانی ساده، روان و همه فهم نوشته شده است. چگونه عطار پس از عمری سرایش مثنویها، غزلها و رباعیها یگانه کار خود را در گسترهی نثر، چنین درخشان به پایان برد؟ پاسخ همان است که شاعر فرانسوی ژان کوکتو در موردی دیگر پیش کشیده است:
« نوشتن کاری است عاشقانه، هر گاه عاشقانه نباشد نوشتن نیست.»
خواندن این کتاب میتواند انگیزهای باشد تا به سراغ متن تذکره الاولیا برویم. اما غرض اصلی من از معرفی آن ایدههایی بود که ضمن خواندنش به ذهنم میرسید و میتواند سوژههای خوبی برای نوشتن در اختیار ما بگذارد.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نسیم مرعشی از نوشتن «پاییز فصل آخر سال است» میگوید:
روزها سر کار می رفتم و صبح تا ظهر کار موظفم را انجام می دادم و ظهر تا شب رمان می نوشتم.
یعنی روزی پنج تا شش ساعت می نوشتم البته این پنج، شش ساعت که می گویم به هیچ عنوان به معنی نوشتن مداوم نیست. در حقیقت می نشستم، فکر می کردم، می نوشتم و خط می زدم. شما به طور مثال می توانید یک روز بنشینید و همه ۷۰۰ کلمه ای را که روز قبل نوشتید، حذف کنید. در واقع با داستانم کلنجار می رفتم.
هیچ وقت بیشتر از ۷۰۰ کلمه در بهترین حالت ننوشتم. البته این تجربه شخصی من است و بسیاری از نویسندگان این کار را نمی کنند. به طور مثال برخی هستند که مینشینند و روزی ۱۵ ساعت کار میکنند و دو ماهه رمان شان را تمام می کنند و دو سال برای بازنویسی رمان وقت میگذارند اما من مثلا دو سال برای نوشتن رمانم وقت می گذارم و هر بار متن قبلی را که نوشتم، بازنویسی می کنم.
@Writing_lovers
روزها سر کار می رفتم و صبح تا ظهر کار موظفم را انجام می دادم و ظهر تا شب رمان می نوشتم.
یعنی روزی پنج تا شش ساعت می نوشتم البته این پنج، شش ساعت که می گویم به هیچ عنوان به معنی نوشتن مداوم نیست. در حقیقت می نشستم، فکر می کردم، می نوشتم و خط می زدم. شما به طور مثال می توانید یک روز بنشینید و همه ۷۰۰ کلمه ای را که روز قبل نوشتید، حذف کنید. در واقع با داستانم کلنجار می رفتم.
هیچ وقت بیشتر از ۷۰۰ کلمه در بهترین حالت ننوشتم. البته این تجربه شخصی من است و بسیاری از نویسندگان این کار را نمی کنند. به طور مثال برخی هستند که مینشینند و روزی ۱۵ ساعت کار میکنند و دو ماهه رمان شان را تمام می کنند و دو سال برای بازنویسی رمان وقت میگذارند اما من مثلا دو سال برای نوشتن رمانم وقت می گذارم و هر بار متن قبلی را که نوشتم، بازنویسی می کنم.
@Writing_lovers
Forwarded from زنانه نگرى
اکنون دقیقا همان زمانه ای است که هنرمندان بر سر کار خود می روند. هیچ وقتی برای ناامیدی و هیچ جایی برای دلسوزی برای خود وجود ندارد. نیازی به سکوت نیست و جایی برای ترس هم وجود ندارد. ما می نویسیم و زبان خلق می کنیم و اینگونه است که تمدن بهبود پیدا می کند.
تونی موریسون*
ترجمه: مریم طهماسبی
این نویسنده شهیر آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات امروز در ۸۸ سالگی درگذشت
@zananenegari
تونی موریسون*
ترجمه: مریم طهماسبی
این نویسنده شهیر آمریکایی و برنده جایزه نوبل ادبیات امروز در ۸۸ سالگی درگذشت
@zananenegari
اولین جملهای که ناشر به جی کی. رولینگ نوشت این بود:
«ما پاتر لعنتی تو را نمیخواهیم.»
اما جاناتان، این مرغ دریایی، بدون شرمساری، بار دیگر آرام با قوسی بالهایش را گشود.
@Writing_lovers
«ما پاتر لعنتی تو را نمیخواهیم.»
اما جاناتان، این مرغ دریایی، بدون شرمساری، بار دیگر آرام با قوسی بالهایش را گشود.
@Writing_lovers
روشی برای اندیشیدن
یکی از روشهای معمول بیان عقایدمان، ذکر نقل قولی از بزرگان است. این کار تببین موضوع را برایمان راحت تر میکند و در عین حال به مخاطب کمک میکند تا به حرفمان اعتماد کند..
اما یکی از کارهایی که میتوانید به عنوان تمرینی برای متفاوت فکر کردن و بهبود خلاقیت تان انجام دهید، چیزی برخلاف این روش است. یعنی جملهای را از شخص معروفی نقل کنید و بعد شروع کنید به نوشتن موارد خلاف آن.
همین تمرین ساده به شما کمک میکند تا همه جوانب موضوع را ببینید و بخشهایی از مغز که در حالت عادی فعال نیست به کار بیفتد و بتوانید خلاقانه تر فکر کنید.
@Writing_lovers
یکی از روشهای معمول بیان عقایدمان، ذکر نقل قولی از بزرگان است. این کار تببین موضوع را برایمان راحت تر میکند و در عین حال به مخاطب کمک میکند تا به حرفمان اعتماد کند..
اما یکی از کارهایی که میتوانید به عنوان تمرینی برای متفاوت فکر کردن و بهبود خلاقیت تان انجام دهید، چیزی برخلاف این روش است. یعنی جملهای را از شخص معروفی نقل کنید و بعد شروع کنید به نوشتن موارد خلاف آن.
همین تمرین ساده به شما کمک میکند تا همه جوانب موضوع را ببینید و بخشهایی از مغز که در حالت عادی فعال نیست به کار بیفتد و بتوانید خلاقانه تر فکر کنید.
@Writing_lovers