نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.67K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاری‌ام می‌کند تا مهار برنامه‌ی روزانه‌ام از دست نرود.



تولستوی



@Writing_lovers
وقتی شروع به نوشتن کردم شش یا هفت‌ساله بودم. فقط تصویرهای کتاب‌های مصور را کپی می‌کردم و بعد داستان‌های خودم را می‌ساختم. به یاد می‌آورم از مدرسه به خانه می‌آمدم و در تخت داستان می‌نوشتم تا زمان بگذرد. یادم می‌آید مادرم مرا به سینما می‌برد تا بمبی را ببینم. اندازه مکان و آتش جنگل در فیلم، تأثیر زیادی روی من گذاشت و پس وقتی شروع به نوشتن کردم تمایل داشتم با تصویر بنویسم زیرا این تمام چیزی بود که در آن زمان می‌دانستم.


استیون کینگ


@Writing_lovers
کتاب یک جادوی سیار است. اگر قرار باشد از مکانی به مکان دیگر بروم و وقتم همینطوری بی‌هدف بگذرد تا وقتی کتابی همراهم باشد مشکلی ندارم.


استیون کینگ


@Writing_lovers
کاغذها لبخند می‌آورند



برخی افراد فکر می‌کنند نوشتن اتفاقات خوب، موجب تأثیر مثبت در زندگی و فکر آن‌ها می‌شود، در صورتی که کارشناسان عقیده دارند نوشتن احساسات و اتفاقات منفی و بد به ویژه آن‌ها که ناراحت‌کننده‌تر است و افراد تمایلی ندارند آن‌ها را به دلایل شخصی و خاص با دیگران مطرح کنند، به مراتب مفیدتر و ثمربخش‌تر است.

این کار ممکن است در دقایق اولیه به دلیل این‌که بیشتر و عمیق‌تر به موارد منفی فکر می‌کنید، بسیار سخت باشد و آزاردهنده تلقی شود. حتی بسیاری افراد در دفعات اولیه و نخستین دقایق به گریه می‌افتند، اما در دفعات بعدی بسیار لذت‌بخش خواهد بود؛ زیرا به شکستن و خُرد شدن احساسات منفی و تخلیۀ آن‌ها از جسم و روح کمک می‌کند. اما محققان اطمینان خاطر می‌دهند چنان‌چه به طور مداوم و پیوسته این کار را انجام دهید، نتیجه‌ای عالی خواهد داشت.

در عین حال، نوشتن دربارۀ مسایل ناراحت‌کننده به شما کمک می‌کند تا بتوانید از زاویه‌ای دیگر به مشکلات بنگرید. کاری که در فکر کردن و یا بازگوکردن آن برای دیگران اتفاق نمی‌افتد. نوشتن را مرحله به مرحله آغاز کنید، یعنی از شروع ماجرا تا پایان را بنویسید. فقط آن‌چه به فکرتان می‌رسد، بنویسید. لازم نیست در مورد آن به تجزیه و تحلیل بپردازید. به عبارت دیگر در حین نوشتن هیچ‌گونه تلاشی برای تغییر اوضاع یا کوچک جلوه دادن آن نکنید. در ضمن تلاش نکنید ناراحتی‌های خود را در زمان نوشتن ریشه‌یابی کنید. فقط مساله را همین‌طور که بوده و هست، بنویسید.


سحر کمالی نفر

بخشی از مقالهٔ «کاغذها لبخند می‌آورند»

منبع : روزنامه ماندگار



@Writing_lovers
Forwarded from رو به درون
از ستم روزگار
پناه بر شعر

از جور یار
پناه بر شعر

از ظلم آشکار
پناه بر شعر

 عباس کیارستمی





@towardinside
فکر می‌کنم که هر نویسنده باید چیزی بنویسد که خواننده انتظار آن را ندارد. مسئله این نیست که بپرسیم آن‌ها چه چیز نیاز دارند، مسئله تغییر دادن‌هاست... مسئله این است که برای هر داستانی، خواننده مد نظرتان را تولید کنید.


اومبرتو اکو


@Writing_lovers
سعی کنید علاقه برای نوشتن را به عمل تبدیل کنید و دست به قلم ببرید. این که چی بنویسید و چطور بنویسید، مسئله خیلی حادی نیست فقط به شرط اینکه بنویسید.

هر نوشته به نوشته دیگر شما کمک می کند. این پیام من به همه کسانی است که می خواهند نوشتن را شروع کنند: تمرین

لیلیان دارسی


@Writing_lovers
خواندن کل رمان «در جستجوی از دست رفته» پروست، از ضروریات زندگی هر آدم فرهنگی است. فقط وقتی به پایانش می‌رسیم، می‌فهمیم چه تجربه‌ای است. شاهرخ مسکوب می‌نویسد: « پروست تمام شده است و دیگر نمی‌دانم چه باید بکنم.»


بهزاد برکت

@Writing_lovers
1
برای نویسنده شدن، به یک فرهنگنامه جامع، یک کتاب دستور زبان و البته چسبیدن به واقعیت نیاز دارید! این آخری یعنی این که: هیچ چیز مجانی و راحت نیست. نویسندگی کار و حرفه شماست و در عین حال، نوعی ریسک و قمار است. شما هرگز حقوق بازنشستگی دریافت نخواهید کرد، هرگز بیمه نمی شوید، ممکن است آثارتان با استقبال روبه رو نشود و باید روی پای خودتان بایستید. هیچ کس مجبورتان نکرده که نویسنده باشید. خودتان نویسندگی را انتخاب کرده اید، پس ناله و شکایت نکنید.


مارگارت آتوود

@Writing_lovers
برای نوشتن داستان، به دور از نوشته‌های کمکی و معمول چه کار می‌توان کرد؟


امروز همه‌ی چیزهای داستانی اطرافتان را یادداشت کنید. هر آن چیزی که می‌تواند الهام بخش شما باشد؛ حرکت دست‌های یک فرد، حالت چشمهای راننده در تاکسی، شکل سبیل یک مرد، این شامل شخصیت‌های داستانی هم می‌شود مثلا امروز گربه‌ای را دیدم که رو به گلی نشسته بود و خلاصه هر چیز‌ دیگری که می‌تواند دریچه ورود شما به دنیای داستان باشد را یادداشت کنید. اغلب نویسندگان فهرست‌های چند صدگانه‌ای از صداها، بوها، حالت‌ها تهیه می‌کنند تا به وقتش از آنها استفاده کنند اما اصلی‌ترین کمکی که تهیه این لیست به شما می‌کند این است که تخیل‌تان را به حرکت درمی‌آورد‌ و وجود امکانات داستانی اطرافتان را به شما یادآوری می کند.




@Writing_lovers
من وقتی می‌بینم که کسی بدون ذکر منبع مطلبی را نقل می‌کند، بیش از آنکه به کپی رایت یا مسائل مانند آن فکر کنم، می‌فهمم که می‌خواهد مخاطب را پیش خودش حبس کند. او نمی‌تواند یا نمی‌خواهد بخشی از جریان گردش در عالم باشد. در کنار ماده و انرژی که هزار جور حرف‌های علمی و شبه علمی و غیرعلمی در موردشان گفته‌اند، جنس دیگری از وجود در دنیای امروز موجود است و آن، ترافیک است. منظورم Packet‌های دیتا نیست. بلکه جریان سیال انسانها در فضای سایبر است.


بخشی از یادداشت «ده نکته پس از ده سال وبلاگ نویسی» از «محمدرضا شعبانعلی»


👇👇👇

http://mrshabanali.com/%d8%af%d9%87-%d9%86%da%a9%d8%aa%d9%87-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%87-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%a7%da%af-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88/
قلم برایم مثل شمع است که با آن وارد دنیای تاریکی می‌شوم. مثل وارد شدن به یک تونل وحشت ... هر چیزی از روح پدرم گرفته تا پسری که در هجده سالگی دوستش داشتم سر و کله‌شان در این تونل پیدا می‌شود. وقتی می‌رسم به ته تونل، هیچ نیست جز خودم، تپش‌های قلبم و شخصیتی که خوب نمی‌شناسم، ولی پدید آمده است.


چیستا یثربی


@Writing_lovers
اولين عابری كه در خيابان از كنار شما رد می‌شود، می‌تواند قهرمان داستان شما باشد.

زاويسين


@Writing_lovers
حافظه‌ی هنرمند



معصومه حامی دوست


«برای به فعل درآوردن امکان‌های بالقوه داستان‌نویسی، نویسندگان باید از یکه سواری کوتاه بیایند و امکان تبادل دانش‌های داستان نویسی را در جریان بازخوانی آثار نویسندگان دیگر و تعامل با آنان فراهم بیاورند.»


علی اصغر شیرزادی


در را به روی خویشتن بستن و نوشتن در گوشه خلوت، بی هیچ ارتباطی با ادب گذشته و معاصر مانند این است که شاعر یا داستان‌نویس در خلا و فارغ از تاریخ و فرهنگ بنویسد.


ادبیات و فرهنگ گذشته، جزء اصلی حافظه هنرمند است و نویسنده بدون آن، مانند پرنده‌ای است که یک بال پروازش نباشد‌.


گلشیری می‌گوید:« من داستان دیگری را می‌خوانم، برای اینکه بتوانم داستان خودم را درست بنویسم.»


این در حالی است که گاهی از جوانانی که ذوق نوشتن دارند می‌شنوم « کتاب نمی‌خوانیم تا از کسی تأثیر نگیریم و داستان خودمان را بنویسیم»


آندره برینک در کتاب «رمان» می‌نویسد:« تمام متون ادبی از دل دیگر متون ادبی بیر‌ون آمده‌اند ... حتی در برداشتی افراطی تر، هر کلمه و هر عبارت، بازسازی دیگر آثاری است که قبلا وجود داشته اند.» چیزی که از آن به بینامتنیت یاد می‌شود و باید گفت تمام ادبیات، بینامتنی‌اند.

اما بقول گلشیری باید بدانیم چطور دیگری را ببینیم و در عین حال خودمان باشیم.



@Writing_lovers
سعی می‌كنم درباره‌ی داستانی كه اطلاعات كمی در مورد آن دارم پرسش‌های زيادی مطرح كنم و با جواب دادن به آن ها قصه را سر و شكل بدهم.

اصغر فرهادی



@Writing_lovers
جز با کار مداوم، جز با صبوری و تجربه مداوم و بده بستان با جهان راه دیگری نداریم. این تفکر قدیم است که بابا طاهر شب داخل حوض یخ بسته غسل کرد و صبح‌ شاعر شد. پدرشان درآمده تا بتوانند یک شعر بگویند. تا روزی ده دوازده ساعت کار نکنی تا صد دفعه چیزی را ننویسی، چیزی نمی‌شوی. بعضی ها خیال می‌کنند خودشان را صافی می‌کنند می‌گویند نمی‌خوانیم تا تأثیر نگیریم، خیلی برای من غریب است که نویسنده ای چنین حرفی بزند،« نمی‌خوانم برای اینکه نثرم عوض نشود» شگفت انگیز است و باید مجسمه چنین کسی را از طلا ریخت.



هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
رولان بارت از فضیلت کاهلی می‌گوید و عبدالحسین زرین کوب از فراغتی می‌گوید که شاعر و نویسنده برای نوشتن آثارش به آن نیاز دارد. در دنیای شتاب زده‌ی امروز که فراغت و فرصت تمرکز را از ما می‌دزدد، باید زمانی را برای اینکار در نظر بگیریم. پس هر روز یک ربع برای خواندن و یک ربع هم برای نوشتن درباره‌ی آنچه خوانده اید وقت بگذارید.



@Writing_lovers