شرح یک روایت
✍ معصومه حامی دوست
آیا تابحال خواستهاید از موضوعی روایت بدهید که به روایت در نمیآید و هر چقدر تلاش و تقلا کردهاید نتوانید از آن چیزی برای مخاطب به غنیمت بیاورید؟ در اینطور مواقع چه میکنید؟
نویسندگان بزرگ در اغلب موارد در رویارویی با چنین موقعیت دشواری سه راه پیش رو داشتند. بعضیها مثل همینگوی آن قدر با موضوع کلنجار میروند تا الهه نوشتن بر سر رحمت آید. عدهای متن را چندین ماه در کشو میز به حال خود رها میکنند تا اینکه سرانجام یک روز، آن را از کشو بیرون میآورند و در کمال حیرت شروع میکنند به کامل کردنش. به طور مثال موراکامی میگوید: « بعد از نوشتن اولین یا دومین پاراگراف از رمان آنچه را نوشته بودم در کشوی میز گذاشتم. چندین ماه بعد با یک طرح داستان برگشتم و آن را در ۱۸ ماه تمام کردم.» و چه فراوانند سوژه هایی که نویسندهاش آنها را رها میکنند و به سراغ سوژه های مهربان تر و بخشنده تر میروند.
کالوینو اما راه دیگری در پیش میگیرد. او در رمان«اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» مینویسد: «هر وقت خواستهام رمانی بنویسم هنوز شروع نکرده ام، انگار به ته خط رسیدهام. حالا این فکر به ذهنم خطور کرده که داستانی از تمام شروع ها بنویسم»
بدین ترتیب نویسنده، در نوشتن سوژهاش از موضوعی بهره میگیرد که به مانعی برای نوشتنش تبدیل شده بود. او میخواهد تا آنجا که امکان پذیر است، چیزی از این رویارویی به چنگ بیاورد پس با نوشتن هر آنچهدر چنته دارد، به خواستهاش میرسد.
در میان داستان نویسان ایرانی، تا آنجا که میدانم، هوشنگ گلشیری چنین سوژهای را برای یکی از داستانهایش به کار برده است.
داستان «زیر درخت لیل» روایت تلاش نویسنده ای است در جهت بیان روایتهای متعدد درختی به نام لیل. تقلایی که میرفت به شکست بینجامد. راوی داستان اقرار میکند که نمیتواند روایتهای لیل را بنویسد.
نیرویی هولناک نمیخواهد اجازه دهد که کاتب چنان که باید روایتش را بیان کند، در نتیجه همهی متن، عرصهی کشاکش نویسنده و این نیروی بلعنده میشود.
در پایان اما این نویسنده است که پیروز از میدان بدر میآید. با این استدلال که موضوع، با تمام نواقصش، به قالب کلمات در آمده و به انتشار رسیده است و سرانجام خواننده آن را مانند فتح نامهای، در قالب کلمات و کاغذ پیش روی خود دارد.
این نحوهی رویارویی با سوژه و به کارگیری روایتی خلاقه، میتواند الگویی برای همهی نویسندگان جوانی باشد که نویسندگی را به عنوان حرفهی خود انتخاب کردهاند.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
آیا تابحال خواستهاید از موضوعی روایت بدهید که به روایت در نمیآید و هر چقدر تلاش و تقلا کردهاید نتوانید از آن چیزی برای مخاطب به غنیمت بیاورید؟ در اینطور مواقع چه میکنید؟
نویسندگان بزرگ در اغلب موارد در رویارویی با چنین موقعیت دشواری سه راه پیش رو داشتند. بعضیها مثل همینگوی آن قدر با موضوع کلنجار میروند تا الهه نوشتن بر سر رحمت آید. عدهای متن را چندین ماه در کشو میز به حال خود رها میکنند تا اینکه سرانجام یک روز، آن را از کشو بیرون میآورند و در کمال حیرت شروع میکنند به کامل کردنش. به طور مثال موراکامی میگوید: « بعد از نوشتن اولین یا دومین پاراگراف از رمان آنچه را نوشته بودم در کشوی میز گذاشتم. چندین ماه بعد با یک طرح داستان برگشتم و آن را در ۱۸ ماه تمام کردم.» و چه فراوانند سوژه هایی که نویسندهاش آنها را رها میکنند و به سراغ سوژه های مهربان تر و بخشنده تر میروند.
کالوینو اما راه دیگری در پیش میگیرد. او در رمان«اگر شبی از شبهای زمستان مسافری» مینویسد: «هر وقت خواستهام رمانی بنویسم هنوز شروع نکرده ام، انگار به ته خط رسیدهام. حالا این فکر به ذهنم خطور کرده که داستانی از تمام شروع ها بنویسم»
بدین ترتیب نویسنده، در نوشتن سوژهاش از موضوعی بهره میگیرد که به مانعی برای نوشتنش تبدیل شده بود. او میخواهد تا آنجا که امکان پذیر است، چیزی از این رویارویی به چنگ بیاورد پس با نوشتن هر آنچهدر چنته دارد، به خواستهاش میرسد.
در میان داستان نویسان ایرانی، تا آنجا که میدانم، هوشنگ گلشیری چنین سوژهای را برای یکی از داستانهایش به کار برده است.
داستان «زیر درخت لیل» روایت تلاش نویسنده ای است در جهت بیان روایتهای متعدد درختی به نام لیل. تقلایی که میرفت به شکست بینجامد. راوی داستان اقرار میکند که نمیتواند روایتهای لیل را بنویسد.
نیرویی هولناک نمیخواهد اجازه دهد که کاتب چنان که باید روایتش را بیان کند، در نتیجه همهی متن، عرصهی کشاکش نویسنده و این نیروی بلعنده میشود.
در پایان اما این نویسنده است که پیروز از میدان بدر میآید. با این استدلال که موضوع، با تمام نواقصش، به قالب کلمات در آمده و به انتشار رسیده است و سرانجام خواننده آن را مانند فتح نامهای، در قالب کلمات و کاغذ پیش روی خود دارد.
این نحوهی رویارویی با سوژه و به کارگیری روایتی خلاقه، میتواند الگویی برای همهی نویسندگان جوانی باشد که نویسندگی را به عنوان حرفهی خود انتخاب کردهاند.
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درک من از زندگی و مردم این تصور را برایم به وجود آورده که زندگی فقط این زندگی محدود با دیگر انسانها نیست، بلکه زندگی دیگری هم هست که توسط نویسندگان بزرگ خلق شده.
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
ماریو بارگاس یوسا
@Writing_lovers
هرگاه به عنوان یک نویسنده کمی احساس غم یا نومیدی میکنم، به خودم یک تکلیف هنری میدهم. کاری که اغلب، عناصر واضح و مطمئن در آن نقش مهمی ایفا میکند. مثلا چند سال پیش تصمیم گرفتم مجموعهای در مورد موسیقی جامپ بنویسم. به چندین هزار آهنگ گوش دادم و در حین این کار، فهرست تنظیم آن را یافتم، بیش از 120 برنامه ضبط شده و بیش از 150 آهنگ، که تا هفت سی دی هم رسید. موسیقی جامپ که از بیشترِ موسیقیهای راک پرتحرکتر است موجب شد حداقل وقتی در مقابل شنوندگان کتابم را میخوانم، مورد توجه باشم و نظم و ترتیب آهنگها در یک آلبوم موسیقی به من یادآوری کرد که هر یک از اشعار یا داستانهای یک مجموعه چگونه اغلب نیاز به هماهنگی با یکدیگر دارند. این کتاب از آهنگهای ملایم تِنور (صدای زیر مردانه) موسیقی جامپ که با ساکسیفون یا گیتار یا دیگر سازها نواخته شده، به خوبیِ غزلهایی که بسیاری از شخصیتها و موقعیتهای بانمک را آشکار میکند چیزی نمیگوید. اما من اغلب این آهنگها را مثل یک گرامافون سکه ای در ذهنم می نوازم و ضرباهنگ و ریتم شان به زبان نوشتاری من راه می یابد.
دن گوتشتاین
زهره شریعتی
@Writing_lovers
دن گوتشتاین
زهره شریعتی
@Writing_lovers
منظرهای را از دید یک قفس توصیف کنید. به چیزهایی مثل پرنده، آب وهوا، فضاسازی، صحنه پردازی و ... در این توصیف دقت کنید.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
گاه بیش از یک ربع ساعت بر سر اینکه صفتی را پیش یا پس از اسمی بیاورم، وقت میگذارم. به این خاطر که میخواهم کنه قلبم را به صداقت و صحت بیان کنم.
استاندال
@Writing_lovers
استاندال
@Writing_lovers
دیدن سگی که بدون دسترسی به آیفون راه می رود، مرا وادار می کند به کاراکترهای در سطح جهانی سان فرانسیسکو توجه کنم، شخصیت هایی که فوق العاده عجیب و غریب و علت وجودی یک داستان هستند. اخیراً کسی را دیدم که گویی همزاد مشابه عیسی بود، بس که به او شباهت داشت، بدون این که پیراهن به تن داشته باشد، سوار بر یک قایق ساحلی و روی دماغه آن طبل می زد. البته او را تاکنون به یکی از شخصیت های رمان جدیدم تبدیل کرده ام. می دانید، هیچ چیز به سختی این دو نیست: دور ابلهانه ثابت در پیشرفت طرح داستان، و موسیقی هوی متال پرسروصدا و بلند.
مَت اِستوارت
زهره شریعتی
@Writing_lovers
مَت اِستوارت
زهره شریعتی
@Writing_lovers
«توصیف یک روز عادی کاری و عادات نوشتاری خاص آن تایلر»
اولین معلم نگارشم در کالج عادت داشت این جمله را بگوید که «میل به آفرینش همانند کودکی خردسال است، بزرگشدنش امری تدریجی است.» بهشدت به قدرت روزمرگی اعتقاد دارم. هرروز صبح در جنگل قدم میزنم و اگرچه پیادهروی خود را با فکرکردن به یک دستورپخت غذا یا امور تعمیر و نگهداری خانه آغاز میکنم، ولی به محض رسیدن به در خانه تمام شخصیتهایم یکباره در ذهنم شروع به حرفزدن میکنند.
سپس مستقیم از پلهها بالا میروم و شروع میکنم به نوشتن حرفهایی که میگفتند. به نظرم با دست نوشتن در این دوره و زمانه کمی غیرعادی است. از یک خودکار مشکیرنگ استفاده میکنم و روی کاغذ سفید بیخطی بارها و بارها مینویسم تا نهایتا آن را تایپ کنم. و در آخر کل کتاب را دوباره با خط خود بازنویسی میکنم سپس آن را روی نواری ضبط میکنم. در اصل این کار را به این دلیل انجام میدهم که بتوانم همراه با ضبط صوت متن را روی صفحه کامپیوتر دنبال کنم و ببینم چه قسمتهایی نیاز به ویرایش دارد. ولی به مزایای دیگر این کار نیز پی بردم مثلا متوجهشدن بخشهایی که غیرعادی به نظر میرسد بهخصوص در دیالوگها.
آن تایلر
@Writing_lovers
اولین معلم نگارشم در کالج عادت داشت این جمله را بگوید که «میل به آفرینش همانند کودکی خردسال است، بزرگشدنش امری تدریجی است.» بهشدت به قدرت روزمرگی اعتقاد دارم. هرروز صبح در جنگل قدم میزنم و اگرچه پیادهروی خود را با فکرکردن به یک دستورپخت غذا یا امور تعمیر و نگهداری خانه آغاز میکنم، ولی به محض رسیدن به در خانه تمام شخصیتهایم یکباره در ذهنم شروع به حرفزدن میکنند.
سپس مستقیم از پلهها بالا میروم و شروع میکنم به نوشتن حرفهایی که میگفتند. به نظرم با دست نوشتن در این دوره و زمانه کمی غیرعادی است. از یک خودکار مشکیرنگ استفاده میکنم و روی کاغذ سفید بیخطی بارها و بارها مینویسم تا نهایتا آن را تایپ کنم. و در آخر کل کتاب را دوباره با خط خود بازنویسی میکنم سپس آن را روی نواری ضبط میکنم. در اصل این کار را به این دلیل انجام میدهم که بتوانم همراه با ضبط صوت متن را روی صفحه کامپیوتر دنبال کنم و ببینم چه قسمتهایی نیاز به ویرایش دارد. ولی به مزایای دیگر این کار نیز پی بردم مثلا متوجهشدن بخشهایی که غیرعادی به نظر میرسد بهخصوص در دیالوگها.
آن تایلر
@Writing_lovers
متن کامل گفتگوی جذاب و خواندنی با «آن تایلر» را در لینک زیر بخوانید.
👇👇👇
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/413257-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
@Writing_lovers
👇👇👇
https://seemorgh.com/culture/literature/literature-papers/413257-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%B1-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C/
@Writing_lovers
سیمرغ
مصاحبه با آن تایلر نویسنده برجسته آمریکایی (همسر تقی ایرانی)
گفت و گو با آن تایلر Anne Tyler رماننویس، داستاننویس و منتقد ادبی آمریکایی که برنده جایزه پولیتزر برای داستان در سال ۱۹۸۹ است. وی در سال ۱۹۶۳ با نویسنده و روانپزشک ایرانی سیدمحمدتقی مدرسی روحانی ازدواج کرد
Forwarded from اصول اولیه نوشتن (Sepide)
#بازنویسی_داستان
ارنست همینگوی می گوید:
نسخه اول هر چیزی، آشغال است. اگر فکر می کنید که نسخه اولتان، بهترین نسخه ای است که نوشتید، پس حتماً تا حالا بازنویسی نکرده اید.
بازنویسی، مثل صیقل دادن نگین یک انگشتر است. شاید تا قبل از صیقل دادن هم، فیروزه زیبایی روی انگشتر باشد، اما اگر جلای بعد از صیقل را ببینید، دیگر هیچ نگینی را بدون صیقل قبول نمی کنید...
ارنست همینگوی می گوید:
نسخه اول هر چیزی، آشغال است. اگر فکر می کنید که نسخه اولتان، بهترین نسخه ای است که نوشتید، پس حتماً تا حالا بازنویسی نکرده اید.
بازنویسی، مثل صیقل دادن نگین یک انگشتر است. شاید تا قبل از صیقل دادن هم، فیروزه زیبایی روی انگشتر باشد، اما اگر جلای بعد از صیقل را ببینید، دیگر هیچ نگینی را بدون صیقل قبول نمی کنید...
Forwarded from اصول اولیه نوشتن (Sepide)
ًشما به عنوان نويسنده اي تازه كار معمولا ان قدر به داستان خودتان نزديك هستيد كه نمي توانيد متوجه عيب هايش شويد. دست كم تا وقتي مشغول نوشتن هستيد يا كمي بعد از ان.
اگر براي مثلا چند هفته ان را از ذهن تان بيرون كنيد ايرادها با وضوح تكان دهنذه اي خودشان را به شما نشان خواهند داد.
#آلن_دبليو_اكرت
اگر براي مثلا چند هفته ان را از ذهن تان بيرون كنيد ايرادها با وضوح تكان دهنذه اي خودشان را به شما نشان خواهند داد.
#آلن_دبليو_اكرت
«برای نوشتن کتابهایی که در من است بهترین نوع زندگی که میتوانم برگزینم کدام است؟» این سؤالی است که هر نویسندهای باید هر چند وقت یکبار از خودش بپرسد.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاریام میکند تا مهار برنامهی روزانهام از دست نرود.
تولستوی
@Writing_lovers
تولستوی
@Writing_lovers
وقتی شروع به نوشتن کردم شش یا هفتساله بودم. فقط تصویرهای کتابهای مصور را کپی میکردم و بعد داستانهای خودم را میساختم. به یاد میآورم از مدرسه به خانه میآمدم و در تخت داستان مینوشتم تا زمان بگذرد. یادم میآید مادرم مرا به سینما میبرد تا بمبی را ببینم. اندازه مکان و آتش جنگل در فیلم، تأثیر زیادی روی من گذاشت و پس وقتی شروع به نوشتن کردم تمایل داشتم با تصویر بنویسم زیرا این تمام چیزی بود که در آن زمان میدانستم.
استیون کینگ
@Writing_lovers
استیون کینگ
@Writing_lovers
کتاب یک جادوی سیار است. اگر قرار باشد از مکانی به مکان دیگر بروم و وقتم همینطوری بیهدف بگذرد تا وقتی کتابی همراهم باشد مشکلی ندارم.
استیون کینگ
@Writing_lovers
استیون کینگ
@Writing_lovers
کاغذها لبخند میآورند
برخی افراد فکر میکنند نوشتن اتفاقات خوب، موجب تأثیر مثبت در زندگی و فکر آنها میشود، در صورتی که کارشناسان عقیده دارند نوشتن احساسات و اتفاقات منفی و بد به ویژه آنها که ناراحتکنندهتر است و افراد تمایلی ندارند آنها را به دلایل شخصی و خاص با دیگران مطرح کنند، به مراتب مفیدتر و ثمربخشتر است.
این کار ممکن است در دقایق اولیه به دلیل اینکه بیشتر و عمیقتر به موارد منفی فکر میکنید، بسیار سخت باشد و آزاردهنده تلقی شود. حتی بسیاری افراد در دفعات اولیه و نخستین دقایق به گریه میافتند، اما در دفعات بعدی بسیار لذتبخش خواهد بود؛ زیرا به شکستن و خُرد شدن احساسات منفی و تخلیۀ آنها از جسم و روح کمک میکند. اما محققان اطمینان خاطر میدهند چنانچه به طور مداوم و پیوسته این کار را انجام دهید، نتیجهای عالی خواهد داشت.
در عین حال، نوشتن دربارۀ مسایل ناراحتکننده به شما کمک میکند تا بتوانید از زاویهای دیگر به مشکلات بنگرید. کاری که در فکر کردن و یا بازگوکردن آن برای دیگران اتفاق نمیافتد. نوشتن را مرحله به مرحله آغاز کنید، یعنی از شروع ماجرا تا پایان را بنویسید. فقط آنچه به فکرتان میرسد، بنویسید. لازم نیست در مورد آن به تجزیه و تحلیل بپردازید. به عبارت دیگر در حین نوشتن هیچگونه تلاشی برای تغییر اوضاع یا کوچک جلوه دادن آن نکنید. در ضمن تلاش نکنید ناراحتیهای خود را در زمان نوشتن ریشهیابی کنید. فقط مساله را همینطور که بوده و هست، بنویسید.
سحر کمالی نفر
بخشی از مقالهٔ «کاغذها لبخند میآورند»
منبع : روزنامه ماندگار
@Writing_lovers
برخی افراد فکر میکنند نوشتن اتفاقات خوب، موجب تأثیر مثبت در زندگی و فکر آنها میشود، در صورتی که کارشناسان عقیده دارند نوشتن احساسات و اتفاقات منفی و بد به ویژه آنها که ناراحتکنندهتر است و افراد تمایلی ندارند آنها را به دلایل شخصی و خاص با دیگران مطرح کنند، به مراتب مفیدتر و ثمربخشتر است.
این کار ممکن است در دقایق اولیه به دلیل اینکه بیشتر و عمیقتر به موارد منفی فکر میکنید، بسیار سخت باشد و آزاردهنده تلقی شود. حتی بسیاری افراد در دفعات اولیه و نخستین دقایق به گریه میافتند، اما در دفعات بعدی بسیار لذتبخش خواهد بود؛ زیرا به شکستن و خُرد شدن احساسات منفی و تخلیۀ آنها از جسم و روح کمک میکند. اما محققان اطمینان خاطر میدهند چنانچه به طور مداوم و پیوسته این کار را انجام دهید، نتیجهای عالی خواهد داشت.
در عین حال، نوشتن دربارۀ مسایل ناراحتکننده به شما کمک میکند تا بتوانید از زاویهای دیگر به مشکلات بنگرید. کاری که در فکر کردن و یا بازگوکردن آن برای دیگران اتفاق نمیافتد. نوشتن را مرحله به مرحله آغاز کنید، یعنی از شروع ماجرا تا پایان را بنویسید. فقط آنچه به فکرتان میرسد، بنویسید. لازم نیست در مورد آن به تجزیه و تحلیل بپردازید. به عبارت دیگر در حین نوشتن هیچگونه تلاشی برای تغییر اوضاع یا کوچک جلوه دادن آن نکنید. در ضمن تلاش نکنید ناراحتیهای خود را در زمان نوشتن ریشهیابی کنید. فقط مساله را همینطور که بوده و هست، بنویسید.
سحر کمالی نفر
بخشی از مقالهٔ «کاغذها لبخند میآورند»
منبع : روزنامه ماندگار
@Writing_lovers