هنوز برایم اسرارآمیز است که نمایش چطور صفحه به صفحه میآید و از کجا میآید؟ بعد از نوشتن ۲۵ یا ۳۰ صفحه فکر میکنی که در دنیا نوشتافزار کافی برای نوشتن کل داستان وجود ندارد. این بهترین حس ممکن است... نویسنده احساس میکند یک واسطه است و با یک خودکار در دست بالای صفحه ایستاده. نیرویی بزرگتر از من بالای سرم ایستاده و به من میگوید چه بنویسم. شاید به نظر رمانتیک بیاید، اما این حسی است که وجود دارد.
نیل سایمون
@Writing_lovers
نیل سایمون
@Writing_lovers
واضح و مشخص و ملموس بنویس!
کلیبافی نکن، مبهم ننویس، انتزاعی ننویس.
به جای این که بنویسی:
مدتی هوا خیلی ناجور بود.
بنویسں:
یک هفته هر روز باران میبارید.
به جای این که بنویسی:
از این که پاداشی را که استحقاقش را داشت دریافت کرد اظهار رضایت نمود.
بنويس:
پولی را که گرفته بود گذاشت توی جیبش و لبخندی زد.
ویلیام استرانک
ترجمه جعفر مدرس صادقی
@Writing_lovers
کلیبافی نکن، مبهم ننویس، انتزاعی ننویس.
به جای این که بنویسی:
مدتی هوا خیلی ناجور بود.
بنویسں:
یک هفته هر روز باران میبارید.
به جای این که بنویسی:
از این که پاداشی را که استحقاقش را داشت دریافت کرد اظهار رضایت نمود.
بنويس:
پولی را که گرفته بود گذاشت توی جیبش و لبخندی زد.
ویلیام استرانک
ترجمه جعفر مدرس صادقی
@Writing_lovers
خط و مشی نوشتن
✍ معصومه حامی دوست
«خط و مشی زندگی را در رودخانه پیدا کنید.» کنفسیوس
زمانی محمد رضا شفیعی کدکنی شاعر و استاد دانشگاه، در کلاس درسش گفته بود:« هیچ چیز تازهای نیست.» یادم میآید آن روز تقریبا همه دانشجویان با بهت به حرفهایش گوش میدادند.
بعد هم گفت:« همهی آنچه میخواهید بگویید پیش از این گفته شده و محتوای تازهای وجود ندارد. آنچه یک اثر را متمایز میکند ساختاری است که دارد و گشتن به دنبال محتوای تازه، کاری اشتباه است.»
آن روزها این حرف، زیادی بنظرم فرمالیستی میآمد. اما در نهایت حق با او بود. مفاهیم عمیق و اصیل ادبیات، عمری به قدمت تاریخ دارند و نویسنده هیچ مفهومی را از پیش خود ابداع نمیکند بلکه آنها را از رودخانهی جاری زمان به عاریه میگیرد.
مفاهیمی که در دورههای مختلف تاریخ ادبیات تکرار شدهاند و به رغم شباهتشان هیچ وقت یکسان نیستند و این دیگر هنر نویسنده است که بتواند یک مفهوم به ظاهر تکراری را به شیوهای تازه بازگو کند.
البته غرضم فقط تکیه بر اهمیت چگونه گفتن یک مطلب نیست بلکه نویسنده باید بتواند از زاویه ای جدید، پیشگوییها و انتظاراتش را بیان کند و از منظری متفاوت به سراغ مفاهیم به ظاهر ازلی برود.
چه موضوعاتی هستند که شما میتوانید آنها را به طریق و از زاویهای جدید مطرح کنید؟ خوب است این جملهی مشهور و قدیمی کنفسیوس را به یاد داشته باشیم:
« هرگز نمیتوان در یک رودخانه دوبار آبتنی کرد.»
چرا که خاصیت رودخانه این است که هرگز در دو زمان متفاوت، یکسان نباشد و تمام تلاش نویسنده هم باید مصروف بیان کردن این تازگی شود.
*«زیر آفتاب هیچ چیز تازهای نیست.»
جملهای از سلیمان بن داوود
*«نگاه تازه بیاور که بنگری
در زیر آفتاب همه چیز تازه است»
شفیعی کدکنی
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
«خط و مشی زندگی را در رودخانه پیدا کنید.» کنفسیوس
زمانی محمد رضا شفیعی کدکنی شاعر و استاد دانشگاه، در کلاس درسش گفته بود:« هیچ چیز تازهای نیست.» یادم میآید آن روز تقریبا همه دانشجویان با بهت به حرفهایش گوش میدادند.
بعد هم گفت:« همهی آنچه میخواهید بگویید پیش از این گفته شده و محتوای تازهای وجود ندارد. آنچه یک اثر را متمایز میکند ساختاری است که دارد و گشتن به دنبال محتوای تازه، کاری اشتباه است.»
آن روزها این حرف، زیادی بنظرم فرمالیستی میآمد. اما در نهایت حق با او بود. مفاهیم عمیق و اصیل ادبیات، عمری به قدمت تاریخ دارند و نویسنده هیچ مفهومی را از پیش خود ابداع نمیکند بلکه آنها را از رودخانهی جاری زمان به عاریه میگیرد.
مفاهیمی که در دورههای مختلف تاریخ ادبیات تکرار شدهاند و به رغم شباهتشان هیچ وقت یکسان نیستند و این دیگر هنر نویسنده است که بتواند یک مفهوم به ظاهر تکراری را به شیوهای تازه بازگو کند.
البته غرضم فقط تکیه بر اهمیت چگونه گفتن یک مطلب نیست بلکه نویسنده باید بتواند از زاویه ای جدید، پیشگوییها و انتظاراتش را بیان کند و از منظری متفاوت به سراغ مفاهیم به ظاهر ازلی برود.
چه موضوعاتی هستند که شما میتوانید آنها را به طریق و از زاویهای جدید مطرح کنید؟ خوب است این جملهی مشهور و قدیمی کنفسیوس را به یاد داشته باشیم:
« هرگز نمیتوان در یک رودخانه دوبار آبتنی کرد.»
چرا که خاصیت رودخانه این است که هرگز در دو زمان متفاوت، یکسان نباشد و تمام تلاش نویسنده هم باید مصروف بیان کردن این تازگی شود.
*«زیر آفتاب هیچ چیز تازهای نیست.»
جملهای از سلیمان بن داوود
*«نگاه تازه بیاور که بنگری
در زیر آفتاب همه چیز تازه است»
شفیعی کدکنی
@Writing_lovers
Forwarded from طاهره شفیعی
کتابخانه، پناهگاهی بود...
از توفانهای خانوادههایمان، خویشاوندانمان،
و خشمناکی اندیشههای خودمان...
آن لآمُوت
#کتاب
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
از توفانهای خانوادههایمان، خویشاوندانمان،
و خشمناکی اندیشههای خودمان...
آن لآمُوت
#کتاب
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
بگو هر چیزی چه چیزی هست، نه این که چه چیزی نیست. یک توضیح معلوم و مشخص و پررنگ بده، نه یک توضیح نامعلوم، لَق، کمرنگ، خنثی و مردّد. فقط در مواردی منفیبافی کن که واقعاً میخواهی بگویی «نه»، نه در مواردی که نمیخواهی صریح و روشن حرف بزنی.
به جای این که بگویی:
اغلب اوقات سر وقت نمیآمد.
بگو:
معمولاً دیر میآمد.
ویلیام استرانک
ترجمه جعفر مدرس صادقی
@Writing_lovers
به جای این که بگویی:
اغلب اوقات سر وقت نمیآمد.
بگو:
معمولاً دیر میآمد.
ویلیام استرانک
ترجمه جعفر مدرس صادقی
@Writing_lovers
❤1
گرین در جوانی با خودش عهد کرد، روزی پانصد کلمه بنویسد تا بعد از چهل سال، هفت میلیون و سیصد هزار کلمه نوشته باشد.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
تنبلی؛ نمی گذارد بنویسید؟!
داستانی بخوانید ودگرگونش کنید!
آن قدر که داستان ، مال ِخودتان بشود.
ابوالقاسم فرهنگ
کانال اصول داستان نویسی
@Fundamentaloffiction
داستانی بخوانید ودگرگونش کنید!
آن قدر که داستان ، مال ِخودتان بشود.
ابوالقاسم فرهنگ
کانال اصول داستان نویسی
@Fundamentaloffiction
یادداشت برندارید! شاید این حرف در تضاد با شهود یا الهام نویسندگی به نظر برسد، اما کمی صبر کنید، توضیح می دهم. در اولین پیش نویس داستان تان، شما به عنوان یک نویسنده تنها مایه دلگرمی زودگذری می یابید؛ و اگر خودتان یادداشتی بنویسید که بعدا نگاهی بهش بیندازید، خواهید دید که مطلبی خام، مبهم و شتابزده نوشته اید.
خودم وقتی تمام وقت دارم روی یک قطعه (داستان، رمان، نقد یا هرچیزی) کار می کنم، خیلی برایم دردناک است که بیرون از خانه باشم و ناگهان ایده ای ظاهراً مربوط به کارم به ذهنم برسد که نمی توانم آن را فوراً به دست نوشته ام اضافه کنم. این جور وقت ها خیلی سخت است که به دفترچه یادداشت تان دسترسی نداشته باشید، اما نظم بزرگترین معلم است و این کار (نگه داری ایده ها در ذهن و فوراً ننوشتن شان) به سرعت برایتان تبدیل به نوعی بازی می شود.
من ساخت جملات، بندها (صحنه ها و حتی یک فصل کامل کتاب) را در ذهنم طول می دهم تا کاملاً شکل نهایی خود را بیابند، بعد بهشان اجازه خروج می دهم. یاد گرفته ام که اگر آن نکته های ننوشته اهمیت و فایده ای داشته باشند، وقتی توانستم درست سر کار نویسندگی ام (پشت میزم) بنشینم، خودشان به ذهنم برمی گردند. اگر هم برنگردند، معلوم است که خرت و پرت هایی بوده اند که به هر حال باید دور می انداخته ام.
این نکته ها چه دوباره یادم بیایند و چه نیایند، اولین آزمون ارزشمندی یک کشف را پشت سر گذاشته اند. فکر کنم جایی خواندم که مریلین رابینسون هم همین کار را می کند، که اگر درست باشد، در تایید سفت و سخت همان چیزی است که شما می خواستید و دنبالش بودید.
جاستین تِیلور، نویسنده کتاب حقیقت محضِ هرج و مرج
@Writing_lovers
خودم وقتی تمام وقت دارم روی یک قطعه (داستان، رمان، نقد یا هرچیزی) کار می کنم، خیلی برایم دردناک است که بیرون از خانه باشم و ناگهان ایده ای ظاهراً مربوط به کارم به ذهنم برسد که نمی توانم آن را فوراً به دست نوشته ام اضافه کنم. این جور وقت ها خیلی سخت است که به دفترچه یادداشت تان دسترسی نداشته باشید، اما نظم بزرگترین معلم است و این کار (نگه داری ایده ها در ذهن و فوراً ننوشتن شان) به سرعت برایتان تبدیل به نوعی بازی می شود.
من ساخت جملات، بندها (صحنه ها و حتی یک فصل کامل کتاب) را در ذهنم طول می دهم تا کاملاً شکل نهایی خود را بیابند، بعد بهشان اجازه خروج می دهم. یاد گرفته ام که اگر آن نکته های ننوشته اهمیت و فایده ای داشته باشند، وقتی توانستم درست سر کار نویسندگی ام (پشت میزم) بنشینم، خودشان به ذهنم برمی گردند. اگر هم برنگردند، معلوم است که خرت و پرت هایی بوده اند که به هر حال باید دور می انداخته ام.
این نکته ها چه دوباره یادم بیایند و چه نیایند، اولین آزمون ارزشمندی یک کشف را پشت سر گذاشته اند. فکر کنم جایی خواندم که مریلین رابینسون هم همین کار را می کند، که اگر درست باشد، در تایید سفت و سخت همان چیزی است که شما می خواستید و دنبالش بودید.
جاستین تِیلور، نویسنده کتاب حقیقت محضِ هرج و مرج
@Writing_lovers
Forwarded from زنانه نگرى
مطالعه می کنی و یاد می گیری اما همیشه باید از معصومیت اولیه ات مراقبت کنی. باید درون تو مبتدی باقی بماند همانگونه که علاقه به نوشیدن در یک دائم الخمر از بین نمی رود و همانگونه که عشق در یک عاشق وجود دارد.
هنری ماتیس، نقاش فرانسوی
ترجمه: مریم طهماسبی
عکس: ماتیس در حال کار در استودیو ۱۹۴۹
@zananenegari
هنری ماتیس، نقاش فرانسوی
ترجمه: مریم طهماسبی
عکس: ماتیس در حال کار در استودیو ۱۹۴۹
@zananenegari
جهان به یک باره عوض نمیشود. جهان ذره ذره تغییر میکند. همان طور که در نوشتن این کلمه در کنار کلمه دیگر قرا میگیرد، جهان را هم باید ذره ذره عوض کنیم. اشتباه تاریخی ما ازمشروطه تا اینجا این بوده که میخواستیم یک شبه جهان راعوض کنیم، یک شبه اصلاح کنیم. این جملات هوشنگ گلشیری است.
درباره اهداف، زندگی و عاداتمان هم این مسئله صدق میکند. نمی توانیم توقع داشته باشیم همه چیز را به یکباره تغییر دهیم باید امروز کاری کرد و فردا کار دیگری را پیش برد و کم کم تغییرات را ایجاد کرد. هر روز یک قدم بردارید و یک کار جزیی در جهت بهبود خود و زندگیتان انجام دهید. بخشی از یککتاب را بخوانید، یک متن کوتاه بنویسید ، یک فیلم ببینید، موسیقی مورد علاقه تان را گوش دهید و بر این تغییرات جزیی مداومت داشته باشید.
@Writing_lovers
درباره اهداف، زندگی و عاداتمان هم این مسئله صدق میکند. نمی توانیم توقع داشته باشیم همه چیز را به یکباره تغییر دهیم باید امروز کاری کرد و فردا کار دیگری را پیش برد و کم کم تغییرات را ایجاد کرد. هر روز یک قدم بردارید و یک کار جزیی در جهت بهبود خود و زندگیتان انجام دهید. بخشی از یککتاب را بخوانید، یک متن کوتاه بنویسید ، یک فیلم ببینید، موسیقی مورد علاقه تان را گوش دهید و بر این تغییرات جزیی مداومت داشته باشید.
@Writing_lovers
همانقدر از نقاشان، نوشتن یاد میگیرم که از نویسندگان.
ارنست همینگوی
اثر هنری «یاکوب وان روئیزدال» نقاش هلندی
@Writing_lovers
ارنست همینگوی
اثر هنری «یاکوب وان روئیزدال» نقاش هلندی
@Writing_lovers
آیا میتوانید با دیدن تصاویر بالا، داستانی بنویسید. لازم نیست به آنچه میبینید وفادار بمانید، ببینید تصاویر چه خاطرهای در شما بیدار میکنند سپس آن را در قالب داستانی بنویسید.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
یکی از روشهای کسب تجربه و حسهای نو سیر در زمانهای خاص است. به طور مثال رفتن به جاهایی که نویسنده به طور معمول در زمانی مشخص و متعارف در آنجا رفت و آمد میکند، در زمانی نامتعارف و غیر تکراری، میتواند برای دست یافتن به نگاهی تازه، مؤثر باشد.
مهدی حجوانی در «پیک قصهنویسی» میگوید:
«بسیاری از ما شاید شلوغترین و پر رفت و آمدترین میدان شهرمان را هیچگاه خالی از آمد و شد و هیاهو ندیده باشیم. طبیعی است که مشاهده آن محل در هنگام نیمه شب که رفت و آمد به ندرت صورت میگیرد، در حقیقت منظرهای غریب و شگفت را پیش روی ما به تصویر میکشد. به همین شکل است مشاهدهی محل بازی و تفریح کودکان در نیمه شبی از زمستان که برف سنگینی همه چیز را در خود گرفته و تاریکی و سکوت و سرما بر آن مکان سایه انداخته است. »
@Writing_lovers
مهدی حجوانی در «پیک قصهنویسی» میگوید:
«بسیاری از ما شاید شلوغترین و پر رفت و آمدترین میدان شهرمان را هیچگاه خالی از آمد و شد و هیاهو ندیده باشیم. طبیعی است که مشاهده آن محل در هنگام نیمه شب که رفت و آمد به ندرت صورت میگیرد، در حقیقت منظرهای غریب و شگفت را پیش روی ما به تصویر میکشد. به همین شکل است مشاهدهی محل بازی و تفریح کودکان در نیمه شبی از زمستان که برف سنگینی همه چیز را در خود گرفته و تاریکی و سکوت و سرما بر آن مکان سایه انداخته است. »
@Writing_lovers
معرفی کتاب
دستهگلی برای الجرنون
نویسنده: دنیل کیز
مترجم: مهرداد بازیاری
ناشر: انتشارات معین
@Writing_lovers
دستهگلی برای الجرنون
نویسنده: دنیل کیز
مترجم: مهرداد بازیاری
ناشر: انتشارات معین
@Writing_lovers
رمان «دسته گلی برای الجرنون» کتابی است با یک هدف مشخص: شکستن قلب شما و دعوت از شما برای زیر سؤال بردن تمام چیزهایی که تابه حال در زندگی یاد گرفتهاید.
خوانندهی رمان اتفاقات داستان را از طریق دفترچهی خاطرات چارلی و زوایهی دید اول شخص چارلی دنبال میکند.
کتاب پیام مشخصی برای شما دارد: اینکه شما باید تمامی دانش خود را از دنیا زیر سوال ببرید. واقعا نمیتوانم دقیق بگویم که این کتاب تا چه میزان شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما مطمئنم پس از خواندن این رمان شما به زندگی خود دوباره خواهید نگریست تا شاید مرهمی برای دل شکستهی خود پیدا کنید.
@Writing_lovers
خوانندهی رمان اتفاقات داستان را از طریق دفترچهی خاطرات چارلی و زوایهی دید اول شخص چارلی دنبال میکند.
کتاب پیام مشخصی برای شما دارد: اینکه شما باید تمامی دانش خود را از دنیا زیر سوال ببرید. واقعا نمیتوانم دقیق بگویم که این کتاب تا چه میزان شما را تحت تاثیر قرار خواهد داد، اما مطمئنم پس از خواندن این رمان شما به زندگی خود دوباره خواهید نگریست تا شاید مرهمی برای دل شکستهی خود پیدا کنید.
@Writing_lovers
اندیشهی انسان عاری از تخیل، سترون است همانگونه که تخیل عاری از واقعیت چنین است.
کنستانتین پائوستوفسکی
@Writing_lovers
کنستانتین پائوستوفسکی
@Writing_lovers
در هر شخصیت ادبی، بخشی از روح هنرمند آفرینندهی آن وجود دارد. ممکن نیست که بتوان با فکر کردن قهرمان ساخت. نویسنده باید به درون او رود و از دل و روح خود بدو بخشد. تنها در آن صورت است که نوشتن آسان میشود.
والنتین کاتایف
@Writing_lovers
والنتین کاتایف
@Writing_lovers