نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چگونه ممکن است زنده باشیم و داستانی برای تعریف کردن نداشته باشیم؟


داستایوسکی


@Writing_lovers
رویای من، جهانی است که حقیقت در آن پیروز است و اگر می خواهی حقیقت بر جهان پیروز شود، بگذار تا نخست بر تو چیره گردد.  


داستایوسکی

@Writing_lovers
http://anthropologyandculture.com/fa/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA/4515-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87

☝️☝️☝️

نوشتن در راه

احمد اخوت

هر صفحه را که می‌نویسد با یک چوب‌کبریت یک خط می‌کشد روی دیوار. این‌ها شماره‌های صفحات کتابش هستند. هر دو سه روز یک بار مکانیسم یادآوری را به کار می‌اندازد، به این صورت که صفحه‌های نوشته شده را دوباره از اول تکرار می‌کند تا داستانش از یادش نرود.
⚠️
از رنجی که می‌بریم


معصومه حامی دوست


قلم را برمی‌داریم که بنویسیم، از موضوعات ساده شروع می‌کنیم.‌ اما قصدمان گفتن آنها نیست. می‌خواهیم از چیزهایی بگوییم که به نظرمان ضروری‌تر است. اما نمی‌شود!


چرا ضرورت دارد تا خودمان را مجبور کنیم از چیزهایی بگوییم که به رشته سخن درآوردنشان سخت است؟ مگر همیشه به ما نگفته‌اند« ساده بنویسید.»

باید بدانیم اگر چه ساده نویسی، حسن است اما این به معنای گفتن از چیزهای پیش پا افتاده نیست. باید بتوانیم از چیزهای اصیل بگوییم و وقتی از نوشتن‌مان را به گفتن ازچیزهای‌ دشوار به زبان ساده اختصاص دهیم.


نویسنده با مرارت می‌نویسد و بازنویسی می‌کند، گاه مثل مارگزیده‌ها به خودش می‌پیچید تا ایده‌ای را طرح کند. باید پیشگویی کند، وجه نادیده‌ی مسائل را کشف و بیان کند و گاه حتی از موضوعات زشت و ‌زمخت بگوید تا نظم چیزها‌ را به آن‌‌ها بازگرداند و به انسان‌ها یادآوری کند که ‌باید به دنبال چیزهای اصیل باشند، خوبی ها را ستایش کنند و آن را انتشارش دهند.


به همین جهت است که شانه خالی کردن از این بار طاقت فرسا و اجتناب از این رنج،‌ به این بهانه که وقت یا استعداد کافی ندارم، خود به مراتب رنج و فشار‌ مضاعفی برای نویسنده در پی خواهد داشت.


@Writing_lovers
هرچقدر شب تاریک تر باشد ، ستاره ها درخشان تر خواهند درخشید. درست مانند درخشان ترین حقایقی که در تاریک ترین شب های زندگی و در  بزرگ ترین رنج های خود می یابیم. شدت درخش ستاره های حقیقت در دل ما، درست به اندازه گستره ی رنج های ماست.


داستایوسکی


@Writing_lovers
Forwarded from گوش مــــ🐠ــاهی (پَژو)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوشتن

اغلب
تنها نوشتن فاصله بین تو و ناممکن است
نه مشروب
نه عشق زنان
نه پول
همتایش نیستند

جز نوشتن چیزی نجاتت نمی دهد
دیوار ها را در برابر هجوم مغولان
استوار نگه می دارد
تاریکی را نورانی می کند

نوشتن آخرین روان پزشک است
مهربان ترین خدا بین تمام خدایان است
نوشتن مرگ را می تاراند، ترکت نمی کند

و نوشتن می خندد
بر خودش
بر رنج

آخرین توقع است
آخرین تفسیر
نوشتن تمام این هاست

" بوکفسکی "

" ترجمه : پیمان خاکسار "


@Writing_lovers
واژه‌ها مثل نور خورشیدند هر چه فشرده‌تر باشند سوزاننده‌ترند.


نانسی کرس


@Writing_lovers
برای افزایش دقت سوژه‌های یک نواخت را توصیف کنید، مثل آسمان آبی یا سبزه بی کران.


نیل نیکسون


@Writing_lovers
وقتی از دانلد ماری می پرسیدند که امروز کار نوشتن چطور پیش رفته، او دو پاسخ همیشگی داشت که هر دو در قالب جمله های مثبت صورت بندی شده بودند. ممکن بود براساس کمیت جواب بدهد: «قبل ناهار ده صفحه نوشتم.» یا در صورت لزوم، براساس کیفیت: «امروز صبح یک جمله واقعا شکوهمند نوشتم.»



@Writing_lovers
زیارتگاهی در راه



گرگ و میش صبح است. از خیابان کنار باغ سبزه میدان رد می‌شوم. از درون باغ هیاهوی پرندگان را می‌شنوم و هوا آکنده از بوی مرطوب درختان است.

به سالیانی فکر می‌کنم که این ساختمانها و خیابانها ساخته نشده بود و اینجا جنگل و خانه پرندگان بود.

راه درون باغ را در پیش می‌گیرم و از مسیر سرامیکی آن قدم زنان وارد می‌شوم. بنظر می‌رسد فوجی از موجودات نادیدنی دارند تماشایم می‌کنند.

پیش‌تر که می‌روم به‌فضای باز کمابیش گرد، وسط باغ می‌رسم. ساختمان کتابخانه در برابرم خودنمایی می‌کند و نوری که از یک ‌لامپ روی تیرک بلندی در باغ به ساختمان می‌تابد، فضای اسرار آمیزی به آن داده است.

از پشت شیشه‌ها می‌توانم انبوه کتابها را ببینم که با رنگهای متنوع و متضادشان کنار هم چیده شده‌اند.

اینجا مکانی است که سالها برای امانت گرفتن کتاب، نشستن و ورق زدن آن می‌آمدم اما سایه روشن و هاله‌های نور سحرگاه باعث شده تا دیگر آن بنایی نباشد که در روشنایی روز با آن مواجه می‌شدم.

فضایی که در هاله ای تقدس گونه فرو رفته و در ساعات خلوت صبح و بدور از هیاهو و رفت و آمدهای روز همچون زیارتگاهی در وسط باغ می‌درخشد.


در واقع با دیدن آن منظره مفهومی اسطوره‌ای از مکان (حرم و حریم) در ذهنم بیدار شده بود.


معصومه حامی دوست



@Writing_lovers
ادبیات نمایشی به من در نوشتن داستان کمک کرد. مثلا نمایش نامه «ادیپ شاه» در شکل و فرم داستان نوشتن به من بسیار کمک کرده است و خیلی نمایش نامه های دیگری که خوانده ام همیشه در نوشتن کمک حالم بوده اند.

محمد رضا صفدری

معرفی داستان
📘 سیاسنبو
محمد رضا صفدری


@Writing_lovers
نویسنده در هر حالتی می‌تواند مشغول صید سوژه‌ها باشد، وقتی یک نویسنده می‌نشیند و به دیوار خیره می‌شود و هیچ احساسی بر صورتش نیست، برای همراهش راحت است که فکر کند او کاری انجام نمی دهد.

داستانی درباره‌ی رنوار وجود دارد که این حرف را تایید می کند. نقاش یک روز صبح در باغش نشسته بود، یکی از همسایه ها رد می شود، کلاهش را برای رنوار بر می دارد و می گوید :«آه، اقای رنوار ــ استراحت می کنید؟» رنوار می گوید: «نه، دارم کار می کنم.» کمی بعد باز همان همسایه دارد رد می شود و می بیند دارد نقاشی می کشد. «آه آقای رنوار، حال دارید کار می کنید؟» رنوار می گوید: «نه، دارم استراحت می کنم.»

دیمن نایت
خلق داستان کوتاه


@Writing_lovers
گاهی البته گرفتار این مساله می شوم که آنچه را بخواهم در بیاورم در نمی آید و این طبیعت نوشتن است که در این صورت با کار درگیر می شوم، کلنجار می روم، یکی می زنم تو سر خودم و یکی هم تو سر داستان و آدمهای داستان! به هر حال نوشتن کار راحتی نیست.


احمد محمود


@Writing_lovers
بهترین سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، می توانی به آن سرگرم شوی. اگر او را هم راز خویش قرار دهی، سرّ تو را فاش نمی کند و با کتاب است که می توان به دانش و نیکی ها دست یافت.

ابوالفضل بیهقی


@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹چگونه نوشتن را شروع کنیم؟

معرفی تکنیک‌هایی برای نوشتن



@Writing_lovers