نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
چارلز: «شخصیت هام از من فرمان نمی‌برند و من می‌ترسم
می‌ترسم که دیگه هیچ وقت نتونم بنویسم.»

«مردی که کریسمس را اختراع کرد»(2017) فیلمی از بهارات نالوری درباره‌ی زندگی چارلز دیکنز در زمانی است که او مشغول نوشتن کتاب «سرود کریسمس» بود.


@Writing_lovers
درست است که نویسندگان معدودند و نوشتن مشکل است، اما هر کسی باید بتواند اندیشه‌های خود را با کلمات بیان کند و اصولا درس انشا برای همین منظور است تا در برابر کاغذ سفید، قلم به دست در نمانیم، کلمات را رام کنیم و آنچه را در ذهنمان می گذرد به قالب آنها بریزیم.

«اندیشه» و «آینه» محمد حجازی در این مورد می‌توانند ما را یاری کنند، چرا که ساده می نویسد، نثرش روان و بی چم و خم است و به خصوص پیروی او از نظم آشنای نحو زبان به مبتدیان جرأت نوشتن می‌دهد و نیز از آن رو که حجازی درباره موضوع موردنظرش به خوبی اندیشیده می‌تواند آن را به ساده ترین شکل بیان کند و به مبتدی یاد می دهد که می شود از کلمات نهراسید و نوشت و آنان را چنان به شوق آورد که آنها هم در این راه قلم بزنند.


هوشنگ گلشیری
مجله پیک جوانان

@Writing_lovers
گاهی چنان از نوشتن حتی یک واژه به هول و هراس می‌افتم که خودم خنده‌ام می‌گیرد.

آن زمان است که رو به ترس بزک‌دوزک کرده‌ام می‌گویم: من شروع می‌کنم، اگر توانستی دنبال من بیا. باور کنید تنها نوش‌داروی این افسونگری، آغــاز کردن است.

ریحانه بهاری

از وبلاگ پروژه سوخت جت

@Writing_lovers
1000 کلمه نوشتن می‌تواند هر نوع کرختی و افسردگی را از بین ببرد، همین الان امتحان کن.

شروع کن به تایپ کردن، دکمه‌های کیبرد را محکم بکوب، و دست از نوشتن نکش.

تند که بنویسی نهایتاً 25 دقیقه وقت می‌گیرد.

500 کلمه اول را که رد کردی، معنای حال خوب را حس می‌کنی.

1000 کلمه بنویس تا بفهمی تنبل نیستی!

#غریزه_نویس

@shahinkalantari
Forwarded from کانال ایده داستان (Amir Arsalan)
#ایده۱۰
با کلمات زیر، یک داستان کوتاه بنویسید.
کلمات در دو دسته مجزا قرار دارند، یکی را به دلخواه انتخاب و شروع به نوشتن کنید.
گراهای داستانی در پست بعد آمده است.


۱. لاک پشت - دریا - ساحل - امواج - صخره - فصل تخم ریزی لاک پشت ها - مرد ماهیگیر - سطل طعمه - خورشید سوزان - تاوان دادن.
----------
۲. دریا - ساحل - صدای امواج - لاک پشت کوچک - زوج تازه ازدواج کرده که در حال کتاب خواندن هستند - کتاب - چای عصر - پیک نیک.

.........................................................................................................................................................................................................


🌎 دنیای ایده های داستان نویسی
@ideh_dastan
Forwarded from طاهره شفیعی
مطالعه، هرچیزی را عوض می‌کند!
هرچیزی را به سطح بالاتری از وجود و فراتر از روزمرگیِ ابلهانه می‌کشاند...

📕کنستانسیا
✍🏻 کارلوس فوئنتس

#کتاب

@TahereShafiei
tahereshafiei.com
«بروید اجرای زنده موسیقی محلی را تماشا کنید.» این توصیه را ساعتی یک بار از ایستگاه رادیویی نیواورلئان می شنوم. پیشنهاد خوبی است، نه تنها برای نیواورلئانی ها، جایی که به تمام نویسنده ها پیشنهاد می کنم در آنجا زندگی کنند (گرچه خودم به جای دیگری نقل مکان کرده ام)، بلکه برای شمایی که در هرجای این دنیا زندگی می کنید هم خوب است. روکش ماشین تایپ تان را بکشید و از خانه بیرون بزنید، ببینید چه اتفاقی می‌افتد. به جاشوا تری بروید و مجسمه های نوآ پیوریفوی را که دارند توی صحرا از بین می روند، تماشا کنید، و بعد به موزه تکنولوژی ژوراسیک لس آنجلس. فکر می‌کنم این کار برای کتاب ها هم خوب باشد، احتمالا آدم بتواند شجاعت لازم را برای نوشتن، در این کارها پیدا کند: کارآگاهان وحشی اثر روبرتو بولانو، رمان‌های پیتر هاندکه، و شعرهای روکو دالتون، اوژنی رِن و آدِلیا پرادو.


اِد اِسکوگ

ترجمه زهره شریعتی

@Writing_lovers
یک راوی پرگو انتخاب کنید.


«مش اسدالله صفحه ای از کتابی پاره کرد. با صفحه پاره شده پاکت قیفی درست کرد. تویش تنباکو ریخت. گذاشت توی ترازو. وزنش کرد. درش را بست و داد دست من. قند و چای و زردچوبه هم گرفته بودم. مش اسدالله چرتکه انداخت، حساب کرد و پولش را گرفت. راه افتادم. به خانه رسیدم. مادربزرگ چیزهایی را که از مش اسدالله، بقال سر کوچه، گرفته بودم از من گرفت و پاکت ها را خالی کرد و کاغذهایشان را که صفحه کنده شده کتاب بود، داد به من و گفت که بریزم توی سطل آشغال.
تعطیل تابستان بود و کار درست و حسابی نداشتم. همینجور، برای این که خودم را سرگرم کنم، نشستم گوشه اتاق و بنا کردم به خواندن صفحه های کتابی که تویشان تنباکو و قند و چای و زردچوبه پیچیده شده بود. هشت تا صفحه پشت هم بود، از صفحه پانزده تا بیست و دو. اول زردی های زردچوبه و سفیدی های قند را، قشنگ و با صبر و حوصله، از صفحه ها فوت کردم و پاک کردم و بنا کردم به خواندن...»


۱) به گفته‌های راوی این داستان دقت کنید، راوی وراج است. اگر شما می‌خواستید همین موضوع را بیان کنید در چند جمله و کلمه می‌نوشتیدش؟


۲) یک راوی وراج انتخاب کنید و درباره‌ی موضوعی بنویسید که درباره‌ی آن حرف بیشتری برای گفتن دارید.

۳) برای این کار به‌شیوه داستان نویسی مدرن، از زاویه دید اول شخص استفاده کنید و بهتر است که راوی هم جنس خودتان باشد.


۴) می‌توانید از داستان زندگی خودتان بنویسید و در صورت لزوم چیزهایی به آن اضافه کنید.


۵) و در آخر توجه کنید چگونه نویسنده در آغاز داستان از توصیفات عینی استفاده کرده است. این قدرتمندترین روش برای شروع داستان است. توصیف و حرکت در آغاز داستان، بهترین روایت را رقم می‌زند.


پ.ن: مثالی که آورده شده است از یک داستان معروف معاصر است. می‌توانید عنوان داستان را حدس بزنید؟


@Writing_lovers
 

من عاشق دوباره خوانی راهنماهای جغرافیایی و حیات وحش هستم، مجلات قدیمی نشنال جئوگرافیک و حتی کتب درسی زیست شناسی، تا  شروع پیش برنده ای را که در کار نویسندگی ام کند شده، بدست آورم.

همین هفته پیش، خواندم که چطور عجوزه ماهی که زشت ترین ماهی دنیاست، در عرض چند دقیقه می تواند به اندازه یک سطل پر، ماده ای لزج و قیمتی تولید کند. از میان تمام گیاهان و جانوران عجیب دریایی، عجوزه ماهی از همه نفرت انگیزتر و نخواستنی تر است ، موجودی که وقتی بچه ها او را می بینند درجا می زنند زیر گریه!  اگر این هم برای شناخت او کافی نیست، باید بگویم او تنها ماهی بدون مهره است و واقعا می تواند خود را به یک برآمدگی بچسباند، بدنش را بیش از اندازه معمول متورم کند و دهان کوچک ماهی‌ای را که جرات تلاش برای خوردنش را به خود داده، ناگهان از هم باز کند و خود را نجات دهد. شما باشید این جنبنده زیرک و ناقلا را تحسین نمی‌کنید؟ همان طور که نشسته اید ، او را در ذهن خود تصور کنید. حالا داستان خود را بنویسید!


اِیمی نِژوکوماتَتیل

ترجمه زهره شریعتی



@Writing_lovers

 
خواندن چه جور متنی ترغیبمان می‌کند تا بنویسیم؟


معصومه حامی دوست


سامرست موام یکی از ویژگی‌های اصلی رمان را ناقص بودن آن می‌داند و می‌گوید : «رمان اساسا قالب ناقصی است.» گلشیری هم آنجا که از محاسن بوف کور سخن می‌گوید، می‌نویسد:« بوف کور رمانی ناکامل است.»


در واقع مهمترین ویژگی رمان هم درست مثل زندگی، ناکامل بودنش است و ساختار آن به گونه‌ای است که نیاز به کامل شدن دارد. به طور مثال با اینکه، موراکامی اغلب در جمع نویسنده‌ها نویسنده‌ی چندان مقبولی به‌حساب نمی‌آید اما من روایتهای او را می‌پسندم، او هر بار روایتی ناقص را ارائه می‌دهد و وقتی داستان‌هایش را می‌خوانم ترغیب می‌شوم تا خودم بنویسمش.

او معمولا فرعی‌ترین روایت را برای داستانش‌هایش انتخاب می‌کند و همین ویژگی مرا وامی دارد تا بخواهم‌ هنگام خواندن، روایتش‌ را کاملتر کنم. در چنین مواقعی تخیلم فعال می‌شود و دهها راه بهتر برای روایت کردن همان داستان به ذهنم خطور می‌کند و همین امر منجر می‌شود تا لذت بیشتری از داستانهاهایش ببرم.


ویژگی ناکامل بودن روایت، باعث غنای تخیل‌ مخاطب می‌شود و شوق نوشتن و کامل کردن اثر را در او برمی‌انگیزد. در واقع حتی بهترین روایت‌ها هم نقصی در خود دارند، روایت موراکامی هم درست به این دلیل که‌ به تخیل مخاطب مجال فعالیت بیشتر می دهد، روایتی جذاب و خلاقانه به حساب می‌آید.


خود موراکامی در «کافکا در کرانه» از زبان یکی از شخصیت‌های داستان درباره‌ی موسیقی مورد علاقه‌اش می‌گوید: « دوست دارم موقع رانندگی شوبرت گوش کنم، علتش ناقص بودن اجراهاست. یک‌ نقص هنری آگاهی‌ات را برمی‌انگیزد و هوشیارت می‌کند! با گوش دادن آن به محدوده‌های توان انسان پی می‌برم و درمی‌یابم که نوع خاصی از کمال فقط از راه انباشت نامحدود نقص، تحقق می‌یابد! ... آثاری که نقصی در خود دارند به همین دلیل عده‌ای را جلب می‌کنند یا دست کم برای آدمهایی که جنم خاصی دارند جالبند.» این جملات مرا بر آن می‌دارد تا گمان کنم که موراکامی عامدانه در داستانهایش، فرعی‌ترین خط روایت را دنبال کرده است.



@Writing_lovers
«از کمال چیزی ساخته نمی‌شود.»


جوزف کمبل


@Writing_lovers
اولین چیزی که نوشتم ادامۀ داستانی بود که خوانده بودم، چون از پایان آن ناراضی بودم یا می­ خواستم آن را تغییر بدهم و شاید این کاری بود که همۀ عمر خود را وقفش کردم.


ماریو بارگاس یوسا


@Writing_lovers
يك انسان خوشبخت و آسوده از رنج، مشكل بتواند آثار بزرگ و نوشته‌هاي فراموش نشدني خلق كند. ادبيات بزرگ جهاني از قصه‌ها و داستان‌هاي سرشار از رنج تشكيل شده است. 


ارنستو ساباتو


@Writing_lovers
داستانهای«کنیزو» و «آبی‌ها» از منیرو روانی پور را بخوانید و‌ به موارد زیر در آنها توجه کنید:

🔸ساخت و پرداخت آدم‌های داستان
🔸به کارگیری هوشمندانه‌ی زبان
🔸گفتگوهای پیش برنده


@Writing_lovers
از همه چیزهای عالم 

به پرنده شبیه‌تر است

قفس می‌گذارم

در می‌گشایم

دانه می‌نهم

گاهی می‌آید 

گاه نه

آیین بازی را دوست دارد

برایش

پیاله‌ای آب باید نهاد

تا غوطه‌ای بزند

پری بیفشاند

در باید گشوده باشد همچنان

صبور باید بود

طمع نباید کرد

و اگر نه

از همه چیزهای عالم

به باد شبیه‌تر است.

 

عبدالعلی عظیمی


@Writing_lovers