مکتوب
✍ معصومه حامیدوست
«در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود»
واژهی «مکتوب» در باور سنتی به معنای سرنوشت و تقدیر است و به یک سری اتفاقات از پیش نوشتهشده، گفته میشود که قابل تغییر نیست.
در ادبیات فارسی کلمهی «آفرینش» مترادف سرنوشت، تقدیر، قلم، انشا و مکتوب آمده است.
براساس بعضی از روایات اسلامی هم نخستین چیزی که خداوند آفرید، قلم بود سپس به آن فرمان رسید بنویس. بعد از قلم، نون آفریده شد و نون را بعضی دوات و گاهی لوح محفوظ دانستهاند و بعد از آفرینش قلم و نون هم عقل آفریده شد.
به کار بردن مترادفاتی نظیر «کلمه» و «مکتوب» برای آفرینش، سبب میشود برخلاف آنچه در باور عامه از کلمهی مکتوب (قطعیت و از پیش تعیین شدگی) استنباط میشود، این واژه یادآور امکانهای متنوع در خلق باشد.
در واقع واژگانی چون «کلمه» و «مکتوب»، چنانچه از ذات نوشتن انتظار میرود، ما را به کشف معانی پنهان و متعددی میرساند که ورای ظاهر آن نهفته است.
چنین معنایی سبب میشود تا تازگی و طراوتی را در جهان و سرنوشت حس کنیم که حین خوانش کلمات کتاب، برایمان پیش میآید. یعنی امکان خوانشهای متعدد و نو از روی کلمات از پیش نوشته شده.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامیدوست
«در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود»
واژهی «مکتوب» در باور سنتی به معنای سرنوشت و تقدیر است و به یک سری اتفاقات از پیش نوشتهشده، گفته میشود که قابل تغییر نیست.
در ادبیات فارسی کلمهی «آفرینش» مترادف سرنوشت، تقدیر، قلم، انشا و مکتوب آمده است.
براساس بعضی از روایات اسلامی هم نخستین چیزی که خداوند آفرید، قلم بود سپس به آن فرمان رسید بنویس. بعد از قلم، نون آفریده شد و نون را بعضی دوات و گاهی لوح محفوظ دانستهاند و بعد از آفرینش قلم و نون هم عقل آفریده شد.
به کار بردن مترادفاتی نظیر «کلمه» و «مکتوب» برای آفرینش، سبب میشود برخلاف آنچه در باور عامه از کلمهی مکتوب (قطعیت و از پیش تعیین شدگی) استنباط میشود، این واژه یادآور امکانهای متنوع در خلق باشد.
در واقع واژگانی چون «کلمه» و «مکتوب»، چنانچه از ذات نوشتن انتظار میرود، ما را به کشف معانی پنهان و متعددی میرساند که ورای ظاهر آن نهفته است.
چنین معنایی سبب میشود تا تازگی و طراوتی را در جهان و سرنوشت حس کنیم که حین خوانش کلمات کتاب، برایمان پیش میآید. یعنی امکان خوانشهای متعدد و نو از روی کلمات از پیش نوشته شده.
@Writing_lovers
آموزش نسل امروز، حتی درست خواندن سطر سطر یک شعر، کمکی است به درک درست رفتهها، تا آنکه امروز میخواند و مینویسد پای بر جای رفتگانی چند بگذارد و به اتکای تجربههای یکی دو نسل پیش، به سوی افقهای باز آینده گام بردارد.
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
هوشنگ گلشیری
@Writing_lovers
لحظاتی که محو میشوند...
امروز سوار اتوبوس شهری شدم و از تقویم دیجیتال اتوبوس چشمم افتاد به تاریخ ۹۸/۳/۳۰. با اینکه این روزها حواسم کاملا به تاریخ بوده اما از خواندنش متعجب شدم. باخودم گفتم خردادهم رو به اتمام است. اما چه چیز باعث شده بود تا متعجب شوم؟ شاید دلیلش این بود که چند روزی است به خاطر مشغله ها نوشتن روزانهام را انجام نداده ام.
هر روز که تاریخ میزنم و مینویسم، انگار خودم را در تاریخ شرکت میدهم. اما با ننوشتن، نه تنها ایدهها را از دست میدهم بلکه حتی انگار از تاریخ حقیقی جدا شده و در سرزمینی ناشناخته پرت میشوم.
بدون نوشتن روزانه، گویی که یک روزم غیب میشود و دیگر جزء تاریخ زندگی روزانه ام به حساب نمیآید. لحظاتی که محو میشوند و به صورت خط کم رنگی درمیآیند و لابه لای تاریخ کلی، گم میشوند.
چقدر میتوان سهل انگارانه لحظاتی را که میتوانند از آن ما باشند، از دست داد؟
گلشیری در آینه های در دار از زبان راوی داستان میگوید: «وقتی که به امکانات شاعران سبعه معلقه فکر می کنم، دلم برایشان می سوزد : سیاه چادری بوده و چند شتر و ماندابی یا چاه آبی شور و معشوقی که با کاروانی رفته ، آن وقت آنها از همین چیزها گفته اند. منوچهری خودمان مثلا سوار برشتر از بیابانی گذشته و ابزارش خورشید و ماه بوده و باران اما اگر حق همین چیزها را خوب ادا کرده باشد، من فکر می کنم نباخته.»
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
امروز سوار اتوبوس شهری شدم و از تقویم دیجیتال اتوبوس چشمم افتاد به تاریخ ۹۸/۳/۳۰. با اینکه این روزها حواسم کاملا به تاریخ بوده اما از خواندنش متعجب شدم. باخودم گفتم خردادهم رو به اتمام است. اما چه چیز باعث شده بود تا متعجب شوم؟ شاید دلیلش این بود که چند روزی است به خاطر مشغله ها نوشتن روزانهام را انجام نداده ام.
هر روز که تاریخ میزنم و مینویسم، انگار خودم را در تاریخ شرکت میدهم. اما با ننوشتن، نه تنها ایدهها را از دست میدهم بلکه حتی انگار از تاریخ حقیقی جدا شده و در سرزمینی ناشناخته پرت میشوم.
بدون نوشتن روزانه، گویی که یک روزم غیب میشود و دیگر جزء تاریخ زندگی روزانه ام به حساب نمیآید. لحظاتی که محو میشوند و به صورت خط کم رنگی درمیآیند و لابه لای تاریخ کلی، گم میشوند.
چقدر میتوان سهل انگارانه لحظاتی را که میتوانند از آن ما باشند، از دست داد؟
گلشیری در آینه های در دار از زبان راوی داستان میگوید: «وقتی که به امکانات شاعران سبعه معلقه فکر می کنم، دلم برایشان می سوزد : سیاه چادری بوده و چند شتر و ماندابی یا چاه آبی شور و معشوقی که با کاروانی رفته ، آن وقت آنها از همین چیزها گفته اند. منوچهری خودمان مثلا سوار برشتر از بیابانی گذشته و ابزارش خورشید و ماه بوده و باران اما اگر حق همین چیزها را خوب ادا کرده باشد، من فکر می کنم نباخته.»
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
رمان «دگرگونی» میشل بوتور، بهترین کتابی است که با «زاویه دید دوم شخص» خوانده ام.
مؤثرترین راه یادگیری زاویه دید، خواندن آثار خوب داستانی و توجه به زاویه دید بهکار رفته در اثر است.
@Writing_lovers
مؤثرترین راه یادگیری زاویه دید، خواندن آثار خوب داستانی و توجه به زاویه دید بهکار رفته در اثر است.
@Writing_lovers
Forwarded from کانال رسمی هزار باده فرهنگ
🔺قابل توجه علاقهمندان به مسابقهی #مشاعره... 👆👆👆
لطفا این آگهی را نشر دهید تا به رویت همه علاقهمندان برسد.
#توجه: فرم ثبتنامه و کتاب: #مشاعره_با_شعر_نوعی_خبوشانی را از کانال رسمی #باغ_خبوشان زیر همین پوستردانلود کنید.
telegram.me/baghekhabushan
لطفا این آگهی را نشر دهید تا به رویت همه علاقهمندان برسد.
#توجه: فرم ثبتنامه و کتاب: #مشاعره_با_شعر_نوعی_خبوشانی را از کانال رسمی #باغ_خبوشان زیر همین پوستردانلود کنید.
telegram.me/baghekhabushan
«مرگ نامه» رمان کوتاهی است از ادوارد لوه از دوره کتابهای پانورامای نشر ققنوس
اینهم کتابی با «زاویه دید دوم شخص» که آدم با خواندنش، هوس میکند داستانی با زاویه دوم شخص بنویسد.
@Writing_lovers
اینهم کتابی با «زاویه دید دوم شخص» که آدم با خواندنش، هوس میکند داستانی با زاویه دوم شخص بنویسد.
@Writing_lovers
معتقدم زبان فارسی واژگان گمشده بسیاری دارد که در زبان شفاهی اقوام مختلف مانده و به کتابت درنیامده است. بخشی از آن را نویسندگان اهل هر قومی که بودند درآوردند. اما بعد از تغییر نسلها واژه ها گم می شوند. وقتی جمع نشده چطور میتوانیم آنها را داشته باشیم.
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
محمود دولت آبادی
@Writing_lovers
کمی تا حد زیادی نامتعارف
این عنوان را به این خاطر برای یادداشت حاضر انتخاب کردم که در آن از برنامه ماههای اخیرم حرف زدم و صحبت در این باره دست کم برای خودم تا حد زیادی غیرمتعارف است.
از زمان تمام شدن کلاس بچهها تا زمان فرجه فراغتی دست داد تا چند برنامه را جدی تر دنبال کنم:
۱) اول اینکه یک سفر کوتاه اجباری داشتم: سفر از چند جهت خوب است؛ مهمترینش این که باعث بهم ریختن همهی برنامه ها و عاداتت میشود و اینطوری میتوانی زندگیت را بازبینی کنی. بخصوص که آدم باید قبل از رفتن به سفر، برنامه های باز و نیمه تمامش را سروسامان دهد و بعد که آمد میتواند از زاویهای جدید، همه چیز را با روال تازه ای از سر بگیرد. از این جهت خوشحال میشوم که هر چند وقت یکبار یک سفر هر چند کوتاه برای خودم دست و پا کنم.
۲) دوم به مطالعهی متون منتخب کهن پرداختم و با دید جدیدی سراغ زوایای کاخ کهن ادبیات رفتم و قصد دارم بزودی دراین باره برای گروهی صحبت کنم تا مجالی برای همخوانی ایجاد شود.
۳) و در نهایت، از فروردین یک طرح را پیش میبرم که خوشبختانه در این ایام فرصتی شد تا جدیتر به آن بپردازم؛ به مرحله نهایی رسیده و بزودی خبرش را در همین کانال اعلام می کنم.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
این عنوان را به این خاطر برای یادداشت حاضر انتخاب کردم که در آن از برنامه ماههای اخیرم حرف زدم و صحبت در این باره دست کم برای خودم تا حد زیادی غیرمتعارف است.
از زمان تمام شدن کلاس بچهها تا زمان فرجه فراغتی دست داد تا چند برنامه را جدی تر دنبال کنم:
۱) اول اینکه یک سفر کوتاه اجباری داشتم: سفر از چند جهت خوب است؛ مهمترینش این که باعث بهم ریختن همهی برنامه ها و عاداتت میشود و اینطوری میتوانی زندگیت را بازبینی کنی. بخصوص که آدم باید قبل از رفتن به سفر، برنامه های باز و نیمه تمامش را سروسامان دهد و بعد که آمد میتواند از زاویهای جدید، همه چیز را با روال تازه ای از سر بگیرد. از این جهت خوشحال میشوم که هر چند وقت یکبار یک سفر هر چند کوتاه برای خودم دست و پا کنم.
۲) دوم به مطالعهی متون منتخب کهن پرداختم و با دید جدیدی سراغ زوایای کاخ کهن ادبیات رفتم و قصد دارم بزودی دراین باره برای گروهی صحبت کنم تا مجالی برای همخوانی ایجاد شود.
۳) و در نهایت، از فروردین یک طرح را پیش میبرم که خوشبختانه در این ایام فرصتی شد تا جدیتر به آن بپردازم؛ به مرحله نهایی رسیده و بزودی خبرش را در همین کانال اعلام می کنم.
✍ معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
بخشی از فهرست انتخابی بورخس برای کتابخوانی
۱ ) «مجموعه داستانها»،«خولیو کورتازار»
۲) «سکهسازان»، «آندره ژید»
۳) «بیچارگان»، «فئودور داستایفسکی»
۴) «بارتلبی محرر»، «بیلیباد» و «بنیتو سرنو»، «هرمان ملویل»
۵)«توضیحاتی در باب کتاب ایوب»، ترجمه «فرای لوییس د لئون»
۶) «دل تاریکی» و «پایان کمند»، «جوزف کنراد»
۷) «مقالات و گفتوگوها»، «اسکار وایلد»
۸) «تیلههای شیشهای»، «هرمان هسه»
۹) «سفرهای مارکو پولو»
۱۰) «سزار و کلئوپاترا»، «ماژرو باربارا» و «کاندیدا»، «جورج برنارد شاو»
۱۱) «ترس و لرز»، «سورن کییرکگار
۱۲) «شبهای عربی جدید» و «مارکهایم»، «رابرت لوییس استیونسون»
۱۳) «بهاگاواد گیتا» و «حماسه گیلگمش»
۱۴) «سفرهای گالیور»، «جاناتان سویفت»
۱۵) دیوان اشعار «ویلیام بلیک»
۱۶) «افسانههای»، ادگارآلن پو
۱۷) «آنئید»، «ویرژیل»
۱۸)«انواع تجربیات دینی» و «مطالعه ذات بشری»، «ویلیام جیمز»
@Writing_lovers
۱ ) «مجموعه داستانها»،«خولیو کورتازار»
۲) «سکهسازان»، «آندره ژید»
۳) «بیچارگان»، «فئودور داستایفسکی»
۴) «بارتلبی محرر»، «بیلیباد» و «بنیتو سرنو»، «هرمان ملویل»
۵)«توضیحاتی در باب کتاب ایوب»، ترجمه «فرای لوییس د لئون»
۶) «دل تاریکی» و «پایان کمند»، «جوزف کنراد»
۷) «مقالات و گفتوگوها»، «اسکار وایلد»
۸) «تیلههای شیشهای»، «هرمان هسه»
۹) «سفرهای مارکو پولو»
۱۰) «سزار و کلئوپاترا»، «ماژرو باربارا» و «کاندیدا»، «جورج برنارد شاو»
۱۱) «ترس و لرز»، «سورن کییرکگار
۱۲) «شبهای عربی جدید» و «مارکهایم»، «رابرت لوییس استیونسون»
۱۳) «بهاگاواد گیتا» و «حماسه گیلگمش»
۱۴) «سفرهای گالیور»، «جاناتان سویفت»
۱۵) دیوان اشعار «ویلیام بلیک»
۱۶) «افسانههای»، ادگارآلن پو
۱۷) «آنئید»، «ویرژیل»
۱۸)«انواع تجربیات دینی» و «مطالعه ذات بشری»، «ویلیام جیمز»
@Writing_lovers
کار نویسنده معنی کردنِ زندگی است؛جستجو برای یافتنِ رگه هایی از نظم و منطق در بی نظمی ، سترونی و هرزگی عجیب و حیرت انگیزِ زندگی . همۀ هنرمندها سعی دارند زندگی را معنی کنند .
نادین گوردیمر
@Writing_lovers
نادین گوردیمر
@Writing_lovers
ادبیات باید با از خودگذشتگی کامل، صلیب خود را بر دوش کِشد و چنان در بغرنجیهای زندگی نفوذ کند که انسان نه تنها بتواند بهترین و والاترین ارزشهای خود و دیگران و جامعه را شناخته و ستایش کند، بلکه در برابر آنها احساس مسئولیت کند و برای آنها بجنگد.
چنگیز آیتماتوف
@Writing_lovers
چنگیز آیتماتوف
@Writing_lovers
داستان «مارکهایم» رابرت لویی استیونسن یکی از قدرتمندترین داستانهای شخصیت محور، با زاویه دید نمایشی است. در صورتی که قصد نوشتن داستان شخصیت محور دارید، خواندن این داستان مفید است.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
«هیچ گاه کتابی را تنها به این دلیل که شروعش کردهای به پایان نبر.»
جان ویتراسپون
✍ معصومه حامی دوست
یک دقیقه بنشینید و با خودتان فکر کنید لازم است چه کتابهایی را بخوانید؟
شاید مانند کافکا معتقد باشید باید کتابی را خواند که مثل یک مشت به جمجمهمان بخورد و بیدارمان کند یا دوست دارید ادبیاتی را دنبال کنید که از جهانی آرمانی با شما سخن بگوید.
فراموش نکنید مهترین معیار ارزیابی یک اثر ادبی، لذت و احساسی است که در ما ایجاد میکند.
بکوشید به خواندن آثاری بپردازید که به شما احساس لذت میدهد. یعنی کاری کاملا برعکس خواندن اجباری.
بورخس از خاطرهای میگوید که بعدها بر عادت مطالعهاش عمیقا تأثیر گذاشت:« پدرم کتابخانه اش را که به نظرم بی نهایت میآمد نشانم داد و گفت هر چه دلم میخواهد بخوانم و اگر کتابی خستهام کرد فورا کنارش بگذارم.»
میتوانید از تجربه بورخس استفاده کنید. اگر کتابی خسته تان کرد آن را کنار بگذارید. اجازه دهید خواندن برای شما با حس و حال خوب گره بخورد.
این ذوق و شوق در نهایت راهنمای شما خواهد بود و به تدریج به جایی میرسید که مهارت کشف کتابهای خوب و قدرت خواندن آثار ارزشمند اما دشوار را به دست میآورید.
لازم نیست در مطالعه پیرو مد روز باشید. به یاد داشته باشید اگر کتابهایی را بخوانید که همه میخوانند در نهایت همانطور میاندیشید که همه می اندیشند. پس برای متفاوت بودن لازم است راه خود را در مطالعه بیابید.
@Writing_lovers🖌
جان ویتراسپون
✍ معصومه حامی دوست
یک دقیقه بنشینید و با خودتان فکر کنید لازم است چه کتابهایی را بخوانید؟
شاید مانند کافکا معتقد باشید باید کتابی را خواند که مثل یک مشت به جمجمهمان بخورد و بیدارمان کند یا دوست دارید ادبیاتی را دنبال کنید که از جهانی آرمانی با شما سخن بگوید.
فراموش نکنید مهترین معیار ارزیابی یک اثر ادبی، لذت و احساسی است که در ما ایجاد میکند.
بکوشید به خواندن آثاری بپردازید که به شما احساس لذت میدهد. یعنی کاری کاملا برعکس خواندن اجباری.
بورخس از خاطرهای میگوید که بعدها بر عادت مطالعهاش عمیقا تأثیر گذاشت:« پدرم کتابخانه اش را که به نظرم بی نهایت میآمد نشانم داد و گفت هر چه دلم میخواهد بخوانم و اگر کتابی خستهام کرد فورا کنارش بگذارم.»
میتوانید از تجربه بورخس استفاده کنید. اگر کتابی خسته تان کرد آن را کنار بگذارید. اجازه دهید خواندن برای شما با حس و حال خوب گره بخورد.
این ذوق و شوق در نهایت راهنمای شما خواهد بود و به تدریج به جایی میرسید که مهارت کشف کتابهای خوب و قدرت خواندن آثار ارزشمند اما دشوار را به دست میآورید.
لازم نیست در مطالعه پیرو مد روز باشید. به یاد داشته باشید اگر کتابهایی را بخوانید که همه میخوانند در نهایت همانطور میاندیشید که همه می اندیشند. پس برای متفاوت بودن لازم است راه خود را در مطالعه بیابید.
@Writing_lovers🖌
اگر حقیقت را در مورد خودتان نگویید، نمیتوانید آن را درباره دیگران بگویید.
ویرجینیا وولف
@Writing_lovers
ویرجینیا وولف
@Writing_lovers
خلق جریانیاست متقابل یعنی همراه با مخلوق، خالق نیز شکل عوض میکند، همچون مجسمهسازی که همراه با هر ضربهی تیشه و تلاش برای به صورت رساندن سنگ انگار ضربهای نیز بر خود، بر سنگ خویش، فرود آورده است و چون از سرکار خسته و کوفته برمیخیزد، خود نیز دیگری است.
📚مجموعه مقالات «باغ در باغ»
هوشنگ گلشیری
نشر نیلوفر
دوجلد
چاپ ۱۳۷۸
@Writing_lovers
📚مجموعه مقالات «باغ در باغ»
هوشنگ گلشیری
نشر نیلوفر
دوجلد
چاپ ۱۳۷۸
@Writing_lovers