نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
جرقه برای ایجاد ایده‌های خلاق، از زیاد نوشتن و زیاد فکر کردن سرچشمه می‌گیرد.


کیم وو چونگ


@Writing_lovers
درون ذهن نویسنده


معصومه حامی دوست



بی‌گمان کار اصلی هر نویسنده، ‌بیان تلقی‌اش از جهان و کار آن است و کدام نویسنده است که نخواهد مفهومی را که در ذهن دارد به سریعترین شکل ممکن بیان کند؟



حقیقت این است که اگر چه راه بیان اندیشه‌ها و تفکراتمان، از مسیر کلمات می‌گذرد، اما انتخاب کلمات امری نیست که به سادگی حاصل شود بلکه هر نویسنده ناگزیر است در هجوم هجاها و کلمات، پاره‌ای از آن را انتخاب ‌کند و به کار ببرد و پاره‌هایی دیگر را نادیده بگیرد.



به همین دلیل وظیفه‌ی هر نویسنده این است که در درجه‌ی اول برای جمع کردن وجوه متعدد زبانی و آشنایی با بار معنایی آن‌ها، تمام توانش را به کار بگیرد:


چرا که هر کلمه معناهای متعدد و حتی نامحدودی دارد: از جمله معناهایی‌ که در فرهنگ لغت موجوداست، معناهای فرهنگی که در متون کهن وجود دارد و از نویسندگان پیشین به ما رسیده است. همچنین معناهای اجتماعی که در جامعه فهمیده و درک می‌شود.



این دانایی او را قادر می‌کند تا وجهی از زبان را با تکیه بر تجربه ها و مطالعات شخصی‌اش، انتخاب و‌ در نهایت بعدی از خویشتن را به زبان اضافه کند.


در واقع رسالت مهم نویسنده هم رسیدن به لایه یا برشی از زبان است که مختص به خود او هست. نکته ای که به آن سبک می‌گویند و رعایتش سبب تمایز کار نویسنده از دیگر نویسندگان می‌شود.



یک لحظه فکر کنید و ببینید شما چه مجموعه ‌ای از زبان را در اختیار دارید و چگونه از آنها برای بیان مفاهیم ذهنی‌تان استفاده می‌کنید؟ و آیا نیازی هست که به آشنایی با وجوه متفاوت زبان بپردازید؟



@Writing_lovers
Forwarded from دایرهٔ واژگان
📚 نعش را گذاشته بودند در دالان مسجد…

#بهرام_صادقی

نعش /na'š/:

معنی

۱. جنازه؛ جسد.
۲. [قدیمی] تابوت.

مترادف و متضاد

۱. جسد، کالبد
۲. لاش، لاشه
۳. تابوت

دالان /dālān/

معنی

کوچۀ باریک یا راهرو منزل یا کاروان‌سرا که بالای آن خانه ساخته باشند؛ راهرو سرپوشیده؛ دهلیز.

مترادف و متضاد

تونل، دهلیز، راهرو، گذرگاه، نقب


@dayereyevajegan
«یک نویسنده‌ی خوب هیچ‌گاه نباید از کارش رضایت کامل داشته باشد.»

ویلیام فاکنر



معصومه حامی دوست

اغلب نویسندگان بزرگ در تلاش‌اند تا اثری کامل را به وجود آورند. آنان هر بار که شروع به نوشتن می کنند امیدوارند که آن اثر بزرگ را بنویسند.


ویلیام فاکنر در این باره می‌گوید: «فکر می‌کنم اگر می‌توانستم همه‌ی کارهایم را دوباره بنویسم حتماً آنها را بهتر از قبل می‌نوشتم»


یک نویسنده هر بار امیدوارانه تلاش می‌کند و باور دارد که این‌بار کارِ درست را انجام خواهد داد. در حقیقت همه‌ی آثار یک نویسنده حاشیه‌هایی هستند بر کتاب اصلی او که قرار است روزی آن را بنویسد.


پس این که در نوشتن رضایت کامل را تجربه نکنیم امری طبیعی است. در واقع این نارضایتی چیزی است که سبب می‌شود تا نویسندگان با تلاش بیشتر به کارشان ادامه دهند و اگر روزی به آنچه می‌خواهند برسند عملا دیگر کاری برای انجام دادن آنان باقی نخواهد ماند.


حتما حکایت نویسنده ای را شنیده‌اید که وقتی از او پرسیدند که کدامیک از آثارت بهتر است؟ جواب داد : اثر بعدی‌ام. این اشاره ای به این نوع نارضایتی نویسنده دارد . در حقیقت یک نویسنده چه حرفه ای باشد چه آماتور تا زمانی که این خصلت را دارا است توانایی نوشتن دارد. او هربار تلاش می‌کند تا بهترین اثرش را بنویسد و ‌همین نارضایتی او را به یک نویسنده تمام وقت تبدیل می‌کند.


این نوعی از امیدواری و سخت گیری توأمان است که حتی نویسندگان بزرگ هم آن را تجربه کرده‌اند. بنابراین شما هم اگر از نوشته‌هایتان ناراضی هستید، آن را به فال نیک‌بگیرید و مانند یک نویسنده‌ی حرفه‌ای برای بهبود نوشته هایتان تلاش کنید.



@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا مکان محبوبی است که اخیرا کشف کردم و ایده‌های سخاوتمندانه‌ای برای نوشتن به من داده. امیدوارم حس و حال‌ شما هم با دیدن این ویدئو خوب شود.


مدت ۳۵ثانیه


@Writing_lovers
گوگل بازی

🖊شاهین کلانتری

1) جستجو در گوگل گاهی اوقات از هر چیز دیگری غافلگیرکننده‌تر است، گاهی چنان شگفت‌زده می‌شوی که فکر می‌کنی اگر آن جستجوی خاص را انجام نمی‌دادی نصف عمرت بر فنا بود.

چه استعدادهای درخشان و آدم‌های بی‌نظیری که اگر جستجو در گوگل نبود شاید از دید ما پنهان می‌ماندند. جستجو در گوگل یکی از سرگرمی‌های لذت‌بخش‌ من است. هرازگاهی چند کلمه و عبارت خاص مرتبط با افکار و علایقم را لیست و در گوگل اوضاع آن‌ها را رصد می‌کنl. حالا چند وقتی است این بازی را به نوشتن گره‌زده‌ام. شرح کامل این تمرین یا بازی را در زیر آورده‌ام، اگر دوست داشتید امتحان کنید.


2) یک واژه یا عبارت را در گوگل جستجو کنید. چرخی در ۳ صفحۀ اول بزنید. بعضی لینک‌ها را بازکنید و بخوانید، حالا ۱۵ دقیقه درباره این جستجوی کوتاه بنویسید.

تحلیل شما چیست؟ آیا چیز تازه‌ای را کشف کردید؟ آیا چیزهایی که خواندید با تصور شما از کلمه‌ای که جستجو کردید همسو بود؟ آیا به نکته خاصی درباره فواید یا مضرات جستجو در گوگل رسیدید؟ آیا ایدۀ خلاقانه ای به ذهن شما رسید؟

@shahinkalantari
موقع نوشتن حس پسربچه‌ای را دارم که تمام مدت دارد با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند. اکثر اوقات ذهن من مشغول ابداع ایده‌هاست تا چسبیدن به واقعیت در آثار غیرداستانی.

اورهان پاموک


@Writing_lovers
مطالعه


وقتی کتاب می‌خوانم، قلمی برای نوشتن برمی‌دارم و حین خواندن، از خودم سؤالهایی می‌پرسم که روند مطالعه‌ام را تکمیل می‌کند.


با خواندن هر جمله از خودم می‌پرسم، نگاه من به این جمله چطور است؟ آیا این جمله در زندگی من جریان دارد؟ یا چه نقشی در افکار من دارد؟


برای بعضی از افراد این کار از راه نوشتن درحاشیه‌ی کتابها اتفاق می‌افتد. اما آماده داشتن کاغذهایی برای چنین مطالعه ای بهترین روش است.


هرگاه که مشغول خواندن می‌شوی باید با خواندن هر جمله خودت را متوقف کنی و این شیوه‌ی تفکر را به کار بیندازی که آن‌جمله چطور با زندگی تو تطبیق پیدا می‌کند؟ چه چیزهایی به تو اضافه می‌کند؟ کدام جنبه اش را پیش از خواندن نادیده گرفته بودی؟


آیا از دل تطبیق دادن محتوای ذهنت با موضوعات کتاب، حقیقت جدیدی شکل گرفته؟ آیا دریچه‌ی جدیدی را در ذهنت باز کرده است؟


با کدام وجوه دانسته‌هایت تطبیق دارد و در کجاها همخوان نیست؟ من چطور فکر می‌کردم و آن شیوه‌ی تفکر چه نقض‌هایی دارد؟ آن جمله چه وجه یا مسائلی را در نظر گرفته که من بدان توجهی نداشتم؟


موقع خواندن یک مطلب همه اینها از ذهنم می‌گذرد و آن وقت جمله‌ای را یادداشت می‌کنم و شرح همه اینها را کنارش می‌نویسم و از دل آنها به راهی میرسم که یکسر متفاوت از آن چیزی است که در ظاهر امر گفته شده.

مطالعه: اطلاع یافتن از چیزی با ادامه نظر در آن، نگریستن به چیزی برای وقوف یافتن بر آن.


معصومه حامی دوست



@Writing_lovers
بعد از نوشتن نياز به خواندن دارم. لازم است ورزش كنم و جسماً خسته بشوم. اين از همه بهتر است، نباید درباره‌ی کارم نگرانی به خرج دهم تا اينكه دوباره به سراغش برگردم.



ارنست همینگوی


@Writing_lovers
خورخه لوئس بورخس "  گفته است :  مشکل نویسندگان جوان این است که هنگام نوشتن داستانهاشان به موفقیت یا عدم موفقیت آن فکر می کنند . در حالی که وی جز به نوشتن به چیز دیگری فکر نمی کرد .

او می افزاید: در سال ۱۹۲۳ هنگام چاپ اولین کتابم که تنها در سیصد نسخه منتشر کرده بودم ، دویست نسخه اش را به دوستانم هدیه دادم و صد نسخه نیز به مجله " نوستروس" بردم . یکی از مدیران مجله به نام "آلفردو بیانتچی با ترس به نگاه کرد و گفت : حتما از من می خواهی این همه کتاب را برایت بفروشم ؟!  گفتم :  البته که نه !  با اینکه من من این کتاب را نوشته ام ، ولی آن قدر احمق هم نیستم !

در حقیقت " آلکس زیسمان" پرویی که در آن زمان دانشجو بود و در لندن درس می خواند . در باره آن گفت و گو بعد ها اعلام کرد که :  بورخس پیشنهاد کرد تا  "بیانتچی " نسخه هایی از کتاب را در جیب پالتوهای خبر نگاران بگذارد ، شاید آن ها در مجله نقدی بر کتاب بنویسند .


@Writing_lovers
هر بار كه يك كتاب خوانده يا بازخوانده می‌شود... برای كتاب اتفاقی می‌افتد.


بورخس


@Writing_lovers
هرروز مطلبی را بنویسید حتی اگر یک خاطره کوچک باشد این نظم ما را عادت می دهد تا بتوانیم راحت بنویسیم و بدانیم از کجا شروع کنیم.


تکین حمزه لو


@Writing_lovers
با شتاب نوشتن


معصومه حامی دوست


«اگر پزشکم به من بگوید شش دقیقه از زندگیم باقی مانده، با سرعت بیشتری تایپ می‌کنم.»

آسیموف


نویسندگی شیوه ای اصیل و‌ سرسپردگی کامل برای تحقق یک رؤیا است. باید تغذیه و تربیتش کرد و تا آنجا که در توانش است از آن کار کشید.


می‌گویند زمانی فاکنر محتاج پول بود، مبلغ وسوسه کننده ای را که می‌خواستند در عوض نوشتن مطلبی سفارشی، به او بپردازند رد کرد و گفت:« من مثل مادیان پیری هستم که پانزده کره آورده‌ام و احساس می‌کنم، نمی‌توانم بیشتر از سه چهارتای دیگر بیاورم و قادر نیستم یکی از آنهارا وقف چیز بیرونی کنم؟»


وولف هم به‌ناشر خود گفته بود:« در مورد آن استعداد شگرف و شگفتی که دوسال پیش داشتم خداوندا آیا تماما از دست رفته است؟ باید شتافت.»


بله باید به شتاب نوشت و اجازه داد شاهکاری که منتظرش هستیم، خلق شود و این به معنای نوشتن از سر تسامح نیست.


باید خود را در اثر باقی گذاشت. به گوته فکر می‌کنم، به تولستوی، توماس هاردی، شاو، مان، ژید و همه نویسندگان بزرگ که کوشیدند تا خودشان را به رغم تکانه‌ها حفظ کنند.

باید به خودمان تکانی بدهیم البته که فرصت داریم. فقط کافی است از سر راه کنار برویم تا نویسنده درونمان بتواند خود را وقف نوشتن هر چیزی کند که در ذهن دارد. اگر خودمان را با افکار منفی احاطه نکنیم زمان خودمان را خواهیم داشت.

مشکل نویسندگان جوان این است که به موفقیت و ناکامی فکر می کنند. آن ها اکثرا پس از یک انتقاد و یا رد نوشته هاشایشان نا امید می شوند.

پس فقط بهترین را انتخاب کنید و برایش تلاش کنید. چنانکه ماریو بارگاس یوسا روزی گفته است:« در لحظه ای که نویسنده برای نوشتن می نشیند ، تصمیم می گیرد که نویسنده ی خوبی می‌شود یا نه.»


@Writing_lovers
ایده ها دور و برت می پلکند. فقط باید آنها را دریابی.



شیوا ارسطویی



@Writing_lovers
نويسنده بر اساس يك ايده كار نمي‌كند، كار مي‌كند تا به ايده برسد.



جورج برنارد شاو



@Writing_lovers