نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
فهرست کتابهای ارزشمندی که "ابراهیم نبوی" برای افزایش دامنه‌ی لغات پیشنهاد می‌کند:

حافظ
بوستان و گلستان
مولانا
تذکره الاولیا
تاریخ بیهقی
تاریخ طبری

قرآن
تورات فارسی
انجیل
اوستا

گیل گمش
سمک عیار
نوادر راغب اصفهانی
لطایف الطوایف
خمسه نظامی
فردوسی
خیام
روزنامه اعتماد السلطنه
عبید زاکانی

کتاب کوچه و تمام آثار احمد شاملو
آثار صادق هدایت
آثار اخوان ثالث
آثار بهرام بیضایی

#شاهنامه

@Writing_lovers
فکر می‌کنم بعضی از ما چنان ساخته شده‌ایم که هیچ کار دیگری از ما برنمی‌آید. ما برای این نمی‌نویسیم که می‌خواهیم بنویسیم بلکه برای این می‌نویسیم که باید بنویسیم. شاید کارهای دیگری در این دنیا باشند که مبادرت به آن‌ها ارجح و مقدم بر نویسندگی باشد. اما ما نویسندگان بایستی روحمان را از زیر بار سنگین آثار نوشته نشده‌مان آزاد کنیم.



سامرست موام


@Writing_lovers
پاشنه‌ی آشیل رمان ایرانی


معصومه حامی دوست


چرا وقتی به دنیای رمان‌ها سرک می‌کشیم، رمان‌های خارجی را در مقایسه با رمان‌های ایرانی، جذاب‌تر می‌بینیم؟


نویسندگان ما داستان کوتاه نویس‌های موفقی هستند؛ صادق چوبک، ابراهیم گلستان، بهرام صادقی و ... داستانهای کوتاه ارزشمندی نوشته‌اند اما چرا وقتی پای نوشتن رمان به میان می‌آید، کمیت نویسنده‌ی ایرانی لنگ است؟



بنا به تعریف ویلیام هزلیت، منتقد و مقاله‌نویس انگلیسی« رمان، داستانی است که براساس تقلیدی نزدیک به واقعیت، از آدمی و عادات و حالات بشری نوشته شده باشد.»



بر اساس این تعریف، رمان تصویری از خلق و خوی انسان‌ها را در خصوصی‌ترین حالات‌شان ترسیم می‌کند.


نویسنده‌ی رمان باید بتواند پیچیدگی و ‌لایه‌های عمیق و پنهان ذهن آدمی را نشان دهد و برای این کار هیچ چیز بیشتر از بیان جسارت‌آمیز خویشتن به او کمک ‌نمی‌کند.



نویسندگان غربی با پشتوانه‌ی قرن‌ها رمان‌نویسی، به راحتی از پس این کار برمی‌آیند، حال آنکه ما شرمی تاریخی از بروز دادن خودمان داریم و این موضوع، بیان و تشریح زوایای زندگی خصوصی را برای نویسنده ایرانی سخت می‌کند.



بنابراین اگر به دنبال نوشتن یک رمان خوب و اصیل هستید، تلاش کنید تا بر خودسانسوری غلبه کنید و یکی از روشهای مؤثر برای غلبه بر این حس، نوشتن آزادانه‌ی افکار و احساسات‌تان، از طریق خاطره نویسی مداوم است.




@Writing_lovers
وظیفهٔ رمان‌نویس این است که طبیعت بشری را روشن کند و آن را از تاریکی به درآورد.


ایلیا ارنبورگ


@Writing_lovers
تکلیف نثر معاصر را تک تک شما تعیین خواهید کرد و نیز همۀ آدم‌هایی که دارند می‌نویسند و خواهند نوشت، چشم من و شما به دست آنان نیز هست تا بنویسند و حتما بهتر از هدایت، آل‌احمد، به‌آذین، دانشور و ساعدی.

هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
خواندن کتاب در سفر



معصومه حامی‌دوست



ماشین که توقف می‌کند، از فرصت استفاده می‌کنم و مشغول خواندن ادامه‌ی کتاب می‌شوم. سفر اشتهایم را به خواندن، چندین برابر کرده است و اشتیاق عجیبی برای تمام کردن کتاب، حین سفر به جانم می‌افتد.


توقف، حرکت، پشت سرگذاشتن مناظر و مکاشفه‌های در حال گذار، از میان علامت‌ها و نشانه‌های کتاب، تجربه‌ای دیگرگونه از خواندن را برایمان رقم می‌زند.


در حقیقت حضور در چهارراهی از مناظر، تصاویر، نشانه‌ها و کلمات، ما را رؤیا پردازتر می‌کند و فرایندی خارق العاده‌ای از معنا بخشی را به جریان می‌اندازد.


جابجایی زمان و مکان در طول سفر، نشانه‌های معمول و پیش پا افتاده را کنار می‌زند و استعاره‌هایی بالقوه را فعال می‌کند که از مسیر کلمات کتاب می‌گذرد: فهمیدن چیزی به واسطه‌ی چیز دیگر.


بدین ترتیب خواندن حین سفر، سهم مهمی در ادراک مان دارد: نیاز عجیبی برای تلفیق و گره زدن چیزها به صورت یک مجموعه‌ی بهم پیوسته در ما شکل می‌گیرد که به کلمات کتاب، مفهومی چند معنا و معماگون می‌دهد و مطالعه راحجیم تر می‌کند. چنین پدیده‌ای فراتر از جهان پدیده‌هاست و ما را به نوعی از رمزگشایی حقیقی می‌رساند.




@Writing_lovers
برای شروع نوشتن همیشه ایده‌‌ی روشنی دارم همان‌طور كه وقتی می‌خواهم از جایی به جایی بروم، نقطه آغاز و پایان آن معلوم است اما در نوشتن این برنامه هرگز سفت و سخت نیست.

در پایان به مقصد می‌رسد ولی برای رسیدن به هدف انعطاف‌پذیرم. برای توضیح این منظور همیشه مثالی می‌زنم، من می‌دانم كه می‌خواهم از لیسبون به پورتو بروم اما نمی‌دانم كه آیا این سفر یك خط راست خواهد بود یا نه. حتی ممكن است این سفر از طریق كاستلو برانكو انجام بگیرد (كه این خیلی خنده‌دار است چون لیسبون و پورتو هردو در ساحل اقیانوس اطلس قرار دارند و كاستلوبرانكو تقریباً در مرز اسپانیاست).


منظورم این است كه خط سیرم در داستان ممكن است بر حسب توسعه روایت تغییر كند. در روایت باید با توجه به نیازهای لحظه‌ای عمل كرد و هیچ چیز كاملاً‌ از پیش تعیین شده نیست. 


ساراماگو


@Writing_lovers
جرقه برای ایجاد ایده‌های خلاق، از زیاد نوشتن و زیاد فکر کردن سرچشمه می‌گیرد.


کیم وو چونگ


@Writing_lovers
درون ذهن نویسنده


معصومه حامی دوست



بی‌گمان کار اصلی هر نویسنده، ‌بیان تلقی‌اش از جهان و کار آن است و کدام نویسنده است که نخواهد مفهومی را که در ذهن دارد به سریعترین شکل ممکن بیان کند؟



حقیقت این است که اگر چه راه بیان اندیشه‌ها و تفکراتمان، از مسیر کلمات می‌گذرد، اما انتخاب کلمات امری نیست که به سادگی حاصل شود بلکه هر نویسنده ناگزیر است در هجوم هجاها و کلمات، پاره‌ای از آن را انتخاب ‌کند و به کار ببرد و پاره‌هایی دیگر را نادیده بگیرد.



به همین دلیل وظیفه‌ی هر نویسنده این است که در درجه‌ی اول برای جمع کردن وجوه متعدد زبانی و آشنایی با بار معنایی آن‌ها، تمام توانش را به کار بگیرد:


چرا که هر کلمه معناهای متعدد و حتی نامحدودی دارد: از جمله معناهایی‌ که در فرهنگ لغت موجوداست، معناهای فرهنگی که در متون کهن وجود دارد و از نویسندگان پیشین به ما رسیده است. همچنین معناهای اجتماعی که در جامعه فهمیده و درک می‌شود.



این دانایی او را قادر می‌کند تا وجهی از زبان را با تکیه بر تجربه ها و مطالعات شخصی‌اش، انتخاب و‌ در نهایت بعدی از خویشتن را به زبان اضافه کند.


در واقع رسالت مهم نویسنده هم رسیدن به لایه یا برشی از زبان است که مختص به خود او هست. نکته ای که به آن سبک می‌گویند و رعایتش سبب تمایز کار نویسنده از دیگر نویسندگان می‌شود.



یک لحظه فکر کنید و ببینید شما چه مجموعه ‌ای از زبان را در اختیار دارید و چگونه از آنها برای بیان مفاهیم ذهنی‌تان استفاده می‌کنید؟ و آیا نیازی هست که به آشنایی با وجوه متفاوت زبان بپردازید؟



@Writing_lovers
Forwarded from دایرهٔ واژگان
📚 نعش را گذاشته بودند در دالان مسجد…

#بهرام_صادقی

نعش /na'š/:

معنی

۱. جنازه؛ جسد.
۲. [قدیمی] تابوت.

مترادف و متضاد

۱. جسد، کالبد
۲. لاش، لاشه
۳. تابوت

دالان /dālān/

معنی

کوچۀ باریک یا راهرو منزل یا کاروان‌سرا که بالای آن خانه ساخته باشند؛ راهرو سرپوشیده؛ دهلیز.

مترادف و متضاد

تونل، دهلیز، راهرو، گذرگاه، نقب


@dayereyevajegan
«یک نویسنده‌ی خوب هیچ‌گاه نباید از کارش رضایت کامل داشته باشد.»

ویلیام فاکنر



معصومه حامی دوست

اغلب نویسندگان بزرگ در تلاش‌اند تا اثری کامل را به وجود آورند. آنان هر بار که شروع به نوشتن می کنند امیدوارند که آن اثر بزرگ را بنویسند.


ویلیام فاکنر در این باره می‌گوید: «فکر می‌کنم اگر می‌توانستم همه‌ی کارهایم را دوباره بنویسم حتماً آنها را بهتر از قبل می‌نوشتم»


یک نویسنده هر بار امیدوارانه تلاش می‌کند و باور دارد که این‌بار کارِ درست را انجام خواهد داد. در حقیقت همه‌ی آثار یک نویسنده حاشیه‌هایی هستند بر کتاب اصلی او که قرار است روزی آن را بنویسد.


پس این که در نوشتن رضایت کامل را تجربه نکنیم امری طبیعی است. در واقع این نارضایتی چیزی است که سبب می‌شود تا نویسندگان با تلاش بیشتر به کارشان ادامه دهند و اگر روزی به آنچه می‌خواهند برسند عملا دیگر کاری برای انجام دادن آنان باقی نخواهد ماند.


حتما حکایت نویسنده ای را شنیده‌اید که وقتی از او پرسیدند که کدامیک از آثارت بهتر است؟ جواب داد : اثر بعدی‌ام. این اشاره ای به این نوع نارضایتی نویسنده دارد . در حقیقت یک نویسنده چه حرفه ای باشد چه آماتور تا زمانی که این خصلت را دارا است توانایی نوشتن دارد. او هربار تلاش می‌کند تا بهترین اثرش را بنویسد و ‌همین نارضایتی او را به یک نویسنده تمام وقت تبدیل می‌کند.


این نوعی از امیدواری و سخت گیری توأمان است که حتی نویسندگان بزرگ هم آن را تجربه کرده‌اند. بنابراین شما هم اگر از نوشته‌هایتان ناراضی هستید، آن را به فال نیک‌بگیرید و مانند یک نویسنده‌ی حرفه‌ای برای بهبود نوشته هایتان تلاش کنید.



@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا مکان محبوبی است که اخیرا کشف کردم و ایده‌های سخاوتمندانه‌ای برای نوشتن به من داده. امیدوارم حس و حال‌ شما هم با دیدن این ویدئو خوب شود.


مدت ۳۵ثانیه


@Writing_lovers
گوگل بازی

🖊شاهین کلانتری

1) جستجو در گوگل گاهی اوقات از هر چیز دیگری غافلگیرکننده‌تر است، گاهی چنان شگفت‌زده می‌شوی که فکر می‌کنی اگر آن جستجوی خاص را انجام نمی‌دادی نصف عمرت بر فنا بود.

چه استعدادهای درخشان و آدم‌های بی‌نظیری که اگر جستجو در گوگل نبود شاید از دید ما پنهان می‌ماندند. جستجو در گوگل یکی از سرگرمی‌های لذت‌بخش‌ من است. هرازگاهی چند کلمه و عبارت خاص مرتبط با افکار و علایقم را لیست و در گوگل اوضاع آن‌ها را رصد می‌کنl. حالا چند وقتی است این بازی را به نوشتن گره‌زده‌ام. شرح کامل این تمرین یا بازی را در زیر آورده‌ام، اگر دوست داشتید امتحان کنید.


2) یک واژه یا عبارت را در گوگل جستجو کنید. چرخی در ۳ صفحۀ اول بزنید. بعضی لینک‌ها را بازکنید و بخوانید، حالا ۱۵ دقیقه درباره این جستجوی کوتاه بنویسید.

تحلیل شما چیست؟ آیا چیز تازه‌ای را کشف کردید؟ آیا چیزهایی که خواندید با تصور شما از کلمه‌ای که جستجو کردید همسو بود؟ آیا به نکته خاصی درباره فواید یا مضرات جستجو در گوگل رسیدید؟ آیا ایدۀ خلاقانه ای به ذهن شما رسید؟

@shahinkalantari
موقع نوشتن حس پسربچه‌ای را دارم که تمام مدت دارد با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند. اکثر اوقات ذهن من مشغول ابداع ایده‌هاست تا چسبیدن به واقعیت در آثار غیرداستانی.

اورهان پاموک


@Writing_lovers
مطالعه


وقتی کتاب می‌خوانم، قلمی برای نوشتن برمی‌دارم و حین خواندن، از خودم سؤالهایی می‌پرسم که روند مطالعه‌ام را تکمیل می‌کند.


با خواندن هر جمله از خودم می‌پرسم، نگاه من به این جمله چطور است؟ آیا این جمله در زندگی من جریان دارد؟ یا چه نقشی در افکار من دارد؟


برای بعضی از افراد این کار از راه نوشتن درحاشیه‌ی کتابها اتفاق می‌افتد. اما آماده داشتن کاغذهایی برای چنین مطالعه ای بهترین روش است.


هرگاه که مشغول خواندن می‌شوی باید با خواندن هر جمله خودت را متوقف کنی و این شیوه‌ی تفکر را به کار بیندازی که آن‌جمله چطور با زندگی تو تطبیق پیدا می‌کند؟ چه چیزهایی به تو اضافه می‌کند؟ کدام جنبه اش را پیش از خواندن نادیده گرفته بودی؟


آیا از دل تطبیق دادن محتوای ذهنت با موضوعات کتاب، حقیقت جدیدی شکل گرفته؟ آیا دریچه‌ی جدیدی را در ذهنت باز کرده است؟


با کدام وجوه دانسته‌هایت تطبیق دارد و در کجاها همخوان نیست؟ من چطور فکر می‌کردم و آن شیوه‌ی تفکر چه نقض‌هایی دارد؟ آن جمله چه وجه یا مسائلی را در نظر گرفته که من بدان توجهی نداشتم؟


موقع خواندن یک مطلب همه اینها از ذهنم می‌گذرد و آن وقت جمله‌ای را یادداشت می‌کنم و شرح همه اینها را کنارش می‌نویسم و از دل آنها به راهی میرسم که یکسر متفاوت از آن چیزی است که در ظاهر امر گفته شده.

مطالعه: اطلاع یافتن از چیزی با ادامه نظر در آن، نگریستن به چیزی برای وقوف یافتن بر آن.


معصومه حامی دوست



@Writing_lovers