نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
بازنویسی راز اصلی خوب نوشتن است.

کمال گرایی را کنار بگذارید و بدانید که یک نوشته خوب با یک بار نوشتن بدست نمی‌آید. یک متن را انتخاب کنید و در یک هفته آینده، هر روز آن ویرایش و بازنویسی کنید.

ممکن است در ابتدا این کار برایتان سخت و کسالت بار باشد اما در نهایت نوشته تان را قوی‌تر می‌کند.

حتی حافظ هم شعرهای خود را بارها بازخوانی و بازنویسی می کرده است. برای همین بعید است که بتوان غزلی از حافظ را در دو‌نسخه بی هیچ تفاوتی یافت.

نکاتی که می‌تواند به شما در بازنویسی بهتر نوشته تان کمک کند:

۱- برای ویرایش کارتان بگذارید یک روز از نوشته تان بگذرد.

۲- نوشته تان را به طور کامل بخوانید. هر جا که متوجه شدید کلمات و جملات ناقص است یا منظورتان را نرسانده، اصلاح کنید.

۳- در سطح بعدی در انتخاب کلمات و واژگان دقت کنید. گاهی به کارگیری یک قید و صفت مناسب، تاثیر بسیار قدرتمندی در بیان حال و هوای جملات دارد.

به طور مثال کلمات متفاوتی چون دل انگیز و استثنایی بجای خوب، قدرت برد جمله را زیاد می‌کند‌.

بنابراین در بازنویسی بجای اینکه از روی عادت و از سر شتاب واژگان را به کار ببرید، دقت کنید تا بهترین واژه ها و جمله بندی را برای جملاتتان انتخاب کنید.

این کار در نهایت به شما کمک می‌کند تا به سبک شخصی خودتان دست یابید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
هر روز بنویس

وقتی هر روز اندکی می‌نویسید، نوشتن به عادتی روزانه تبدیل می‌شود. این عادت روزانه شما را به منبع خلاقیت می رساند.

نوشتن را به کار روزمره و مداومتان تبدیل کنید. در واقع همه زمانی را که برای نوشتن صرف می کنید چه زمانی که صرف تفکر برای یافتن موضوع می‌کنید و چه ساعاتی که به نوشتن، واژه گزینی و بازنویسی می‌پردازید، برای رسیدن به منبع خلاقیت‌تان پس انداز کرده اید.

می توانید با نوشته های روزانه به درکی عمیق تر از خودتان و جهان اطرافتان برسید و الهام بخش کسانی باشید که نوشته هایتان را می‌خوانند.

یکی از تمرین ها برای خوب نوشتن این است که ساعاتی از روز را در نظر بگیرید و گزارشی از افکار، اندیشه ها ، احساسات تان در آن ساعات خاص تهیه کنید.

یا می‌توانید در طول روز به گفتگوی اطرافیانتان برای یافتن یک موضوع خوب دقیق تر گوش دهید.

این کار سبب می شود نسبت به دنیای اطرافتان هوشیارتر باشید و ساعاتی از روز را صرف تعمق راجع به خود کنید و طعم یک زندگی هنرمندانه واصیل را بچشید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
👍2
به خاطر آورید که هنرمند درونتان یک کودک است.

آن کودک را بیابید و از او حمایت کنید.

آموختن خلاقیت مانند یادگیری راه رفتن است. هنرمند نوپای درون باید از خزیدن آغاز کند. وقتی کودک نوپا قدم بر می دارد زمین می خورد:

مانند نخستین نقاشیهای نازیبا، نخستین فیلمهایی که به فیلمهای تدوین نشده خانوادگی می مانند یا نخستین شعرهایی که موجب سرافکندگی کارت تبریکی می شوند.

هنرمند باید از این تلاشهای نخستین سود جوید تا به اکتشاف بیان منحصر به فرد خود دست یابد.

داوری درباره نخستین تلاشهای هنری تان به معنای سوء استفاده از هنرمند درونتان است.

و این امر به صورت گوناگون پیش می آید:

کار آغازین با شاهکارهای سایر هنرمندان مقایسه می شود؛

کار آغازین در معرض انتقادی پیش رس قرار می گیرد، یا به دوستانی آکنده از گرایش انتقادی نشان داده می شود.

خلاصه اینکه هنرمند تازه بال و پر درآورده با خودآزاری ماهرانه یی رفتار می کند.

به هنگام برطرف ساختن موانع خلاقیت خود، ضرورت دارد که آرام و آهسته گام برداریم.

آنچه جویای آنیم شفای زخمهای کهنه است، نه ایجاد زخمهای تازه، نه پرش از ارتفاع!

اشتباهات لازمند! لغزشها طبیعی اند! اینها گامهای یک بچه اند. 

آنچه باید از خود بخواهیم پبشرفت است، نه کمال.

«راه هنرمند»

جولیا کامرون

@Writing_lovers
اگر به آینده ادبیات اعتماد دارم فقط به این دلیل است که می‌دانم که ادبیات با امکانات خاصش می‌تواند چیزهایی به ما بدهد.

ایتالو کالوینو

@Writing_lovers
نوشتن، درگاهی است که در آن روح و معنا ملاقات می کنند. به نوشتن ادامه داده و اجازه بدهید داستانها از عمق درون بیایند.


دانا می
ترجمه: مریم طهماسبی

@Writing_lovers
دیوید مک کالو می گوید:« برای نوشتن باید خوب فکر کرد به همین خاطر نوشتن دشوار است.»

نوشتن سخت است و حتی برای بزرگترین نویسندگان هم شروع به نوشتن آسان نبوده. آنها همواره اذعان کرده اند که نسخه اول متن‌شان معمولا افتضاح بوده است.

همینگوی با آن همه مهارت صفحه آخر وداع با اسلحه را ۴۰بار رونویسی کرد. ریچارد براتیگان هفت سال تمرین کرد تا نوشتن یک جمله درست را یاد بگیرد.

خوب است بدانید کلیدر محمود دولت آبادی هفت سال از زمان نویسنده را گرفت و هر صفحه از کتاب شازده کوچولو دوروز و نیم طول کشید تا نوشته شود و در آخر بینوایان ویکتور هوگو ۱۲سال زمان برده است.

آدم های موفقی مثل لئوناردو داوینچی همیشه با خودشان یک دفترچه یادداشت می‌گرداندند تا هر زمان که ایده ای به ذهنشان می رسید، فورا یادداشتش کنند.

شما هم می توانید یک دفتر یادداشت برای خودتان تهیه کنید و شروع کنید به نوشتن روزانه سیصد کلمه. مهم نیست این کلمات چه باشند. می تواند کلماتی باشند که ذهن شما را به خود مشغول کرده اند و یا از آن خوشتان می آید.

روزانه به نوشتن افکار، احساسات حتی واژگانی بپردازید که ذهنتان را به خود مشغول کرده است و با تبدیل آن به برنامه روزانه تان به نویسنده ای همیشگی بدل شوید.

@Writing_lovers
👍1
فلوبر درباره کار روی رمان مادام بوواری می نویسد:

«چهار ساعت صرف کردم بی آنکه حتی یک سطر نوشته باشم. امروز یک‌سطر هم ننوشته‌ام. اما صد سطر خط خطی کرده‌ام. چه کار وحشتناکی.»


@Writing_lovers
یک نویسنده به سه چیز نیاز دارد:

تجربه، مشاهده و تخیل. برای خود من داستان معمولا با یک ایدهٔ تنها، یا یک خاطره و یا یک‌تصویر آغاز می‌شود.
من چیزی به نام الهام نمی‌شناسم. اصلا نمی‌دانم الهام چیست. چیزهایی درباره‌اش خوانده‌ام اما هرگز آن را ندیده‌ام.

ویلیام فاکنر

@Writing_loves
“کسی که کتاب نمی‌خواند، نسبت به کسی که نمی‌تواند بخواند، برتری‌ای ندارد.”

مارک تواین


 مطالعات نشان می‌دهد که روزی ۶ دقیقه مطالعه برای کاهش اضطراب اهمیت بسزایی دارد.

دکتر دیوید لوئیس، از پیشگامان علوم اعصاب گزارش داده است که کتاب خواندن تا ۶۸ درصد سطح اضطراب را کاهش داده و باعث کاهش قابل توجه تپش قلب می‌شود.

در مقایسه می‌توان گفت که پیاده روی و قدم زدن بیرون از خانه سطح اضطراب را تا ۴۲ درصد کاهش می‌دهد.

.
کتاب خواندن همچنین باعث افزایش هوش می‌شود. مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۳ انجام شد نشان داد که کودکانی که تفریحی مطالعه می‌کنند، نسبت به همکلاسی‌های‌شان در مدرسه عملکرد بهتری دارند.


مطالعه به خاطر ایجاد توانایی یادگیری و پردازش اطلاعات نه تنها به تقویت ادبیات بلکه در موضوعاتی مانند ریاضی به افراد کمک می‌کند.

مطالعه ی دیگری در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و نشان داد که احتمال ابتلا به بیماری‌های ذهنی در افراد مسنی که به طور مرتب مطالعه می‌کنند و یا بازی‌های فکری انجام می‌دهند، بسیار کمتر است.


@Writing_lovers
👍1
 

فقط افکاری که در هنگام قدم زدن به ذهن خطور می‌کنند با ارزش هستند.

نیچه

@Writing_lovers
جولیا کامرون  در کتاب رگۀ طلا به ارتباط خلاقیت و پیاده‌روی می‌پردازد:

هر وقت در نوشتن قصه‌ای گیر کردم، می‌روم بیرون و قدم می­‌زنم. هر وقت نمی‌دانستم کار بعدی‌ام چه باشد آن‌قدر قدم می‌زدم تا معلوم بشود.

وقتی روی سطری از داستانم یا قسمتی از زندگی‌ام گیر می‌کنم، پیاده‌روی می‌کنم و می‌گذارم گام‌هایم راه حل را نشان بدهند.

پیاده‌روی باعث موزون شدن تنفسمان می‌شود. وقتی تنفسمان منظم و موزون و عمیق‌تر می‌شود، افکارمان نیز چنین می‌شوند.


@Writing_lovers
شما ترجیح می‌دهید در چه مکانی بنویسید؟

نویسندگان بزرگ همواره عاداتی برای زمان و مکان نوشتن خود داشته‌اند. این عادات از فردی به فرد دیگر متغیر بوده است.

به طور مثال همینگوی صبح های زود برمی‌خاست و به نوشتن می‌پرداخت اما فلوبر شب ها می‌نوشت. هنری جیمز در حالی که قدم می‌زد ایده هایش را به منشی‌اش دیکته می‌کرد و سامرست موام در وان حمام به نخستین جملاتی فکر می‌کرد که می‌خواست بنویسد.

بعضی از نویسندگان هم عادت‌های عجیب و غریب‌تری برای نوشتن داشته‌اند. ناباکوف طی سفرهای جاده‌ای و در ماشین شروع به نگارش دست نویس کتاب لولیتا کرد و یا همینگوی درون کافه می نوشت.
نویسنده‌ای به نام پتر بیشزل در قطار می‌نوشت. او می نویسد:« من زیاد در قطار می‌نویسم. به جایی سفر می‌کنم، پیاده می‌شوم و بازمی‌گردم. اتفاق افتاده است که در یک روز سه مرتبه از جایی عبور کرده باشم.»

او دلیل انتخاب قطار را به عنوان اتاق کارش سر و صدا می‌داند و می نویسد:« من از سر و صدا خوشم می‌آید، زیرا کار کردن در آرامش برایم غیرممکن است. هیچ چیز در آرامش به ذهنم نمی‌رسد.»

مارکز این عادات را جنون نویسنده می‌داند. هر نویسنده سبک و سیاق خودش را دارد. سبک و سیاق شما چیست؟ یک روش برای خودتان انتخاب کنید و آن را به عنوان شیوه مخصوص خودتان به کار بگیرید. این کار به نوشتن تان نظمی دلنشین می‌دهد و برای نوشتن دلگرمتان می‌کند.


@Writing_lovers
می‌گویند چارلز دیکنز همیشه یک قطب نمای ناوبری همراه خود داشت. او موقع خواب آن را به سمت شمال تنظیم می‌کرد و اعتقاد داشت این کار بر نوشتن و خلاقیتش تأثیر مثبت می‌گذارد.


یادم می‌آید وقتی خیلی کوچک بودم فکر می‌کردم یک مداد جادویی می‌تواند مرا در زمینه حل تمرینات و تکالیف مدرسه به یک فوق حرفه ای بدل کند.

بعدها که بزرگتر شدم فهمیدم که چنین مدادی وجود ندارد. اما هربار که می‌خواستم قلمی تهیه کنم سعی میکردم از هر جهت باب میلم باشد. رنگش و جنس و اندازه ای که جای انگشتانم را تعیین می‌کرد.

این وسواس در انتخاب قلم هنوز هم با من است. توجه به این موضوع باعث می شود حس خوبی را در نوشتن تجربه کنم و خرید نوشت افزار همیشه یکی از بالاترین لذت های زندگیم بوده است.

انگار باور دارم با یک قلم خوب می‌توانم مطالب بهتری بنویسم. این اندیشه کودکانه مرا شاد می‌کند و شوقم را برا نوشتن صدچندان می‌کند.

منبع الهام شما چیست؟ چه چیز انگیزه تان را برای نوشتن افزایش می‌دهد؟ آن را بیابید و سرخوشی حاصل از آن را در نوشته هایتان تجربه کنید.


@Writing_lovers
تنها چیزی که می تواند جهان را نجات دهد، احیای آگاهی نسبت به جهان است. این چیزی است که شعر انجام میدهد.

آلن گینزبرگ


@Writing_lovers
انسان در کتاب از چیزهایی با خبر می شود که دیدن خود آنها امکان پذیر نیست زیرا عین آنها فرسنگها و یا قرنها و سالها از ما فاصله دارند.

آناتول فرانس


@Writing_lovers
👍1
اگر کتابی که می‌خوانیم مثل یک مشت نخورد به جمجمه‌مان و بیدارمان نکرد پس چرا باید آن را بخوانیم؟ کتاب باید پُتکی محکم برای دریای منجمد درون ما باشد.


کافکا

@Writing_lovers
عوامل الهام بخشی که به نوشتن تان کمک می‌کند.


لازمه نوشتن طبیعی این است که بتوانیم راه یافتن به ایده ها و افکارمان را بیاموزیم.

با نوشتن همچنین می‌توانید قدرت بیان خود را کشف کرده و پرورش دهید و نهایتاً به زبان خاص خود دست یابید.

در زیر عواملی را نام می‌برم که الهام بخش من در نوشتن بوده‌اند و هربار جانی تازه به نوشته‌هایم می‌دهند:

۱- هر روز بی آنکه فکر کنم مطلبی برای بیان کردن دارم یا نه، سه صفحه تمام می‌نویسم و در پایان کارم در کمال ناباوری به این نتیجه می‌رسم که ایده‌های زیادی برای بیان کردن داشتم.

۲_درباره‌ی جمله‌ها یا موضوعات مورد علاقه م تا جایی که می‌توانم بیشتر می‌نویسم. گاهی شده که یک موضوع واحد را به ده شکل متفاوت بیان کرده‌ام. تلاش برای صید کلمات و جملات، ذهنم را فعال تر می‌کند و موضوعاتی جدید برای نوشتن به من می‌دهد.

۳_داستان یا کتاب مورد علاقه م را چندین بار می‌خوانم، این کار ایده‌هایی جدید برای نوشتن در اختیارم قرار می‌دهد.

۴_با جملاتی شروع به نوشتن می‌کنم که در ابتدا هیچ ایده‌ای درباره آن ندارم. جملاتی نظیر؛ یادم می آید...، خواب می دیدم که‌‌...، آنچه مرا مشتاق نوشتن می‌کند اینست که... و هر چه را در دم به ذهنم می‌رسد می‌نویسم.

شما هم می‌توانید این راهها را امتحان کنید و یا راه دیگری برای نوشتن تان ابداع کنید. با این تمرین ها به تدریج‌می‌توانید حرف‌های مخصوص به خودتان را بیان کنید و خواهید دید که چطور این تمرین‌ها جانی تازه به نوشته‌هایتان می‌دهند.


@Writing_lovers