نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
روزتان را با محصولی که برداشت می‌کنید قضاوت نکنید بلکه‌به بذرهایی که می‌کارید توجه کنید.


رابرت لوئی استیونسون

@Writing_lovers
«گذران روز»


یک مجموعه داستان خیلی خوب از نویسندگان امروز آلمان

ترجمه‌: سید محمود حسینی زاد

🐟 نشر ماهی


@Writing_lovers
در جریان بودن را بیاموزید.



معصومه حامی دوست


نخستین تلاش‌های نویسنده برای «در جریان بودن» این است که از اصل درست انجام دادن، رها شود. باید بدانیم در خلق آثار هنری هیچ راه درست یا نادرستی وجود ندارد.


اگر تمایل شدیدتان را برای انجام ایده‌آل کار، کنار بگذارید از صدای مسلطی که در شما درونی شده و به شما می‌گوید چطور بنویسید و آنها را باور کرده‌اید، رها خواهید شد.



نکته‌ای که قصد دارم به آن توجه کنید این است که شما نباید بیش از حد به آنچه خلق می‌کنید، بچسبید. زیرا این کار سد راه جریان خلاقیت تان است. بلکه باید به خودتان اجازه دهید ایده‌های مختلف را بیازمایید تا به روش خلاقانه‌ی خودتان دست پیدا کنید و این امر در یادداشت یا یادداشتهای اول اتفاق نمی‌افتد.


پس قضاوت را کنار بگذارید و به خلاقیت‌تان اعتماد کنید. این کار ممکن است در ابتدا برای نویسنده دشوار باشد، اما توجه به آن، لازمه‌ی خلق آثار ارزشمند است.



آن لاموت در کتاب« پرنده به پرنده» می‌نویسد: « ما باید در وهله نخست به‌خودمان اجازه دهیم، یادداشتهای نامرتب داشته باشیم.» پس یاداشت اول را بنویسید و بپذیرید که ممکن است برخی مطالب مفید باشد یا نباشد.


شما هرگز به آنچه نوشته‌اید محدود نیستید، ایمان داشته باشید در یاداشتهای بعدی بهتر و بهتر عمل خواهید کرد‌.



@Writing_lovers🖌
حرفۀ من نویسندگی‌ست. چیزهایی را می‌بینم که شما نمی‌بینید و زمانی آن‌ها را می‌بینم که شما مشغولِ کارهای دیگری هستید. 


حسام الدین مطهری


@Writing_lovers
نامه‌های درون بطری


معصومه حامی دوست


می‌گویند در سال ۱۹۵۶ ملوان جوانی که سوار کشتی بود، از تنهایی یادداشتی نوشت و‌آن را درون بطری قرار داد، بعد درش را بست و آن را به اقیانوس انداخت. ملوان در این یادداشت از هر دختر زیبایی که احیانا آن را پیدا می‌کرد، خواسته بود تا برایش نامه بنویسد.


دوسال بعد مردی که در یکی از سواحل سیسیل مشغول ماهیگیری بود، بطری ملوان را دید و آن را برداشت و به عنوان تفریح به دختر زیبایش داد. دختر هم محض تفریح نامه‌ای برای ملوان نوشت. بعد نامه‌های بیشتری رد و بدل شد. چندی نگذشت که ملوان دیداری از سیسیل کرد و در نتیجه او و دختر در سال ۱۹۵۸ ازدواج کردند.


فکر پیدا کردن بطری از آب دریا، رؤیای فراموش شده‌ی اغلب انسانها است. کم و بیش همه‌ی ما در کودکی امکان آن را در ذهن پرورده‌ایم و هنوز هم برای‌مان نوستالژی لذت بخشی است.


در حقیقت نوشتن، فضایی است که اندیشه های مان را از باد و طوفان مسائل روزمره، در امان نگه می‌دارد. دفترچه‌ای تهیه کن و هر روز پیامی را درون بطری بینداز و شور و شوق کسی را تصور کن که قرار است این پیام، به دستش برسد.


این تصویر برانگیزاننده‌ای برای نوشتن است. می‌توانی مطمئن باشی سرانجام، آنکه با نوستالژی یافتن این پیام‌ها به سر برده، قدر نوشته‌هایت را خواهد دانست.


@Writing_lovers🖌
آیا به دنبال قصه‌های عشق و تمنا هستیم؟ قصه‌هایی درباره‌ی پول و ثروت؟ جنگ و جدال؟ زندگی و مرگ؟ بی‌شک از همه‌ی این قصه‌ها آنقدر در رمان «در جستجوی زمان از دست رفته‌» مارسل پروست هست که از آمار و ارقام رسمی عقب نمانیم، با این حال این قصه‌ها به شیوه‌ای متفاوت بیان می‌شوند.


« مرا بخوانید، تا بخشی از جهان شوید بی آنکه عنان خود را به دست آن داده باشید. من می‌توانم آن کمدی الهی را به شما هدیه کنم که از آنِ وجود است ، نه فقط وجود من، بلکه وجود شما، وجود ما، باری آن وجود مطلق.»



📚 مارسل پروست و ادراک زمان
ژولیا کریستوا
ترجمه: بهزاد برکت
نشر دمان


@Writing_lovers
بهترین راهنمایی که می‌توانم در مورد شخصیت پردازی ارائه کنم این است که به گفته‌ی یونانی‌ها «خودت را بشناس».

لرن هرینگ

@Writing_lovers
الگویی برای شروع داستان



معصومه حامی دوست



وال تیسن می‌گوید: « با کلمات همانطور رفتار کنید که با پولتان»



برای نوشتن یک داستان خوب و استفاده درست از کلمات، توجه به الگوهای داستانی نویسندگان مشهور، می‌تواند مفید باشد. به این ترتیب می‌توانید به جای حرام کردن دویست یا سیصد کلمه، آن‌ها را در وقت مناسب به کار بگیرید.


یکی از الگوهای رایج برای شروع داستان،‌ اشاره به مکانی است که داستان در آن رخ می‌دهد. باید بدانیم چه کسی، چه چیزی را در چه مکانی انجام داده است، پس اینکه داستان در کجا اتفاق می‌افتد، بسیار اهمیت دارد.


💥در اینجا به سه روش غالب استفاده از مکان براساس شروع داستان‌های مشهور، اشاره می‌کنم:


۱) بیان مکان از طریق توصیف

هتل هیلتون، «آدیس آبابا» لابی دلپذیری با سنگهای مجلل و استخر آب گرمی بسیار بزرگ به شکل صلیبی دارد. از پنجره‌ی اتاق‌های نهم، شکل صلیب کاملا مشخص است. از آنجا می‌توان نمای بلند و سفید کاخ امپراطوری را نیز دید. در سمت دیگر تا مسافتی دور، کلبه‌های حلبی و کلیسایی روی تپه، خودنمایی می‌کند. کسی از میان آب استخر مثل لایه‌های ابریشمی پاره پاره می‌شود، ظاهر می‌شود و بی اختیار می‌لرزد.

اتیوپی_ جان آپدایک



۲) بیان مکان از زبان شخصیت داستان

امکان نداشت به لینگراد بروم و تنها یا گروهی به نووگاراد نروم. می‌رفتم تا درهای برنزی کلیسای سوفی را ببینم، به صومعه یوریف که در کنار محل پیوستن رود والخوف به دریاچه‌ی ایلمن قرار داشت، بروم و نگاهم را بیندازم به طبیعت باز و گسترده‌ای که در آن کلیساها مثل نشانه‌هایی برای نقشه‌برداری منطقه پراکنده‌اند. در جاده مسکو در همان حومه نووگاراد، تقریبا بعد از دو ساعت رانندگی، سمت چپ پمپ بنزینی است که با آجرهای سفید رنگ ساخته شده و ساختمانی هم دارد که به جاده نزدیک تر است و با آجرهای سرخ سه سانتی تزیین شده.

مهمان خانه‌ای کنار جاده_ اینگو شولتسه



۳) تفصیل مکان از طریق گفتگو

«چین و شکن های ملایم و شفاف سطح رودخانه، به توری می‌ماند که آب از میانش جریان یابد. هر از گاهی صدایی مثل صدای بهم خوردن بالهایی نقره‌ای بر سطح آب به گوش می‌رسید: پشت ماهی قزل آلایی بر روی آب ظاهر می‌شد با پیچ‌و تابی باز در آب فرو می‌رفت. یکی از مردها گفت: «اینجا پر از ماهی قزل آلاست.» دیگری گفت: « یه نارنجک‌بنداز تو آب، همه شون میان بالا.»

کلاغ آخر از همه می‌رسد_ ایتالو کالوینو



*⃣ سعی کنید در داستان‌های اخیرتان از این شروع کننده، استفاده کنید. فراموش نکنید این فقط بیان صرف یک مکان نیست بلکه باید آن‌ها را در راستای آشکار کردن احساسات شخصیت، کنش‌ها و اعمال داستان، به کار ببرید.



@Writing_lovers
Forwarded from کانال ایده داستان (Amir Arsalan)
هر کتاب، کلاس درسی مفرح است...
توصیفات را بخوانیم، بیاموزیم و بکار ببریم...

📍توصیفات صحیح و کامل، جدای از آن که فضای داستانی را بطور کامل در ذهن خواننده به نمایش در می آورد؛ او را مجذوب و متحیر از قدرت قلم تان می کند و آنوقت است که یک خواننده و طرفدار همیشگی پیدا می کنید..
موردی که در کتب منتشره فعلی کمتر دیده می شود...

سطرهای تیک خورده را چند باره بخوانید و پس از خواندن، چشمان خود را ببندید؛ فضای حال حاضر قصه را لمس خواهید کرد.
انگار پیرمرد پاره دوز مقابل شما مشغول به کار است...
توصیفات صحیح و ملموس، این چنین قدرتی دارد...

📝 امیر نمازی


💥 کتاب امیرارسلان نامدار و ملکه فرخ لقا
نوشته : محمد علی نقیب الممالک
متن کامل

_____
🌍دنیای ایده های داستان نویسی
@ideh_dastan
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
عناصر تهدید کننده‌ی رمان

عباس معروفی

۲۰: ۱۰ دقیقه

@Writing_lovers
خاطره‌انگیزترین رایحه


تصمیم می‌گیرم بعد از یک پیاده‌روی به
نسبت طولانی، به قول آلن دوباتن به مقصد انسان‌های تنها سری بزنم، پس راهم را کج می‌کنم و به سوی کتابفروشی شهر می‌روم.


وارد کتابفروشی که می‌شوم دونفر راجع به کتابها حرف می‌زنند. سلامی به فروشنده می‌دهم و یکسر به سمت قفسه کتابها می‌روم.



قفسه کتابهای فلسفی، نقد ادبی، رمان‌ و داستان، شعر، کتابهای پیشنهادی و... سرانجام روبروی قفسه کتابهای اسرار آمیز می‌‌ایستم.


کتابها را یکی یکی برمی‌دارم. توی دستم می‌گیرم، به جلد شان نگاه می‌کنم. ابتدا پشت جلد کتاب ها و بعد چند پاراگراف یا حتی چند صفحه‌ی اول کتاب ها را در حالی که پایین قفسه ها چمپاتمه زده‌ام، می‌خوانم.


صدای آن دو نفر را می‌شنوم که هنوز مشغول صحبت‌اند، فروشنده به یک مشتری برای خرید کتاب راهنمایی می‌دهد.



کار خواندنم که تمام می‌شود، قبل از آنکه کتاب را سرجایش برگردانم، مطمئن می‌شوم کسی آن اطراف نباشد بعد صفحه‌های کتاب را به صورتم نزدیک می‌کنم و می‌بویم. ترکیب بوی چوب و کاغذ کتابها.

بویی خوش که خیلی دوستش دارم و شادم می‌کند. این خاطره‌انگیزترین و قدیمی‌ترین رایحه‌ای است که به یاد می‌آورم.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers

 
«من که برای تو نمی‌نویسم، کید؟ اینجا برای من چیزی که مطرح است، ارتباط این ساختمان ذهنی من است. این چیزی که نمی‌دانم چه‌ طور و با چه مجوّزی می‌خواهد این فروریختگی، تکّه‌تکّه بودن‌ها، ناقص‌بودن‌ها و هزار چیز نداشتن‌ها را شکل بدهد. گفتم ارتباط و باید بگویم تحمیل، یعنی تحمیل این ساختمان ذهنی من به این تکّه‌پاره‌ها و این کلمات، بی‌آنکه ادّعا این باشد که بخواهم برای خودم، دیوار خودم پشتیوانی، شمعکی از اینها فراهم کنم»

هوشنگ گلشیری


@Writing_lovers
آنچه را انسان می‌خواهد بگوید، باید مدتی دراز و با دقت نگاه کند تا بتواند جنبه‌ای از آن را بیابد که پیش از آن به وسیله‌ی کسی گفته نشده. زیرا در هر چیزی جنبه‌ای بیان نشده وجود دارد.

فلوبر


@Writing_lover🖌
تمرین


آیا می‌توانید داستان جمله‌ی زیر را بنویسید ؟


اگر کتاب «موبی دیک» هرمان ملویل را نخوانده بودم هرگز نمی‌دانستم چطور باید با او برخورد کرد....



@Writing_lovers🖌
نویسنده برای خوب نوشتن، نیازمند این است که قبل از نوشتن، جیب هایش را پر از واژه کند. یک مسئله که ما را به عنوان نویسنده، ثروتمند می کند این است که برویم سراغ خواندن آثاری که واژه های بیشماری را به من می‌دهد. این واژگان، جز در میان کتابها در جای دیگری نیست‌.


سید ابراهیم نبوی


@Writing_lovers