روزی شیخ المشایخ نزد ابوالحسن خرقانی آمد. طاسی پرآب پیش شیخ نهاده بود. شیخ المشایخ دست در آب کرد و ماهی زنده بیرون آورد. ابوالحسن گفت: «از آب ماهی نمودن، آسان است، از آب، آتش باید نمود!»
تذکره الاولیا عطار نیشابوری
@Writing_lovers
تذکره الاولیا عطار نیشابوری
@Writing_lovers
مهمترین منبع خلق داستانهای معاصر
✍ معصومه حامی دوست
«باید نخست به سرچشمههای ادب خویش برگردیم و پس از آشنایی کامل، آنها را با دستاوردهای جهانی داستاننویسی پیوند بزنیم.»
هوشنگ گلشیری
گلشیری از جمله نویسندگانی است که به ضرورت شناخت متون كهن فارسی تأکید داشت.
داستان «معصوم»ها و رمانهای «برهی گمشده راوی»، «آیینههای در دار»، «کریستین و کید» او... محصول کاوش در نثر کلاسیک و شیوههای بومی روایت هستند.
از نظر گلشیری آشنایی نویسنده با اسطورهها، کهنالگوها، شخصیتهای متون کهن میتواند مهمترین منبع خلق داستانهای معاصر باشد.
سراسر ادبیات کهن فارسی سرشار از حکایات، تمثیلها و افسانههاست و آشنایی با شیوه روایت سنتی و مفاهیم پایهای چون به کارگیری تمثیل، نمادپردازی، تغییر زاویه دید، شیوهی داستان در داستان، اسطوره و ... میتواند در خلق آثار خلاقانهی داستانی مؤثر باشد.
بنابراین پیشنهاد میکنم، در صورتی که به نوشتن علاقمندید، خواندن آثار کلاسیک فارسی را از دست ندهید. آشنایی و کشف امکانات نهفته در زبان و روایت متون کهن، در بازآفرینی روایتهای خلاقانه ادبی به شما کمک میکند و از شما نویسندهی بهتری میسازد.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
«باید نخست به سرچشمههای ادب خویش برگردیم و پس از آشنایی کامل، آنها را با دستاوردهای جهانی داستاننویسی پیوند بزنیم.»
هوشنگ گلشیری
گلشیری از جمله نویسندگانی است که به ضرورت شناخت متون كهن فارسی تأکید داشت.
داستان «معصوم»ها و رمانهای «برهی گمشده راوی»، «آیینههای در دار»، «کریستین و کید» او... محصول کاوش در نثر کلاسیک و شیوههای بومی روایت هستند.
از نظر گلشیری آشنایی نویسنده با اسطورهها، کهنالگوها، شخصیتهای متون کهن میتواند مهمترین منبع خلق داستانهای معاصر باشد.
سراسر ادبیات کهن فارسی سرشار از حکایات، تمثیلها و افسانههاست و آشنایی با شیوه روایت سنتی و مفاهیم پایهای چون به کارگیری تمثیل، نمادپردازی، تغییر زاویه دید، شیوهی داستان در داستان، اسطوره و ... میتواند در خلق آثار خلاقانهی داستانی مؤثر باشد.
بنابراین پیشنهاد میکنم، در صورتی که به نوشتن علاقمندید، خواندن آثار کلاسیک فارسی را از دست ندهید. آشنایی و کشف امکانات نهفته در زبان و روایت متون کهن، در بازآفرینی روایتهای خلاقانه ادبی به شما کمک میکند و از شما نویسندهی بهتری میسازد.
@Writing_lovers
🎞 منتظر الهام در نوشتن نباشید
مدت ۶:۱۰ دقیقه
http://arttalks.ir/%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86/
@Writing_lovers
مدت ۶:۱۰ دقیقه
http://arttalks.ir/%D8%A7%D9%84%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86/
@Writing_lovers
آرت تاکس
ورکشاپ ۵ | منتظر الهام در نوشتن نباشید
زیرنویس اختصاصی از آرتتاکس: در قسمت نخست این ورکشاپ دربارهی «عامل مقاومت در نوشتن» صحبت کردیم و در ادامهی آن میخواهیم به یک استراتژی مناسب برای شکست دادن «مقاومت» و الهام در نوشتن را بررسی کینم استیون پرسفیلد راه حل این مشکل را «حرفهای شدن» میداند.…
واژههایی که سر بر خواهند آورد، چیزهایی از ما میدانند که ما از آنها نمیدانیم.
رنه شار
@Writing_lovers
رنه شار
@Writing_lovers
مطالعه برای یک نویسنده، هرگز انتخابی تفننی یا کاری تجملاتی نیست. نویسنده میتواند و باید این کار را انجام دهد حتی اگر برنامه روزانهاش شلوغ باشد و امکان کار خلاقه و نوشتن را از او بگیرد.
جین اوون
@Writing_lovers
جین اوون
@Writing_lovers
بخش وسیعی از زبان انگلیسی را که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد، شکسپیر خلق کرده است. او اولین نویسندهای بود که بعضی واژهها را در زبان انگلیسی ابداع کرد. انگلیسیزبانها کلماتی همچون «به درد سر افتادن»، «رسیدن روزهای خوب»، «سرما خوردن»، «شکستن یخ» و... را مدیون او هستند. آیا شما هم میتوانید به عنوان یک نویسنده امکانهای زبانی جدیدی در زبان فارسی ایجاد کنید. فراموش نکنید این کار پیش از آنکه محصول نوشتن باشد، حاصل مطالعه آثار ادبی کلاسیک فارسی است.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
باید هر روز بنویسم و هیچ روزی را از دست ندهم. این کار بیش از آن که برای موفقیت در نوشتن ضروری باشد، یاریام میکند تا مهار برنامهی روزانهام از دست نرود.
تولستوی
@Writing_lovers
تولستوی
@Writing_lovers
چرا طرحهای ما برای نوشتن رمان، نیمه کاره میماند؟
✍ معصومه حامی دوست
بارها شنیدهایم که نویسندهی جوانی گفته، طرح خوبی برای نوشتن رمان دارم اما نمیتوانم آن را چنانکه میخواهم روی کاغذ پیاده کنم.
در واقع همهی آنچه مینویسد در سطح میگذرد و مسائل در ذهنش مهیج تر از آن چیزی است که بر روی کاغذ میآید.
چرا چنین میشود؟ چرا نمیتوانیم طرح های جذابمان را به کتاب تبدیل کنیم؟
شاید گمان کنیم با پایداری در نوشتن و ایجاد نوعی نظم، بتوانیم مشکل را رفع کنیم یا مسئلهی اصلی را ندانستن فوت و فن نوشتن بدانیم، اما این موارد در قیاس با آنچه میخواهم بگویم مواردی فرعی محسوب میشوند:
برای نوشتن رمانی که از جنس زندگی باشد، باید در درجه اول تجربیاتی زنده داشت.
اگر به زندگی نویسندگان بزرگی چون همینگوی نگاه کنید، میبینید که آنها تجربیات بسیاری را پشت سر گذاشتهاند.تا زمانی که تجربیاتتان محدود است، نوشتههایتان هم سطحی خواهد بود و چنگی به دل نمیزند.
منظورم این نیست که در زمینهی آنچه قصد نوشنتش را دارید تجربه کسب کنید بلکه برعکس میخواهم بگویم در ابتدای راه، بکوشید از آنچه تجربه کردهاید و از احساسهایی که داشتهاید، بنویسید.
بنابراین اولین قدم برای نوشتن رمان، ثبت خاطرات روزانهتان است. باید بتوانید مدتی طولانی و منظم این کار را انجام دهید. این کار در حکم نرمشی سبک، پیش از ورزش است.
هیچوقت سعی نکنید یکباره به سراغ نوشتن رمانی طولانی بروید. توقع کار روی یک رمان بلند برای نویسنده تازه کار میتواند طاقت فرسا و ناامید کننده باشد و حتی طرح های ایدهآل را هم با شکست مواجه کند.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
بارها شنیدهایم که نویسندهی جوانی گفته، طرح خوبی برای نوشتن رمان دارم اما نمیتوانم آن را چنانکه میخواهم روی کاغذ پیاده کنم.
در واقع همهی آنچه مینویسد در سطح میگذرد و مسائل در ذهنش مهیج تر از آن چیزی است که بر روی کاغذ میآید.
چرا چنین میشود؟ چرا نمیتوانیم طرح های جذابمان را به کتاب تبدیل کنیم؟
شاید گمان کنیم با پایداری در نوشتن و ایجاد نوعی نظم، بتوانیم مشکل را رفع کنیم یا مسئلهی اصلی را ندانستن فوت و فن نوشتن بدانیم، اما این موارد در قیاس با آنچه میخواهم بگویم مواردی فرعی محسوب میشوند:
برای نوشتن رمانی که از جنس زندگی باشد، باید در درجه اول تجربیاتی زنده داشت.
اگر به زندگی نویسندگان بزرگی چون همینگوی نگاه کنید، میبینید که آنها تجربیات بسیاری را پشت سر گذاشتهاند.تا زمانی که تجربیاتتان محدود است، نوشتههایتان هم سطحی خواهد بود و چنگی به دل نمیزند.
منظورم این نیست که در زمینهی آنچه قصد نوشنتش را دارید تجربه کسب کنید بلکه برعکس میخواهم بگویم در ابتدای راه، بکوشید از آنچه تجربه کردهاید و از احساسهایی که داشتهاید، بنویسید.
بنابراین اولین قدم برای نوشتن رمان، ثبت خاطرات روزانهتان است. باید بتوانید مدتی طولانی و منظم این کار را انجام دهید. این کار در حکم نرمشی سبک، پیش از ورزش است.
هیچوقت سعی نکنید یکباره به سراغ نوشتن رمانی طولانی بروید. توقع کار روی یک رمان بلند برای نویسنده تازه کار میتواند طاقت فرسا و ناامید کننده باشد و حتی طرح های ایدهآل را هم با شکست مواجه کند.
@Writing_lovers
از ارسال داستان هایتان برای مجلات دست نکشید. حتی در صورتی که داستانتان شایسته چاپ باشد اگر برای چاپش سماجت و پافشاری نکنید، ممکن است هرگز منتشر نشود. حتما دربارهی نوابغ منفعلی که هرگز کارهاشان را به کسی نشان ندادند و شاهکارهاشان را در اتاق زیر شیروانی گذاشتند تا پس از مرگشان چاپ شود، چیزهایی شنیده اید. در این فروتنی بیمارگونه هیچ فضیلتی وجود ندارد که بخواهید از آن تقلید کنید.
بن نایبرگ
@Writing_lovers
بن نایبرگ
@Writing_lovers
در تاریخ ادبیات جهان تنها و تنها یک تغییر سرنوشتساز اتفاق افتاده: عبور از ادبیات شفاهی به مکتوب. مدتهای مدیدی ادبیات فقط در کلام بود، بعد بهناگاه بابلیها و یونانیها سر رسیدند و شروع به نوشتن کردند. بعد از آن، همه چیز تغییر کرد.
اسماعیل کاداره
@Writing_lovers
اسماعیل کاداره
@Writing_lovers
فهرست داستانهای فارسی به انتخاب هوشنگ گلشیری
۱) مجموعهٔ داستان«سنگر و قمقمههای خالی» از بهرام صادقی
۲) «یکلیا و تنهایی او» نوشتهٔ تقی مدرسی
۳) داستان کوتاه«جشن فرخنده» ـ اگر اصطلاح بهآذین را به قرض گیرم ـ رشکانگیز است.«خواهرم و عنکبوت» و بعد «گلدستهها و فلک». از آل احمد، در این میان «جشن فرخنده» معیار داستاننویسی امروز محسوب میشود.
۴) «آوسنه بابا سبحان»، «گاوارهبان»، «مرد» از دولتآبادی خواندنی است.
۵)«سگ و زمستان» از شهرنوش پارسی پور
۶)«همسایهها»از احمد محمود
۷)«سووشون» سیمین دانشور
۸) «چشمهایش» بزرگ علوی
۹) داستان کوتاه «غلومی» از اسلام کاظمیه را حتی میشود چند بار خواند.
۱۰) «کتبیه» مجابی
۱۱) «نماز میت» رضا دانشور را نمیتوان نادیده گرفت.
۱۲) داستان «من هم چه گوارا هستم» از خانم ترقی از کتابی به همین نام مانده است.
۱۳) ابر «بارانش گرفته است» شمیم بهار
۱۴) از ابراهیمی یکی فقط «باد، باد مهرگان».
۱۵) از امیرشاهی: «لابیرنت» و داستان «سار بیبی خانم».
۱۶) از کلباسی «جنگ تن به تن آقای فراست».
۱۷) بعضی نویسندگان را باید به جرم داستاننویسی جریمهشان کرد که صد بار از روی داستان کوتاه «گدا»ی ساعدی بنویسند یا «جشن فرخنده» آلاحمد،
۱۸) یا «مهرۀ مار» بهآذین.
۱۹) «امام» درویش
۲۰) «شبی که دریا طوفانی شد» از چوبک
۲۱) «ماهی و جفتش» گلستان
۲۲) «گیله مرد» علوی.
۲۳) از میان کارهای ساعدی «عزاداران بیل»، «ترس و لرز»، «واهمههای بینام و نشان»، یا «خاکسترنشینها»، «دو برادر» معیار داستاننویسی امروزه روز است.
از سخنرانی ششم شب شعر گوته سال ۱۳۵۶
@Writing_lovers
۱) مجموعهٔ داستان«سنگر و قمقمههای خالی» از بهرام صادقی
۲) «یکلیا و تنهایی او» نوشتهٔ تقی مدرسی
۳) داستان کوتاه«جشن فرخنده» ـ اگر اصطلاح بهآذین را به قرض گیرم ـ رشکانگیز است.«خواهرم و عنکبوت» و بعد «گلدستهها و فلک». از آل احمد، در این میان «جشن فرخنده» معیار داستاننویسی امروز محسوب میشود.
۴) «آوسنه بابا سبحان»، «گاوارهبان»، «مرد» از دولتآبادی خواندنی است.
۵)«سگ و زمستان» از شهرنوش پارسی پور
۶)«همسایهها»از احمد محمود
۷)«سووشون» سیمین دانشور
۸) «چشمهایش» بزرگ علوی
۹) داستان کوتاه «غلومی» از اسلام کاظمیه را حتی میشود چند بار خواند.
۱۰) «کتبیه» مجابی
۱۱) «نماز میت» رضا دانشور را نمیتوان نادیده گرفت.
۱۲) داستان «من هم چه گوارا هستم» از خانم ترقی از کتابی به همین نام مانده است.
۱۳) ابر «بارانش گرفته است» شمیم بهار
۱۴) از ابراهیمی یکی فقط «باد، باد مهرگان».
۱۵) از امیرشاهی: «لابیرنت» و داستان «سار بیبی خانم».
۱۶) از کلباسی «جنگ تن به تن آقای فراست».
۱۷) بعضی نویسندگان را باید به جرم داستاننویسی جریمهشان کرد که صد بار از روی داستان کوتاه «گدا»ی ساعدی بنویسند یا «جشن فرخنده» آلاحمد،
۱۸) یا «مهرۀ مار» بهآذین.
۱۹) «امام» درویش
۲۰) «شبی که دریا طوفانی شد» از چوبک
۲۱) «ماهی و جفتش» گلستان
۲۲) «گیله مرد» علوی.
۲۳) از میان کارهای ساعدی «عزاداران بیل»، «ترس و لرز»، «واهمههای بینام و نشان»، یا «خاکسترنشینها»، «دو برادر» معیار داستاننویسی امروزه روز است.
از سخنرانی ششم شب شعر گوته سال ۱۳۵۶
@Writing_lovers
قصه گویی جُک گفتن است. داستانگویی دانستن نقطه اوج و پایان است.
دانستن اینکه هر آنچه میگویید از اولین تا آخرین جمله، در خدمت یک هدف واحد است و در حالت ایدهآل تایید نوعی حقیقت است که به درک ما عمق می بخشد:
از اینکه به عنوان انسان چه کسی هستیم. همه ما به داستانها عشق میورزیم. با آنها متولد میشویم. داستانها آنچه هستیم را تصدیق میکنند.
همگی ما به دنبال مصداقهایی از معنیدار بودن زندگیمان هستیم و مستحکمترین تصدیق وقتی به دست میآید که ما توسط داستانها به هم مرتبط میشویم.
چیزی که میتواند مرزهای زمان را در نوردد: گذشته، حال و آینده. داستانها برای ما امکان آزمودن شباهتهای واقعی یا تخیلی مشترک و امکان تجربه از طریق دیگران را فراهم میسازد.
اندرو استانتون
@Writing_lovers
دانستن اینکه هر آنچه میگویید از اولین تا آخرین جمله، در خدمت یک هدف واحد است و در حالت ایدهآل تایید نوعی حقیقت است که به درک ما عمق می بخشد:
از اینکه به عنوان انسان چه کسی هستیم. همه ما به داستانها عشق میورزیم. با آنها متولد میشویم. داستانها آنچه هستیم را تصدیق میکنند.
همگی ما به دنبال مصداقهایی از معنیدار بودن زندگیمان هستیم و مستحکمترین تصدیق وقتی به دست میآید که ما توسط داستانها به هم مرتبط میشویم.
چیزی که میتواند مرزهای زمان را در نوردد: گذشته، حال و آینده. داستانها برای ما امکان آزمودن شباهتهای واقعی یا تخیلی مشترک و امکان تجربه از طریق دیگران را فراهم میسازد.
اندرو استانتون
@Writing_lovers
در حاشیهٔ زندگی پرسه زدن، کمی از حقیقت را دنبال کردن، با ایما و اشاره حرف زدن و لکنت گرفتن، آیا به ما مجال کشف معناهای تازه هستی و مناسبات انسانی را میدهد؟
علی اصغر شیرزادی
@Writing_lovers
علی اصغر شیرزادی
@Writing_lovers