راز نوشتن داستانهای کوتاه
مارگارت لوک
«یکی بود، یکی نبود...» عجب عبارت جادویی؟ دعوتی که تاب مقاومت را میگیرد: «بشین و گوش کن، میخوام برات یه قصه بگم.» کم تر سرگرمیهایی به اندازه ی شنیدن داستان، خوشایند هستند، به استثنای لذت نوشتن داستان.
برای خواندن ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.
http://aryaadib.blogfa.compost-864.aspx
@Writing_lovers
مارگارت لوک
«یکی بود، یکی نبود...» عجب عبارت جادویی؟ دعوتی که تاب مقاومت را میگیرد: «بشین و گوش کن، میخوام برات یه قصه بگم.» کم تر سرگرمیهایی به اندازه ی شنیدن داستان، خوشایند هستند، به استثنای لذت نوشتن داستان.
برای خواندن ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید.
http://aryaadib.blogfa.compost-864.aspx
@Writing_lovers
چرا نوشتن دشوار میشود؟
✍ معصومه حامی دوست
«فکرکردن در مورد داستان بهشت است و نوشتن جهنم»
موریس مترلینگ
در نوشتن همواره با چند راه مختلف روبروییم که باید یکی را انتخاب کنیم.
در واقع به این پرسش میرسیم که « کدام راه را انتخاب کنیم؟» و از دل این پرسش، به پرسشهای دیگر میرسیم: « از این ماجرایی که تعریف میکنم چه چیزهایی منشعب میشود؟»،« آنچه میگویم چه تبعاتی دارد؟»
هر ماجرا یک روایت را شکل میدهد و آنچه میگوییم در اغلب موارد نامطمئن است و ما را میان شکلهای مختلف روایت سرگردان میکند.
از این نظر به اعتقاد من نوشتن، ساختار فرکتال دارد. هر چقدر جزییات را بدانیم، باز هنگام نوشتن، به جزییات و ظرایف بیشتری برمیخوریم. تصور میکنم راز دشواری نوشتن در همین ویژگی نهفته است.
ما نمی دانیم آدمی با کدام اراده باید بر این دشواری غلبه کند و یا چرا باید خود را وقف نوشتن کند؟
اما میدانیم نویسندگان بزرگ چنین کاری کردند و گاهی با دقت در سازوکار نوشتن هشیاری لازم را برای غلبه بر این دشواری به دست آوردند.
در حقیقت آنچه در نوشتن با آن روبه روییم، نظم بغایت پیچیدهای است که با ادامه دادن مسیر و استمراری مصنوعی، بر ما آشکار میشود.
و اشراف به این نکته خود، یاری بخش ما در نوشتن است. به محض اینکه به چنین آگاهی دست یابیم و وارد فرایند آن شویم، اثر شکل میگیرد و ما با کسی روبرو میشویم که میخواهد در میان کلی گویی ها و راههای متنوع با ما سخن بگوید.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
«فکرکردن در مورد داستان بهشت است و نوشتن جهنم»
موریس مترلینگ
در نوشتن همواره با چند راه مختلف روبروییم که باید یکی را انتخاب کنیم.
در واقع به این پرسش میرسیم که « کدام راه را انتخاب کنیم؟» و از دل این پرسش، به پرسشهای دیگر میرسیم: « از این ماجرایی که تعریف میکنم چه چیزهایی منشعب میشود؟»،« آنچه میگویم چه تبعاتی دارد؟»
هر ماجرا یک روایت را شکل میدهد و آنچه میگوییم در اغلب موارد نامطمئن است و ما را میان شکلهای مختلف روایت سرگردان میکند.
از این نظر به اعتقاد من نوشتن، ساختار فرکتال دارد. هر چقدر جزییات را بدانیم، باز هنگام نوشتن، به جزییات و ظرایف بیشتری برمیخوریم. تصور میکنم راز دشواری نوشتن در همین ویژگی نهفته است.
ما نمی دانیم آدمی با کدام اراده باید بر این دشواری غلبه کند و یا چرا باید خود را وقف نوشتن کند؟
اما میدانیم نویسندگان بزرگ چنین کاری کردند و گاهی با دقت در سازوکار نوشتن هشیاری لازم را برای غلبه بر این دشواری به دست آوردند.
در حقیقت آنچه در نوشتن با آن روبه روییم، نظم بغایت پیچیدهای است که با ادامه دادن مسیر و استمراری مصنوعی، بر ما آشکار میشود.
و اشراف به این نکته خود، یاری بخش ما در نوشتن است. به محض اینکه به چنین آگاهی دست یابیم و وارد فرایند آن شویم، اثر شکل میگیرد و ما با کسی روبرو میشویم که میخواهد در میان کلی گویی ها و راههای متنوع با ما سخن بگوید.
@Writing_lovers
نوشتن رمان به روایت «کریس بتی»
آدمهایی مثل ما که عاشق کتاب هستند، روز و شبشان با کتاب می گذرد، رمان دوست و رفیق و همراه و یار و یاورشان است. ما عاشق نویسندگان این کتابها هستیم. خب... بیاییم و خودمان هم کتاب تولید کنیم. بیایید و کتاب بنویسید!
شما برای نوشتن یک رمان به تعدادی وسیله نیاز دارید. این وسایل به دو دسته اصلی تقسیم میشوند. آنهایی که میتوانید داخل دهانتان بگذارید و آنهایی که نمیتوانید! شما به یک خودکار، یک دفترچه، یک کامپیوتر احتیاج دارد.
واضح است که قرار نیست اینها را در دهانتان بگذارید. از طرفی به کلی خوراکی و نوشیدنی نیاز دارید که موقع نوشتن مجبور نشوید برای غذا خوردن از جایتان بلند شوید. همان طور که تایپ میکنید، میتوانید غذا بخورید. بیشتر غذاها لپ تاب فرندلی هستند و وقتی روی لپ تاب بریزد، مشکلی پیش نمی آورد. میتوانید غذا را از روی لپ تاب بردارید و دوباره داخل دهانتان بگذارید!
اگر به مدت ۳۰ روز، هر روز ۱۶۷۶ کلمه بنویسید، درپایان یک ماه ۵۰ هزار کلمه نوشته اید، یعنی یک رمان ۲۰۰ صفحه ای.
شرط اصلی این شیوه رمان نگاری، نوشتن بدون حذف و ویرایش است. فقط باید بگذاری قلم روی کاغذ بدود و برود و برود تا دوردست.
لازم نیست قبل از نوشتن رمان، طرح بزنید. کافیاست شخصیت قوی و خوبی انتخاب کنید. بعد خود شخصیت داستان را برایت روایت می کند. خودش داستان را پیش خواهد برد.
برای شخصیت اصلی داستان، یک آدم باحال انتخاب کنید، چون قرار است یک ماه با او وقت بگذرانید. پس باید او را دوست داشته باشید و بتوانید یک ماه با او سر کنید.
رمان نویس مبتدی بهتر است شخصیت اصلی داستان را همجنس خود انتخاب کند و از زاویه دید اول شخص بنویسد. اینطوری بهتر می تواند با احساسات شخصیت اصلی در تماس باشد.
وقتی داستان پیش نمی رود و گیر کرده اید، به چیزهایی فکر کنید که ازشان میترسید، بدتان می آید، چندشتان می شود، شما را خارش و عطسه می اندازد. یکی دو تا از آنها را داخل داستان و به جان شخصیت اصلی داستانتان بیندازید.
اینطوری موتور نوشتنتان دوباره روشن می شود چون این تاریکیها و ترسها، احساسات تند و تیز شما را به غليان می اندازند و نویسنده است و غليان احساسات. نویسندگی یعنی احساسات و افکار را در دام کلمه انداختن.
📚 برای داستانت طرحی نداری؟ اشکال نداره!
کریس بتی
به نقل از وبلاگ گیس گلابتون
@Writing_lovers
آدمهایی مثل ما که عاشق کتاب هستند، روز و شبشان با کتاب می گذرد، رمان دوست و رفیق و همراه و یار و یاورشان است. ما عاشق نویسندگان این کتابها هستیم. خب... بیاییم و خودمان هم کتاب تولید کنیم. بیایید و کتاب بنویسید!
شما برای نوشتن یک رمان به تعدادی وسیله نیاز دارید. این وسایل به دو دسته اصلی تقسیم میشوند. آنهایی که میتوانید داخل دهانتان بگذارید و آنهایی که نمیتوانید! شما به یک خودکار، یک دفترچه، یک کامپیوتر احتیاج دارد.
واضح است که قرار نیست اینها را در دهانتان بگذارید. از طرفی به کلی خوراکی و نوشیدنی نیاز دارید که موقع نوشتن مجبور نشوید برای غذا خوردن از جایتان بلند شوید. همان طور که تایپ میکنید، میتوانید غذا بخورید. بیشتر غذاها لپ تاب فرندلی هستند و وقتی روی لپ تاب بریزد، مشکلی پیش نمی آورد. میتوانید غذا را از روی لپ تاب بردارید و دوباره داخل دهانتان بگذارید!
اگر به مدت ۳۰ روز، هر روز ۱۶۷۶ کلمه بنویسید، درپایان یک ماه ۵۰ هزار کلمه نوشته اید، یعنی یک رمان ۲۰۰ صفحه ای.
شرط اصلی این شیوه رمان نگاری، نوشتن بدون حذف و ویرایش است. فقط باید بگذاری قلم روی کاغذ بدود و برود و برود تا دوردست.
لازم نیست قبل از نوشتن رمان، طرح بزنید. کافیاست شخصیت قوی و خوبی انتخاب کنید. بعد خود شخصیت داستان را برایت روایت می کند. خودش داستان را پیش خواهد برد.
برای شخصیت اصلی داستان، یک آدم باحال انتخاب کنید، چون قرار است یک ماه با او وقت بگذرانید. پس باید او را دوست داشته باشید و بتوانید یک ماه با او سر کنید.
رمان نویس مبتدی بهتر است شخصیت اصلی داستان را همجنس خود انتخاب کند و از زاویه دید اول شخص بنویسد. اینطوری بهتر می تواند با احساسات شخصیت اصلی در تماس باشد.
وقتی داستان پیش نمی رود و گیر کرده اید، به چیزهایی فکر کنید که ازشان میترسید، بدتان می آید، چندشتان می شود، شما را خارش و عطسه می اندازد. یکی دو تا از آنها را داخل داستان و به جان شخصیت اصلی داستانتان بیندازید.
اینطوری موتور نوشتنتان دوباره روشن می شود چون این تاریکیها و ترسها، احساسات تند و تیز شما را به غليان می اندازند و نویسنده است و غليان احساسات. نویسندگی یعنی احساسات و افکار را در دام کلمه انداختن.
📚 برای داستانت طرحی نداری؟ اشکال نداره!
کریس بتی
به نقل از وبلاگ گیس گلابتون
@Writing_lovers
شخصا معتقدم که داستان انعطاف پذیرترین و پرظرفیت ترین شکل هنری است و هنوز هم فضای بیکرانش را برای تخيل ما از دست نداده و هنوز هم می تواند به آرزوی درونی ما برای ماجراجویی بیشتر پاسخ دهد. اگر فردیت انسان مهم نیست، پس چه چیزی مهم است؟ و کجا بهتر از دروغ زیبای داستان می توان با فردیت انسان روبه رو شد، آن را محک زد و از آن لذت برد؟
جان آپدایک
@Writing_lovers
جان آپدایک
@Writing_lovers
اگر قصد نوشتنِ رمان دارید، خواندن رمانهای معروف و قدرتمند جهان، ایدهی خوبی است. حاصلِ تلاش برای نوشتن در ژانری که هرگز کتابی دربارهاش نخواندهاید، یک اثر پیشپاافتاده خواهد شد و بدونشک، خوانندگانِ مشتاق این ژانر متوجه فقدان توانایی شما خواهند شد.
@Writing_lovers
@Writing_lovers
معرفی کتابهای آموزش رماننویسی
۱) «هنر رمان» ناصر ایرانی
۲) «هنر رمان نویسی» مارینا اولیور
۳) «رماننویسی در وقت اضافه» محسن سلیمانی
@Writing_lovers
۱) «هنر رمان» ناصر ایرانی
۲) «هنر رمان نویسی» مارینا اولیور
۳) «رماننویسی در وقت اضافه» محسن سلیمانی
@Writing_lovers
آرتور سی کلارک در پاسخ به سوال شاگردش استفان بکستر که از او پرسید: استاد چه کنم تا نوشته هایم بهتر شوند؟
پاسخ داد: بیشتر بنویس!
@Writing_lovers
پاسخ داد: بیشتر بنویس!
@Writing_lovers
کتاب
✍ معصومه حامی دوست
گالیله میگوید:«کتاب ِ بزرگ ِطبیعت، در برابر ما گشوده است.»
کتاب ِ طبیعت، استعارهای است برای توضیح بیشتر طبیعت، اما کاربرد چنین استعارهای نشانهی جایگاه عظیمی است که کتاب در پیشفرضهای جمعی و فرهنگی ما انسانها دارد.
در واقع استعارههایی چون
جهان، کتابی است...
طبیعت، کتابی است...
دوستی، کتابی است...
انسان، کتابی است...
ریشه در تجربههای بنیادین بشر دارد و به این معنی است که ما مفاهیم جهان و طبیعت را در قالب یک مفهوم عمیق یعنی کتاب، ادراک میکنیم.
تفکر به این موارد ترغیبم میکند تا به دنبال ایتمولوژی(ریشهشناسی) خاصی برای واژه کتاب باشم و صرفا به این تعریف که کتابهای نخستین به شکل لوحهای گلی، چوبی، عاجی یا مجموعهای از ورقهای کاغذ و پوست آهو بودند، بسنده نکنم.
از این منظر کتابها، فقط صفحاتی حاوی اطلاعات نیستند بلکه مقولهای هستی شناختیاند که با تار و پود ادراکی ذهن بشر در طول تاریخ پیوند دارند و سخت با باورها و نظام شناختی ما در هم تنیده شده است.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
گالیله میگوید:«کتاب ِ بزرگ ِطبیعت، در برابر ما گشوده است.»
کتاب ِ طبیعت، استعارهای است برای توضیح بیشتر طبیعت، اما کاربرد چنین استعارهای نشانهی جایگاه عظیمی است که کتاب در پیشفرضهای جمعی و فرهنگی ما انسانها دارد.
در واقع استعارههایی چون
جهان، کتابی است...
طبیعت، کتابی است...
دوستی، کتابی است...
انسان، کتابی است...
ریشه در تجربههای بنیادین بشر دارد و به این معنی است که ما مفاهیم جهان و طبیعت را در قالب یک مفهوم عمیق یعنی کتاب، ادراک میکنیم.
تفکر به این موارد ترغیبم میکند تا به دنبال ایتمولوژی(ریشهشناسی) خاصی برای واژه کتاب باشم و صرفا به این تعریف که کتابهای نخستین به شکل لوحهای گلی، چوبی، عاجی یا مجموعهای از ورقهای کاغذ و پوست آهو بودند، بسنده نکنم.
از این منظر کتابها، فقط صفحاتی حاوی اطلاعات نیستند بلکه مقولهای هستی شناختیاند که با تار و پود ادراکی ذهن بشر در طول تاریخ پیوند دارند و سخت با باورها و نظام شناختی ما در هم تنیده شده است.
@Writing_lovers
زنی پیشرو به عنوان عروس به مزرعه بزرگی میرود. او در رویاهایش میخواهد نویسنده شود، اما آنجا خانه و خانهداری وجود دارد که او باید مراقبشان باشد.
زمینی هست که باید کاشته شود و نیز محصولی که باید درو شود. هر تکه کاغذی که به خانه میآید ، زن با دقت چین و چروکش را اتو میکند و نگهش میدارد تا بالاخره زمانی برسد که داستان های زیبایی را که درونش میجوشد روی آنها بنویسد.
و بالاخره آن روز فرامیرسد، بچه ها ازدواج میکنند و میروند سر خانه و زندگیشان و مزرعه ثمر میدهد.
ولی وقتی زن تلاش میکند داستانی بنویسد در مییابد که قریحهاش به خاطر سالهای سال بی استفاده ماندن تحلیل رفتهاست، او هنوز میتواند داستانهایی که دوست دارد بنویسد، احساس کند ولی مجبور است رؤیای درخشانش را همراه تودهی کاغذهایی که دیگر میداند برای همیشه خالی خواهد ماند، کنار بگذارد.
نویسنده هوشمند کسی است که این واقعیت را میپذبرد که خلاقیت و تواناییاش در نوشتن ، اگر کنار گذاشته شود، ماندگار نخواهد بود.
پس فراموش نکنید تا زمانی که به طور منظم مینویسید، قریحهتان میتواند به بهترین شکل خودش را احیا کند.
جین. اوون
📚 حرفه: داستاننویس جلد(۱)
@Writing_lovers
زمینی هست که باید کاشته شود و نیز محصولی که باید درو شود. هر تکه کاغذی که به خانه میآید ، زن با دقت چین و چروکش را اتو میکند و نگهش میدارد تا بالاخره زمانی برسد که داستان های زیبایی را که درونش میجوشد روی آنها بنویسد.
و بالاخره آن روز فرامیرسد، بچه ها ازدواج میکنند و میروند سر خانه و زندگیشان و مزرعه ثمر میدهد.
ولی وقتی زن تلاش میکند داستانی بنویسد در مییابد که قریحهاش به خاطر سالهای سال بی استفاده ماندن تحلیل رفتهاست، او هنوز میتواند داستانهایی که دوست دارد بنویسد، احساس کند ولی مجبور است رؤیای درخشانش را همراه تودهی کاغذهایی که دیگر میداند برای همیشه خالی خواهد ماند، کنار بگذارد.
نویسنده هوشمند کسی است که این واقعیت را میپذبرد که خلاقیت و تواناییاش در نوشتن ، اگر کنار گذاشته شود، ماندگار نخواهد بود.
پس فراموش نکنید تا زمانی که به طور منظم مینویسید، قریحهتان میتواند به بهترین شکل خودش را احیا کند.
جین. اوون
📚 حرفه: داستاننویس جلد(۱)
@Writing_lovers
🎞چهگونه حس مقاومت در نوشتن را از بین ببریم؟
مدت ۶:۲۹ دقیقه
http://arttalks.ir/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86/
@Writing_lovers
مدت ۶:۲۹ دقیقه
http://arttalks.ir/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86/
@Writing_lovers
آرت تاکس
ورکشاپ ۴ | چهگونه حس مقاومت در نوشتن را از بین ببریم؟
زیرنویس اختصاصی از آرتتاکس: در قسمت نخست این ورکشاپ دربارهی این حرف خواهیم زد: سختی ماجرا در نوشتن نیست. سختی واقعی، نشستن برای نوشتن است چارلز بوکفسکی در این مورد که نویسنده چه چیزی باید داشته باشد، شعری سروده است: «اگر از درونتان نشکفد با وجود هر چیزی…
روزی شیخ المشایخ نزد ابوالحسن خرقانی آمد. طاسی پرآب پیش شیخ نهاده بود. شیخ المشایخ دست در آب کرد و ماهی زنده بیرون آورد. ابوالحسن گفت: «از آب ماهی نمودن، آسان است، از آب، آتش باید نمود!»
تذکره الاولیا عطار نیشابوری
@Writing_lovers
تذکره الاولیا عطار نیشابوری
@Writing_lovers