نکته مهم در خواندن کتاب این است که در کنار گذاشتن یک چیز عجول نباشیم:
وقتی میشنویم دیگرانی که موضعی خوشدلانهتر نسبت به کتابی داشتهاند؛ از آن چیزی آموخته اند که ما به آن دقت نکردهایم، ممکن است باعث شود که انگیزه پیدا کنیم تا در آینده خودمان خوشدلانه تر بخوانیم.
آلن جیکوبز
لذت خواندن در عصر حواسپرتی
ترجمه: علی امیری
نشر : ترجمان
@Writing_lovers
وقتی میشنویم دیگرانی که موضعی خوشدلانهتر نسبت به کتابی داشتهاند؛ از آن چیزی آموخته اند که ما به آن دقت نکردهایم، ممکن است باعث شود که انگیزه پیدا کنیم تا در آینده خودمان خوشدلانه تر بخوانیم.
آلن جیکوبز
لذت خواندن در عصر حواسپرتی
ترجمه: علی امیری
نشر : ترجمان
@Writing_lovers
بیراه نیست اگر بگوییم هر کس کلمات بیشتری دارد، نویسندهتر است. فقر واژگانی نوشته را افسرده، کلیشهای و کسالتبار میکند.
غنای واژگانی، وامدار تنوع و تعداد کلمات غیرتکراری و غیرمنتظره در یک نوشته است.
یک نویسندهٔ چیرهدست میداند که برای هر مفهومی، دهها کلمه وجود دارد که بهاقتضای کلام و تناسب مقام، میتوان یکی را برگزید و بهکار گرفت.
مثلاً برای مفهوم «علم» دهها کلمه و ترکیبِ بسیط و تعبیر تازه میتوان یافت که همگی نزدیک به معنای علم، یا حتی مترادف آن باشد؛ کلماتی مانند دانش، آگاهی، معرفت، بصیرت، آشنایی، فن و هنر.
رضا بابایی
@Writing_lovers🖌
غنای واژگانی، وامدار تنوع و تعداد کلمات غیرتکراری و غیرمنتظره در یک نوشته است.
یک نویسندهٔ چیرهدست میداند که برای هر مفهومی، دهها کلمه وجود دارد که بهاقتضای کلام و تناسب مقام، میتوان یکی را برگزید و بهکار گرفت.
مثلاً برای مفهوم «علم» دهها کلمه و ترکیبِ بسیط و تعبیر تازه میتوان یافت که همگی نزدیک به معنای علم، یا حتی مترادف آن باشد؛ کلماتی مانند دانش، آگاهی، معرفت، بصیرت، آشنایی، فن و هنر.
رضا بابایی
@Writing_lovers🖌
پروست برای توصیف نویسنده از شناسه ی کار کردن استفاده میکند. می گوید آثارش را مثل خیاطی که لباس می دوزد خلق می کند. لازمه ی این کاری است مداوم و دقیق که به جمع آوری اطلاعات، حساسیت به موقعیت و نهایت کاری خلاق، نظیر کار پروست، نیازمند است.
وقتی خود را برای نوشتن در جست وجوی زمان از دست رفته، در اتاق محبوس کرد دائم کار کرد.
اساسا برای نوشتن باید دو زمان در نظر گرفت. اول زمان گرم شدن: یعنی سلانه سلانه رفتنی که به تند رفتن می رسد و در آن خاطرات، احساسات و رویدادها برای پرواز محملی می یابند. ما هم میگذاریم تا آنها شکوفا شوند.
بعد زمان دوم، وقت نوشتن و میز تحریر، فرا می رسد و یا در مورد پروست زمان رفتن به بستر و نوشتن)
نوشتن لذت دارد اما در عین حال لذت
سختی است. زیرا برای این کار باید مراحل سختی را پشت سر بگذاریم که هر یک با خطرهایی همراه است.
مثلا اول برای نوشتن شوق داری، بعد تهدیدها و خطرها پیدا می شوند، تنبلی ها، وسوسه ی ادامه ندادن، خستگی، انزجار.
درست یک ساعت قبل داشتم از خاطرات روزانه ی تولستوی یادداشت هایی برمی داشتم. او مردی بود مبادی آداب و مقررات و طبق بینش زمانه اش معتقد بود باید با بطالت برخورد قاطعی داشت.
او پیوسته نقاط ضعف و خطاهایش را یادداشت می کند. این کار را هم با عجب تلاش پیگری انجام می دهد.
اگر ما به لحاظ خصلت تنبل هستیم و یا این که می خواهیم تنبلی پیشه کنیم، هر دوی اینها می توانند فریبمان بدهند و یا ما را در موضع تدافعی بگذارند، در این صورت باید با نویسندگی خداحافظی کنیم.
رولان بارت
پروست و من
ترجمه احمد اخوت
نشر افق
@Writing_lovers
وقتی خود را برای نوشتن در جست وجوی زمان از دست رفته، در اتاق محبوس کرد دائم کار کرد.
اساسا برای نوشتن باید دو زمان در نظر گرفت. اول زمان گرم شدن: یعنی سلانه سلانه رفتنی که به تند رفتن می رسد و در آن خاطرات، احساسات و رویدادها برای پرواز محملی می یابند. ما هم میگذاریم تا آنها شکوفا شوند.
بعد زمان دوم، وقت نوشتن و میز تحریر، فرا می رسد و یا در مورد پروست زمان رفتن به بستر و نوشتن)
نوشتن لذت دارد اما در عین حال لذت
سختی است. زیرا برای این کار باید مراحل سختی را پشت سر بگذاریم که هر یک با خطرهایی همراه است.
مثلا اول برای نوشتن شوق داری، بعد تهدیدها و خطرها پیدا می شوند، تنبلی ها، وسوسه ی ادامه ندادن، خستگی، انزجار.
درست یک ساعت قبل داشتم از خاطرات روزانه ی تولستوی یادداشت هایی برمی داشتم. او مردی بود مبادی آداب و مقررات و طبق بینش زمانه اش معتقد بود باید با بطالت برخورد قاطعی داشت.
او پیوسته نقاط ضعف و خطاهایش را یادداشت می کند. این کار را هم با عجب تلاش پیگری انجام می دهد.
اگر ما به لحاظ خصلت تنبل هستیم و یا این که می خواهیم تنبلی پیشه کنیم، هر دوی اینها می توانند فریبمان بدهند و یا ما را در موضع تدافعی بگذارند، در این صورت باید با نویسندگی خداحافظی کنیم.
رولان بارت
پروست و من
ترجمه احمد اخوت
نشر افق
@Writing_lovers
تمرین
همچنان که به فعالیتهای روزانهتان میپردازید، در رستوران، اتوبوس، کتاب خانه، به قیافه غریبهای که نظرتان را جلب کرده و حدس میزنید ممکن است دیگر نبینیدش نگاه کنید. «چی میشه اگه...» را بازی کنید و بدون این که با او صحبت کنید، حدس بزنید چرا آن جاست، از کجا آمده، به کجا میرود و با چه آدمهایی نشست و برخاست دارد. سه حدس گوناگون بزنید و از هر کدام صحنهای بنویسید.
@Writing_lovers🖌
همچنان که به فعالیتهای روزانهتان میپردازید، در رستوران، اتوبوس، کتاب خانه، به قیافه غریبهای که نظرتان را جلب کرده و حدس میزنید ممکن است دیگر نبینیدش نگاه کنید. «چی میشه اگه...» را بازی کنید و بدون این که با او صحبت کنید، حدس بزنید چرا آن جاست، از کجا آمده، به کجا میرود و با چه آدمهایی نشست و برخاست دارد. سه حدس گوناگون بزنید و از هر کدام صحنهای بنویسید.
@Writing_lovers🖌
کتاب «تفسیرهای زندگی» مجموعهای است از مقالات درباره ۲۵ نویسنده معروف معاصر. هر مقاله با زندگینامه شخص شروع می شود و به بررسی آثارش می رسد. این کتاب خواندنی بیش از هر چیز اعترافات یک دوستار ادبیات است.
ویل دورانت
ترجمه ابراهیم مشعری
نشر نیلوفر
@Writing_lovers
ویل دورانت
ترجمه ابراهیم مشعری
نشر نیلوفر
@Writing_lovers
نوشتن نوعی کشف است. ما از راه داستاننویسی ایدهها، نگرشها و تجارب شخصیمان را کشف میکنیم.
مارگارت لوک
@Writing_lovers
مارگارت لوک
@Writing_lovers
سه گام مهم
✍ معصومه حامی دوست
شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که در نویسندگی، یادگیری فوت و فنهای زبانی در اولویت است یا کیفیت محتوایی که قصد بیانش را داریم؟
نویسندگان بزرگ به سؤالاتی از این دست پاسخهایی دادهاند که میتواند برای نویسندگان جوان مفید باشد:
اندرو میلر میگوید :« هیچ کس نمیتواند مدتی طولانی بنویسید و احساس نکند که وارد هزارتویی شده و بتواند از آن خارج شود.»
اولین و مهمترین گام در نویسندگی این است که هر روز زمانی برای تمرین کردن در نظر بگیرید.
مؤثرترین روشی که اندرو میلر برای این کار پیشنهاد میکند « آزاد نویسی یا بداهه نویسی است.»
در این روش باید بی وقفه بنویسید. نیازی به ویرایش نوشته تان ندارید و حتی لازم نیست حرف مهمی برای گفتن داشته باشید.
مهم این است که هر چه به ذهنتان میرسد بنویسید و هر روز زمانی را به نوشتن اختصاص دهید. تعهد به این تمرین، عادت مهم نوشتن تحت هر شرایطی را در شما به وجود میآورد.
شاهین کلانتری یادداشت فوق العاده مفیدی درباره نوشتن روزانه دارد که میتوانید آن را در لینک زیر بخوانید:
https://goo.gl/25Q7x4
گام بعدی این است که آنچه را با گوشت و خون درک کرده اید، صادقانه بیان کنید.
گرترود استاین معتقد است:
« هر نوشته باید دستمایهای باشد که حاصل تفکر به یک شیوهی زندگی است و بقیه مسائل از جمله زبان و عناصر داستان فرع ماجرا است.»
پس به بیان صادقانه آنچه میاندیشید بپردازید، به یاد داشته باشید هر نوشته باید حاصل تفکر به یک شیوهزندگی و بیان آن باشد.
گام سوم به کارگیری ابزار کار داستان نویسی یعنی زبان و عناصر داستان است. اما برای یادگیری فوت و فن های کار چه باید کرد؟
۱) تا میتوانید مطالعه کنید. داستانها را بخوانید و ببینید که نویسندگان مورد علاقهتان چطور از زبان استفاده کردهاند.
۲) به عناصر داستان نگاهی بیندازید، از مطالعه موارد تخصصی داستان نویسی نترسید.
ضرورتی ندارد خیلی زود آنها در نوشته هایتان به کار بگیرید اما لازم است به عنوان یک نویسنده به ابزار کارتان تجهیز باشید.
۳) جهان بینیتان را نسبت به اطراف تان گسترش دهید. نویسنده باید فرهیخته باشد پس مهم است که بتواند در چیزهایی که بدیهی فرض میشود تردید ایجاد کند و در صورت لزوم به بازبینی قواعد بپردازد.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که در نویسندگی، یادگیری فوت و فنهای زبانی در اولویت است یا کیفیت محتوایی که قصد بیانش را داریم؟
نویسندگان بزرگ به سؤالاتی از این دست پاسخهایی دادهاند که میتواند برای نویسندگان جوان مفید باشد:
اندرو میلر میگوید :« هیچ کس نمیتواند مدتی طولانی بنویسید و احساس نکند که وارد هزارتویی شده و بتواند از آن خارج شود.»
اولین و مهمترین گام در نویسندگی این است که هر روز زمانی برای تمرین کردن در نظر بگیرید.
مؤثرترین روشی که اندرو میلر برای این کار پیشنهاد میکند « آزاد نویسی یا بداهه نویسی است.»
در این روش باید بی وقفه بنویسید. نیازی به ویرایش نوشته تان ندارید و حتی لازم نیست حرف مهمی برای گفتن داشته باشید.
مهم این است که هر چه به ذهنتان میرسد بنویسید و هر روز زمانی را به نوشتن اختصاص دهید. تعهد به این تمرین، عادت مهم نوشتن تحت هر شرایطی را در شما به وجود میآورد.
شاهین کلانتری یادداشت فوق العاده مفیدی درباره نوشتن روزانه دارد که میتوانید آن را در لینک زیر بخوانید:
https://goo.gl/25Q7x4
گام بعدی این است که آنچه را با گوشت و خون درک کرده اید، صادقانه بیان کنید.
گرترود استاین معتقد است:
« هر نوشته باید دستمایهای باشد که حاصل تفکر به یک شیوهی زندگی است و بقیه مسائل از جمله زبان و عناصر داستان فرع ماجرا است.»
پس به بیان صادقانه آنچه میاندیشید بپردازید، به یاد داشته باشید هر نوشته باید حاصل تفکر به یک شیوهزندگی و بیان آن باشد.
گام سوم به کارگیری ابزار کار داستان نویسی یعنی زبان و عناصر داستان است. اما برای یادگیری فوت و فن های کار چه باید کرد؟
۱) تا میتوانید مطالعه کنید. داستانها را بخوانید و ببینید که نویسندگان مورد علاقهتان چطور از زبان استفاده کردهاند.
۲) به عناصر داستان نگاهی بیندازید، از مطالعه موارد تخصصی داستان نویسی نترسید.
ضرورتی ندارد خیلی زود آنها در نوشته هایتان به کار بگیرید اما لازم است به عنوان یک نویسنده به ابزار کارتان تجهیز باشید.
۳) جهان بینیتان را نسبت به اطراف تان گسترش دهید. نویسنده باید فرهیخته باشد پس مهم است که بتواند در چیزهایی که بدیهی فرض میشود تردید ایجاد کند و در صورت لزوم به بازبینی قواعد بپردازد.
@Writing_lovers
شاهین کلانتری | نوشتن و نویسندگی
فرشتۀ ثبت افکار و اعمال+گزارش 6 ساعته
نویسندۀ پیگیر و سرسخت در ابتدای مسیر نوشتن باید نقش فرشتۀ ثبت اعمال را ایفا کند. تمرین نوشتن نه با تخیل دربارۀ چیزهای عجیبوغریب، که با نگارش حدیث نفس...
Forwarded from ادبیاتliterature9@
@literature9
▪️[ماجرای یک اعتراف]
● بیشتر همسایههایی که در آپارتمان و کوچه، همشهریهایی که در خیابان و بازار، و ایرانیهایی که در فضای مجازی میبینیم، یک اجحاف بزرگ را بر خود روا میدارند: [خویشتن را فرسنگ ها از رمان دور نگاه می دارند]. عامیِ نابینا - در لغت، ریشهی عامی از عُمی: کوری است - که جای خود دارد، عارف بینا هم فریب خورده و مستغنی، در بهترین حالت میگوید، هنوز احساس نیاز به رمان و داستان نکردهام! [ این چه استغناست یا رب ...؟! ]
کسی که به دنبال سرگرمیاست، خب به سراغ اسبابش میرود، کسی که جویای معرفت است، طالب استادش میشود، کسی که خواهان علم است، پرسانِ کتابش میگردد، اما محل تلاقی اینها کجاست؟! "رمان". به عبارت دیگر : تو اگر فلسفه بخوانی؛ فقط فلسفه خواندهای، تو اگر روانشناسی بخوانی؛ فقط روانشناسی خواندهای، تو اگر جامعهشناسی بخوانی؛ فقط جامعهشناسی خواندهای، و...،
ولی #اگر_رمان_بخوانی_همهی_اینها_را_خواندهای
البته، از دریچهای دیگر هم بنگریم، انسان امروزی که وقت برایش اهمیت دارد، دنبال اسطورهها و حماسهها و شاهنامههای دوران قدیم نمیرود که هیچ، در پی رمان عصر جدید هم نمیرود، رمان و رمانخوانی بیشتر از آنکه متعلق به دوران جدید باشد، تعلق به دوران پیشاتجدد غیر وسطایی دارد، دختر آن روزگار بود که در برجهای عریض و طویل و مرتفع عصر بورژوایی مینشست، از فرط بیکاری، کتاب داستانی به دست میگرفت تا اوقاتش به جای تلخی، دست کم پر شود، حتی اگر شیرین نشود. و خب سِر وانتسی هم میخواست که دُنکیشوتی عرضه کند تا آن پسرک جامعه، در خوشترین صورت، به جای فرار از کشاورزی، قرار در کتاب بگیرد. شاید نمایشنامه - به خاطر کوتاهیاش - برای انسان امروزی مناسبتر باشد، و همچنین خاطره و زندگینامه - به خاطر خالی بودن هر چه بیشترشان از مجاز و کنایه و استعاره و نشانهای که فهمشان وقتگیر است -.
با این حال برای ما ایرانیان که بدون تعارف - حتی اگر از میوههای تکنولوژیکال عصر مدرن بهرهمند باشیم- واجد ریشههای معرفت شناسانهی دوران مدرن نیستیم، این رمان است که میتواند ما را وارد دنیای جدید بکند، نگران آن وقت و زمان هم اگر هستیم، لااقل داستان کوتاه بخوانیم! این خشونتهای مذهبی و این درگیریهای غیرمذهبی کشور ما و پیرامونش بیشک اگر از بین نرود، با خواندن رمان -که تصویر زندگی و موقعیتهای آدمهاییاست مانند ما- کم میشود.
■ این ها را گفتم تا دعوت کنم، متن سخنرانی جناب محمدمنصور هاشمی در مجلس رونمایی "فانوس جادویی زمان" آخرین اثر منتشر شدهی دکتر شایگان را بخوانید، حوصلهی خواندن کل متن را هم ندارید - که خواهش میکنم داشته باشید - آن دو پاراگراف آخر، راجع به اهمیت رمانخوانی را حتما بخوانید، همان دو بند انتهاییاست که کسی مانند نصر الله پورجوادی گرامی را وادار میکند تا بگوید: من در پنجاه سال گذشته مجموع رمانهائی که خواندهام از ده تا تجاوز نمیکند. قبلا رمانخوان بودم ولی فلسفه و عرفان رمان را از دست من گرفت. ... باید اعتراف کنم كه هاشمی و تا اندازهای خود شایگان دیشب این احساس را در من ایجاد کردند که کاش در این سالها بیشتر رمان خوانده بودم.
http://telegra.ph/Ziya-01-04
▪️[ماجرای یک اعتراف]
● بیشتر همسایههایی که در آپارتمان و کوچه، همشهریهایی که در خیابان و بازار، و ایرانیهایی که در فضای مجازی میبینیم، یک اجحاف بزرگ را بر خود روا میدارند: [خویشتن را فرسنگ ها از رمان دور نگاه می دارند]. عامیِ نابینا - در لغت، ریشهی عامی از عُمی: کوری است - که جای خود دارد، عارف بینا هم فریب خورده و مستغنی، در بهترین حالت میگوید، هنوز احساس نیاز به رمان و داستان نکردهام! [ این چه استغناست یا رب ...؟! ]
کسی که به دنبال سرگرمیاست، خب به سراغ اسبابش میرود، کسی که جویای معرفت است، طالب استادش میشود، کسی که خواهان علم است، پرسانِ کتابش میگردد، اما محل تلاقی اینها کجاست؟! "رمان". به عبارت دیگر : تو اگر فلسفه بخوانی؛ فقط فلسفه خواندهای، تو اگر روانشناسی بخوانی؛ فقط روانشناسی خواندهای، تو اگر جامعهشناسی بخوانی؛ فقط جامعهشناسی خواندهای، و...،
ولی #اگر_رمان_بخوانی_همهی_اینها_را_خواندهای
البته، از دریچهای دیگر هم بنگریم، انسان امروزی که وقت برایش اهمیت دارد، دنبال اسطورهها و حماسهها و شاهنامههای دوران قدیم نمیرود که هیچ، در پی رمان عصر جدید هم نمیرود، رمان و رمانخوانی بیشتر از آنکه متعلق به دوران جدید باشد، تعلق به دوران پیشاتجدد غیر وسطایی دارد، دختر آن روزگار بود که در برجهای عریض و طویل و مرتفع عصر بورژوایی مینشست، از فرط بیکاری، کتاب داستانی به دست میگرفت تا اوقاتش به جای تلخی، دست کم پر شود، حتی اگر شیرین نشود. و خب سِر وانتسی هم میخواست که دُنکیشوتی عرضه کند تا آن پسرک جامعه، در خوشترین صورت، به جای فرار از کشاورزی، قرار در کتاب بگیرد. شاید نمایشنامه - به خاطر کوتاهیاش - برای انسان امروزی مناسبتر باشد، و همچنین خاطره و زندگینامه - به خاطر خالی بودن هر چه بیشترشان از مجاز و کنایه و استعاره و نشانهای که فهمشان وقتگیر است -.
با این حال برای ما ایرانیان که بدون تعارف - حتی اگر از میوههای تکنولوژیکال عصر مدرن بهرهمند باشیم- واجد ریشههای معرفت شناسانهی دوران مدرن نیستیم، این رمان است که میتواند ما را وارد دنیای جدید بکند، نگران آن وقت و زمان هم اگر هستیم، لااقل داستان کوتاه بخوانیم! این خشونتهای مذهبی و این درگیریهای غیرمذهبی کشور ما و پیرامونش بیشک اگر از بین نرود، با خواندن رمان -که تصویر زندگی و موقعیتهای آدمهاییاست مانند ما- کم میشود.
■ این ها را گفتم تا دعوت کنم، متن سخنرانی جناب محمدمنصور هاشمی در مجلس رونمایی "فانوس جادویی زمان" آخرین اثر منتشر شدهی دکتر شایگان را بخوانید، حوصلهی خواندن کل متن را هم ندارید - که خواهش میکنم داشته باشید - آن دو پاراگراف آخر، راجع به اهمیت رمانخوانی را حتما بخوانید، همان دو بند انتهاییاست که کسی مانند نصر الله پورجوادی گرامی را وادار میکند تا بگوید: من در پنجاه سال گذشته مجموع رمانهائی که خواندهام از ده تا تجاوز نمیکند. قبلا رمانخوان بودم ولی فلسفه و عرفان رمان را از دست من گرفت. ... باید اعتراف کنم كه هاشمی و تا اندازهای خود شایگان دیشب این احساس را در من ایجاد کردند که کاش در این سالها بیشتر رمان خوانده بودم.
http://telegra.ph/Ziya-01-04
Telegraph
Ziya
عصر دوشنبه یازدهم دیماه 1396 به همت همیشهستودنی جناب آقای علی دهباشی "شب مارسل پروست" از سلسله شبهای مجله "بخارا" با حضور استادان ارجمندی همچون دکتر ژاله آموزگار، دکتر نصرالله پورجوادی، دکتر محمدرضا باطنی و دکتر ایرج پارسینژاد برگزار شد. مناسبت این شب…
نوشتن، نکات مهم را کشف میکند و به شما میگوید.
از نویسنده های بزرگ یاد بگیرید: شخصیت های داستانی بسیاری از نویسندگان وقتی شروع به شکل گیری میکنند که کلماتی دربارهی شان روی کاغذ بیاید.
تورگینف قبل از آنکه نوشتن داستانی را شروع کند، نوشتههایی طولانی دربارهی شخصیت ها مینوشت که هیچ طرح و نقشهای نداشت. آنتوان چخوف پیشینهی شخصیت ها را مینوشت و میگذاشت کنار.
اما تازه کارها چنین کارهای مقدماتی را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند. آنها منتظر یک پی رنگ تمام و کمال هستند، یک کار کامل، یک عروج متعالی.
بزرگترین نویسندهها هم _ تکرار میکنم_ نمیتوانند از عهده چنین کاری بربیایند. اگر در حال حاضر ذهنیت ادبی شما نمیتواند ایدههایی عالی برای نوشتن داستان را ساخته و پرداخته کند، کاری نمیتوانید بکنید جز اینکه همان چیزی را که الان میدانید، بنویسید، تا روزی که زمان الهام هم فرابرسد.
توماس. اوزل
@Writing_lovers
از نویسنده های بزرگ یاد بگیرید: شخصیت های داستانی بسیاری از نویسندگان وقتی شروع به شکل گیری میکنند که کلماتی دربارهی شان روی کاغذ بیاید.
تورگینف قبل از آنکه نوشتن داستانی را شروع کند، نوشتههایی طولانی دربارهی شخصیت ها مینوشت که هیچ طرح و نقشهای نداشت. آنتوان چخوف پیشینهی شخصیت ها را مینوشت و میگذاشت کنار.
اما تازه کارها چنین کارهای مقدماتی را در درجه دوم اهمیت قرار میدهند. آنها منتظر یک پی رنگ تمام و کمال هستند، یک کار کامل، یک عروج متعالی.
بزرگترین نویسندهها هم _ تکرار میکنم_ نمیتوانند از عهده چنین کاری بربیایند. اگر در حال حاضر ذهنیت ادبی شما نمیتواند ایدههایی عالی برای نوشتن داستان را ساخته و پرداخته کند، کاری نمیتوانید بکنید جز اینکه همان چیزی را که الان میدانید، بنویسید، تا روزی که زمان الهام هم فرابرسد.
توماس. اوزل
@Writing_lovers
وقتی کتابی میخوانید تنها نظر نویسنده را مدنظر قرار ندهید. کمی فکر کنید و ببینید نظر خودتان در مورد آن موضوع چیست؟
انجمن شاعران مرده
@Writing_lovers
انجمن شاعران مرده
@Writing_lovers
❤2
داستان نویسان ما بایستی پشتوانههای داستانی خودشان را افزایش دهند. ادبیات بزمی، رزمی، عرفانی و.... هرکدام با غنای خاصی که دارند می تواند پشتوانه پیشرفت و رشد و حتی جهانی شدن امروز ایران باشد.
من اینها را گفتم تا به این هشدار برسم که ما شاهد پدیدهی «خبرگان عامی» نباشیم:
یعنی اینکه قصه نویس ما در قصه نویسی اش کارآمد و توانا باشد، اما شناختش از شعر بسیار سطحی و در حد یک آدم معمولی و ابتدایی باشد.
من در میان داستان نویسان خودمان کم دیدهام داستان نویسانی که مولانا یا حافظ را به خوبی مطالعه کرده یا حتی علاقه ای به آنها داشته باشند و یا در شعر معاصر آثار نیما یوشیج، سپهری و... را خوانده باشند.
همین نکته را در سینما و ادبیات هم به شکلی دنبال کرده ام و گفته ام که ما سینماگرانی داریم که ذائقه ادبی شان مربوط به صد سال پیش است و یکسری ادیب هم داریم که وقتی با ایشان صحبت از سینما پیش می آید اطلاعات آنها فراتر از فیلم گنج قارون نمی رود.
من به اینها می گویم خبرگان عامی. به هر جهت نوعی همسایگی بین همهی هنرها وجود دارد که بایستی به این توجه بشود.
اما من به عنوان آخرین صحبت نصیحتی برادرانه به عزیزان قصه نویس که تازه می خواهند کار خود را شروع کنند دارم (ما در شعر هم همین قضیه را داریم و آن اینکه قصه نویسها بایستی نخست قصه کلاسیک را بشناسد و پس از آن به سراغ " ضد قصه و ضد شخصیت بروند.
شما بایستی شخصیت پردازی را بدانید تا اگر روزی خواستید مانند آلن ربگرییه که به جای یک شخصیت بگویید A و به جای شخصیت دیگر بگویید B دچار مشکل نشوید.
من می گویم که عزیزان قصه نویس بیایند و آن راهها را طی کنند. چون در نهایت، زمانی به جایی میرسند که میبینند خلا دارند و بایستی به عقب بازگردند و یاد بگیرند.
قصه نویس بایستی از تجربه گذشتگان چیزهایی داشته باشد. نمونه سنخيت گفتگو با شخصیت داستانی را میتوانیم در شاهنامه و تذکره الاولیا و خمسه نظامی ببینیم. خیلی از موارد ایجاز داستانی را می توانیم در تذکره الاولیا یا متون عرفانی ببینیم، رجوع قصه نویسان به این منابع عظیم بایستی مداوم باشد.
سید حسن حسینی
#شاهنامه
@Writing_lovers
من اینها را گفتم تا به این هشدار برسم که ما شاهد پدیدهی «خبرگان عامی» نباشیم:
یعنی اینکه قصه نویس ما در قصه نویسی اش کارآمد و توانا باشد، اما شناختش از شعر بسیار سطحی و در حد یک آدم معمولی و ابتدایی باشد.
من در میان داستان نویسان خودمان کم دیدهام داستان نویسانی که مولانا یا حافظ را به خوبی مطالعه کرده یا حتی علاقه ای به آنها داشته باشند و یا در شعر معاصر آثار نیما یوشیج، سپهری و... را خوانده باشند.
همین نکته را در سینما و ادبیات هم به شکلی دنبال کرده ام و گفته ام که ما سینماگرانی داریم که ذائقه ادبی شان مربوط به صد سال پیش است و یکسری ادیب هم داریم که وقتی با ایشان صحبت از سینما پیش می آید اطلاعات آنها فراتر از فیلم گنج قارون نمی رود.
من به اینها می گویم خبرگان عامی. به هر جهت نوعی همسایگی بین همهی هنرها وجود دارد که بایستی به این توجه بشود.
اما من به عنوان آخرین صحبت نصیحتی برادرانه به عزیزان قصه نویس که تازه می خواهند کار خود را شروع کنند دارم (ما در شعر هم همین قضیه را داریم و آن اینکه قصه نویسها بایستی نخست قصه کلاسیک را بشناسد و پس از آن به سراغ " ضد قصه و ضد شخصیت بروند.
شما بایستی شخصیت پردازی را بدانید تا اگر روزی خواستید مانند آلن ربگرییه که به جای یک شخصیت بگویید A و به جای شخصیت دیگر بگویید B دچار مشکل نشوید.
من می گویم که عزیزان قصه نویس بیایند و آن راهها را طی کنند. چون در نهایت، زمانی به جایی میرسند که میبینند خلا دارند و بایستی به عقب بازگردند و یاد بگیرند.
قصه نویس بایستی از تجربه گذشتگان چیزهایی داشته باشد. نمونه سنخيت گفتگو با شخصیت داستانی را میتوانیم در شاهنامه و تذکره الاولیا و خمسه نظامی ببینیم. خیلی از موارد ایجاز داستانی را می توانیم در تذکره الاولیا یا متون عرفانی ببینیم، رجوع قصه نویسان به این منابع عظیم بایستی مداوم باشد.
سید حسن حسینی
#شاهنامه
@Writing_lovers
من پشت میز تحریرم نمینشینم تا بیتی را که بهروشنی در سر دارم بنویسم. اگر روشن باشد، احتیاجی به نوشتن نیست. ما نمینویسیم تا فهمیده شویم، مینویسیم تا بفهمیم.
سی. دی لویس
@Writing_lovers
سی. دی لویس
@Writing_lovers
کاشف دنیای جدید
✍ معصومه حامی دوست
«مهم نیست در دنیای خارج چه میگذرد، بلکه مهم چگونگی تشریح کیفیات برای خواننده است.»
مارک تواین
حتما کتاب «سفرهای مارکو پولو» را خواندهاید، چرا مارکو در میان انبوه سفیران، مورد توجه خاص قوبیلای قاآن بود؟ چه چیز او را مورد ستایش خان میکرد و موجب میشد تا در نظرش فردی خردمند و با فراست جلوه کند؟
در واقع آنچه مارکو را در نظر قوبیلای قاآنارزشمند میکرد دقتش در بازگو کردن جزییات وقایع سفرهایش بود.
سفیران دیگر در حد رفع تکلیف به گزارش سیاسی و مالی میپرداختند مارکو اما در سفرهایش به روایات کهن هر سرزمین توجه میکرد و از سرزمینها و مردمانش برای پادشاه قصه میگفت.
به همین خاطر گزارش سفرهای او همواره آمیزهای دلفریب از افسانه، افشاگریهای شگفت، حقایق، شرححالها و بصیرتی زیرکانه بود.
باید گفت راوی سفرهای مارکو پولو، بیش از هر چیز از مجموع دیدهها و شنیدهها، برای به هیجان آوردن مخاطبش استفاده میکرد و این کلید اصلی یک روایت جذاب و دلنشین است.
آیا شما هم میتوانید از میان آنچه میبینید و میشنوید، دنیای جدیدی برای مخاطبتان تصویر کنید و روایتی زیرکانه و هیجان آور از آن ارائه دهید؟
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
«مهم نیست در دنیای خارج چه میگذرد، بلکه مهم چگونگی تشریح کیفیات برای خواننده است.»
مارک تواین
حتما کتاب «سفرهای مارکو پولو» را خواندهاید، چرا مارکو در میان انبوه سفیران، مورد توجه خاص قوبیلای قاآن بود؟ چه چیز او را مورد ستایش خان میکرد و موجب میشد تا در نظرش فردی خردمند و با فراست جلوه کند؟
در واقع آنچه مارکو را در نظر قوبیلای قاآنارزشمند میکرد دقتش در بازگو کردن جزییات وقایع سفرهایش بود.
سفیران دیگر در حد رفع تکلیف به گزارش سیاسی و مالی میپرداختند مارکو اما در سفرهایش به روایات کهن هر سرزمین توجه میکرد و از سرزمینها و مردمانش برای پادشاه قصه میگفت.
به همین خاطر گزارش سفرهای او همواره آمیزهای دلفریب از افسانه، افشاگریهای شگفت، حقایق، شرححالها و بصیرتی زیرکانه بود.
باید گفت راوی سفرهای مارکو پولو، بیش از هر چیز از مجموع دیدهها و شنیدهها، برای به هیجان آوردن مخاطبش استفاده میکرد و این کلید اصلی یک روایت جذاب و دلنشین است.
آیا شما هم میتوانید از میان آنچه میبینید و میشنوید، دنیای جدیدی برای مخاطبتان تصویر کنید و روایتی زیرکانه و هیجان آور از آن ارائه دهید؟
@Writing_lovers