هیچ نویسنده ذاتی وجود ندارد، فقط نویسندههایی وجود دارند که مطالعه میکنند. برای نویسنده شدن هیچ راه دیگری جز مطالعه وجود ندارد.
هری گلدن
@Writing_lovers
هری گلدن
@Writing_lovers
مردی شروع کرد به نقاشی کردن جهان. با گذشت سالیان، محوطه ای را با تصاویر ولایات، کشورها، کوه ها، خلیج ها، کشتی ها ماهی ها، اتاق ها، ابزارآلات، ستارگان، اسب ها و اشخاص پرکرد. مدت کوتاهی قبل از مرگش، فهمید که آن هزارتوی صبورانه خطوط، طرح کلی و مشخصه های چهره خودش را ترسیم می کند.
خورخه لوئیس بورخس بوئنوس آیرس، ۳۱ اکتبر۱۹۶۰
@Writing_lovers
خورخه لوئیس بورخس بوئنوس آیرس، ۳۱ اکتبر۱۹۶۰
@Writing_lovers
برای اینکه نثر و زبان داستانتان قوی شود، تاریخ بیهقی بخوانید، بوستان و گلستان سعدی بخوانید و ادبیات کلاسیک را مطالعه کنید. نویسندگانی مانند نادر ابراهیمی و محمود دولت آبادی تأکید بسیاری بر بهره مندی از ادب کهن فارسی در داستان نویسی معاصر داشتهاند.
"از سرِ زُلفِ عروسانِ سخن" قطعههایی از متون نثر کلاسیک فارسی به گزینش محمود دولت آبادی است.
تاریخِ بلعمی، تاریخِ طبری، نوروزنامه، تاریخِ بیهقی، سیاستنامه، گلستان سعدی، هزار و یکشب و... را کنار هم آورده، متونی که در سالهای نویسندگیاش بیش از همه با آنها حشر و نشر داشته است.
@Writing_lovers
"از سرِ زُلفِ عروسانِ سخن" قطعههایی از متون نثر کلاسیک فارسی به گزینش محمود دولت آبادی است.
تاریخِ بلعمی، تاریخِ طبری، نوروزنامه، تاریخِ بیهقی، سیاستنامه، گلستان سعدی، هزار و یکشب و... را کنار هم آورده، متونی که در سالهای نویسندگیاش بیش از همه با آنها حشر و نشر داشته است.
@Writing_lovers
Forwarded from طاهره شفیعی
کلمهها زندهاند و
#ادبیات یک گریز است؛
گریزی نه از زندگی، که به سوی آن ...
📕 تولستوی و مبل بنفش
✍🏽 نینا سنکویچ
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
#ادبیات یک گریز است؛
گریزی نه از زندگی، که به سوی آن ...
📕 تولستوی و مبل بنفش
✍🏽 نینا سنکویچ
@TahereShafiei
tahereshafiei.com
Forwarded from نوشتههای مائده | نویسنده تمام وقت
📘📗
اگر یک چیز در دنیا باشد که بشود در آن غرق شد و نمرد، آن کتاب است.
#در_حاشیه_نمایشگاه_کتاب
#نویسنده_تمام_وقت
#مائده_حوایی
کتاب بخوانیم و لذت ببریم.
عکس از غرفه نشر ترجمان
🆔 @mhavaeedotcom
🌐 mhavaee.com
اگر یک چیز در دنیا باشد که بشود در آن غرق شد و نمرد، آن کتاب است.
#در_حاشیه_نمایشگاه_کتاب
#نویسنده_تمام_وقت
#مائده_حوایی
کتاب بخوانیم و لذت ببریم.
عکس از غرفه نشر ترجمان
🆔 @mhavaeedotcom
🌐 mhavaee.com
کتاب واقعی _ کتاب مصنوعی
امسال ورودی نمایشگاه کتاب، غرفهای بود که کتابها را نصف قیمت پشت جلد میفروخت.
مردم برای خرید کتابهای آن صف کشیده بودند.
درون نمایشگاه هم اعلامیههایی دیده میشد با عنوان #کتاب_قاچاق_نخریم.
موضوع از این قراراست که قاچاق کتاب مسئلهای جدی در حوزهی نشر است. البته این فقط یکی از مسائل حاد بحران نشر در ایران است.
(و اینکه چطور این بحرانها بر کیفیت کتابخوانی مان تأثیر خواهند داشت، را بعدها در یادداشتی جداگانه برایتان خواهم گفت.)
طبق آمارهای خانه کتاب، تعداد ناشران حرفهای زیر ۵۰۰ تاست. ناشرنماها و ناشران فصلی دست به کار کپی کتابها میزنند؛
وقتی پای صحبت ناشری حرفهای نشستیم او گفت:« منِ ناشر با وجود همه هزینهها، مترجم، ویراستار و ... چطور میتوانم پنجاه درصد زیر قیمت بفروشم؟!»
نویسنده ای هم شکایت میکرد که کتابهایم در میان همین کتابهای قاچاق است و حاصل زحمتم را به نیم بها توی جیب خودشان میریزند.
اما
#⃣ چطور میتوان از قاچاق کتاب جلوگیری کرد؟
✅ باید به مردم آگاهی داد!
اصحاب رسانه، خانه کتاب، خبرگزاری کتاب، رادیو فرهنگ و دیگر نهادها و حتی کتابخوانها باید در این رابطه فرهنگسازی کنند.
#⃣ چگونه کتاب اصل را تشخیص دهیم:
✅ کتابهای نصف قیمت را نخریم.
✅ از مراکز رسمی و انتشارات معتبر، کتاب تهیه کنیم.
بخشی از تکثیرهای غیرقانونی کتاب توسط نمایشگاههای زیرپلهای و برخی نمایشگاهها از سوی نهادهای دولتی و خصوصی بدون مجوز اتحادیه ناشران انجام میشود.
*⃣ برای آگاهی بیشتر کافیست این موضوع را در گوگل جستجو کنید.
#قاچاق_کتاب
#توزیع_غیر_قانونی
@Writing_lovers
امسال ورودی نمایشگاه کتاب، غرفهای بود که کتابها را نصف قیمت پشت جلد میفروخت.
مردم برای خرید کتابهای آن صف کشیده بودند.
درون نمایشگاه هم اعلامیههایی دیده میشد با عنوان #کتاب_قاچاق_نخریم.
موضوع از این قراراست که قاچاق کتاب مسئلهای جدی در حوزهی نشر است. البته این فقط یکی از مسائل حاد بحران نشر در ایران است.
(و اینکه چطور این بحرانها بر کیفیت کتابخوانی مان تأثیر خواهند داشت، را بعدها در یادداشتی جداگانه برایتان خواهم گفت.)
طبق آمارهای خانه کتاب، تعداد ناشران حرفهای زیر ۵۰۰ تاست. ناشرنماها و ناشران فصلی دست به کار کپی کتابها میزنند؛
وقتی پای صحبت ناشری حرفهای نشستیم او گفت:« منِ ناشر با وجود همه هزینهها، مترجم، ویراستار و ... چطور میتوانم پنجاه درصد زیر قیمت بفروشم؟!»
نویسنده ای هم شکایت میکرد که کتابهایم در میان همین کتابهای قاچاق است و حاصل زحمتم را به نیم بها توی جیب خودشان میریزند.
اما
#⃣ چطور میتوان از قاچاق کتاب جلوگیری کرد؟
✅ باید به مردم آگاهی داد!
اصحاب رسانه، خانه کتاب، خبرگزاری کتاب، رادیو فرهنگ و دیگر نهادها و حتی کتابخوانها باید در این رابطه فرهنگسازی کنند.
#⃣ چگونه کتاب اصل را تشخیص دهیم:
✅ کتابهای نصف قیمت را نخریم.
✅ از مراکز رسمی و انتشارات معتبر، کتاب تهیه کنیم.
بخشی از تکثیرهای غیرقانونی کتاب توسط نمایشگاههای زیرپلهای و برخی نمایشگاهها از سوی نهادهای دولتی و خصوصی بدون مجوز اتحادیه ناشران انجام میشود.
*⃣ برای آگاهی بیشتر کافیست این موضوع را در گوگل جستجو کنید.
#قاچاق_کتاب
#توزیع_غیر_قانونی
@Writing_lovers
در طول روز افکار زیادی در ذهنم دارم ولی در عین حال پیش می آید که چند روز را پشت سر می گذارم، بدون اینکه ایده خوبی در ذهنم داشته باشم. بدون هیچ ایده ای.
ولی وقتی مشغول کار باشم به طور وسواسی روی چیزی هفت روز هفته و ده، پانزده ساعت در روز کار می کنم و آن وقت هر اتفاقی که در زندگی ام می افتد پیشنهادی برای نوشتن یک داستان است.
معمولا با یک اتفاق کوچک جرقهای در درون من زده می شود و من را وا می دارد که آن داستان را بنویسم. وقتی هم نوشتن آن داستان را شروع می کنم کم کم آن داستان را می بینم. داستان یک جور هایی به سمت من می پرد.
از این جهت نویسندگی کار عجیب و غریبی است چون من به غرایزم اعتماد می کنم و داستان هم ظاهراً از مسیر های زمخت و ناهموار راه خود را پیدا می کند. مثل این است که در یک اتاق تاریک کورمال کورمال به دنبال نور بگردی.
کمابیش می دانی که نور کجای دیوار هست ولی مسأله فقط این است که کور مال کور مال آن را بر روی دیوار پیدا کنی. می دانم که اگر مدت طولانی نگاه کنم می توانم کلید را پیدا کنم.
شاید این یک شیوه نامتعارف برای نوشتن داستان باشد، ولی این شیوه من است. وقتی نوشتن داستانی را شروع می کنم واقعا نمی دانم به چه سمت و سویی دارم حرکت می کنم؛ پایان داستان را نمی دانم، اواسط داستان را نمی دانم.
ولی وقتی نوشتن را شروع می کنم اجزا و اتفاقات داستان خود به خود معلوم می شوند. وقتی نوشتن داستانی را شروع می کنم خیلی تند و سریع مینویسم چون می ترسم چیزی که انگیزه نوشتن آن داستان را در من ایجاد کرد، احتمالا از دستم برود.
ریموند کارور
@Writing_lovers
ولی وقتی مشغول کار باشم به طور وسواسی روی چیزی هفت روز هفته و ده، پانزده ساعت در روز کار می کنم و آن وقت هر اتفاقی که در زندگی ام می افتد پیشنهادی برای نوشتن یک داستان است.
معمولا با یک اتفاق کوچک جرقهای در درون من زده می شود و من را وا می دارد که آن داستان را بنویسم. وقتی هم نوشتن آن داستان را شروع می کنم کم کم آن داستان را می بینم. داستان یک جور هایی به سمت من می پرد.
از این جهت نویسندگی کار عجیب و غریبی است چون من به غرایزم اعتماد می کنم و داستان هم ظاهراً از مسیر های زمخت و ناهموار راه خود را پیدا می کند. مثل این است که در یک اتاق تاریک کورمال کورمال به دنبال نور بگردی.
کمابیش می دانی که نور کجای دیوار هست ولی مسأله فقط این است که کور مال کور مال آن را بر روی دیوار پیدا کنی. می دانم که اگر مدت طولانی نگاه کنم می توانم کلید را پیدا کنم.
شاید این یک شیوه نامتعارف برای نوشتن داستان باشد، ولی این شیوه من است. وقتی نوشتن داستانی را شروع می کنم واقعا نمی دانم به چه سمت و سویی دارم حرکت می کنم؛ پایان داستان را نمی دانم، اواسط داستان را نمی دانم.
ولی وقتی نوشتن را شروع می کنم اجزا و اتفاقات داستان خود به خود معلوم می شوند. وقتی نوشتن داستانی را شروع می کنم خیلی تند و سریع مینویسم چون می ترسم چیزی که انگیزه نوشتن آن داستان را در من ایجاد کرد، احتمالا از دستم برود.
ریموند کارور
@Writing_lovers
هر چه گویی از جعبهی خویش گوی، گرد سخنان مردمان مگرد که آنگه طبع تو گشاده نشود و میدان شعر بر تو فراخ نه گردد و هم بدان درجه بمانی که اول بوده باشی.
بلی چون بر شاعری قادر شدی و طبع تو گشاده و ماهر گشت اگر از جایی معنی غریب شنوی و ترا آن خوش آید، خواهی که برگیری و دیگر جای استعمال کنی مکابره مکن.
*هر چه گویی از جعبه خویش گوی: تعبیری است به معنی آن که « گرد سخنان مردمان مگرد» و مقلد مباش.
* مکابره ادعای بزرگی کردن با دیگری
قابوس نامه
باب «در آیین و رسم شاعری»
عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر
شرح: غلامحسین یوسفی
@Writing_lovers
بلی چون بر شاعری قادر شدی و طبع تو گشاده و ماهر گشت اگر از جایی معنی غریب شنوی و ترا آن خوش آید، خواهی که برگیری و دیگر جای استعمال کنی مکابره مکن.
*هر چه گویی از جعبه خویش گوی: تعبیری است به معنی آن که « گرد سخنان مردمان مگرد» و مقلد مباش.
* مکابره ادعای بزرگی کردن با دیگری
قابوس نامه
باب «در آیین و رسم شاعری»
عنصر المعالی کیکاوس بن اسکندر
شرح: غلامحسین یوسفی
@Writing_lovers
واقعیت انکارناپذیر این است که موفقیت در نویسندگی هم مانند موفقیت در هر زمینهی دیگری نیاز به ارادهی قوی و تلاش مبتنی بر تخصص دارد.
میتوانم حرفم را این طور کامل کنم که برای موفق شدن در نویسندگی باید تواناییهای شخصی، استعداد و قریحه، در کنار تلاش برای رسیدن به هدف، اعتقاد به خود و اشتهای سیرنشدنی برای پیشرفت قرار بگیرند.
چنین چیزی نیاز به یک دوره طولانی مدت شاگردی دارد که در خلال آن فرد اصول اولیهی هنر یا پیشه اش را یاد می گیرد. نویسنده باید ساعتها، روزها، ماهها و حتی سالها دلتنگی و تلاش بیپاداش را تحمل کند.
توجهي دائمی و توأم با وسواس به جزئیات داشته باشد، شروعهای نادرست را تجربه کند، آزمون و خطا کند، نوشته هایش را بررسی و اصلاح کند، با عدم اطمینان و ناامیدی کنار بیاید،
و باز هم آن کار سخت و یکنواخت را انجام دهد، منظورم صاف پشت میز نشستن است، تا آمادهی حضور در رویداد اصلی شود.
ویلیام پدن
@Writing_lovers
میتوانم حرفم را این طور کامل کنم که برای موفق شدن در نویسندگی باید تواناییهای شخصی، استعداد و قریحه، در کنار تلاش برای رسیدن به هدف، اعتقاد به خود و اشتهای سیرنشدنی برای پیشرفت قرار بگیرند.
چنین چیزی نیاز به یک دوره طولانی مدت شاگردی دارد که در خلال آن فرد اصول اولیهی هنر یا پیشه اش را یاد می گیرد. نویسنده باید ساعتها، روزها، ماهها و حتی سالها دلتنگی و تلاش بیپاداش را تحمل کند.
توجهي دائمی و توأم با وسواس به جزئیات داشته باشد، شروعهای نادرست را تجربه کند، آزمون و خطا کند، نوشته هایش را بررسی و اصلاح کند، با عدم اطمینان و ناامیدی کنار بیاید،
و باز هم آن کار سخت و یکنواخت را انجام دهد، منظورم صاف پشت میز نشستن است، تا آمادهی حضور در رویداد اصلی شود.
ویلیام پدن
@Writing_lovers
کسی که زیاد مطالعه می کند بزرگترین معلم هایی را که هر هنرجویی در خیال بپروراند، در اختیار دارد.
اگر یک نویسنده تازهکار آثار نویسنده هایی را بخواند که دوست دارد روزی مثل آن ها بنویسد، نقاط ضعف تکنیکیاش برطرف خواهند شد. در عین حال منابع الهام، سمت و سوی درست و انگیزه ای قدرتمند به دست خواهد آورد.
ویلیام پدن
@Writing_lovers
اگر یک نویسنده تازهکار آثار نویسنده هایی را بخواند که دوست دارد روزی مثل آن ها بنویسد، نقاط ضعف تکنیکیاش برطرف خواهند شد. در عین حال منابع الهام، سمت و سوی درست و انگیزه ای قدرتمند به دست خواهد آورد.
ویلیام پدن
@Writing_lovers
Forwarded from کانون داستان چهارشنبه رشت
آثار نویسندگان
کانون داستان چهارشنبه رشت
در نمایشگاه کتاب:
_ ما را با برف نوشته اند، رمان، نسیم توسلی، غرفه نشر آگه
_ پشت فرودگاه، مجموعه داستان، محمود رضایی، غرفه نشر چشمه
_ سال دو فصل دارد، مجموعه داستان، سعید جوزانی، غرفه نشر افراز
_ یحیای زاینده رود، مجموعه داستان، کیهان خانجانی، غرفه نشر پیدایش
@kanoondastanchaharshanbehrasht
کانون داستان چهارشنبه رشت
در نمایشگاه کتاب:
_ ما را با برف نوشته اند، رمان، نسیم توسلی، غرفه نشر آگه
_ پشت فرودگاه، مجموعه داستان، محمود رضایی، غرفه نشر چشمه
_ سال دو فصل دارد، مجموعه داستان، سعید جوزانی، غرفه نشر افراز
_ یحیای زاینده رود، مجموعه داستان، کیهان خانجانی، غرفه نشر پیدایش
@kanoondastanchaharshanbehrasht
روندِ نویسندگی چیزی است که کلِّ شخصیّت نویسنده در آن نقش ایفا میکند. نویسنده نه تنها با عقاید، بلکه همچنین با غرایزش، با الهامش مینویسد. بخشِ تاریکِ شخصیّت نیز نقش بسیار مهمی در روندِ نوشتنِ کتاب بازی میکند.
ماریو بارگاس یوسا
واقعیت نویسنده
@Writing_lovers
ماریو بارگاس یوسا
واقعیت نویسنده
@Writing_lovers
عنصر مهمی که نباید نادیده گرفته شود!
✍ معصومه حامی دوست
« همهچیز با یک موش و یک رؤیا شروع شد.» این سخن والت دیزنی، خالق سرزمین رؤیاها است.
در خلق یک اثر موفق، رؤیاپردازی نقش مهمی دارد. لئونارد والاس رابینسون میان داستانهای مبتذل و اصیل تمایزی قائل بود:
از نظر او «داستانهای اصیل از رؤیا بهره میبرند و داستانهای مبتذل از خیالات.»
در حقیقت ما در اغلب موارد، خیال پردازی میکنیم و عنصر رؤیا را نادیده میگیریم. در حالی که داستان هر چقدر هم که واقعی باشد به یک رؤیا نیاز دارد. چنانکه گابرایل گارسیا مارکز میگوید: واقعیت، از تخیل و رؤیا برمیخیزد.
داستانهای ایرانی هم به رغم زبان خوب، تصویر پردازی عالی و بیان حقایق، صرفا به بیان واقعیات موجود پرداختهاند. بیان آینهوار واقعیت و نادیدهگرفتن عنصر حیاتی رؤیا، باعث میشود تا روایتهایمان خالی از روح باشد.
در واقع رؤیا همچون نسیم خنکی است که به فضای داستانهایمان طراوت و حیات میدهد. بنابراین لازم است علاوه بر به کارگیری موش( یعنی واقعیت محض)، از تلفیق آن با رؤیا به روایتمان سیالیت دهیم و زهر نوشتهیمان را بگیریم.
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
« همهچیز با یک موش و یک رؤیا شروع شد.» این سخن والت دیزنی، خالق سرزمین رؤیاها است.
در خلق یک اثر موفق، رؤیاپردازی نقش مهمی دارد. لئونارد والاس رابینسون میان داستانهای مبتذل و اصیل تمایزی قائل بود:
از نظر او «داستانهای اصیل از رؤیا بهره میبرند و داستانهای مبتذل از خیالات.»
در حقیقت ما در اغلب موارد، خیال پردازی میکنیم و عنصر رؤیا را نادیده میگیریم. در حالی که داستان هر چقدر هم که واقعی باشد به یک رؤیا نیاز دارد. چنانکه گابرایل گارسیا مارکز میگوید: واقعیت، از تخیل و رؤیا برمیخیزد.
داستانهای ایرانی هم به رغم زبان خوب، تصویر پردازی عالی و بیان حقایق، صرفا به بیان واقعیات موجود پرداختهاند. بیان آینهوار واقعیت و نادیدهگرفتن عنصر حیاتی رؤیا، باعث میشود تا روایتهایمان خالی از روح باشد.
در واقع رؤیا همچون نسیم خنکی است که به فضای داستانهایمان طراوت و حیات میدهد. بنابراین لازم است علاوه بر به کارگیری موش( یعنی واقعیت محض)، از تلفیق آن با رؤیا به روایتمان سیالیت دهیم و زهر نوشتهیمان را بگیریم.
@Writing_lovers