نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
نزار قبانی :

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم...
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام...

🌻🌊
@namehayesabz
Forwarded from رادیو هنر هفت
.....


دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم ؟


درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟



.....



آینه های ناگهان
قیصر امین پور



.....



@radiohonar7
جست‌وجو وقتی به نتیجه برسد، نتیجه‌اش همیشه نو است. بی‌جست‌وجویی کهنه بودن نیست، مرده بودن است.

ابراهیم گلستان

@Writing_lovers
انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم، انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست.

و بی او بدان که صحنه سیاه است. یک غار مدرن، بی نور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه می‌روند و آیا نوبت به غارهای مدرن و تیره آغازیان رسیده است؟...

خوب من! همیشه یکی هست که عاشقانه بخواند.

اکبر رادی



@Writing_lovers
معلم‌های بالزاک او را بچه‌‌ی خنگی می‌دانستند. خانواد‌ه‌اش به او گرسنگی می‌داد تا تسلیم شود و فعالیت ادبی‌اش را کنار بگذارد.

وقتی نمایشنامه ‌ی منظومش را که نتیجه دو سال کار سخت و مداوم بود با افتخار برد و برای خانواده‌اش خواند، آن ها حین خواندن او خمیازه کشیدند.

دوستش، تنها منتقدی که می‌شناخت، به او توصیه کرد جز نوشتن روی هر کار دیگری که دلش می‌خواهد، سرمایه گذاری کند.

بالزاک برای اینکه به عنوان یک نویسنده شناخته شود، هشت سال تمام داستان نوشت، با نام مستعار سی و یک‌ کتاب داستانی چاپ کرد و هنوز مانده بود تا آثار بزرگش را خلق کند.


فرد شاو

@Writing_lovers
تقریبا همه نویسنده‌ها، از دانته تا همینگوی، قابلیت ماجراجویی‌های عجیب و غریب ذهنی را داشته‌اند.

چنین کسانی حتی وقتی که در تنهایی در اتاق‌شان پشت میز می‌نشستند، می‌توانستند زندگی و پویایی خارق‌العاده‌ای را به دیگران منتقل کنند.

آدم مستعد برای ماجراجویی فقط کسی نیست که به وسیله‌‌ی مجموعه ای از خطرات محیطی مورد تهدیدقرار می‌گیرد.

او آدمی است که می‌تواند هیجان را ببیند، ماجراجویی فیزیکی رابطه‌ی بسیار کمی با این بحث دارد.


جان هوراد گریفین
📚حرفه: داستان نویس
ترجمه کاوه فولادی نسب، مریم کهنسال


@Writing_lovers
📚 کتاب: حرفه: داستان نویس
ترجمه کاوه فولادی، مریم کهنسال
نشر چشمه
سال ۱۳۹۷


@Writing_lovers
هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف را داشته باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، یک نابغه است.

ارسطو


@Writing_lovers
«هیچ فکر یا عقیده یا داستان عمده‌ای یا طرح کتاب پرفروشی، هرگز به خودی خود یا در جایی خاص، به وجود نمی‌آید.


طرح های خوب داستانی، از هیچ منبع صددرصد ادبی سرچشمه نمی‌گیرد، معمولا دو ایده‌ی مختلف بدون آنکه ربطی به هم داشته باشند، به شما الهام می‌شوند و موضوع جدیدی خلق می‌کنند. کار شما یافتن ایده‌ها نیست بلکه تشخیص ایده‌هاست.»

استیون کینگ


به ترکیب ایده‌های مختلف بپردازید و از مصالحی که دارید و آمیختن آنها با هم داستان بنویسید.


این موضوع اهمیت زیادی در داستان نویسی دارد. اغلب داستانهای خوب به همین ترتیب نوشته شده‌اند.


از این جهت نوشتن مانند نقاشی با رنگ روغن است، هر چقدر در ترکیب رنگها ماهر تر شوید موفق تر خواهید بود.


منتها باید تخیل تان را چنان پرورش دهید تا آنها را به سرعت در ذهن ترکیب کنید و سپس بر روی کاغذ بنویسید.


هر چقدر در تشخیص ایده‌ها فرزتر باشید، این امکان که نویسنده ماهرتری شوید بیشتر است.


پس هربار که ایده‌ای به ذهن‌تان رسید، از خودتان بپرسید:


« با کدام ایده یا ایده‌ها می‌توانم ترکیبش کنم تا در نهایت به ایده‌‌ی خلاقانه اصلی داستانم برسم؟»


این کار داستان تان را از تک بعدی بودن نجات می‌دهد و ذهن تان را وارد قلمرو معنا و مفاهیم جدید می‌‌کند.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers
در حکایت هست که: «اهل قبيله مجنون گرد آمدند و به قوم لیلی گفتند که: این مرد از عشق هلاک شد، چه زیان دارد اگر دستوری دهید تاجمال ليلي مشاهده کند.»

گفتند: ما را از این معنی بخلی نیست؛ ولیکن مجنون خود تاب ادراک جمال لیلی ندارد. مجنون را بیاوردند و درِ خرگاه لیلی برگرفتند. هنوز سایه لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنون در می‌بایست.

چون او پیدا شد، او پنهان گشت. زآن که با معشوق پنهان خوش تر. گفتند: «ما نگفتیم که او تاب دیدار لیلی ندارد؟ »

سوانح العشاق - احمد غزالی


@Writing_lovers
هنر نخواندن هنری است بس مهم و آن روی نیاوردن به کتابهایی است که در هر زمان اقبال عظیم عامه را به خود برمی انگیزد.

وقتی رساله یا داستان و شعری سروصدای زیادی برانگیخت به یاد آورید آنکه برای ابلهان می نویسد خواننده فراوان پیدا می کند.

نخستین شرط خواندن کتابهای خوب نخواندن کتابهای بد است: چه زندگی بس کوتاه است.

شوپنهاور

@Writing_lovers
رالف والدو امرسون می‌گوید: برای به کار انداختن تخیل و در اختیار گرفتن مسیر آن، فهرست‌های ساده‌ای از کلمات کافی است. ایده‌های داستانی، حول و حوش کلمه‌های موجود در فهرست شروع به شکل گیری می‌کند.


تمرین:

برای نوشتن داستان، مواد و مصالح مشاهده شده‌تان را به شکل یک فهرست در دفترچه‌‌ی یادداشت‌تان ثبت کنید.

این فهرست به شما کمک می‌کند تا یک: دائم به اطرافتان توجه داشته باشید و دو: به ذهن‌تان مجال می‌دهید تا بعدها از این فهرست برای ایده یابی استفاده کند.



@Writing_lovers
بخشی خواندنی از کلیله و دمنه:

غلبهٔ هراس بی موجبی، بر چهار کس معهود است: آن مرغی خرد که بر شاخ باریک نشسته باشد و می ترسد از آنچه آسمان بر وی افتد و از برای دفع آن پای در هوا می دارد.
و کلنگ که هر دو پای از برای گرانی جسم خود بر زمین ننهد و کرمی که غذای او خاک است و او ترسان از آنچه نماند و خفاش که روز بیرون نیاید تا مردمان بجمالش مفتون نگردند و همچون دیگر مرغان اسیر دام و محبوس قفس نشود.

توضیح:

چهار کس به ترس بدون دلیل شناخته شده اند:

اول مرغ کوچکی که روی شاخه باریکی نشسته و از ترس اینکه آسمان سقوط کند پاهایش را رو به آسمان می گیرد.

دوم پرنده ای که برای اینکه وزنش باعث سنگینی زمین نشود هر دو پایش را با هم روی زمین نمی گذارد.

سوم کرمی که غذایش خاک است و می ترسد که روزی خاک تمام شود.

و چهارم خفاشی که از ترس اینکه زیبایی اش باعث اسیر شدنش شود روزها بیرون نمی آید.



@Writing_lovers
نویسندگی کارخانه تبدیل است!



«وقتی بتوانید به جای ناراحت شدن فکر کنید، عناصر حیاتی را برای تبدیل شدن به نویسنده ای خوب را در اختیار دارید.»
جان هوارد گریفین


همه ما پیش داوری، بیهودگی، خشم و عصبانیت و عقاید خودبینانه را تجربه کرده‌ایم.


اگر بتوانیم همه آنچه را تجربه می‌کنیم با صداقت تمام در یادداشت های روزانه‌مان بنویسیم :احساسات، مشکلات، عواطف، واکنش‌ها، فکرهای پراکنده‌، وسوسه ها، رؤیاها و کشمکش‌های شخصی‌مان را تمام و کمال در آن بیان کنیم، می‌توانیم به نویسنده بهتری تبدیل شویم.


نوشتن صادقانه‌ی یادداشت های روزانه آن پرده ی ضخیمی را که روی اندیشه هایمان کشیده شده است، کنار می‌زند.

یادداشت های روزانه، شهامت آشکار کردن خودمان را به ما می‌دهد پس باید بدون ترس از اینکه شخص دیگری آن‌ها را بخواند، بنویسیم.

در واقع نویسنده با دست یافتن به دانش درستی درباره‌ی خودش، قادر به درک پیچیدگی‌های انسان‌ها می‌شود و این شناخت به او کمک می‌کند تا حقیقی ترین آثار را به وجود بیاورد.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers
چند دفترچه جلد آبي، دو مداد و يك مدادتراش، ميزهاي رويه مرمري، بوي صبح زود، بيرون زدن از خانه و بخت و اقبال، اين بود تمامي آنچه كه احتياج داشتي.

در مورد بخت و اقبال، مي‌بايست شاه بلوطي را همراه پاي خرگوش در جيب راستت همراه داشته باشي. پرز پاي خرگوش و پنجه‌اش به ته‌جيب چنگ مي‌زد و مي‌فهميدي كه بختت هنوز آنجاست.

بعضي از روزها كار چنان به خوبي پيش مي‌رفت كه مي‌توانستي سرزميني را چنان خوب بيافريني كه بتواني از لابلاي درختانش بگذری و به هواي آزاد برسي و از زمين مرتفع بالا بروي و از آنجا آن سوي پيشرفتگي درياچه و تپه‌ها را ببيني.

در چنين مواقعي صداي كسي را مي‌شنيدي: «سلام، هِم. ببينم، چه كار داري مي‌كني؟ اينجا چيزي مي‌نويسي؟» بختت رو برمي‌گرداند و دفترت را مي‌بستي. بدترین اتفاق ممکن همين بود.


ارنست همینگوی
برگردان: محمد علی قربانی



@Writing_lovers
تخیل فرهیخته
نورتروپ فرای
ترجمه : سعید ارباب شیرانی
نشر: مرکز نشر دانشگاهی
چاپ ۱۳۷۲


@Writing_lovers