نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
یادگیری هیچوقت پایان ندارد. یادگیری یک فرایند بی انتهاست و این یک پرونده آموزنده است.

شرلوک هولمز

@Writing_lovers
یک جمله‌ی حقیقی


گاهی كه داستان تازه‌ای را شروع می‌كردم و نمی‌توانستم پيش بروم كنار آتش مي‌نشستم و پوست نارنگی‌های ريز را كنار شعله‌ها می‌فشردم و بيرون ‌زدن رنگ آبی را تماشا می‌كردم.


گاهي بلند می‌شدم و به تماشای بام‌های خانه‌ها می‌ايستادم و به خود می‌گفتم:


«نگران نباش. قبلاً نوشته‌ای و حالا هم خواهی نوشت. همه‌ی كوششت باید این باشد كه يك جمله‌ی حقيقی بنويسی. حقيقی‌ترين جمله‌ای را كه می‌دانی بنويس.»

به اين ترتيب بالاخره يك جمله حقیقی می‌نوشتم و از آنجا كار را ادامه می‌دادم.

بعد كار آسان می‌شد، چون هميشه یک جمله‌ی حقیقی بود كه بدانم يا ديده باشم و يا از زبان کسی شنيده باشم.


بعد می‌توانستم حشو و زوائد يا شاخ و برگ‌ها را بيرون بكشم و دور بريزم و داستان را با اولين جمله‌ی وصفی حقیقی كه نوشته‌ام آغاز كنم.


به اين نتيجه رسيده بودم كه بايد درباره‌ی هر چيزی كه می‌شناسم، داستانی بنويسم.



ارنست همینگوی
ترجمه محمد علی قربانی


@Writing_lovers
مي‌نويسم تا کسانی که کلمات را فراموش کرده‌اند، دوباره با آن آشتي کنند. نوشتن، گفتگو با جهان است.

حمیده نعنع


@Writing_lovers
آوای درون نویسنده


معصومه حامی دوست


«در این دوران، زنده ماندنِ رابطه‌ی زبان و بازی بیش از هر چیز اهمیت دارد.»
کارلوس لوپز

چندی پیش ماجرایی باعث شد تا بیشتر به اهمیت این سخن کارلوس لوپز پی ببرم.

قضیه از این قرار بود که در جمعی دوستانه، یک بازی نرم افزاری که بنظر پیش پا افتاده و حتی مبتذل می‌آمد، مایه‌ی سرگرمی افراد شده بود:

باید جلو دوربین دهانت را به نشانه‌ی حرف زدن باز و بسته می‌کردی، بعد از درون دهانِ عکس، عکسی از خودت بیرون می‌آمد که دهانش را باز و بسته می‌کرد و از دهانِ آن عکس هم عکس ِ دیگری ...

و این توالی بنظر تا بی‌نهایت ادامه پیدا می‌کرد.

چنین ساختاری که یادآور عروسک‌های تودرتو بود (مجموعه‌ای از عروسکهای کوچک‌شونده که به ترتیب داخل دیگری قرار می‌گیرد.) ذهنم را مشغول کرد:

انسان‌هایی که درونِ آدم، دهان باز می‌کنند.

چنین فکری‌ بلافاصله جمله‌ای از میخائیل باختین را به یادم آورد. او زمانی گفته بود:


«در درونِ هر انسان، انسانِ دیگری است.»


غرض باختین از این جمله این است که در همه چیز، از جمله متن، آوا و مکالمه‌ای وجود دارد.

این سخن به نظر با ایده‌ی نوشتن بی ارتباط نیست:


‌ در نوشتن مهمترین نکته دهان گشودن انسانی است که در ما حضور دارد و نوشتن به او فرصت می‌دهد تا با ما سخن بگوید.


آواهایی که به صدا در‌می‌آیند و ما را به معناهای جدید می‌رساند، به همین دلیل هم نوشتن همیشه برایمان سرشار از تازگی است.


به عبارت دیگر ما هنگام نوشتن مشغول گفتگو با آن انسان یا انسان‌های دیگر ِ درون هستیم.

و این اصیل‌ترین شکل گفتگو (با خودمان) است.


در پایان روز از اینکه اهمیت بازی را سرسری نگرفته بودم، احساس رضایت می‌کردم، چرا که همین سرگرمی به ظاهر ساده مرا به معنایی جدید و ایده‌ای برای نوشتن رسانده بود.


__________________

برای مطالعه بیشتر نظریه میخائیل باختین، «منطق گفتگویی» و «بینامتنی» را جستجو کنید.

@Writing_lovers🖌
امروز از گاليله می گویم که در ترکیبی از حروف الفبا یعنی همان «ترکیب بیست و اندی حرف» ابزار غایی رابطه را دیده بود.

گالیله می گوید رابطه با اشخاصی که هم در مکان و هم در زمان از هم دور هستند و ما باید بیفزاییم که نوشتار، بین تمام موجوداتی که وجود دارند یا می‌توانند وجود داشته باشند، رابطه برقرار می کند.

من در هر یک از گفتارهایم ارزش خاصی را که به جانم بسته است به هزاره‌ی بعدی سفارش کرده‌ام. امروز می‌خواهم سفارش ارزش بخصوص دیگری را بکنم:

در عصری که رسانه های رایج با سرعتی فوق العاده و شعاع حرکتی گسترده دارند پیروز می شوند و این خطر را دارند که تمام ارتباطات را به یک سطح یکنواخت واحد محدود کنند، کاربرد ادبیات این است که چیزهای متفاوت را فقط به دلیل این که متفاوتند به هم مرتبط کند و آن هم به طرزی که نه تنها اختلافشان را کاهش ندهد، بلکه مطابق طبیعت زبان نوشتار، اختلافشان را واضح تر نشان دهد.


ایتالو کالوینو


@Writing_lovers
نزار قبانی :

مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می‌میرم...
و فردا چطور؟
جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته‌ام...

🌻🌊
@namehayesabz
Forwarded from رادیو هنر هفت
.....


دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم ؟


درد حرف نیست
درد نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم ؟



.....



آینه های ناگهان
قیصر امین پور



.....



@radiohonar7
جست‌وجو وقتی به نتیجه برسد، نتیجه‌اش همیشه نو است. بی‌جست‌وجویی کهنه بودن نیست، مرده بودن است.

ابراهیم گلستان

@Writing_lovers
انسان نشانم بده، انسانی گرم، زنده، معاصر، که من صدای جرجر استخوانم را در او بشنوم، انسانی سرشته به ایمان و رنج منتشر، که تمام اعتبار و درخشش پلاتوی تو بسته به جمال اوست.

و بی او بدان که صحنه سیاه است. یک غار مدرن، بی نور، سرد، که اشباح سرگردانی در سجاف آن بیهوده راه می‌روند و آیا نوبت به غارهای مدرن و تیره آغازیان رسیده است؟...

خوب من! همیشه یکی هست که عاشقانه بخواند.

اکبر رادی



@Writing_lovers
معلم‌های بالزاک او را بچه‌‌ی خنگی می‌دانستند. خانواد‌ه‌اش به او گرسنگی می‌داد تا تسلیم شود و فعالیت ادبی‌اش را کنار بگذارد.

وقتی نمایشنامه ‌ی منظومش را که نتیجه دو سال کار سخت و مداوم بود با افتخار برد و برای خانواده‌اش خواند، آن ها حین خواندن او خمیازه کشیدند.

دوستش، تنها منتقدی که می‌شناخت، به او توصیه کرد جز نوشتن روی هر کار دیگری که دلش می‌خواهد، سرمایه گذاری کند.

بالزاک برای اینکه به عنوان یک نویسنده شناخته شود، هشت سال تمام داستان نوشت، با نام مستعار سی و یک‌ کتاب داستانی چاپ کرد و هنوز مانده بود تا آثار بزرگش را خلق کند.


فرد شاو

@Writing_lovers
تقریبا همه نویسنده‌ها، از دانته تا همینگوی، قابلیت ماجراجویی‌های عجیب و غریب ذهنی را داشته‌اند.

چنین کسانی حتی وقتی که در تنهایی در اتاق‌شان پشت میز می‌نشستند، می‌توانستند زندگی و پویایی خارق‌العاده‌ای را به دیگران منتقل کنند.

آدم مستعد برای ماجراجویی فقط کسی نیست که به وسیله‌‌ی مجموعه ای از خطرات محیطی مورد تهدیدقرار می‌گیرد.

او آدمی است که می‌تواند هیجان را ببیند، ماجراجویی فیزیکی رابطه‌ی بسیار کمی با این بحث دارد.


جان هوراد گریفین
📚حرفه: داستان نویس
ترجمه کاوه فولادی نسب، مریم کهنسال


@Writing_lovers
📚 کتاب: حرفه: داستان نویس
ترجمه کاوه فولادی، مریم کهنسال
نشر چشمه
سال ۱۳۹۷


@Writing_lovers
هر فردی که ظرفیت درک شباهت های بین دو قلمرو کاملاً مختلف را داشته باشد و بتواند آنها را به هم ربط دهد، یک نابغه است.

ارسطو


@Writing_lovers
«هیچ فکر یا عقیده یا داستان عمده‌ای یا طرح کتاب پرفروشی، هرگز به خودی خود یا در جایی خاص، به وجود نمی‌آید.


طرح های خوب داستانی، از هیچ منبع صددرصد ادبی سرچشمه نمی‌گیرد، معمولا دو ایده‌ی مختلف بدون آنکه ربطی به هم داشته باشند، به شما الهام می‌شوند و موضوع جدیدی خلق می‌کنند. کار شما یافتن ایده‌ها نیست بلکه تشخیص ایده‌هاست.»

استیون کینگ


به ترکیب ایده‌های مختلف بپردازید و از مصالحی که دارید و آمیختن آنها با هم داستان بنویسید.


این موضوع اهمیت زیادی در داستان نویسی دارد. اغلب داستانهای خوب به همین ترتیب نوشته شده‌اند.


از این جهت نوشتن مانند نقاشی با رنگ روغن است، هر چقدر در ترکیب رنگها ماهر تر شوید موفق تر خواهید بود.


منتها باید تخیل تان را چنان پرورش دهید تا آنها را به سرعت در ذهن ترکیب کنید و سپس بر روی کاغذ بنویسید.


هر چقدر در تشخیص ایده‌ها فرزتر باشید، این امکان که نویسنده ماهرتری شوید بیشتر است.


پس هربار که ایده‌ای به ذهن‌تان رسید، از خودتان بپرسید:


« با کدام ایده یا ایده‌ها می‌توانم ترکیبش کنم تا در نهایت به ایده‌‌ی خلاقانه اصلی داستانم برسم؟»


این کار داستان تان را از تک بعدی بودن نجات می‌دهد و ذهن تان را وارد قلمرو معنا و مفاهیم جدید می‌‌کند.


معصومه حامی دوست


@Writing_lovers
در حکایت هست که: «اهل قبيله مجنون گرد آمدند و به قوم لیلی گفتند که: این مرد از عشق هلاک شد، چه زیان دارد اگر دستوری دهید تاجمال ليلي مشاهده کند.»

گفتند: ما را از این معنی بخلی نیست؛ ولیکن مجنون خود تاب ادراک جمال لیلی ندارد. مجنون را بیاوردند و درِ خرگاه لیلی برگرفتند. هنوز سایه لیلی پیدا نگشته بود که مجنون را مجنون در می‌بایست.

چون او پیدا شد، او پنهان گشت. زآن که با معشوق پنهان خوش تر. گفتند: «ما نگفتیم که او تاب دیدار لیلی ندارد؟ »

سوانح العشاق - احمد غزالی


@Writing_lovers
هنر نخواندن هنری است بس مهم و آن روی نیاوردن به کتابهایی است که در هر زمان اقبال عظیم عامه را به خود برمی انگیزد.

وقتی رساله یا داستان و شعری سروصدای زیادی برانگیخت به یاد آورید آنکه برای ابلهان می نویسد خواننده فراوان پیدا می کند.

نخستین شرط خواندن کتابهای خوب نخواندن کتابهای بد است: چه زندگی بس کوتاه است.

شوپنهاور

@Writing_lovers
رالف والدو امرسون می‌گوید: برای به کار انداختن تخیل و در اختیار گرفتن مسیر آن، فهرست‌های ساده‌ای از کلمات کافی است. ایده‌های داستانی، حول و حوش کلمه‌های موجود در فهرست شروع به شکل گیری می‌کند.


تمرین:

برای نوشتن داستان، مواد و مصالح مشاهده شده‌تان را به شکل یک فهرست در دفترچه‌‌ی یادداشت‌تان ثبت کنید.

این فهرست به شما کمک می‌کند تا یک: دائم به اطرافتان توجه داشته باشید و دو: به ذهن‌تان مجال می‌دهید تا بعدها از این فهرست برای ایده یابی استفاده کند.



@Writing_lovers