نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
یادداشت‌های روزانه‌تان باغچه‌های شما هستند. به سراغ آنها بروید و ‌ببینید چه چیزی آماده شکوفه زدن است.

سوزان م.تیبرگ


معصومه حامی دوست



یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب می‌آیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک می‌کند.


وقتی هر روز می‌نویسید و زیاد می‌نویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.


نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازه‌ای درباره‌ی خودتان به شما می‌گوید و باعث می‌شود تا افکارتان را به طور شفاف‌تری ببینید.


ممکن است یادداشت‌ها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید. اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای دیدن و بیان کردن پیدا می‌کنید.


در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر می‌‌شوید. می‌توانید قسمت‌های جذابی از نوشته‌تان را جدا کنید. بخش‌هایی که می‌تواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.



@Writing_lovers
۱۶ دسامبر. نوشتن یادداشت‌های روزانه را دیگر رها نخواهم کرد. باید ادامه‌اش بدهم. این تنها جایی است که دردها رهایم می‌کند.


یادداشت‌های کافکا




@Writing_lovers🖌
«معنای تفکر چیست؟» هایدگر را بخوانید. فلسفه کمک‌مان می‌کند در تنگنای این دنیا از طوفانی که آمده و زندگی ما را فراگرفته است، نجات پیدا کنیم. طوفان ‌عدم تفکر. هایدگر به ما می‌گوید چطور مواجه شویم و پرسش کنیم. مولوی هم از طریق پرسش‌گری با ما سخن می‌گوید. باید بتوانیم با پرسش‌گری از دانایی حاکم بر جهان، اصالت زدایی کنیم و برگردیم و چیزهای تازه را بیابیم.


عدنان دانشیار

@Writing_lovers
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹پرسش بسیارمهم: فلسفه به چه کار می آید؟
اگرهنوز نویسندگانی هستندکه به لزوم مطالعه فلسفه باورندارند،حتمن این ویدئورا ببینند.
@matikandastan
📢سپاس ازاینکه با بازفرستیِ ویدئو مارا به دیگران معرفی می کنید
💡
گاهی نوشتن تنها راه باقیمانده برای درمان است و خواندن تنها راه التیام. زخم های آدم نه تنها وقتی نتوانی بنویسی شان عمیق می‌شوند، بلکه جانکاه می‌شوند آنگاهی که امکان خواندن را هم از دست بدهی. وقتی که روحت نه امکان خواندن داشته باشد و نه امکان خوانده شدن. این یعنی وضعیت بی درمان.

📖 کاش رنجی کم کنیم
🚩 سید مجتبی حسینی
@ketab_nakhahad_mord
یک عکس دوست داشتنی از غلامحسین ساعدی

@Writing_lovers
«کودکی‌ام همه‌اش غرق در اوهام و خیال و عاشق کتاب و مدرسه و شب‌های طولانی زمستان که پای‌چراغ نفتی بنشینم و تا لحظه‌ای که بختک خواب گرفتارم نکرده، داستان پشت داستان بخوانم. صدها بار در خوابهایم چخوف را روی پله‌های آجری خانه‌مان، زیر درخت بِه، لم‌داده در اتاق نشیمن دیده بودم. از فاصله‌ی دور، جرأت نزدیک شدن به او را نداشتم. و هنوز هم ندارم. آیا رؤیای صادقانه همین نیست؟ و هم‌زمان بااین‌حال و هوا، در خفا نوشتن، سیاه‌مشق بچگانه، و همان‌طوری و همان‌سان تا این لحظه با من ماندگار ماند که ماند که ماند.»


غلامحسین ساعدی



@Writing_lovers
حکایت ساده


«داشت پرتقال می‌خورد و به آرامی هسته‌ها را بیرون پرت می‌کرد.»


داستان با این جمله‌ی ساده شروع می‌شود. به همین سادگی باید بهترین واژگان را کنار هم بگذاری و از ماجرای ساده‌ای بگویی که در عین سادگی، برای مخاطب کشش و جذابیت داشته باشد.

نویسنده ادامه می‌دهد:

«در بیرون برف به باران بدل می‌شد. توی اتاق بخاری برقی به نظر می‌رسید که گرمایی بیرون نمی‌دهد. مرد از پشت میزش برخاست و کنار بخاری نشست. اینجا چه خوب بود، بالاخره زندگی که بود. پرتقال دیگری برداشت. ..


می‌خواند که جویندگان هنر و ادبیات ، میدانی متعلق به رم قدیم کشف کرده‌اند. راهنمایی است برای فیلسوف، که کمتر به فکر بپردازد. جایزه‌ی قصه های کوتاه ، نویسندگان اینها پرفروش‌ترین کتابهای فردا را خواهند نوشت؟»


آیا کنجکاوید ادامه چنین متنی را بخوانید و بدانید این مرد کیست و چه سرنوشتی دارد؟


عنوان این داستان « حکایت ساده» است. می‌توانید خودتان نام نویسنده را حدس بزنید؟ نویسنده این داستان از نویسندگان مشهور آمریکایی است.


قصد دارم براساس یکی از آموزه‌های مهم نویسندگی، در دادن اطلاعات به مخاطبم کمی خساست به خرج دهم تا با کشف نام نویسنده، لذت حاصل از این کشف را تجربه کند. معتقدم، جستجوی کتابها و شور و شوق برای یافتن و خیالبافی درباره محتوایشان، خود یکی از فرایندهای اصلی یک مطالعه اثربخش است. امیدوارم این داستان را تهیه کنید و از خواندنش لذت ببرید.


معصومه حامی دوست


Ernest Hemingway


@Writing_lovers
زبان فارسی، ستونِ فقرات یک ملت عظیم است. من می‌خواهم بارش بیاورم. هرچه که از بین برود، این زبان باید بماند.


غلامحسین ساعدی



@Writing_lovers
شرایط لازم برای کله پا نویسی



معصومه حامی دوست


تقریبا همه کسانی که در کار آموزش نوشتن هستند بر این نکته تأکید دارند که هیچ روش یکسان و مشخصی برای نوشتن وجود ندارد، اما اصول زیادی وجود دارد که می‌تواند برای هر کس متفاوت باشد و کسی که می‌نویسد باید تلاش کند تا راه و روش ویژه‌ی خود را پیدا کند.



📌قاعده اصلی نویسندگی همان شور و شوق شما برای نوشتن است. به قول نیکلای آستروفسکی زمانی باید نگران نویسنده بود که احساس کند شوق نوشتن را از دست داده است.



📌 تنها راه فراگیری نویسندگی، نویسندگی است. با خودتان قرار بگذارید هر روز تعداد معینی کلمه بنویسید و بدان متعهد باشید. این کار نبوغ می‌آورد و استعدادتان را تضمین می‌کند.

📌حرفی برای روایت کردن داشته باشید. بهترین موضوعی که می‌توانید از آن بنویسید، کودکی‌تان است. اگر خاطرات‌تان را به یاد ندارید به مکان‌ها و موقعیت‌هایی که کودکی‌تان در آن گذشته فکر کنید، خاطرات به مکان ها چسبیده‌اند.



📌همچنین می‌توانید از چیزهایی بنویسید که بدان علاقه دارید و آن را برای دیگران جذاب کنید. به جزییات جالب توجه اشاره کنید. آدم‌ها به رغم شباهت‌ها و تفاوت‌هایشان به دانستن جزییات زندگی دیگران و روایت‌ آنها از زندگی کنجکاوند.



📌داستان پشت داستان بخوانید. داستان‌های نویسندگان مورد علاقه‌تان را تهیه کنید و سعی کنید شیوه‌های آنها را در نوشته‌هایتان به کار بگیرید. در شروع کار از تقلید نترسید، فراموش نکنید مرحله ابتدایی آفرینش هر نوع اثر هنری، از تقلید می‌گذرد.



📌و نکته مهم دیگر اینکه بازنویسی و ویرایش را از یاد نبرید. نویسندگان بزرگ همیشه اعتراف کرده‌اند که نسخه اولیه کارشان افتضاح و حتی یأس آور بوده است.

*برای توضیح اصطلاح کله پا نویس می‌توانید آن را در صفحه جستجو کنید.


@Writing_lovers
«بیشتر از نیم یا حتی به اندازه دو سوم از زندگی من به عنوان یک نویسنده صرف بازنویسی و ویرایش شده است.»


جان اروینگ



@Writing_lovers🖌
Forwarded from طاهره شفیعی (Tahere Shafiei)
وقتی مجبورید در جایی که اکنون هستید بمانید
«کتاب خواندن» به شما
جای دیگری برای رفتن می‌دهد...

میسو کولی
#کتاب

@TahereShafiei
tahereshafiei.com
روزی دو موپاسان، نویسنده فرانسوی، به خانه استادش فلوبر رفت و چند داستان کوتاه خود را به فلوبر داد. فلوبر داستانها را خواند و به پاسان گفت که احتیاط کند و داستانی چاپ نکند. تکلیفی به شاگرد داد به این صورت که روزی یکی دو ساعت در یکی از میدان‌های پاریس خوب قدم بزند و بعد آنچه را دیده، توصیف کند. پاسان یک سال تمام این کار را انجام می‌داد تا اینکه دقت نظر و حساسیت در نگاه برای او به صورت یک عادت درآمد. حاصل آن تمرینها داستان مشهور تپلی بود. این کار برای همه ما ممکن است اگر تمرین کنید روز به روز دقت نظر تان بیشتر خواهد شد.


@Writing_lovers🖌
خشکی و ملال نوشته های مردم نتیجه این حقیقت است که آنها نیمه هشیارانه سخن می گویند و دقیقا معانی کلماتی را که به کار می برند نمی دانند. آنچه آموخته اند صرفا کلمات و عباراتی است که از پیش کامل و پرداخته شده است.

از این رو آنها عبارات قالبی را کنار هم قرار میدهند نه کلمات منفرد را، منشا عدم صراحت افکار اغلب نویسندگان که خصیصه‌ی ذاتی نوشته هایشان است از همین جاست. چه آنها فاقد آن خصیصه ای هستند که به افکار تمایز و صراحت می بخشد و اندیشه فردی را ممکن می سازد و تشخص می‌بخشد. درعوض هرجا که بنگریم ملغمه ای از کلمات مبهم و دوپهلو، عبارات روزمره، توصیفات پیش پا افتاده و اصطلاحات قالبی و مرسوم زمانه را باز می یابیم. تولید بیشمار این اصطلاحات، بی شباهت به چاپ باحروف کهنه و فرسوده نیست.


کتاب و نویسندگی
آرتور شوپنهاور
ترجمه کامران فانی

@Writing_lovers
20120326145011-2133-1553.pdf
984.5 KB
چگونه باید کتاب خواند؟

ویرجینیا وولف
ترجمه لیلی کافی
۱۶صفحه

@Writing_lovers
اصلی‌ترین مانع نوشتن



معصومه حامی دوست


وقتی شروع به نوشتن می‌کنیم، می‌کوشیم تا اصلی‌ترین اندیشه‌مان را به روی کاغذ بیاوریم. این دغدغه‌، همیشه همراه نویسنده است.

جالب است بدانید این یک حس مشترک، ‌در میان نویسندگان است، اغلب کتابهای یک نویسنده، تلاش برای بیان یک اندیشه مرکزی است.

در حقیقت هر کتاب، تلاشی است برای بیان یک اندیشه که به شکست منتهی شده. این سالم ترین شرایط نوشتن است.

فاکنر بر این باور بود که غیرممکن است نویسنده‌ای، داستانی کامل و بی‌عیب‌ و نقص بنویسد. او می‌گفت اگر بتوانم تمامی آثارم را دوباره بنویسم، آن‌ها را بهتر خواهم نوشت.

حتما شما هم حکایت نویسنده‌‌ی ناراضی ‌ای را شنیده‌اید که وقتی از او می‌پرسند کدام اثرش بهترین است؟ جواب می‌دهد: « اثر بعدی‌ام.» این حکایت، بیان کننده‌ی این واقعیت است که نویسنده خواه حرفه‌ای باشد یا آماتور، هیچ وقت به رضایت کامل نمی‌رسد که اگر می‌رسید کارش به عنوان نویسنده، پایان می‌گرفت.

بنابراین همیشه خطایی در نوشتار وجود دارد. این مختصه‌ی ذاتی نوشتن است که می‌تواند در عین حال، مانعی برای نویسندگان تازه کار باشد. مهم این است که به کار کردن ادامه دهید و ‌بکوشید تا اصلی‌ترین حرف‌تان را بیان کنید و شهامتتان را از دست ندهید.



@Wrting_lovers🖌
می‌گویند هارلن الیسون‌ همیشه در جواب کسانی که از او می‌پرسیدند شما ایده‌های داستان‌هایتان را از کجا می‌آورید، جواب می‌داد:« از فروشگاه بزرگ سر خیابون، اونها یک کارخانه بزرگ ایده‌سازی دارند. من مشترک‌شون هستم و اونها هر ماه یک ایده‌ی تازه و آکبند می‌یارن دم در منزل بهم تحویل میدن. پیشنهاد من این است کمی فکر کردن را امتحان کنید.


@Writing_lovers