سیروس طاهباز. سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ ه ش مدیریت انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را بر عهده داشت. روی میز اتاقش دو تصویر بود از علامه دهخدا و نیما یوشیج.
برای خواندن پزشکی وارد دانشگاه تهران شد اما خیلی زود از پزشکی خسته شد و درنهایت وقتی سال ششم پزشکی را میگذراند، سراغ ادبیات رفت.
عشق طاهباز به نیما در کلمه نمیگنجد، عشقی که موجب شد ۳۷ سال از عمرش را پای آن بگذارد و از آثار نیما یوشیج ۲۳ دفتر گرد آورد و خودش نیز چند کتاب درباره او قلم بزند. بزرگترین افتخار زندگیاش را کار روی آثار نیما میدانست و در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد چراکه اعتقاد داشت، «اگر قرار است دستنوشتههای نیما که در خانه ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آنها بروم.»
کتابهای «تک نگاری یوش»، «پردرد کوهستان»، «کماندار بزرگ کوهساران» و «دنیا خانه من است» آثار او درباره نیما هستند. «شاعر و آفتاب» هم روایت شاعرگونه زندگی نیما یوشیج به قلم او برای کودکان است که از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد. این اثر داستانی، مخاطبان کودک را با زندگی علی اسفندیاری (نیما یوشیج) آشنا میکند. پسر کوچکی دوست دارد آفتاب را در دست بگیرد. او تمام تلاشش را میکند. از کنار جویبارها و از میان سنگها عبور میکند تا بتواند بر قله یک کوه با آفتاب صحبت کند.
سیروس طاهباز تا سالهای پایانی عمر، همچنان به نوشتن و کار در عرصه ادبیات ادامه داد و چندین کلاس داستاننویسی و نقد داستان نیز برگزار کرد. سال ۱۳۷۷ چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه نیما به خاک سپرده شد.
@Writing_lovers
برای خواندن پزشکی وارد دانشگاه تهران شد اما خیلی زود از پزشکی خسته شد و درنهایت وقتی سال ششم پزشکی را میگذراند، سراغ ادبیات رفت.
عشق طاهباز به نیما در کلمه نمیگنجد، عشقی که موجب شد ۳۷ سال از عمرش را پای آن بگذارد و از آثار نیما یوشیج ۲۳ دفتر گرد آورد و خودش نیز چند کتاب درباره او قلم بزند. بزرگترین افتخار زندگیاش را کار روی آثار نیما میدانست و در روزهای جنگ و زیر بمباران، تهران را ترک نکرد چراکه اعتقاد داشت، «اگر قرار است دستنوشتههای نیما که در خانه ماست نابود شود، همان بهتر که من هم با آنها بروم.»
کتابهای «تک نگاری یوش»، «پردرد کوهستان»، «کماندار بزرگ کوهساران» و «دنیا خانه من است» آثار او درباره نیما هستند. «شاعر و آفتاب» هم روایت شاعرگونه زندگی نیما یوشیج به قلم او برای کودکان است که از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد. این اثر داستانی، مخاطبان کودک را با زندگی علی اسفندیاری (نیما یوشیج) آشنا میکند. پسر کوچکی دوست دارد آفتاب را در دست بگیرد. او تمام تلاشش را میکند. از کنار جویبارها و از میان سنگها عبور میکند تا بتواند بر قله یک کوه با آفتاب صحبت کند.
سیروس طاهباز تا سالهای پایانی عمر، همچنان به نوشتن و کار در عرصه ادبیات ادامه داد و چندین کلاس داستاننویسی و نقد داستان نیز برگزار کرد. سال ۱۳۷۷ چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه نیما به خاک سپرده شد.
@Writing_lovers
Forwarded from بخوان وبنویس
کنفسیوس میگوید: مهم نیست چقدر پُرمشغلهایی ...
باید زمانی برای کتاب خواندن پیدا کنی، و یا اینکه خود را در محاصره نادانی خواهی دید.
#حرف_حساب
@safa07134
باید زمانی برای کتاب خواندن پیدا کنی، و یا اینکه خود را در محاصره نادانی خواهی دید.
#حرف_حساب
@safa07134
اگر از کتابی سوالی بپرسید، خود باید به آن پاسخ دهید. از این نظر کتاب مثل طبیعت و دنیاست. وقتی از آن سوالی میکنید به اندازهای که خودتان تحلیل و تفکر کنید به شما پاسخ خواهد داد.
مارتیمر جی. آدلر و چارلز ون دورن
@Writing_lovers🖌
مارتیمر جی. آدلر و چارلز ون دورن
@Writing_lovers🖌
میتوانم خیلی بهتر بنویسم
✍ معصومه حامی دوست
هنری میلر میگوید: «وقتی جوانتر بودم، بیشتر اوقات هنگام کنار گذاشتن یک کتاب، فکر میکردم میتوانم خیلی بهتر بنویسم تا آنکه تصمیم گرفتم قدرت بیانم را به نمایش بگذارم.» بر این اساس خواندن کتابهایی هر چند متوسط، میتواند برکتی در خود داشته باشد.
میگویند استیون کینگ هم در کودکی وقتش را به خواندن کتابهای کاریکاتور بچهها، کتابهای تام سوئیفت و دیو داوسون و داستانهای ترسناک حیوانات جک لندن میگذراند. او مینویسد: «پس از مدتی شروع کردم به داستان نویسی. تقلید، خلاقیت میآورد. مجموعه کتابهای تصویری نبرد کاسی را کلمه به کلمه در دفتر نقاشی اسب آبی رنگم کپی کردم و گاهی نوشته های خودم را که مناسب بود به آن اضافه کردم. سرانجام یکی از کپی های مختلط را به مادرم نشان دادم و لبخند متعجبش را به یاد دارم. از من سؤال کرد: «آیا داستان را خودم ساختهام و من هم مجبور شدم اعتراف کنم که بیشتر قسمت های آن را از کتاب کپی کردم. دفتر را پس داد و گفت داستان خودت را بنویس استیو. آن مجموعهی فکاهی، آشغال است. مطمئنا تو بهتر میتوانی بنویسی. خودت یک کتاب بنویس.» و به این ترتیب یکی از نویسندگان مشهور تاریخ ادبیات پا به عرصهی نویسندگی گذاشت.
لستر دل ری علمی تخیلی نویس، نخستین داستانش را تحت شرایطی نوشت که معمولا در داستانها و فیلم های سینمایی پیش میآید. روزی او داستانی خواند و از آن خوشش نیامد، آن را به سمت دیوار پرت کرد و گفت:«خودم بهتر از این بلدم داستان بنویسم.» البته این را خطاب به دوست دخترش گفت که آنجا حضور داشت. او هم در پاسخ گفت:«من که باور نمیکنم.» لستر هم بی درنگ دست به قلم شد و داستان را نوشت. باقی قصه که معلوم است. بنابراین این روش وقتی بهتر جواب میدهد که آنگاه که عزمتان را برای نوشتن جزم میکنید، کسی حضور داشته باشد و شما را به چالش بکشد.
اما دربارهی گابریل گارسیا مارکز. او این شانس را داشت که مطالعهاش را با خواندن کتابی از هر جهت متفاوت شروع کند. آنطور که خودش میگوید با خواندن آثار کافکا قدم به دنیای نوشتن گذاشت. در مصاحبهای میگوید : در ابتدای این رمان آمده «یک روز صبح وقتی گرگور سامسا از خوابی آشفته بیدار شد، دید در رختخواب خود به حشرهای بزرگ تبدیل شده است.» وقتی این خط را خواندم با خودم فکر کردم خبر نداشتم میشود اینطور هم نوشت. اگر میدانستم، مدتها پیش نویسندگی را شروع میکردم. بنابراین، بلافاصله نوشتن را با این ایده که هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد، شروع کرد. به همین دلیل است که نویسندهی بزرگی چون فاکنر هر نوع خواندنی را توصیه میکند. او میگوید: «بخوانید، بخوانید، همه چیز بخوانید: آثار کلاسیک، کتاب های آشغال، خوب یا بد و سعی کنید کشف کنید که نویسنده چگونه جملاتش را نگاشته است.»
@Writing_lovers
✍ معصومه حامی دوست
هنری میلر میگوید: «وقتی جوانتر بودم، بیشتر اوقات هنگام کنار گذاشتن یک کتاب، فکر میکردم میتوانم خیلی بهتر بنویسم تا آنکه تصمیم گرفتم قدرت بیانم را به نمایش بگذارم.» بر این اساس خواندن کتابهایی هر چند متوسط، میتواند برکتی در خود داشته باشد.
میگویند استیون کینگ هم در کودکی وقتش را به خواندن کتابهای کاریکاتور بچهها، کتابهای تام سوئیفت و دیو داوسون و داستانهای ترسناک حیوانات جک لندن میگذراند. او مینویسد: «پس از مدتی شروع کردم به داستان نویسی. تقلید، خلاقیت میآورد. مجموعه کتابهای تصویری نبرد کاسی را کلمه به کلمه در دفتر نقاشی اسب آبی رنگم کپی کردم و گاهی نوشته های خودم را که مناسب بود به آن اضافه کردم. سرانجام یکی از کپی های مختلط را به مادرم نشان دادم و لبخند متعجبش را به یاد دارم. از من سؤال کرد: «آیا داستان را خودم ساختهام و من هم مجبور شدم اعتراف کنم که بیشتر قسمت های آن را از کتاب کپی کردم. دفتر را پس داد و گفت داستان خودت را بنویس استیو. آن مجموعهی فکاهی، آشغال است. مطمئنا تو بهتر میتوانی بنویسی. خودت یک کتاب بنویس.» و به این ترتیب یکی از نویسندگان مشهور تاریخ ادبیات پا به عرصهی نویسندگی گذاشت.
لستر دل ری علمی تخیلی نویس، نخستین داستانش را تحت شرایطی نوشت که معمولا در داستانها و فیلم های سینمایی پیش میآید. روزی او داستانی خواند و از آن خوشش نیامد، آن را به سمت دیوار پرت کرد و گفت:«خودم بهتر از این بلدم داستان بنویسم.» البته این را خطاب به دوست دخترش گفت که آنجا حضور داشت. او هم در پاسخ گفت:«من که باور نمیکنم.» لستر هم بی درنگ دست به قلم شد و داستان را نوشت. باقی قصه که معلوم است. بنابراین این روش وقتی بهتر جواب میدهد که آنگاه که عزمتان را برای نوشتن جزم میکنید، کسی حضور داشته باشد و شما را به چالش بکشد.
اما دربارهی گابریل گارسیا مارکز. او این شانس را داشت که مطالعهاش را با خواندن کتابی از هر جهت متفاوت شروع کند. آنطور که خودش میگوید با خواندن آثار کافکا قدم به دنیای نوشتن گذاشت. در مصاحبهای میگوید : در ابتدای این رمان آمده «یک روز صبح وقتی گرگور سامسا از خوابی آشفته بیدار شد، دید در رختخواب خود به حشرهای بزرگ تبدیل شده است.» وقتی این خط را خواندم با خودم فکر کردم خبر نداشتم میشود اینطور هم نوشت. اگر میدانستم، مدتها پیش نویسندگی را شروع میکردم. بنابراین، بلافاصله نوشتن را با این ایده که هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد، شروع کرد. به همین دلیل است که نویسندهی بزرگی چون فاکنر هر نوع خواندنی را توصیه میکند. او میگوید: «بخوانید، بخوانید، همه چیز بخوانید: آثار کلاسیک، کتاب های آشغال، خوب یا بد و سعی کنید کشف کنید که نویسنده چگونه جملاتش را نگاشته است.»
@Writing_lovers
تمرین
یکی از راههای خلق داستان، تداعی مفاهیمی است که از طریق کلمات در ذهن نویسنده ایجاد میشود. از این نظر نویسنده با کلمات به روایتی پنهان میرسد که تخیلی است یا ریشه در تجربیات و خاطراتش دارد. بکوشید با کلمات زیر روایت داستانی(یک صفحهای) بنویسید. در ضمن میتوانید از کلمات متفاوت دیگری هم استفاده کنید. کلمات پیشنهادی عبارتند از:
هوا ، فرفره ، تاب ، نرگس ، نیمکت
@Writing_lovers
یکی از راههای خلق داستان، تداعی مفاهیمی است که از طریق کلمات در ذهن نویسنده ایجاد میشود. از این نظر نویسنده با کلمات به روایتی پنهان میرسد که تخیلی است یا ریشه در تجربیات و خاطراتش دارد. بکوشید با کلمات زیر روایت داستانی(یک صفحهای) بنویسید. در ضمن میتوانید از کلمات متفاوت دیگری هم استفاده کنید. کلمات پیشنهادی عبارتند از:
هوا ، فرفره ، تاب ، نرگس ، نیمکت
@Writing_lovers
مطالعهی انبوه بیاستفاده از مغز بیفایده است. فرد باید به طور مداوم آموختههایش را مرور کند و خواندهها را با تفکراتش ادغام کند، با استفادهای این چنین از نظریات، فرد میآموزد افکارش را هدایت کند و مشکلات موجود را تحلیل کند. به این ترتیب موفقیت در پی خواهد آمد.
کنفوسیوس
@Writing_lovers
کنفوسیوس
@Writing_lovers
یافتن موضوع برای نوشتن داستان کار دشواری نیست. تنها ذوق و دقت و کنجکاوی می خواهد که در هر کوی و گذر، در هر منظره و هر رویداد سخنی برای پروردن و مطلبی برای خواندن به دست آید.
برخی چنان میپندارند که باید تمامی وقایع داستان جلو دیدگان داستانسرا اتفاق بیفتد تا او بتواند آن را بنویسد. در صورتی که نویسندگان کنجکاو و و هشیار قادرند که به نیروی تخیل داستانهای دل انگیز بیافرینند یا از وقایع ناچیز که برای مردم عادی هرگز قابل توجه نیست به یاری ذوق و اندیشه حکایات شیوا ترتیب دهند.
ویکتور هوگو از حرکت دو طفل كوچك در باغ لوکزامبورگ پاریس و قطعه نانی که از استخری بر میدارند و میان خود تقسیم می کنند ، ا. هنری از سقوط برگهای پاییزی، اشتفان تسوایك از انگشتان دست يك قمار باز داستانهایی بس دلپذیر می نویسند.
داستانسرایان هر کشور معمولا بیشتر موضوعهای حکایاتشان را از محیط زندگانی و مردم دیار خود بر میگزیند. داستان نویسان ما هم باید این نکته را فراموش نکنند و در صورتی که اینهمه مطالب دست نخورده نوشتنی در ایران وجود دارد، برای یافتن موضوع نگارش به جاهای دوردست و بیگانه روی نیاورند.
فن نویسندگی
نادر وزین پور
@Writing_lovers
برخی چنان میپندارند که باید تمامی وقایع داستان جلو دیدگان داستانسرا اتفاق بیفتد تا او بتواند آن را بنویسد. در صورتی که نویسندگان کنجکاو و و هشیار قادرند که به نیروی تخیل داستانهای دل انگیز بیافرینند یا از وقایع ناچیز که برای مردم عادی هرگز قابل توجه نیست به یاری ذوق و اندیشه حکایات شیوا ترتیب دهند.
ویکتور هوگو از حرکت دو طفل كوچك در باغ لوکزامبورگ پاریس و قطعه نانی که از استخری بر میدارند و میان خود تقسیم می کنند ، ا. هنری از سقوط برگهای پاییزی، اشتفان تسوایك از انگشتان دست يك قمار باز داستانهایی بس دلپذیر می نویسند.
داستانسرایان هر کشور معمولا بیشتر موضوعهای حکایاتشان را از محیط زندگانی و مردم دیار خود بر میگزیند. داستان نویسان ما هم باید این نکته را فراموش نکنند و در صورتی که اینهمه مطالب دست نخورده نوشتنی در ایران وجود دارد، برای یافتن موضوع نگارش به جاهای دوردست و بیگانه روی نیاورند.
فن نویسندگی
نادر وزین پور
@Writing_lovers
چگونه میتوانیم بفهمیم به چه چیز فکر میکنیم، مادام که ندانیم چه مینویسیم؟ من نوشتم تا این مطلب را بفهمم و از آن پس هرگز مثل گذشته نبودم.
کاترین بلزی
@Writing_lovers
کاترین بلزی
@Writing_lovers
عادت مؤثر نویسندگان مشهور
«من همیشه کارم را صبحها آغاز میکنم. اخیراً بسیار خوشحال شدم که فهمیدم ژان ژاک روسو نیز پس از بیدار شدن کمی قدم میزد و سپس شروع به نوشتن میکرد.
ذهن انسان در آغاز روز تازه است. بهترین افکار انسان صبحها به سراغش میآید؛ چه در حال پیادهروی باشد یا در رختخواب به فکر بلند شدن از جای خود باشد. در هر صورت شما قواعد ویژه خود را ابداع کنید و زمانی که ذهن تان آمادگی و انرژی بیشتری برای نوشتن دارد را برگزینید.»
تولستوی
@Writing_lovers
«من همیشه کارم را صبحها آغاز میکنم. اخیراً بسیار خوشحال شدم که فهمیدم ژان ژاک روسو نیز پس از بیدار شدن کمی قدم میزد و سپس شروع به نوشتن میکرد.
ذهن انسان در آغاز روز تازه است. بهترین افکار انسان صبحها به سراغش میآید؛ چه در حال پیادهروی باشد یا در رختخواب به فکر بلند شدن از جای خود باشد. در هر صورت شما قواعد ویژه خود را ابداع کنید و زمانی که ذهن تان آمادگی و انرژی بیشتری برای نوشتن دارد را برگزینید.»
تولستوی
@Writing_lovers
یادداشتهای روزانهتان باغچههای شما هستند. به سراغ آنها بروید و ببینید چه چیزی آماده شکوفه زدن است.
سوزان م.تیبرگ
✍ معصومه حامی دوست
یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب میآیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک میکند.
وقتی هر روز مینویسید و زیاد مینویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.
نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازهای دربارهی خودتان به شما میگوید و باعث میشود تا افکارتان را به طور شفافتری ببینید.
ممکن است یادداشتها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید. اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای دیدن و بیان کردن پیدا میکنید.
در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر میشوید. میتوانید قسمتهای جذابی از نوشتهتان را جدا کنید. بخشهایی که میتواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.
@Writing_lovers
سوزان م.تیبرگ
✍ معصومه حامی دوست
یادداشت های روزانه علاوه بر اینکه تمرینی مداوم برای نوشتن به حساب میآیند. در پیدا کردن موضوعاتی خوب و جذاب، به شما کمک میکند.
وقتی هر روز مینویسید و زیاد مینویسد، به مرور یادداشت هایتان پر می شود از احساسات، اندیشه ها، تصویرها و تجربیاتی که ممکن است در زندگی روزمره از دیدتان پنهان بماند.
نوشتن مداوم با آشکار کردن بخش پنهان تجربیاتتان، مطالب جالب و تازهای دربارهی خودتان به شما میگوید و باعث میشود تا افکارتان را به طور شفافتری ببینید.
ممکن است یادداشتها در ابتدا چنگی به دل نزند و به نظر بیاید که حرفهای مهمی برای گفتن ندارید. اما با نوشتن بیشتر و به مرور، موضوعات جذابی برای دیدن و بیان کردن پیدا میکنید.
در هنگام بازخواندن آنها غافلگیر میشوید. میتوانید قسمتهای جذابی از نوشتهتان را جدا کنید. بخشهایی که میتواند «بذر» یک داستان یا نوشته خلاقانه باشد.
@Writing_lovers
۱۶ دسامبر. نوشتن یادداشتهای روزانه را دیگر رها نخواهم کرد. باید ادامهاش بدهم. این تنها جایی است که دردها رهایم میکند.
یادداشتهای کافکا
@Writing_lovers🖌
یادداشتهای کافکا
@Writing_lovers🖌
«معنای تفکر چیست؟» هایدگر را بخوانید. فلسفه کمکمان میکند در تنگنای این دنیا از طوفانی که آمده و زندگی ما را فراگرفته است، نجات پیدا کنیم. طوفان عدم تفکر. هایدگر به ما میگوید چطور مواجه شویم و پرسش کنیم. مولوی هم از طریق پرسشگری با ما سخن میگوید. باید بتوانیم با پرسشگری از دانایی حاکم بر جهان، اصالت زدایی کنیم و برگردیم و چیزهای تازه را بیابیم.
عدنان دانشیار
@Writing_lovers
عدنان دانشیار
@Writing_lovers
Forwarded from ماتیکانداستان
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹پرسش بسیارمهم: فلسفه به چه کار می آید؟
اگرهنوز نویسندگانی هستندکه به لزوم مطالعه فلسفه باورندارند،حتمن این ویدئورا ببینند.
@matikandastan
📢سپاس ازاینکه با بازفرستیِ ویدئو مارا به دیگران معرفی می کنید
اگرهنوز نویسندگانی هستندکه به لزوم مطالعه فلسفه باورندارند،حتمن این ویدئورا ببینند.
@matikandastan
📢سپاس ازاینکه با بازفرستیِ ویدئو مارا به دیگران معرفی می کنید
Forwarded from 📖کتاب📖نخواهدمُرد
💡
گاهی نوشتن تنها راه باقیمانده برای درمان است و خواندن تنها راه التیام. زخم های آدم نه تنها وقتی نتوانی بنویسی شان عمیق میشوند، بلکه جانکاه میشوند آنگاهی که امکان خواندن را هم از دست بدهی. وقتی که روحت نه امکان خواندن داشته باشد و نه امکان خوانده شدن. این یعنی وضعیت بی درمان.
📖 کاش رنجی کم کنیم
🚩 سید مجتبی حسینی
@ketab_nakhahad_mord
گاهی نوشتن تنها راه باقیمانده برای درمان است و خواندن تنها راه التیام. زخم های آدم نه تنها وقتی نتوانی بنویسی شان عمیق میشوند، بلکه جانکاه میشوند آنگاهی که امکان خواندن را هم از دست بدهی. وقتی که روحت نه امکان خواندن داشته باشد و نه امکان خوانده شدن. این یعنی وضعیت بی درمان.
📖 کاش رنجی کم کنیم
🚩 سید مجتبی حسینی
@ketab_nakhahad_mord
«کودکیام همهاش غرق در اوهام و خیال و عاشق کتاب و مدرسه و شبهای طولانی زمستان که پایچراغ نفتی بنشینم و تا لحظهای که بختک خواب گرفتارم نکرده، داستان پشت داستان بخوانم. صدها بار در خوابهایم چخوف را روی پلههای آجری خانهمان، زیر درخت بِه، لمداده در اتاق نشیمن دیده بودم. از فاصلهی دور، جرأت نزدیک شدن به او را نداشتم. و هنوز هم ندارم. آیا رؤیای صادقانه همین نیست؟ و همزمان بااینحال و هوا، در خفا نوشتن، سیاهمشق بچگانه، و همانطوری و همانسان تا این لحظه با من ماندگار ماند که ماند که ماند.»
غلامحسین ساعدی
@Writing_lovers
غلامحسین ساعدی
@Writing_lovers