نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
یک نویسنده‌ی خوب هیچ‌گاه نباید از کارش رضایت کامل داشته باشد.


ویلیام فاکنر

اغلب نویسندگان بزرگ در تلاش‌اند تا اثری کامل را به وجود آورند. آنان هر بار که شروع به نوشتن می کنند امیدوارند که آن اثر بزرگ را بنویسند.

ویلیام فاکنر در این باره می‌گوید: «فکر می‌کنم اگر می‌توانستم همه‌ی کارهایم را دوباره بنویسم حتماً آنها را بهتر از قبل می‌نوشتم»

یک نویسنده هر بار امیدوارانه تلاش می‌کند و باور دارد که این‌بار کارِ درست را انجام خواهد داد. در حقیقت همه‌ی آثار یک نویسنده حاشیه هایی هستند بر کتاب اصلی او که قرار است روزی آن را بنویسد.

پس این که در نوشتن رضایت کامل را تجربه نکنیم امری طبیعی است. در واقع این نارضایتی چیزی است که سبب می‌شود تا نویسندگان با تلاش بیشتر به کارشان ادامه دهند و اگر روزی به آنچه می‌خواهند برسند عملا دیگر کاری برای انجام دادن آنان باقی نخواهد ماند.

حتما حکایت نویسنده ای را شنیده‌اید که وقتی از او پرسیدند که کدامیک از آثارت بهتر است؟ جواب داد : اثر بعدی‌ام. این اشاره ای به این نوع نارضایتی نویسنده دارد . در حقیقت یک نویسنده چه حرفه ای باشد چه آماتور تا زمانی که این خصلت را دارا است توانایی نوشتن دارد. او هربار تلاش می‌کند تا بهترین اثرش را بنویسد و‌همین نارضایتی او را به یک نویسنده تمام وقت تبدیل می‌کند.

این نوعی از امیدواری و سخت گیری توأمان است که حتی نویسندگان بزرگ هم آن را تجربه کرده‌اند. بنابراین شما هم اگر از نوشته هایتان ناراضی هستید، آن را به فال نیک‌بگیرید و مانند یک نویسنده‌ی حرفه‌ای برای بهبود نوشته هایتان تلاش کنید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
1
نبوغ یا الهامی در کار نیست؛ نویسندگی نود و نه درصد استعداد، نود و نه درصد نظم، نود و نه درصد کار کردن است.

همه نویسندگان بزرگ وقتی درباره‌ی واژه نبوغ یا الهام از آنان سوال شده است منکر وجود آن شده اند.

اکو می گوید الهام اختراع نویسندگان حیله گر است تا خود را متمایز از دیگران جلوه دهند. یک نویسنده اگر به انتظار الهام بنشیند هرگز چیزی نمی نویسد.

برای رسیدن به نبوغ نویسندگی باید هر روز بنویسیم. برای این کار به تصاویر، کلمات و مختصری تجربه زیستن نیاز داریم همین و بس.

پس پشت میز کارتان بنشینید و روزانه دوهزار کلمه بنویسید. نبوغ شما باید مداومت در نوشتن باشد. برای نوشته هایتان عنوان خوبی انتخاب کنید.

می‌توانید این عنوان را از متن کارتان انتخاب کنید و یا اول عنوانی مهیج انتخاب کنید و بعد راجع به آن بنویسید.

این کار شما را به نوشتن ترغیب می‌کند و به شما برای پیدا کردن موضوعی که مورد علاقه تان است کمک می‌کند؛ در عین حال به ذهن تان نظم می‌دهد.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
بخوان ، بنویس، دوباره نویسی کن و این سه کار را تا سر حد انزجار ادامه بده و بعد باز هم کمی بیشتر.

جوگورز

@Writing_lovers
کشف نوشتن

آیا یک‌ نویسنده حرفه‌ای از زمان شروع کارش تا زمانی که کار را به پایان می‌برد، به ‌همه‌ مراحل کار آشناست؟

سخنان نویسندگان بزرگ، درباره‌ی نوشتن نشان می دهد که آنان در ابتدا به جزییات و روند امور و چگونگی شکل‌گیری آن آشنا نیستند.

آنان به کمک تصاویر و شکل های مبهم ذهنی چیزی را می‌نویسند که در ابتدا بر خودشان آشکار نیست و در فرآیند نوشتن بتدریج خود را بر آنان آشکار می کند.

در حقیقت نوشته با نوشتن کامل می‌شود. گاه بین آنچه نویسنده می‌نویسد و آنچه قرار است بنویسد، فاصله ای وجود دارد.

نویسنده از این فاصله برای کامل کردن دستنوشته و چک نویس‌هایش استفاده‌می‌کند.

تعدادی زیادی از خط خوردگی‌ها و زوائد نگارشی و اشتباهات دستوری که باید رفع و اصلاح شود.


تا آنجا که می‌توان گفت در این فاصله است که سرانجام نویسنده متن اصلی خود را کشف می‌کند.

همه اشتباهات و اشکالات در پیش نویس ها انجام می‌شود تا اینکه متن در لحظه پایانی خود را تکمیل کرده و در مقابل چشمان نویسنده آشکار می‌کند.

 در واقع این حکایت آن هنرمند بزرگ چینی است که امپراتور از او خواست تا خرچنگی برایش بکشد. هنرمند جواب داد 10 سال زمان، خانه‌ای بزرگ و 20 نوکر نیاز دارد. 10 سال گذشت و امپراتور سراغ نقاشی خرچنگ را گرفت. نقاش گفت دو سال دیگر وقت لازم دارد. بعد گفت یک هفته وقت لازم دارد. بالاخره هم مداد را برداشت و با یک حرکت در یک لحظه خرچنگ را کشید.

فاصله ای که در حین انجام این کار وجود دارد، همان زمان لازم برای کامل شدن اثر در ذهن نویسنده است که جز اصلی فرآیند نوشتن به حساب می‌آید.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
راز نوشتن

من تمام داستانهای کلاسیک را خوانده‌ام. من همیشه در حال یادگیری هستم. سخت تلاش میکنم تا از موضوعاتی بنویسم که مردم میخواهند بخوانند. همیشه از خود میپرسم: »مردم از چه چیزی فرار میکنند؟« و همانها را حذف میکنم.

من ویرایشگری بیرحم هستم. داستانگویی خوبم. فقط پشت چیزی را امضا میکنم که باور دارم.

جو ویتالی

@Writing_lovers
ارزش نوشتن یادداشت‌های روزانه

یادداشت‌های روزانه داشته باشید. این کار به رشد شخصی شما کمک می‌کند، سرعت فکر کردن‌تان را افزایش می‌دهد، قدرت تجزیه و تحلیل شما را درباره‌ی مسایل زیاد می‌کند و کمک تان می‌کند تا به منتقد ورزیده ای تبدیل شوید.

فقط بنویسیم و نگران هیچ چیز نباشیم اینکه مخاطب ما کیست؟ چقدر خوب می نویسیم؟ یا برای نوشتن و شروع کردن دیر شده است؟

هر روز جریان ها، افکار و تجربیاتتان را بنویسید. شاید نوشته های ما روزی باعث بهبود اوضاع کسی شود، چرا که چندخطی که ما می نویسیم دیدگاه ویژه و منحصربه فرد خودمان از زندگی است.

بنابراین طوری بنویسید که گویی پرنده‌ای هستید که بالای سر ما آدم‌ها دارد پرواز می‌کند و می‌تواند همه چیز را ببیند و خواهش می‌کنم به‌خاطر خدا، چیزی بگویید که ما را از خودمان نجات بدهد؛ آزادمان کند نفس عمیقی بکشید و عمیق‌ترین، عمیق‌ترین اسرار و رازهایتان را به ما بگویید تا بتوانیم گره از پیشانی‌هامان باز کنیم و بفهمیم که تنها نیستیم.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
«چرا باید کلاسیک ها را خواند»


ایتالو کالوینو در کتاب «چرا باید کلاسیک ها را خواند» اشاره می‎کند که متن‎های کلاسیک به این خاطر زنده‎اند که با تمام آثار قبل و بعد از خود وارد گفتگو شده‎اند.

او هفت پیکر نظامی را به عنوان یکی از سی و یک آثار برجسته کلاسیک جهان معرفی می‌‌کند.

تنها آثار کلاسیک است که می‎تواند تاثیری عمیق بر مخاطب و آثار ادبی بعد از خود داشته باشد.

کتابهای کلاسیک در برابر کالاهایی مانند فیلم، تلویزیون، روزنامه، مجله و... که امروزه زندگی انسانهای مدرن را در برگرفته است، در سطحی بالاتر از برقراری ارتباط با مخاطب قرار می‌گیرند.

شخصی که آثار کلاسیک را می‌خواند تعریف دیگری از هویت خودش دارد.

همچنین ادبیات کلاسیک می تواند تأثیر خوبی در سطح زبان به وجود بیاورد.

جامعه‌‌ایی که ادبیات مکتوب ندارد در قیاس با جامعه‌ایی که مهم‌ترین ابزار ارتباطی آن یعنی واژه‌ها، در متون ادبی پرورده شده و تکامل یافته حرف‌هایش را با دقت، غنای و وضوح کم‌تر بیان می‌کند.

خواندن آثار ادبی کلاسیک در هر جامعه‌ای به غنای واژگان و کلمات زبان افراد آن جامعه و نیز به عمق اندیشه ها می‌انجامد.

در حقیقت هیچ کدام از کشف‎ ها و آثار امروزی ما تازه و اصیل نیستند مگر آنکه اصالت خود را سالها پیش یا سالها بعد، در متنی از کلاسیک‎ها بروز داده باشند.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
نوشتن یادداشت روزانه چقدر کنجکاوی آفرین است. چیزی را که آدم نمی‌گوید و نمی‌تواند، مهم‌تر از چیزی است که یادداشت می‌کند.


سیمون دوبوار

@Writing_lovers
۱۶ دسامبر. نوشتن یادداشت‌های روزانه را دیگر رها نخواهم کرد. باید ادامه‌اش بدهم. این تنها جایی است که دردها رهایم می‌کند.


یادداشت ‌های کافکا

@Writing_lovers
پیش‌نویس تمیز به کار داستان‌نویس نمی‌آید:

من دو میز در خانه دارم. روی یکی کامپیوتری دارم که به اینترنت متصل است و روی میز دیگر فقط کاغذ و خودکار است. کاغذ و خودکار را برای نوشتن ترجیح می‌دهم. وقتی شروع به نوشتن می‌کنم توجهی به ارتباط جملات با هم ندارم. اولین پیش‌نویس من بسیار کثیف است. همیشه پس از اتمام کارم شروع به منظم کردن جملات می‌کنم یا بخش‌های اضافی را حذف می‌کنم.

کازوئو ایشی‌گورو

@Writing_lovers
بیشتر از آنکه می‌نویسید، بخوانید. 


هرچقدر بتوانید مهارتهای نوشتاری خود را قوی‌تر کنید بهتر خواهید نوشت؛ این واقعیتی است که بسیاری از مولفان بزرگ و موفق همیشه به آن اذعان دارند. سعی کنید کتابهایی که در رشته ای که می‌خواهید کتاب نگارش کنید را بخوانید. شما بهتر از یک خواننده عادی سبک نگارش را درک می‌کنید و نقاط قوت و ضعف آن را تشخیص می‌دهید.

توصیه ویلیام فاکنر به نویسندگان جوان این است:

تا می‌توانید بخوانید، بخوانید، بخوانید. هر چیزی را، به‌درد‌نخورها، کلاسیک‌ها، خوب، بد، همه را بخوانید تا بفهمید آنها چطور داستانشان را نوشته‌اند، چطور کار را به پایان رسانده‌اند.

وقتی نجار تازه می‌خواهد نجاری را یاد بگیرد این کار را از طریق مشاهده انجام می‌دهد.

خواندن روش مشاهده‌گری نویسنده است. بنویسید، اگر خوب باید خودتان متوجه خواهید شد. اگر خوب نیست از پنجره بیندازیدش بیرون. 



@Writing_lovers
شکست‌ها در فرآیند نویسندگی، نقشی سازنده را ایفا می‌کنند. سطل‌های زباله بی‌جهت به وجود نیامده‌اند.


مارگارت اتوود

@Writing_lovers
فکر نمی‌کنم این نصیحت خوبی باشد. اینکه «آنچه را بنویس که فکر می‌کنی مردم دوست دارند» هم توصیه خوبی نیست. فکر می‌کنم احمقانه است. نباید موقع نوشتن به فکر بقیه مردم باشیم. به آنها ربطی ندارد که ما چه می‌نویسیم. پیش از ۱۹۹۶ چه کسی را دیدید که بگوید:‌ «آرزو دارم یک کسی اولین کتاب هری پاتر را بنویسد! هیچکس هنوز درباره هری پاتر ننوشته.»
یکی از دلایل موفقیت جی.کی رولینگ این بود که اهمیتی نداد که مردم فکر می‌کنند چه می‌خواهند. تا زمانی که رولینگ درباره هری پاتر ننوشته بود، آن‌ها نمی‌دانستند که هری پاتر را می‌خواهند. این راه صحیح است.

فیلیپ پولمن

@Writing_lovers
👍1
کافکا ۱۲ ساعت از روز را بیرون از خانه کار می‌کرد و وقت زیادی برای نوشتن نداشت. ساعت ۱۱ شب شروع به نوشتن می‌کرد و بسته به توانش در آن شب تا سه و حتی گاهی شش صبح کار می‌کرد و فقط یک تا دو ساعت وقت استراحت داشت.

@Writing_lovers
فلسفه قابل حمل نویسنده


پل والری می گوید:
یک فلسفه باید قابل حمل باشد.
همیشه با خود دفترچه ای داشته باشید. هر آنچه را به ذهنتان می‌رسد بنویسید. می توانید گفتگوی اطرافیانتان را بنویسید، یا تفکری را که به صورت درخششی ناگهانی بر شما ظاهر می شود در آن یادداشت کنید.

مقاله هایی یک یا دو صفحه ای بنویسید. یا اینکه برنامه ای بگذارید و در باره یک جمله، سه صفحه ای هر چه را به ذهنتان خطور می کند به صورت نظر منحصربه فردتان اعلام کنید.

خودتان را عادت دهید تا درباره ی موضوعی قلم فرسایی کنید و نظرات کارشناسانه مخصوص خودتان را ارائه دهید.

بی آنکه وهم درونیتان را خفه کنید، به حاشیه روی بپردازید تا نوشته تان شکلی به خود بگیرد.

چنین تلاشی سبب می‌شود خود سانسوری در نوشته هایتان کم رنگ شود و شهامت بیان خودتان را به دست بیاورید.

همچنین در نهایت موضوعات و بیان مخصوص به خود را می‌یابید. موضوعاتی که فقط شما از پس بیان آن بر‌خواهید آمد و خوانندگان تان را سر شوق می‌آورد.

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
در عصری که رسانه های رایج با سرعتی فوق العاده و شعاع حرکتی گسترده دارند پیروز می‌شوند و این خطر را دارند که تمام ارتباطات را به سطح یکنواخت واحد محدود کنند، کاربرد ادبیات این است که چیزهای متفاوت را فقط به دلیل این که متفاوتند به هم مرتبط کند و آن هم به طرزی که نه تنها اختلافشان را کاهش ندهد بلکه مطابق طبیعت زبان نوشتار اختلافشان را واضح تر نشان دهد.

ایتالو کالوینو

@Writing_lovers