نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
من مطمئن نیستم که واقعا وجود داشته باشم. من تمام نویسندگانی هستم که خوانده ام.
بورخس
«نمی‌دانم تا پنج شش سالگی چه می‌کردم، نمی دانم چگونه خواندن را آموختم، تنها چیزی که به خاطر دارم نخستین کتابهایی است که خواندم و‌ تأثیری است که در من باقی گذاشتند. از همین زمان خودآگاهی ام آغاز شد و بی هیچ وقفه‌ای ادامه یافت.

از مادرم رمانهایی مانده بود. من و پدرم پس از شام شروع به خواندن‌آنها می‌کردیم. ابتدا قصدمان تنها این بود که با کتابهای سرگرم کننده، تمرین خواندن کنم. اما کوتاه زمانی بعد اشتیاق به مطالعه چنان در ما شدت گرفت که به نوبت بی آنکه به خود استراحت دهیم، کتاب می خواندیم و شب هایمان را با پرداختن به این کار می‌گذراندیم و هرگز نمی‌توانستیم پیش از به پایان رساندن کتاب از خواندن دست بکشیم.

طولی نکشید که با این شیوه‌ی خطرناک نه تنها توانستم در کمال سهولت کتاب بخوانم و منظورم را بیان کنم، بلکه درباره‌ی سوداها و شیفتگی‌ها به ادراکی دست یافتم که در سن من بی‌مانند بود. هنوز هیچ تصوری از امور نداشتم، اما از همان زمان همه احساسات بر من عیان بودند.

این احساسات گنگی که یکی پس از دیگری تجربه می‌کردم به هیچ روی خردی که هنوز نداشتم راضایع نکرد اما شکلی بدان داد که کیفیتی دیگر داشت و تصوری از زندگی بشر در من پدید آورد که غریب و داستان گونه بود. »

اعترافات
ژان ژاک روسو

@Writing_lovers
بهترین دوست نویسنده قیچی اوست. همینگوی در نصیحت به نویسنده ای جوان نوشت:« هر چه مطالب لعنتی ات را بیشتر قیچی کنی، رمان لعنتی ات بهتر خواهد شد...» قانون نویسندگی ایجاب می‌کند که هیچگاه به خواننده چیزی به رایگان داده نشود تا بتواند با به کار گرفتن تخیلش، لذت را در ک کند و همانطور که مالارمه می گوید: « از این شادی لذت عشق، که این اوست که اثر را می‌آفریند»، محروم نشود.

آرتور کریستلر


@Writing_lovers🖌
Forwarded from علی‌اصغر سیدآبادی (Ali)
‏پیشنهادهای نوروزی- کتاب بزرگسال
بدون ترتیب

*طوطی فلوبر- جولین بارنز-ترجمه الهام نظری- نشرماهی
هم زندگینامه دارد، هم نقد وتحلیل رمان دارد و هم داستان، اما همه‌ی اینها کلیت به هم پیوسته‌ی یکپارچه‌ای است که نه زندگینامه است ونه تحلیل و نقد، بلکه رمان است، رمانی عالی با فارسی خوب ترجمه‌اش

‏*فقط روزهایی که می‌نویسم- آرتور کریستال-ترجمه احسان لطفی- نشر اطراف
مجموعه جستاری است درباره کتاب خواندن و نوشتن

*محاوره‌ای در هویت شخصی و جاودانگی- جان پری-ترجمه کاوه لاجوردی-نشرمرکز
⁧ گفت‌وگویی خیالی درباره روح، حافظه و هویت شخصی و البته خواندنی


*عشق با حروف کوچک- نوشته‌ی فرانسس میرالس - گلی امامی-نشر نیلوفر
رمانی خواندنی از نویسنده‌ای اسپانیایی عشق دوران کودکی و جست و جوی آن در بزرگسالی محور آن است.

*پاچینکو- مین جین لی- منصوره وحدتی احمدزاده- نشر اختران
مین جین لی نویسنده ای کره‌ای - آمریکایی است و رمان سرگذشت یک خانواده‌ی مهاجر کره‌ای در ژاپن است در زمان اشغال کره توسط ژاپن و سپس تقسیم آن به دو کشور

*بی‌قراری- زلفی لیوانلی- عبدی گلزار-نشر ماهی
این داستان بلند به خاطر موضوعش برایم اهمیت دارد و شناخت نسبتا خوبی از ایزدی‌ها و داعشی‌ها می‌دهد در یک شهر کوچک ترکیه

*شغل پدر- سرژ شالاندون- مهستی بحرینی- نشر نیلوفر
رمانی دردناک و درخشان درباره کودکی در اسارت وهم پدر

*خرگوش‌ها و مارهای بوآ- فاضل اسکندر- ترجمه آبتین گلکار- نشر افق
رمانی تمثیلی که در دنیای مارها می‌گذرد، اما رمانی است درباره قدرت.

*حق و سو استفاده از آن- محمدعلی موحد- نشر کارنامه
سو استفاده از حق موضوع این کتاب است و موحد آن را نه به عنوان موضوعی تحقیقی، بلکه به عنوان مسیله‌ای جاری در جامعه بررسی کرده است.

* ما و جهان اساطیری- گفت‌وگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار- نشر نیلوفر
اگر خواننده تخصصی در موضوع اسطوره‌اید این کتاب چیزی برایتان نخواهد داشت، اما اگر علاقمند کم‌خوان این موضوعید، این کتاب بهترین است.

*خاطرات ریچارد فرای- ترجمه بهمن زرین دست- شرکت سهامی انتشار
کتاب‌ گفت‌وگویی است با ریچارد فرای ایران‌شناس نامی در قالب تاریخ شفاهی ایران

*قاموس خزران- میلوراد پاویچ- کوروش نوروزی- نشر مرکز
بدون اغراق متفاوت‌ترین و بهترین رمانی است که امسال خواندم، البته اگر دنبال رمان آسان‌خوان هستید به دردتان نمی خورد. رمانی که دوست نداشتم تمام شود.

من از میان کتاب‌هایی که سال ۱۳۹۷ خواندمٰ از این‌ها بیشتر خوشم آمده و یادم مانده. حتما کتاب‌های خوب دیگری هست که من نخوانده‌ام و حتما کتاب‌هایی هست که من خوشم نیامده و یا یادم نمانده و احتمالا دیگران خوششان می‌آید. من سال ۹۷ بیش تر تصمیم داشتم رمان‌هایی از کشورهایی بخوانم که کم تر می‌شناسیم ادبیاتشان را و کشف امسالم میلوراد پاویچ نویسنده صرب بود.
وقتی فهرستم تمام شد، دیدم چقدر کم کتاب ایرانی خوانده‌ام و خجالت کشیدم. عید جبران خواهم کرد.
بسته‌ای از کتاب‌های کودک و نوجوان و هم‌چنین کتاب‌های خودم را هم در روزهای آینده معرفی می کنم، البته قبل از پایان سال.

https://t.me/Seidabadii
ناخودآگاه هر نویسنده به دلیل تاریخچۀ شخصی‌اش دارای داستانی ویژه است.


"دونالد ام. موری"



@Writing_lovers🖌
نوشتن و جاودانگی

ایزاک آسیموف یکی از سه غول علمی تخیلی نویس،  می‌گوید: « وقتی سر برمی‌گردونم و می بینم که دور تا دورم از آثار خودم پر شده، احساس آرامش می‌کنم. می‌دونم که تا بحال آینده‌های زیادی را تصور کردم و نوشتم...مثل اینه که خودم اونجاها بودم.»


در میان اوراقش تکه کاغذی یافت شد که با خودنویس روی آن نوشته بود:
در چهل سال گذشته به طور متوسط
هر ده روز یک مطلب فروختم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر  شش روز یک مطلب فروختم
در چهل سال گذشته به طور متوسط
 هر روز ۱۰۰۰کلمه منتشر کردم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر روز ۱۷۰۰ کلمه منتشر کردم

 

او در ۶ آوریل ۱۹۹۲ از دنیا رفت. با تمام وجود مشتاق بود تا خاطره اش قرنها پس از  مرگش در یادها بماند. مؤخره کتابش چنین به پایان می‌رسد:« متاسفانه زندگی و سلامتم از مسیر اصلی منحرف شده و به واقع امیدی به زندگی طولانی‌تر ندارم. من در زندگی، جانت، دخترم رابین و پسرم دیوید را داشته ام. دوستان خوب بسیاری داشته ام. نویسندگی و ثروت و شهرت حاصل از آن را داشته ام پس دیگر مهم نیست چه بر سرم می‌آید. چون زندگی خوبی بوده و از آن راضی‌ام. پس لطفا نگرانم نباشید ‌و خیال بد به سرتان راه ندهید. در عوض امیدوارم که این کتاب لبخند به لبتان آورده باشد. »



و در آخرین قطعه مقاله ساینس اند فیکشن می‌نویسد:« همیشه یکی از بزرگترین  آرزوهایم این بوده که در لحظه مرگ سرم روی ماشین تحریر بیفتد و دماغم بین دوتا از کلیدهایش گیر کند.»

او معتقد بود:« اگر آدم در طول عمرش، بخشی از زندگی بوده و وظیفه‌‌اش را به عنوان یکی از اجزای نقش و نگار قالی بشریت درست ایفا کرده باشد، دیگر از بیماری و پیری و مرگ وحشت نخواهد داشت. حتی اگر کسی به کهنسالی نرسد باز ارزشمند است. چون هنوز می داند که بخشی از آن نقش و نگار است. بخصوص نقش و نگاری که با خلاقیت و عشق ترسیم شده باشد .»

معصومه حامی‌دوست

@Writing_lovers
«برای نوشتن وقتی چیزی به ذهن‌تان رسید، صبر نکنید تا زمان برای نوشتن به دست بیاورید و دوباره بخواهید آن حالِ الهام‌بخش و شکوفا را بازسازی کنید، همان‌موقع آن را بنویسید و تمامش کنید. هرگز دوباره حال‌وهوای احساس و ادراک اولیه را به دست نخواهید آورد.»

ویلیام فاکنر


@Writing_lovers🖌
240-dastane-zendegi-man.karnil.com_.pdf
6.1 MB
داستان زندگی من
نویسنده هلن کلر
ترجمه ثمینه پیر نظر( باغچه بان)
۲۵۵ صفحه
جیمز جویس و ایده‌ی اصلی نوشتنش



معصومه حامی دوست



جویس در کتاب «چهره‌ی هنرمند در جوانی» از آرمان‌های زیباشناختی و هدفش برای هنرمند شدن حکایت می‌کند.

ایده‌ی اصلی او در هنر، ایده‌ی ایثار مطلق است. این ایده با گزینش نام قهرمان کتابش، استیفن ددالوس ارتباط دارد.


ددالوس در اساطیر کسی است که هزار توی مینوس را ساخت تا با بالهای مومی ساخته‌ی دست خود فرار کند و او یادآور تصویر همان «سازنده‌ی ماهر افسانه ای» است و سمبل هنرمندی می‌شود که در کارگاه خود در پی ساخت چیزی نو از درون ماده‌ی شل و وارفته‌ی زمین است، چیزی دور و نامیرا و دست نیافتنی.»


بنابر عقیده‌ی جویس، تلاطم و فشارهای روحی که هر نویسنده، پیش از نوشتن اثر یا در حین نوشتن آن تجربه می‌کند، نوعی ایثار است که نویسنده خودخواسته برمی‌گزیند تا از طریق آن، آثار ممتازی را از سرزمین هنر، برای خوانندگانش به ارمغان بیاورد.


در واقع تلاطم های روحی که خواننده حین خواندن اثر تجربه می‌کند، شکلی تصفیه شده از انبوه فشارهای ذهنی است که نویسنده از سر گذرانده، چیزی که از آن به عرق ریزی روح یاد کرده‌اند و روح نویسنده را هر لحظه می‌فشرد و آب می‌کند.


این رسالت در دوره معاصر که روزگار روزمرگی‌ها و بی حادثگی است، برای نویسنده دشوارتر از هر زمان دیگر است. ایثار هنری نویسنده را وامی‌دارد تا به رغم مرارتها، متعهدانه طبعش را تغذیه کند، خود را در جریان مسائل زیبایی شناسی زمانه‌اش قرار دهد، با هشیاری بیشتری به پیرامونش نگاه کند، تعادلی میان انزوا و در جمع بودنش بیابد و در نهایت رسالت هنری‌اش را به انجام برساند.



@Writing_lovers🖌
🙏1
«وقتی می‌نوشتم سبک می‌شدم. صفحه‌ی سفید کاغذ بهترین کسی بود که حرف‌هایم را گوش می‌کرد، گوش می‌کرد و گوش می‌کند. صفحه‌ی سفید کاغذ مسخره‌ام نمی‌کند. چیزهایی که می‌گویم تو دلش نگه می‌دارد. چیزی را به رُخم نمی‌کشد. آزارم نمی‌دهد. دلسوزی بیجا نمی‌کند. نیش نمی‌زند. پدر، مادر، خواهر و برادر و همه‌ کسم است.»

شما که غریبه نیستید
هوشنگ مرادی کرمانی
انتشارات معین

این کتاب یکی از‌ خواندنی‌ترین‌ و شیرین‌ترین کتابها در حوزه آثار ادبی ایران است.

@Writing_lovers🖌
جامعه وقتی فرزانگی و سعادت می یابد که مطالعه، کار روزانه اش باشد.


سقراط

@Writing_lovers🖌
عادات مؤثر نویسندگان مشهور

«من در موقعیت‌های مختلف، غرق در حال و هوای داستانم هستم. بعد که داستان را می‌نویسم، معمولا اولین نسخه از داستان نوشته شده، به طور باور نکردنی‌ای افتضاح خواهد بود. این مواقع تازه اول کار خواهد بود.

گمانم تا وقتی که متن چاپ می‌شود، بازنویسی و حک و اصلاح ادامه خواهد داشت تا وقتی که واقعا از آن داستان خسته شوم و بایگانیش کنم تا چند ماه بعد که دوباره خوانده می‌شود؛ چنان‌که قابل قبول بود، جزو کارهایی محسوب می‌شود که در معرض خوانش خوانندگان گذاشته می‌شود و گر نه از جمله داستان‌های شکست‌خورده محسوب خواهد شد تا وقتی که امکان کار مجدد بر روی آن داستان به وجود بیاید.»

ابوتراب خسروی


@Writing_lovers🖌
مغز متخیل

وقتی آدم بفهمد كه به هر چیزی هر چقدر چندش‌آور می‌تواند عادت كند‌ به این ضرورت پی می‌برد كه باید همه‌ی چیزهای عادی زندگی‌اش را وارسی كند.

جورج برنارد شاو

 

برنارد شاو همیشه فرق دارد. جملاتش، نمایشنامه‌هایش، نوع نگاهش به زندگی و آدم‌ها متفاوت است. بنظرم جز آدم‌های تکرار ناپذیر هست. چطور می‌تواند تا این حد فرق داشته باشد. مغزش چه جوری کار میکند، شاید با کمی اختلاف مثل بورخس یا امبرتو اکو. بنظرم این دو نفر هم خیلی متفاوت فکر می‌کنند. نوع فکر کردن شان را دوست دارم. توی فکر شان مقدار زیادی تخیل دارند و این چیزی است که ما باید خودمان را به آن تجهیز کنیم.


معصومه حامی‌دوست


@Writing_lovers
وقتی در سفر کتابی با خودت به همراه می‌بری، یک چیز عجیبی اتفاق می‌افتد؛ کتاب شروع می‌کند به جمع آوری خاطراتت. بعدها کافی است که تو فقط لای آن کتاب را باز کنی تا دوباره به همان جایی برگردی که کتاب را اولین بار خوانده ای. یعنی با خواندن اولین کلمات، همه چیز را به یاد می آوری:
عکس ها، بوها، همان بستنی ای که موقع خواندن می خوری…! حرفم را باور کن، خاطرات به هیچ چیزی مثل صفحات چاپی نمی چسبند.


کورنلیا فونکه



@Writing_lovers🖌
کلمات شاهدى بر زندگى‌اند؛ آنها آنچه اتفاق افتاده را ثبت مى‌کنند و به همه‌ى آن رنگ واقعیت مى‌بخشند. کلمات داستان‌هایى را خلق مى‌کنند که تبدیل به تاریخ و ماندگار مى‌شوند. حتى داستان‌ها هم تصویرگر حقیقت اند: داستان خوب، حقیقت است. داستان‌هایى درباره‌ى زندگى‌هاى به یاد مانده، که گذشته را به یاد ما مى‌آورند، در عین حال کمک مى‌کنند تا به جلو حرکت کنیم.


تولستوی و مبل بنفش
نینا سنکویچ
ترجمه لیلا کرد

@Writing_lovers
چگونه از مسائل نامتعارف دنیای اطرافمان بنویسیم؟


معصومه حامی دوست

صحبت کردن از موضوعات دشوار، احترام گذاشتن به خواننده است و جسارت یعنی نوشتن از چیزهای نامتعارف اطرافمان. باید بتوانیم آنچه را می‌بینیم به واقعی‌ترین شکل ممکن ثبت کنیم.

مثل خودمان بنویسیم نه مثل همه‌ی قصه‌ها و داستان‌هایی که شنیده‌ایم. بیان احساسات، افکار و مسائل، به همان شکلی که درک و لمسش می‌کنیم، اصلی و حقیقی‌ترین قدم نویسندگی است.

اما برای این کار چه باید کرد؟

برای بیان مسائل نامتعارف در درجه اول باید شجاعت رویارویی با خود واقعی‌‌‌‌مان را داشته باشیم و منحصر به فرد بودن‌مان را درک کنیم و بتوانیم از آن بنویسیم.

بهترین موقعیت های داستانی هم همان وضعیت هایی هستند که در آن زندگی می‌کنیم، جایی که می‌شناسیم و مسائلی که با آن درگیریم.

شاید اینگونه نوشتن، شاعرانه و یا داستانی به نظر نیاید، اما این کار مغایریتی با به کار گیری تخیل در نوشتن ندارد.

در حقیقت روبرو شدن صادقانه با خود واقعی و مسائل‌‌تان، اصلی‌ترین چیزی است که در درجه اول به آن نیاز دارید.

تقویت چنین مهارتی سبب می‌شود به مرور فراتر از دیدگاههای شخصی‌تان را ببینید. این کار بینش و زاویه دیدتان را گسترش می‌دهد و در نهایت قادر خواهید شد از مسائل عمیق‌تر و ارزشمندتری سخن بگویید.


@Writing_lovers🖌
اگر فقط کتاب‌هایی را که در حد ظرفیت شما هستند و آنها را به خوبی می‌فهمید بخوانید، پیشرفتی نخواهید داشت. باید گاهی هم به سراغ کتاب‌هایی بروید که خارج از قدرت شما باشند یا همان طور که قبلا گفتیم بیش از قدرت فهم شما باشند. تنها این گونه کتاب‌ها می‌توانند فکر شما را گسترش بدهند. شما چیزی نخواهید آموخت مگر آنکه دامنه فکرتان را گسترش دهید.

چگونه کتاب بخوانیم
اثر مارتیمر جی. آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
ترجمه محمد صراف تهرانی


@Writing_lovers