تمرین
فلانری اوکانر می گوید: « کسی که از دالان دوران کودکیاش جان سالم بدر برده باشد، برای تمامی عمرش حرف برای گفتن دارد. آنچه باید بدانی این است که فقط بازگویش کنی.»
دوران کودکی، بهترین منبع نوشتن است. خاطرهای از دوران کودکیتان را به صورت داستان بنویسید. برای این کار میتوانید داستانهایی را بخوانید که نویسندگان آن از دوران کودکیشان گفته اند. داستان بلند «وقتی من بچه بودم» اریش کستنر و رمان «پیتر کامنسیند» از هرمان هسه برای چنین مطالعهای بهترین هستند.
@Writing_lovers🖌
فلانری اوکانر می گوید: « کسی که از دالان دوران کودکیاش جان سالم بدر برده باشد، برای تمامی عمرش حرف برای گفتن دارد. آنچه باید بدانی این است که فقط بازگویش کنی.»
دوران کودکی، بهترین منبع نوشتن است. خاطرهای از دوران کودکیتان را به صورت داستان بنویسید. برای این کار میتوانید داستانهایی را بخوانید که نویسندگان آن از دوران کودکیشان گفته اند. داستان بلند «وقتی من بچه بودم» اریش کستنر و رمان «پیتر کامنسیند» از هرمان هسه برای چنین مطالعهای بهترین هستند.
@Writing_lovers🖌
«عمرم را صرف خواندن و نوشتن کردم. از نظر من هر دوی اینها به یک اندازه کارهایی لذت بخشاند. نوشتن برایم ضرورت است. اگر به جای روبینسون کروزوئه بودم در آن جزیرهی تنها فقط مینوشتم. حیات خوانندگان هم میتواند به غنای زندگی های دیگر باشد. فرض کنید آلونسو کیخانو_ دن کیشوت_ هرگز کتابخانه، یا به قول سروانتس کتابفروشیاش را ترک نمیکرد، به اعتقاد من زندگی توأم با کتاب خوانی او به همان اندازه غنی بود که وقتی به این فکر افتاد در قالب دن کیشوت ظاهر شود. برای او زندگی دوم واقعی تر بود، از نظر من خواندن دربارهی او یکی از درخشان ترین تجربیات عمرم بوده است.»
خورخه لوئیس بورخس
@Writing_lovers
خورخه لوئیس بورخس
@Writing_lovers
بعضی ها گمان میکنند که شاعران و نویسنده ها، تنها در لحظاتی از الهام قادر به خلق آثار هنریاند، اما الهام در جریان کار پیش میآید. نویسنده باید صمیمانه همچون دیگر سازندگان کار کند. زیرا کار شفای هر گونه بیماری است. آنگاه که آدمی احساس کرد شوق کار را از دست داده، باید نگران حالش بود.
شاعری که رنجور آه میکشد و در جستجوی چیزی برای نوشتن است و آنگاه که یافت از سر بدحالی نمیتواند به روی کاغذ بیاورد آدم حقیری است، چنین حقیر نباش برادر، کارت را بکن، بهبود خواهی یافت.
مصیبت نویسنده بودن
نیکلای آستروفسکی
@Writing_lovers🖌
شاعری که رنجور آه میکشد و در جستجوی چیزی برای نوشتن است و آنگاه که یافت از سر بدحالی نمیتواند به روی کاغذ بیاورد آدم حقیری است، چنین حقیر نباش برادر، کارت را بکن، بهبود خواهی یافت.
مصیبت نویسنده بودن
نیکلای آستروفسکی
@Writing_lovers🖌
سال ۹۷:
چه کتابهایی که مشتاقانه منتظر خواندن شان بودم و امسال فرصت خواندنشان را بدست آوردم. کتابهایی هم بود که مدتهای مدید به دنبالشان بودم و در سال ۹۷ یافتم، یکی از این کتابها «مارسلن» از ژان ژاک سامپه بود که بعد از دوسال پیدایش کردم.
امسال هم چنین کتابهای خوبی برای خواندن کشف کردم و بعضی از کتابها رازهایشان را بسیار سخاوتمندانه در اختیارم گذاشتند.
چقدر با خواندن جملات آسیموف از کتاب ۷۶۵ صفحه ای«من، آسیموف» از ته دل خندیدم و از خواندن کتابهایی با کاغذ های زرد و قدیمی لذت بردم. توانستم خیلی از داستانها را در یک نشست بی دغدغه و یک نفس بخوانم و چه فرصت های ارزشمندی برای همصحبتی با دوستانم دربارهی کتابها داشتم و چه کتابهای خوبی که به مناسبتهای مختلف از دوستانم هدیه گرفتم.
هنری میلر چه خوب گفته «کتاب یکی از معدود چیزهایی است که انسان ها از ته دل برایش احترام قائلاند. کتاب نه تنها دوست آدم است، بلکه برایتان دوست هم پیدا میکند. وقتی با دل و جان کتابی در اختیار داشته باشید، پربارید اما وقتی آن را دست کسی بدهید پرباریتان سه برابر خواهد شد. »
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
چه کتابهایی که مشتاقانه منتظر خواندن شان بودم و امسال فرصت خواندنشان را بدست آوردم. کتابهایی هم بود که مدتهای مدید به دنبالشان بودم و در سال ۹۷ یافتم، یکی از این کتابها «مارسلن» از ژان ژاک سامپه بود که بعد از دوسال پیدایش کردم.
امسال هم چنین کتابهای خوبی برای خواندن کشف کردم و بعضی از کتابها رازهایشان را بسیار سخاوتمندانه در اختیارم گذاشتند.
چقدر با خواندن جملات آسیموف از کتاب ۷۶۵ صفحه ای«من، آسیموف» از ته دل خندیدم و از خواندن کتابهایی با کاغذ های زرد و قدیمی لذت بردم. توانستم خیلی از داستانها را در یک نشست بی دغدغه و یک نفس بخوانم و چه فرصت های ارزشمندی برای همصحبتی با دوستانم دربارهی کتابها داشتم و چه کتابهای خوبی که به مناسبتهای مختلف از دوستانم هدیه گرفتم.
هنری میلر چه خوب گفته «کتاب یکی از معدود چیزهایی است که انسان ها از ته دل برایش احترام قائلاند. کتاب نه تنها دوست آدم است، بلکه برایتان دوست هم پیدا میکند. وقتی با دل و جان کتابی در اختیار داشته باشید، پربارید اما وقتی آن را دست کسی بدهید پرباریتان سه برابر خواهد شد. »
✍ معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
من مطمئن نیستم که واقعا وجود داشته باشم. من تمام نویسندگانی هستم که خوانده ام.
بورخس
بورخس
«نمیدانم تا پنج شش سالگی چه میکردم، نمی دانم چگونه خواندن را آموختم، تنها چیزی که به خاطر دارم نخستین کتابهایی است که خواندم و تأثیری است که در من باقی گذاشتند. از همین زمان خودآگاهی ام آغاز شد و بی هیچ وقفهای ادامه یافت.
از مادرم رمانهایی مانده بود. من و پدرم پس از شام شروع به خواندنآنها میکردیم. ابتدا قصدمان تنها این بود که با کتابهای سرگرم کننده، تمرین خواندن کنم. اما کوتاه زمانی بعد اشتیاق به مطالعه چنان در ما شدت گرفت که به نوبت بی آنکه به خود استراحت دهیم، کتاب می خواندیم و شب هایمان را با پرداختن به این کار میگذراندیم و هرگز نمیتوانستیم پیش از به پایان رساندن کتاب از خواندن دست بکشیم.
طولی نکشید که با این شیوهی خطرناک نه تنها توانستم در کمال سهولت کتاب بخوانم و منظورم را بیان کنم، بلکه دربارهی سوداها و شیفتگیها به ادراکی دست یافتم که در سن من بیمانند بود. هنوز هیچ تصوری از امور نداشتم، اما از همان زمان همه احساسات بر من عیان بودند.
این احساسات گنگی که یکی پس از دیگری تجربه میکردم به هیچ روی خردی که هنوز نداشتم راضایع نکرد اما شکلی بدان داد که کیفیتی دیگر داشت و تصوری از زندگی بشر در من پدید آورد که غریب و داستان گونه بود. »
اعترافات
ژان ژاک روسو
@Writing_lovers
از مادرم رمانهایی مانده بود. من و پدرم پس از شام شروع به خواندنآنها میکردیم. ابتدا قصدمان تنها این بود که با کتابهای سرگرم کننده، تمرین خواندن کنم. اما کوتاه زمانی بعد اشتیاق به مطالعه چنان در ما شدت گرفت که به نوبت بی آنکه به خود استراحت دهیم، کتاب می خواندیم و شب هایمان را با پرداختن به این کار میگذراندیم و هرگز نمیتوانستیم پیش از به پایان رساندن کتاب از خواندن دست بکشیم.
طولی نکشید که با این شیوهی خطرناک نه تنها توانستم در کمال سهولت کتاب بخوانم و منظورم را بیان کنم، بلکه دربارهی سوداها و شیفتگیها به ادراکی دست یافتم که در سن من بیمانند بود. هنوز هیچ تصوری از امور نداشتم، اما از همان زمان همه احساسات بر من عیان بودند.
این احساسات گنگی که یکی پس از دیگری تجربه میکردم به هیچ روی خردی که هنوز نداشتم راضایع نکرد اما شکلی بدان داد که کیفیتی دیگر داشت و تصوری از زندگی بشر در من پدید آورد که غریب و داستان گونه بود. »
اعترافات
ژان ژاک روسو
@Writing_lovers
بهترین دوست نویسنده قیچی اوست. همینگوی در نصیحت به نویسنده ای جوان نوشت:« هر چه مطالب لعنتی ات را بیشتر قیچی کنی، رمان لعنتی ات بهتر خواهد شد...» قانون نویسندگی ایجاب میکند که هیچگاه به خواننده چیزی به رایگان داده نشود تا بتواند با به کار گرفتن تخیلش، لذت را در ک کند و همانطور که مالارمه می گوید: « از این شادی لذت عشق، که این اوست که اثر را میآفریند»، محروم نشود.
آرتور کریستلر
@Writing_lovers🖌
آرتور کریستلر
@Writing_lovers🖌
Forwarded from علیاصغر سیدآبادی (Ali)
پیشنهادهای نوروزی- کتاب بزرگسال
بدون ترتیب
*طوطی فلوبر- جولین بارنز-ترجمه الهام نظری- نشرماهی
هم زندگینامه دارد، هم نقد وتحلیل رمان دارد و هم داستان، اما همهی اینها کلیت به هم پیوستهی یکپارچهای است که نه زندگینامه است ونه تحلیل و نقد، بلکه رمان است، رمانی عالی با فارسی خوب ترجمهاش
*فقط روزهایی که مینویسم- آرتور کریستال-ترجمه احسان لطفی- نشر اطراف
مجموعه جستاری است درباره کتاب خواندن و نوشتن
*محاورهای در هویت شخصی و جاودانگی- جان پری-ترجمه کاوه لاجوردی-نشرمرکز
گفتوگویی خیالی درباره روح، حافظه و هویت شخصی و البته خواندنی
*عشق با حروف کوچک- نوشتهی فرانسس میرالس - گلی امامی-نشر نیلوفر
رمانی خواندنی از نویسندهای اسپانیایی عشق دوران کودکی و جست و جوی آن در بزرگسالی محور آن است.
*پاچینکو- مین جین لی- منصوره وحدتی احمدزاده- نشر اختران
مین جین لی نویسنده ای کرهای - آمریکایی است و رمان سرگذشت یک خانوادهی مهاجر کرهای در ژاپن است در زمان اشغال کره توسط ژاپن و سپس تقسیم آن به دو کشور
*بیقراری- زلفی لیوانلی- عبدی گلزار-نشر ماهی
این داستان بلند به خاطر موضوعش برایم اهمیت دارد و شناخت نسبتا خوبی از ایزدیها و داعشیها میدهد در یک شهر کوچک ترکیه
*شغل پدر- سرژ شالاندون- مهستی بحرینی- نشر نیلوفر
رمانی دردناک و درخشان درباره کودکی در اسارت وهم پدر
*خرگوشها و مارهای بوآ- فاضل اسکندر- ترجمه آبتین گلکار- نشر افق
رمانی تمثیلی که در دنیای مارها میگذرد، اما رمانی است درباره قدرت.
*حق و سو استفاده از آن- محمدعلی موحد- نشر کارنامه
سو استفاده از حق موضوع این کتاب است و موحد آن را نه به عنوان موضوعی تحقیقی، بلکه به عنوان مسیلهای جاری در جامعه بررسی کرده است.
* ما و جهان اساطیری- گفتوگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار- نشر نیلوفر
اگر خواننده تخصصی در موضوع اسطورهاید این کتاب چیزی برایتان نخواهد داشت، اما اگر علاقمند کمخوان این موضوعید، این کتاب بهترین است.
*خاطرات ریچارد فرای- ترجمه بهمن زرین دست- شرکت سهامی انتشار
کتاب گفتوگویی است با ریچارد فرای ایرانشناس نامی در قالب تاریخ شفاهی ایران
*قاموس خزران- میلوراد پاویچ- کوروش نوروزی- نشر مرکز
بدون اغراق متفاوتترین و بهترین رمانی است که امسال خواندم، البته اگر دنبال رمان آسانخوان هستید به دردتان نمی خورد. رمانی که دوست نداشتم تمام شود.
من از میان کتابهایی که سال ۱۳۹۷ خواندمٰ از اینها بیشتر خوشم آمده و یادم مانده. حتما کتابهای خوب دیگری هست که من نخواندهام و حتما کتابهایی هست که من خوشم نیامده و یا یادم نمانده و احتمالا دیگران خوششان میآید. من سال ۹۷ بیش تر تصمیم داشتم رمانهایی از کشورهایی بخوانم که کم تر میشناسیم ادبیاتشان را و کشف امسالم میلوراد پاویچ نویسنده صرب بود.
وقتی فهرستم تمام شد، دیدم چقدر کم کتاب ایرانی خواندهام و خجالت کشیدم. عید جبران خواهم کرد.
بستهای از کتابهای کودک و نوجوان و همچنین کتابهای خودم را هم در روزهای آینده معرفی می کنم، البته قبل از پایان سال.
https://t.me/Seidabadii
بدون ترتیب
*طوطی فلوبر- جولین بارنز-ترجمه الهام نظری- نشرماهی
هم زندگینامه دارد، هم نقد وتحلیل رمان دارد و هم داستان، اما همهی اینها کلیت به هم پیوستهی یکپارچهای است که نه زندگینامه است ونه تحلیل و نقد، بلکه رمان است، رمانی عالی با فارسی خوب ترجمهاش
*فقط روزهایی که مینویسم- آرتور کریستال-ترجمه احسان لطفی- نشر اطراف
مجموعه جستاری است درباره کتاب خواندن و نوشتن
*محاورهای در هویت شخصی و جاودانگی- جان پری-ترجمه کاوه لاجوردی-نشرمرکز
گفتوگویی خیالی درباره روح، حافظه و هویت شخصی و البته خواندنی
*عشق با حروف کوچک- نوشتهی فرانسس میرالس - گلی امامی-نشر نیلوفر
رمانی خواندنی از نویسندهای اسپانیایی عشق دوران کودکی و جست و جوی آن در بزرگسالی محور آن است.
*پاچینکو- مین جین لی- منصوره وحدتی احمدزاده- نشر اختران
مین جین لی نویسنده ای کرهای - آمریکایی است و رمان سرگذشت یک خانوادهی مهاجر کرهای در ژاپن است در زمان اشغال کره توسط ژاپن و سپس تقسیم آن به دو کشور
*بیقراری- زلفی لیوانلی- عبدی گلزار-نشر ماهی
این داستان بلند به خاطر موضوعش برایم اهمیت دارد و شناخت نسبتا خوبی از ایزدیها و داعشیها میدهد در یک شهر کوچک ترکیه
*شغل پدر- سرژ شالاندون- مهستی بحرینی- نشر نیلوفر
رمانی دردناک و درخشان درباره کودکی در اسارت وهم پدر
*خرگوشها و مارهای بوآ- فاضل اسکندر- ترجمه آبتین گلکار- نشر افق
رمانی تمثیلی که در دنیای مارها میگذرد، اما رمانی است درباره قدرت.
*حق و سو استفاده از آن- محمدعلی موحد- نشر کارنامه
سو استفاده از حق موضوع این کتاب است و موحد آن را نه به عنوان موضوعی تحقیقی، بلکه به عنوان مسیلهای جاری در جامعه بررسی کرده است.
* ما و جهان اساطیری- گفتوگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار- نشر نیلوفر
اگر خواننده تخصصی در موضوع اسطورهاید این کتاب چیزی برایتان نخواهد داشت، اما اگر علاقمند کمخوان این موضوعید، این کتاب بهترین است.
*خاطرات ریچارد فرای- ترجمه بهمن زرین دست- شرکت سهامی انتشار
کتاب گفتوگویی است با ریچارد فرای ایرانشناس نامی در قالب تاریخ شفاهی ایران
*قاموس خزران- میلوراد پاویچ- کوروش نوروزی- نشر مرکز
بدون اغراق متفاوتترین و بهترین رمانی است که امسال خواندم، البته اگر دنبال رمان آسانخوان هستید به دردتان نمی خورد. رمانی که دوست نداشتم تمام شود.
من از میان کتابهایی که سال ۱۳۹۷ خواندمٰ از اینها بیشتر خوشم آمده و یادم مانده. حتما کتابهای خوب دیگری هست که من نخواندهام و حتما کتابهایی هست که من خوشم نیامده و یا یادم نمانده و احتمالا دیگران خوششان میآید. من سال ۹۷ بیش تر تصمیم داشتم رمانهایی از کشورهایی بخوانم که کم تر میشناسیم ادبیاتشان را و کشف امسالم میلوراد پاویچ نویسنده صرب بود.
وقتی فهرستم تمام شد، دیدم چقدر کم کتاب ایرانی خواندهام و خجالت کشیدم. عید جبران خواهم کرد.
بستهای از کتابهای کودک و نوجوان و همچنین کتابهای خودم را هم در روزهای آینده معرفی می کنم، البته قبل از پایان سال.
https://t.me/Seidabadii
Telegram
علیاصغر سیدآبادی
درباره همه چيز از جمله فرهنگ و سياست و
زندگی
aliseidabadi.ir
زندگی
aliseidabadi.ir
ناخودآگاه هر نویسنده به دلیل تاریخچۀ شخصیاش دارای داستانی ویژه است.
"دونالد ام. موری"
@Writing_lovers🖌
"دونالد ام. موری"
@Writing_lovers🖌
نوشتن و جاودانگی
ایزاک آسیموف یکی از سه غول علمی تخیلی نویس، میگوید: « وقتی سر برمیگردونم و می بینم که دور تا دورم از آثار خودم پر شده، احساس آرامش میکنم. میدونم که تا بحال آیندههای زیادی را تصور کردم و نوشتم...مثل اینه که خودم اونجاها بودم.»
در میان اوراقش تکه کاغذی یافت شد که با خودنویس روی آن نوشته بود:
در چهل سال گذشته به طور متوسط
هر ده روز یک مطلب فروختم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر شش روز یک مطلب فروختم
در چهل سال گذشته به طور متوسط
هر روز ۱۰۰۰کلمه منتشر کردم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر روز ۱۷۰۰ کلمه منتشر کردم
او در ۶ آوریل ۱۹۹۲ از دنیا رفت. با تمام وجود مشتاق بود تا خاطره اش قرنها پس از مرگش در یادها بماند. مؤخره کتابش چنین به پایان میرسد:« متاسفانه زندگی و سلامتم از مسیر اصلی منحرف شده و به واقع امیدی به زندگی طولانیتر ندارم. من در زندگی، جانت، دخترم رابین و پسرم دیوید را داشته ام. دوستان خوب بسیاری داشته ام. نویسندگی و ثروت و شهرت حاصل از آن را داشته ام پس دیگر مهم نیست چه بر سرم میآید. چون زندگی خوبی بوده و از آن راضیام. پس لطفا نگرانم نباشید و خیال بد به سرتان راه ندهید. در عوض امیدوارم که این کتاب لبخند به لبتان آورده باشد. »
و در آخرین قطعه مقاله ساینس اند فیکشن مینویسد:« همیشه یکی از بزرگترین آرزوهایم این بوده که در لحظه مرگ سرم روی ماشین تحریر بیفتد و دماغم بین دوتا از کلیدهایش گیر کند.»
او معتقد بود:« اگر آدم در طول عمرش، بخشی از زندگی بوده و وظیفهاش را به عنوان یکی از اجزای نقش و نگار قالی بشریت درست ایفا کرده باشد، دیگر از بیماری و پیری و مرگ وحشت نخواهد داشت. حتی اگر کسی به کهنسالی نرسد باز ارزشمند است. چون هنوز می داند که بخشی از آن نقش و نگار است. بخصوص نقش و نگاری که با خلاقیت و عشق ترسیم شده باشد .»
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
ایزاک آسیموف یکی از سه غول علمی تخیلی نویس، میگوید: « وقتی سر برمیگردونم و می بینم که دور تا دورم از آثار خودم پر شده، احساس آرامش میکنم. میدونم که تا بحال آیندههای زیادی را تصور کردم و نوشتم...مثل اینه که خودم اونجاها بودم.»
در میان اوراقش تکه کاغذی یافت شد که با خودنویس روی آن نوشته بود:
در چهل سال گذشته به طور متوسط
هر ده روز یک مطلب فروختم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر شش روز یک مطلب فروختم
در چهل سال گذشته به طور متوسط
هر روز ۱۰۰۰کلمه منتشر کردم
در بیست سال گذشته به طور متوسط
هر روز ۱۷۰۰ کلمه منتشر کردم
او در ۶ آوریل ۱۹۹۲ از دنیا رفت. با تمام وجود مشتاق بود تا خاطره اش قرنها پس از مرگش در یادها بماند. مؤخره کتابش چنین به پایان میرسد:« متاسفانه زندگی و سلامتم از مسیر اصلی منحرف شده و به واقع امیدی به زندگی طولانیتر ندارم. من در زندگی، جانت، دخترم رابین و پسرم دیوید را داشته ام. دوستان خوب بسیاری داشته ام. نویسندگی و ثروت و شهرت حاصل از آن را داشته ام پس دیگر مهم نیست چه بر سرم میآید. چون زندگی خوبی بوده و از آن راضیام. پس لطفا نگرانم نباشید و خیال بد به سرتان راه ندهید. در عوض امیدوارم که این کتاب لبخند به لبتان آورده باشد. »
و در آخرین قطعه مقاله ساینس اند فیکشن مینویسد:« همیشه یکی از بزرگترین آرزوهایم این بوده که در لحظه مرگ سرم روی ماشین تحریر بیفتد و دماغم بین دوتا از کلیدهایش گیر کند.»
او معتقد بود:« اگر آدم در طول عمرش، بخشی از زندگی بوده و وظیفهاش را به عنوان یکی از اجزای نقش و نگار قالی بشریت درست ایفا کرده باشد، دیگر از بیماری و پیری و مرگ وحشت نخواهد داشت. حتی اگر کسی به کهنسالی نرسد باز ارزشمند است. چون هنوز می داند که بخشی از آن نقش و نگار است. بخصوص نقش و نگاری که با خلاقیت و عشق ترسیم شده باشد .»
✍معصومه حامیدوست
@Writing_lovers
«برای نوشتن وقتی چیزی به ذهنتان رسید، صبر نکنید تا زمان برای نوشتن به دست بیاورید و دوباره بخواهید آن حالِ الهامبخش و شکوفا را بازسازی کنید، همانموقع آن را بنویسید و تمامش کنید. هرگز دوباره حالوهوای احساس و ادراک اولیه را به دست نخواهید آورد.»
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers🖌
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers🖌
240-dastane-zendegi-man.karnil.com_.pdf
6.1 MB
داستان زندگی من
نویسنده هلن کلر
ترجمه ثمینه پیر نظر( باغچه بان)
۲۵۵ صفحه
نویسنده هلن کلر
ترجمه ثمینه پیر نظر( باغچه بان)
۲۵۵ صفحه
جیمز جویس و ایدهی اصلی نوشتنش
✍ معصومه حامی دوست
جویس در کتاب «چهرهی هنرمند در جوانی» از آرمانهای زیباشناختی و هدفش برای هنرمند شدن حکایت میکند.
ایدهی اصلی او در هنر، ایدهی ایثار مطلق است. این ایده با گزینش نام قهرمان کتابش، استیفن ددالوس ارتباط دارد.
ددالوس در اساطیر کسی است که هزار توی مینوس را ساخت تا با بالهای مومی ساختهی دست خود فرار کند و او یادآور تصویر همان «سازندهی ماهر افسانه ای» است و سمبل هنرمندی میشود که در کارگاه خود در پی ساخت چیزی نو از درون مادهی شل و وارفتهی زمین است، چیزی دور و نامیرا و دست نیافتنی.»
بنابر عقیدهی جویس، تلاطم و فشارهای روحی که هر نویسنده، پیش از نوشتن اثر یا در حین نوشتن آن تجربه میکند، نوعی ایثار است که نویسنده خودخواسته برمیگزیند تا از طریق آن، آثار ممتازی را از سرزمین هنر، برای خوانندگانش به ارمغان بیاورد.
در واقع تلاطم های روحی که خواننده حین خواندن اثر تجربه میکند، شکلی تصفیه شده از انبوه فشارهای ذهنی است که نویسنده از سر گذرانده، چیزی که از آن به عرق ریزی روح یاد کردهاند و روح نویسنده را هر لحظه میفشرد و آب میکند.
این رسالت در دوره معاصر که روزگار روزمرگیها و بی حادثگی است، برای نویسنده دشوارتر از هر زمان دیگر است. ایثار هنری نویسنده را وامیدارد تا به رغم مرارتها، متعهدانه طبعش را تغذیه کند، خود را در جریان مسائل زیبایی شناسی زمانهاش قرار دهد، با هشیاری بیشتری به پیرامونش نگاه کند، تعادلی میان انزوا و در جمع بودنش بیابد و در نهایت رسالت هنریاش را به انجام برساند.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
جویس در کتاب «چهرهی هنرمند در جوانی» از آرمانهای زیباشناختی و هدفش برای هنرمند شدن حکایت میکند.
ایدهی اصلی او در هنر، ایدهی ایثار مطلق است. این ایده با گزینش نام قهرمان کتابش، استیفن ددالوس ارتباط دارد.
ددالوس در اساطیر کسی است که هزار توی مینوس را ساخت تا با بالهای مومی ساختهی دست خود فرار کند و او یادآور تصویر همان «سازندهی ماهر افسانه ای» است و سمبل هنرمندی میشود که در کارگاه خود در پی ساخت چیزی نو از درون مادهی شل و وارفتهی زمین است، چیزی دور و نامیرا و دست نیافتنی.»
بنابر عقیدهی جویس، تلاطم و فشارهای روحی که هر نویسنده، پیش از نوشتن اثر یا در حین نوشتن آن تجربه میکند، نوعی ایثار است که نویسنده خودخواسته برمیگزیند تا از طریق آن، آثار ممتازی را از سرزمین هنر، برای خوانندگانش به ارمغان بیاورد.
در واقع تلاطم های روحی که خواننده حین خواندن اثر تجربه میکند، شکلی تصفیه شده از انبوه فشارهای ذهنی است که نویسنده از سر گذرانده، چیزی که از آن به عرق ریزی روح یاد کردهاند و روح نویسنده را هر لحظه میفشرد و آب میکند.
این رسالت در دوره معاصر که روزگار روزمرگیها و بی حادثگی است، برای نویسنده دشوارتر از هر زمان دیگر است. ایثار هنری نویسنده را وامیدارد تا به رغم مرارتها، متعهدانه طبعش را تغذیه کند، خود را در جریان مسائل زیبایی شناسی زمانهاش قرار دهد، با هشیاری بیشتری به پیرامونش نگاه کند، تعادلی میان انزوا و در جمع بودنش بیابد و در نهایت رسالت هنریاش را به انجام برساند.
@Writing_lovers🖌
🙏1
«وقتی مینوشتم سبک میشدم. صفحهی سفید کاغذ بهترین کسی بود که حرفهایم را گوش میکرد، گوش میکرد و گوش میکند. صفحهی سفید کاغذ مسخرهام نمیکند. چیزهایی که میگویم تو دلش نگه میدارد. چیزی را به رُخم نمیکشد. آزارم نمیدهد. دلسوزی بیجا نمیکند. نیش نمیزند. پدر، مادر، خواهر و برادر و همه کسم است.»
شما که غریبه نیستید
هوشنگ مرادی کرمانی
انتشارات معین
این کتاب یکی از خواندنیترین و شیرینترین کتابها در حوزه آثار ادبی ایران است.
@Writing_lovers🖌
شما که غریبه نیستید
هوشنگ مرادی کرمانی
انتشارات معین
این کتاب یکی از خواندنیترین و شیرینترین کتابها در حوزه آثار ادبی ایران است.
@Writing_lovers🖌