نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
ـ شما یک نویسنده پرطرفدار با ۱۹ کتاب پرفروش بین‌المللی هستید. فرایند نوشتن شما چیست و چگونه ایده را به کتاب تبدیل می‌کنید؟

+ این گونه:

1. مثل صحبت کردن، بنویسید.

2. یاد بگیرید بهتر صحبت کنید.

3. هرروز وبلاگ نویسی کنید.

ـ سه تا از مهم‌ترین توصیه‌های شغلی شما چیست؟

1. شروع کنید

2. سخاوتمندانه خدمات بدهید و شکست بخورید.

3. هرروز وبلاگ نویسی کنید.

http://vrgl.ir/6HHyw

.
«من اینجا هستم تا علایم همه چیز را بخوانم.»
جیمز جویس


معصومه حامی دوست


تخیل ماده اصلی و اساسی زندگی است. همانطور که ضعف قوه‌ی بینایی می‌تواند شکل همه چیز را تغییر دهد و جهان را در نظرمان بی‌رنگ کند، ضعف قوه تخیل هم ملالت می‌آورد و همه چیز را از فرم می‌اندازد.


اعمال بسیار معمولی ما کارهایی نظیر غذا خوردن، دویدن، پرسه زدن در اطراف شهر، رویاها و خواب هایمان با تخیل، کارکردی غیر معمول می‌یابند و تکمیل می‌شوند، در غیر این صورت زیر چرخ‌های روزمرگی خرد می‌شویم.


پس در جستجوی مکاشفه هنری زندگی باشید و تجلی ناگهانی معنا در یک گفتار معمولی یا حرکت کوچک را دریابید. برای این کار می‌توانید از نوشتن کمک بگیرید. جویس معتقد بود:« نویسنده باید این لحظه های مکاشفه و تجلی را با نهایت دقت ضبط کند و دریابد که آنها ظریف ترین لحظه ها هستند.»


از نظر او هنرمند باید با خدای آفرینشگر به هماوردی برخیزد و همه چیز را با زندگی زیباشناختی دور از دسترس بینبارد.


چنانکه قهرمانان رمان‌های او هم می‌کوشند تا کاهن تخیل ابدی شوند و تجربه روزمره را به جسم نورانی زندگی، بدل سازند، رسالت ما هم باید کشف نیروها و معناهای بالقوه و پنهان زندگی باشد و نویسنده می‌تواند از ورای زبان به کشف این معناها برسد.



@Writing_lovers 🖌
عادت مؤثر نویسندگان مشهور

در حالی که فعال‌ترین نویسندگان کارشان را با تعداد کلمات یا صفحات خاص محدود می‌کردند، افتخار جیمز جویس این بود که وقتش را با درگیری با جملات می‌گذراند. در این باره داستان مشهوری وجود دارد که از این قرار است:

دوستی در خیابان از جویس می‌پرسد: آیا تا به حال روز خوبی در نوشتن داشته‌ای؟ جویس با خوشحالی جواب می‌دهد بله. دوست دوباره می‌پرسد: در آن روز چه قدر نوشته‌ای؟ جویس می‌گوید: ۳ جمله!
Forwarded from کتابدونی
#نیچه

خوب نوشتن یعنی خوب فکرکردن، آنچه را قابل گزارش است کشف کنیم و به درستی برای دیگران بشکافیم؛ برای همسایگان، قابل ترجمه و برای خارجیانی که زبان مارا می‌آموزند قابل درک باشد.

@ketabdooni
Forwarded from زنانه نگرى
داشتن مکانی امن و ویژه برای هر فرد ضرورت مطلق دارد. یک اتاق یا یک ساعت از روز که در آن تنهای تنها باشید؛ نه بدانید دوستانتان کجا هستند، نه بدانید چه بدهی هایی دارید و یا چه طلب هایی. این مکانی است که در آن باید صرفا خودتان باشید و امکانی که وجود شما در هستی خلق می کند را تجربه کنید

دکتر جوزف کمپبل
ترجمه: مریم طهماسبی


Painting by Vilhelm Helose


@zananenegari
تمرین


امروز با مصالح‌کوچکی که در اختیار دارید، یک داستان کوتاه بنویسید. خواندن یک یا دو داستان کوتاه، به شما در قدرت بخشی به تخیل تان، کمک می‌کند. بعد بدون توجه به اینکه داستانی در ذهن‌ دارید یا نه، زمانی برای نوشتن در نظر بگیرید و شروع به نوشتن کنید. برای راحتی بیشتر می‌توانید یک شخصیت را فرض کنید و درباره‌ی او بنویسید.


@Writing_lovers🖌
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
جهان نویسنده کم دارد. شوق نوشتن را در بچه ها بیدار کنیم.
هیچ جامعه یی به خوشبختی نمی رسد، اگر هنرمندانی خوشبخت نداشته باشد.
کتاب خواندن، عادت زیبایی ست.
کتاب بخوانیم و زیباتر شویم.


#بنویس_ساعت_پاک_نویس
#شهیار_قنبری

@sarzamine_ketabha
وقتی جوان هستید بنویسید، احمق باشید، سطحی باشید، از شاعران بزرگ تقلید کنید، همه اشتباهات را تجربه کنید، سبک، نحو، دستور زبان؛ همه چیز را بیرون بریزید، عصبانی شوید، دوست بدارید، با هر کلمه‌ای که می‌توانید بسازید. با این کارها نوشتن را یاد می‌گیرید.

ویرجینیا وولف

از «نامه‌ای به یک شاعر جوان» ۱۹۳۲

@Writing_lovers🖌
ادعای پدرم که می‌گفت من به نوشتن رو آورده‌ام تا کار نکنم، کاملا هم اشتباه نبود. واقع بین باشیم: بعضی از پسرها و دخترها نویسنده می‌شوند چون تنها دفتر کاری که دوست دارند، داخل سرشان است و حتی در این حالت هم رفت و آمدی دشواری پیش رو دارند، چون همان میل و انگیزه ای که آ‌ن‌ها را به نوشتن سوق می‌دهد می‌تواند مانع کار کردن‌شان شود. احساس نارضایتی کلی نسبت به جهان که ریشه‌ی همه نوشتن هاست، می‌تواند نویسنده را پایین بکشد، از انگیزه تهی کند و به صرافت بیندازد که آیا اصلا ارزشش را دارد یا نه. این هم برای نویسنده هایی که مثل فرفره سری دوزی می‌کنند صادق است هم برای آنها که مثل بارتلبی خلافش را ترجیح می‌دهند. لم کار این است که آدم تهدید را به فرصت تبدیل کند. رابرت برتون پرتلاش نوشت« من از اندوه می‌نویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم.»

تنبلی بیشتر از آنکه به معنای هیچ کار نکردن باشد به معنای تقلا و رنجی است که عملا برای انجام هر کاری تجربه می‌شود. تنبل‌ها می‌توانند کارها را به انجام برسانند. ما حمله های پرکاری خودمان را داریم. انفجارهای هر از گاه مشغولیت و فعالیت که اتفاقا پر بار هم هستند. والتر بنیامین گفته بود که تحت تأثیر زحل قدم به این جهان گذاشته است؛ ستاره ای که کندترین چرخش را دارد، ستاره تأخیر و ول گشت. امامقاله های فوق العاده او خود به خود نوشته نشده اند.

آرتور کریستال
مقاله‌ی «سخن گوی تنبل‌ها»

@Writing_lovers🖌
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
با کلمات می شود همه کار کرد بی آن که کسی را به کشتن بدهیم. به وقتش خواهیم دید.
کلمات از هر چیزی قوی تر است.


#زندگی_در_پیش_رو
#رومن_گاری
#لیلی_گلستان
📸elizabet sagan

@sarzamine_ketabha
رهایی از دست کتاب‌ها به مراتب سخت‌تر از خرید و تهیه کتاب است. کتاب‌ها در عهد و پیمانی که ما بر اثر نیاز و سردرگمی با آن‌ها می‌بندیم به ما وصل می‌شوند، در حالی که شاهد لحظه‌هایی از زندگیمان هستند که دیگر هیچ وقت نخواهیم داشت.

کارلوس ماریا دومینگوئز


@Writing_lovers🖌
درون دخمه نوشتن، دراعماق، در عزلت کامل و بعد هم دست یافتن به اینکه تنها کلام می‌تواند نجات‌تان دهد، بدون داشتن مضمونی برای کتاب، معنی اش این است که آدم خود را در مقابل کتابی بازبیابد. گستره ای تهی و کتابی از سر اتفاق. به گمان من کسی که می‌نویسد دست خالی است و شناختن از مقوله‌ی کتاب، چیزی است در حد کلامی خشک و عور.


مارگریت دوراس


@Writing_lovers🖌
عکسی از کودکی فروغ فرخزاد


@writing_lovers🖌
تمرین

فلانری اوکانر می گوید: « کسی که از دالان دوران کودکی‌اش جان سالم بدر برده باشد، برای تمامی عمرش حرف برای گفتن دارد. آنچه باید بدانی این است که فقط بازگویش کنی.»

دوران کودکی،‌ بهترین منبع نوشتن است. خاطره‌ای از دوران کودکی‌تان را به صورت داستان بنویسید. برای این کار می‌توانید داستان‌هایی را بخوانید که نویسندگان آن از دوران کودکی‌شان گفته اند. داستان بلند «وقتی من بچه بودم» اریش کستنر و رمان «پیتر کامنسیند» از هرمان هسه برای چنین مطالعه‌ای بهترین هستند.


@Writing_lovers🖌
«عمرم را صرف خواندن و نوشتن کردم. از نظر من هر دوی اینها به یک اندازه کارهایی لذت بخش‌اند. نوشتن برایم ضرورت است. اگر به جای روبینسون کروزوئه بودم در آن جزیره‌ی تنها فقط می‌نوشتم. حیات خوانندگان هم می‌تواند به غنای زندگی های دیگر باشد. فرض کنید آلونسو کیخانو_ دن کیشوت_ هرگز کتابخانه، یا به قول سروانتس کتابفروشی‌اش را ترک نمی‌کرد، به اعتقاد من زندگی توأم با کتاب خوانی او به همان اندازه غنی بود که وقتی به این فکر افتاد در قالب دن کیشوت ظاهر شود. برای او زندگی دوم واقعی تر بود، از نظر من خواندن درباره‌ی او یکی از درخشان ترین تجربیات عمرم بوده است.»

خورخه لوئیس بورخس

@Writing_lovers