نویسندگی ‌و‌ نوشتن|معصومه‌ حامی‌دوست
2.68K subscribers
4.14K photos
262 videos
80 files
399 links
کانال تلگرامی نویسندگی و نوشتن

💌📚📕مجموعه‌ای ارزشمند از فیلم‌ها، کتاب‌ها و نقل قول‌های نویسندگان بزرگ


معصومه حامی‌دوست
دکتری زبان و ادبیات فارسی
Download Telegram
اضطرار خلاق


معصومه حامی دوست


آیا برایتان پیش آمده که دچار غم و اندوه حاصل از ننوشتن ‌شوید و این احساس به شما دست دهد که استعداد چندانی در نوشتن ندارید یا اینکه موضوع خوبی را برای نوشتن انتخاب نکرده‌اید؟ در چنین مواقعی چه می‌کنید؟ آیا ناامید می‌شوید و دست از کار می‌کشید؟

نویسندگان بسیاری از لذت آفرینش اثر ادبی سخن گفته‌اند، این در حالی است که اندوه حاصل از آفرینش آثار ادبی را باید بخش مهمی از فرایند نوشتن دانست. در حقیقت روند اصلی آفرینش، جریان متناوبی از شادی و اندوه است و رنج آن با شادیش برابری می‌کند.

ویرجینیا وولف درباره‌ی روند نوشتن رمان خانم دالووی می‌نویسد « خانم دالووی مرا چون پرچمی کهنه با خود به هر سو می‌برد» و پس از اتمام آن می‌نویسد: « سراسر عذاب بود... عذاب. اما سرانجام به پایان رسید.»


باید دانست هیجاناتی که نویسندگان حین آفرینش اثر، تجربه می‌کنند لازمه‌ی پدید آمدن آثار ادبی است. وقتی نویسنده اطمینان لازم را برای رسیدن به صدای خاص خود ندارد‌ یا آنگاه که نگارش از حرکت بازمی‌ایستد، اضطراب و نگرانی، بخش جدایی ناپذیر کار است.


به عبارت دیگر غیر از بخش ابتدایی و خام اثر که محصول ناخوداگاه نویسنده است، نوشتن با خودآگاه و هوشیاری نویسنده سروکار دارد و همین فرآیند آگاهانه و متأملانه تکمیل اثر، خود فشار روانی زیادی را به او تحمیل می‌‌کند.

اما چطور باید با این مرحله روبرو شد و آن را از سر گذراند؟

این جریان آزار دهنده که بدان اضطرار خلاق می‌گویند، قبل و حین تکمیل اثر منجر به کشمکش روحی نویسنده می‌شود و در عین آنکه موجبات دلسردی نویسندگان تازه کار را فراهم می‌کند، خود عامل اصلی خلاقیت نویسنده است.


بنابراین وقتی حین خلق یا تکمیل اثری، دچار اندوه یا انفعال شدید، به یاد داشته باشید که بخشی از فرایند آفرینش را از سر می‌گذرانید، پس مأیوس نشوید و به کارتان ادامه دهید.


@Writing_lovers🖌
بدون تخیل، استعدادهای دیگر، گویی اصلا وجود ندارند ... هیچیک از استعدادهای دیگر بدون تخیل کاری از پیش نمی‌برد اما فقدان یکی از آنها می‌تواند با تخیل جبران شود.

شارل بودلر

@Writing_lovers🖌
#زندگی_نویسنده
🖋پتریشیا های‌ اسمیت

نویسنده‌ی داستان‌های پلیسی روان‌شناسانه چون بیگانه در قطار‌ و آقای ریپلی پراستعداد که خودش هم‌ مانند بعضی از قهرمانانش منزوی و مردم‌گریز بود. نوشتن برای وی کم‌تر مایه‌ی لذت بلکه نوعی اجبار بود که بدون آن احساس درماندگی می‌کرد. در دفتر یادداشت روزانه‌اش نوشته بود: "زندگی واقعی جز‌ در کار کردن، یعنی‌ جز در قدرت‌ تخیل، وجود ندارد."
های‌ اسمیت، خوش‌بختانه همیشه قدرت تخیل سرشار داشت. به‌ قول خودش، ایده‌ها یکی پس از دیگری مثل موش زادوولد می‌کردند و به سراغش می‌آمدند.
او معمولا صبح‌ها سه الی چهار ساعت می‌نوشت، و در روزهایی که وفق مرادش بود دو هزار کلمه روی کاغذ می‌آورد‌.
های‌ اسمیت در حضور آدم‌ها اغلب معذب بود، اما انس‌و‌الفتی بی‌مانند با حیوانات داشت، خاصه با گربه‌ها و حلزون‌ها که آن‌ها را در خانه‌اش پرورش می‌داد.
ابتدا جفتی از این نرم‌تنان را در بازار ماهی‌ فروشان دید که تنگ هم چسبیده و در آغوش هم آرمیده بودند‌. از این منظره سر شوق آمد و تصمیم گرفت آن‌ها را در خانه نگه‌ دارد.‌ آخردست در باغ خودش سیصد حلزون نگه می‌داشت. روزی در لندن به ضیافتی رفت، کیف بزرگی حمایل کرده بود محتوی یک کله‌ی کاهو و یکصد حلزون که به‌ قول خودش، هم‌ قطاران آن شبش بودند. بعدها که مقیم فرانسه شد دریافت وارد کردن حلزون زنده به آن کشور ممنوع است. با سفرهای پی‌در‌پی‌ای که می‌کرد از گمرک می‌گذشت و هر دفعه شش تا ده تا از این‌نرم‌تنان را زیر پیراهنش پنهان و وارد کشور می‌کرد.

منبع: "عادات و آداب روزانه‌ی بزرگان"

#زندگی_نویسنده
#عادات_نویسنده

@nevisandegikhallagh
تمرین

کارها و اولویت‌های نامعمول‌تان را کشف کنید و بنویسید. از شادی‌ها، نفرت ها، تخیلات و تصوراتتان که شما را خاص و منحصر می‌کند، بنویسید. با سیصد کلمه در روز شروع کنید و هر روز آن را ادامه دهید.


@Writing_lovers🖌
داستان نویس واقعی کسی است که به شخصیّت‌های رُمانش، ارزش‌های مبتنی بر واقعیتی را نسبت می‌دهد که با ارزش‌های واقعی زندگی تفاوت دارد و زندگی واقعی خود را با زندگی شخصیت‌های رُمانش مخلوط و مغشوش می‌کند.

آلن رب گریه

@Writing_lovers🖌
Forwarded from Deleted Account
ـ شما یک نویسنده پرطرفدار با ۱۹ کتاب پرفروش بین‌المللی هستید. فرایند نوشتن شما چیست و چگونه ایده را به کتاب تبدیل می‌کنید؟

+ این گونه:

1. مثل صحبت کردن، بنویسید.

2. یاد بگیرید بهتر صحبت کنید.

3. هرروز وبلاگ نویسی کنید.

ـ سه تا از مهم‌ترین توصیه‌های شغلی شما چیست؟

1. شروع کنید

2. سخاوتمندانه خدمات بدهید و شکست بخورید.

3. هرروز وبلاگ نویسی کنید.

http://vrgl.ir/6HHyw

.
«من اینجا هستم تا علایم همه چیز را بخوانم.»
جیمز جویس


معصومه حامی دوست


تخیل ماده اصلی و اساسی زندگی است. همانطور که ضعف قوه‌ی بینایی می‌تواند شکل همه چیز را تغییر دهد و جهان را در نظرمان بی‌رنگ کند، ضعف قوه تخیل هم ملالت می‌آورد و همه چیز را از فرم می‌اندازد.


اعمال بسیار معمولی ما کارهایی نظیر غذا خوردن، دویدن، پرسه زدن در اطراف شهر، رویاها و خواب هایمان با تخیل، کارکردی غیر معمول می‌یابند و تکمیل می‌شوند، در غیر این صورت زیر چرخ‌های روزمرگی خرد می‌شویم.


پس در جستجوی مکاشفه هنری زندگی باشید و تجلی ناگهانی معنا در یک گفتار معمولی یا حرکت کوچک را دریابید. برای این کار می‌توانید از نوشتن کمک بگیرید. جویس معتقد بود:« نویسنده باید این لحظه های مکاشفه و تجلی را با نهایت دقت ضبط کند و دریابد که آنها ظریف ترین لحظه ها هستند.»


از نظر او هنرمند باید با خدای آفرینشگر به هماوردی برخیزد و همه چیز را با زندگی زیباشناختی دور از دسترس بینبارد.


چنانکه قهرمانان رمان‌های او هم می‌کوشند تا کاهن تخیل ابدی شوند و تجربه روزمره را به جسم نورانی زندگی، بدل سازند، رسالت ما هم باید کشف نیروها و معناهای بالقوه و پنهان زندگی باشد و نویسنده می‌تواند از ورای زبان به کشف این معناها برسد.



@Writing_lovers 🖌
عادت مؤثر نویسندگان مشهور

در حالی که فعال‌ترین نویسندگان کارشان را با تعداد کلمات یا صفحات خاص محدود می‌کردند، افتخار جیمز جویس این بود که وقتش را با درگیری با جملات می‌گذراند. در این باره داستان مشهوری وجود دارد که از این قرار است:

دوستی در خیابان از جویس می‌پرسد: آیا تا به حال روز خوبی در نوشتن داشته‌ای؟ جویس با خوشحالی جواب می‌دهد بله. دوست دوباره می‌پرسد: در آن روز چه قدر نوشته‌ای؟ جویس می‌گوید: ۳ جمله!
Forwarded from کتابدونی
#نیچه

خوب نوشتن یعنی خوب فکرکردن، آنچه را قابل گزارش است کشف کنیم و به درستی برای دیگران بشکافیم؛ برای همسایگان، قابل ترجمه و برای خارجیانی که زبان مارا می‌آموزند قابل درک باشد.

@ketabdooni
Forwarded from زنانه نگرى
داشتن مکانی امن و ویژه برای هر فرد ضرورت مطلق دارد. یک اتاق یا یک ساعت از روز که در آن تنهای تنها باشید؛ نه بدانید دوستانتان کجا هستند، نه بدانید چه بدهی هایی دارید و یا چه طلب هایی. این مکانی است که در آن باید صرفا خودتان باشید و امکانی که وجود شما در هستی خلق می کند را تجربه کنید

دکتر جوزف کمپبل
ترجمه: مریم طهماسبی


Painting by Vilhelm Helose


@zananenegari
تمرین


امروز با مصالح‌کوچکی که در اختیار دارید، یک داستان کوتاه بنویسید. خواندن یک یا دو داستان کوتاه، به شما در قدرت بخشی به تخیل تان، کمک می‌کند. بعد بدون توجه به اینکه داستانی در ذهن‌ دارید یا نه، زمانی برای نوشتن در نظر بگیرید و شروع به نوشتن کنید. برای راحتی بیشتر می‌توانید یک شخصیت را فرض کنید و درباره‌ی او بنویسید.


@Writing_lovers🖌
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
جهان نویسنده کم دارد. شوق نوشتن را در بچه ها بیدار کنیم.
هیچ جامعه یی به خوشبختی نمی رسد، اگر هنرمندانی خوشبخت نداشته باشد.
کتاب خواندن، عادت زیبایی ست.
کتاب بخوانیم و زیباتر شویم.


#بنویس_ساعت_پاک_نویس
#شهیار_قنبری

@sarzamine_ketabha
وقتی جوان هستید بنویسید، احمق باشید، سطحی باشید، از شاعران بزرگ تقلید کنید، همه اشتباهات را تجربه کنید، سبک، نحو، دستور زبان؛ همه چیز را بیرون بریزید، عصبانی شوید، دوست بدارید، با هر کلمه‌ای که می‌توانید بسازید. با این کارها نوشتن را یاد می‌گیرید.

ویرجینیا وولف

از «نامه‌ای به یک شاعر جوان» ۱۹۳۲

@Writing_lovers🖌
ادعای پدرم که می‌گفت من به نوشتن رو آورده‌ام تا کار نکنم، کاملا هم اشتباه نبود. واقع بین باشیم: بعضی از پسرها و دخترها نویسنده می‌شوند چون تنها دفتر کاری که دوست دارند، داخل سرشان است و حتی در این حالت هم رفت و آمدی دشواری پیش رو دارند، چون همان میل و انگیزه ای که آ‌ن‌ها را به نوشتن سوق می‌دهد می‌تواند مانع کار کردن‌شان شود. احساس نارضایتی کلی نسبت به جهان که ریشه‌ی همه نوشتن هاست، می‌تواند نویسنده را پایین بکشد، از انگیزه تهی کند و به صرافت بیندازد که آیا اصلا ارزشش را دارد یا نه. این هم برای نویسنده هایی که مثل فرفره سری دوزی می‌کنند صادق است هم برای آنها که مثل بارتلبی خلافش را ترجیح می‌دهند. لم کار این است که آدم تهدید را به فرصت تبدیل کند. رابرت برتون پرتلاش نوشت« من از اندوه می‌نویسم که مشغول باشم و از اندوه حذر کنم.»

تنبلی بیشتر از آنکه به معنای هیچ کار نکردن باشد به معنای تقلا و رنجی است که عملا برای انجام هر کاری تجربه می‌شود. تنبل‌ها می‌توانند کارها را به انجام برسانند. ما حمله های پرکاری خودمان را داریم. انفجارهای هر از گاه مشغولیت و فعالیت که اتفاقا پر بار هم هستند. والتر بنیامین گفته بود که تحت تأثیر زحل قدم به این جهان گذاشته است؛ ستاره ای که کندترین چرخش را دارد، ستاره تأخیر و ول گشت. امامقاله های فوق العاده او خود به خود نوشته نشده اند.

آرتور کریستال
مقاله‌ی «سخن گوی تنبل‌ها»

@Writing_lovers🖌
Forwarded from سرزمین کتاب‌ها (Leila)
با کلمات می شود همه کار کرد بی آن که کسی را به کشتن بدهیم. به وقتش خواهیم دید.
کلمات از هر چیزی قوی تر است.


#زندگی_در_پیش_رو
#رومن_گاری
#لیلی_گلستان
📸elizabet sagan

@sarzamine_ketabha
رهایی از دست کتاب‌ها به مراتب سخت‌تر از خرید و تهیه کتاب است. کتاب‌ها در عهد و پیمانی که ما بر اثر نیاز و سردرگمی با آن‌ها می‌بندیم به ما وصل می‌شوند، در حالی که شاهد لحظه‌هایی از زندگیمان هستند که دیگر هیچ وقت نخواهیم داشت.

کارلوس ماریا دومینگوئز


@Writing_lovers🖌