کلمات را دوست دارم. وقتی نوجوان بودم هر لغت جدیدی توجهم را جلب میکرد. از واژگان قدیم فارسی گرفته تا لغات مهجور عربی که در زبان فارسی کاربرد داشت و با شوق زیاد مترادفها، متضادها و هم خانواده هایشان را به ذهن میسپردم. مجموعه داری بودم که همه لغات را به تناسب شکل یا انواعشان در طبقههای منظم ذهنی نگه داری میکرد. شاید حفظ کردن فهرست طویل لغات کتابهای درسی برای دانش آموزان دیگر کسالت بار و دشوار بود اما من از هر لغت جدیدی استقبال میکردم. فرقی نمیکرد از میان کتابهای درسی باشد یا مطالب روزنامه ها و مجلات. هر لغتی که بنظرم ناآشنا و تازه میآمد را از هر جا با شور و شوق، درون طبقهبندی ذهنی ام که بنظر بی انتها و پایان ناپذیر میآمد، قرار میدادم. یادم میآید در کودکی هم از چنین روشی برای یادگیری الفبا استفاده کرده بودم. حروف جدید را از میان کتاب، مجلات و سردر مغازهای توی خیابان وارد مجموعه ی ذهنیام میکردم و در مواقع نیاز، با شور و شوق یک شعبده باز یا کاشف تازهکار به سراغشان میرفتم و از مجموعه بی نظیری که در حال گسترش دادنش بودم، کیف میکردم.
متن بالا حاصل هزار کلمه نوشتنم دربارهی کلمات است. شما هم میتوانید با نوشتن هزار کلمه، داستانتان را با کلمات بنویسید و از کشف چیزهای تازه دربارهی خودتان شگفت زده شوید.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
متن بالا حاصل هزار کلمه نوشتنم دربارهی کلمات است. شما هم میتوانید با نوشتن هزار کلمه، داستانتان را با کلمات بنویسید و از کشف چیزهای تازه دربارهی خودتان شگفت زده شوید.
معصومه حامی دوست
@Writing_lovers
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سرزمین کتابها (Leila)
وقتی به خانه رسید #کتاب_رونان را از روی میزی برداشت، صفحه ای را که نشان کرده بود باز کرد و چنین خواند: "انسان برای آن که بتواند در این جهان اعمال خوبی از خود بر جای گذارد باید هوی و هوس را در خود نابود کند. انسان تنها برای خوش بودن در این دنیا زاده نشده است. او خلق شده تا درستکار و امین باشد او خلق شده تا به آرمان های بزرگ بشریت تحقق ببخشد، به اصالت و اعتلا دست یابد و بر زشتی که تقریبا اغلب آدمیان به سوی آن کشیده می شوند فائق آید.
#شور_زندگی
#ایروینگ_استون
#مارینا_بنیاتیان
@sarzamine_ketabha
#شور_زندگی
#ایروینگ_استون
#مارینا_بنیاتیان
@sarzamine_ketabha
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
«هر چه بیشتر مینویسم ، بیشتر میفهمم که نویسندگان سعی دارند در کتاب هایشان چه چیزی به من بگویند.»
هنری میلر
نوشتن عادتی است که بر عادات خواندنمان تاثیر میگذارد و باعث میشود تا با دیدی تازه به سراغ کتابها برویم.
در نوشتن نیاز به اطلاعاتی دربارهی انتخاب کلمات، شیوه روایت، چگونگی تاثیر گذاری و بیان مفاهیم داریم.
خواندن کتابها میتوانند این اطلاعات را در اختیار ما بگذارند و به ما کمک میکنند تا با دیدی خریدارانه به سراغ آنها برویم.
از آنجا که مهم ترین عامل تحسین هر نوع اثر هنری انجام دادن آن است، با نوشتن یاد میگیرید که هر کتاب را چطور بخوانید.
شما اجازه میدهید کلمات آن شما را تکان بدهد و با هر سطر آن به وجد بیایید.
همچنین با عناصر ماندنی تر و نیروبخشتری مانند دریافت ها، تفکرات و احساسات یک انسان دیگر آشنا میشوید.
در اینصورت بی آنکه شوق خواندن کتاب در شما کم شود با تمام وجودتان میخوانید و از هوشیاری بالایتان در هنگام خواندن کتاب شگفت زده میشوید.
هنری میلر
نوشتن عادتی است که بر عادات خواندنمان تاثیر میگذارد و باعث میشود تا با دیدی تازه به سراغ کتابها برویم.
در نوشتن نیاز به اطلاعاتی دربارهی انتخاب کلمات، شیوه روایت، چگونگی تاثیر گذاری و بیان مفاهیم داریم.
خواندن کتابها میتوانند این اطلاعات را در اختیار ما بگذارند و به ما کمک میکنند تا با دیدی خریدارانه به سراغ آنها برویم.
از آنجا که مهم ترین عامل تحسین هر نوع اثر هنری انجام دادن آن است، با نوشتن یاد میگیرید که هر کتاب را چطور بخوانید.
شما اجازه میدهید کلمات آن شما را تکان بدهد و با هر سطر آن به وجد بیایید.
همچنین با عناصر ماندنی تر و نیروبخشتری مانند دریافت ها، تفکرات و احساسات یک انسان دیگر آشنا میشوید.
در اینصورت بی آنکه شوق خواندن کتاب در شما کم شود با تمام وجودتان میخوانید و از هوشیاری بالایتان در هنگام خواندن کتاب شگفت زده میشوید.
بخوانید، بخوانید، همه چیز بخوانید: آثار کلاسیک، کتاب های آشغال، خوب یا بد و سعی کنید کشف کنید که نویسنده چگونه جملاتش را نگاشته است.
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
ویلیام فاکنر
@Writing_lovers
هر بار از سر شروع میکنم. همیشه دفتر جدیدی برمیدارم. هر بار امیدوارم که به جایی خواهد رسید، که تجربه کار سازی خواهد بود، که دری را خواهم گشود. اما پیش از رسیدن بههر دری متوقف میشوم. همان مانع نامرئی. باید سعی کنم دفتر را عوض نکنم و تا صفحه آخر بروم. اگر بروم به این معنی است که تقریبا همه چیز را گفتهام، مانع همه آن چیزهایی است که هنوز برای گفتن دارم، دقیقا همین است راه بندهای نامرئی که راهم را سد میکنند.
اوژن یونسکو
📚پاره یادداشت ها
ترجمه مژگان حسینی روزبهانی
نشر مرکز
@Writing_lovers🖌
اوژن یونسکو
📚پاره یادداشت ها
ترجمه مژگان حسینی روزبهانی
نشر مرکز
@Writing_lovers🖌
Forwarded from Sourena S
گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی شود این کار را کرد.
آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!
هوشنگ_گلشیری
آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!
هوشنگ_گلشیری
نویسندگی کار سختی است، به قول یک نویسندۀ معروف که میگوید به صف رنج کشندگان خوش آمدید، پس در این راه آسایشی نخواهید داشت.
شما پاداش خودتان را از خود کار میگیرید. خارج از کار هیچ جایزهای وجود ندارد.
مسعود خیام
@Writing_lovers
شما پاداش خودتان را از خود کار میگیرید. خارج از کار هیچ جایزهای وجود ندارد.
مسعود خیام
@Writing_lovers
Forwarded from روزنوشته های علی مهدی زاده
چگونه برای نوشتن خودمان را گرم کنیم؟
لازم نیست ورزشکار حرفهای باشید تا از مزایای گرم کردن قبل از انجام هر ورزشی مطلع باشید.
هر ورزشکاری قبل از انجام ورزش یا مسابقه باید تمامی قسمتهای بدنش را گرم کند.
گرم کردن از آسیبهای احتمالی بر اثر کشش ناگهانی عضلات جلوگیری به عمل آورده و باعث گردش خون بهتر در طول فعالیت ورزشی در بدن می شود.
برای نوشتن نیز که فعالیتی خلاق و ذهنی است گرم کردن لازم است.
یک دلیل اینکه خیلیها از نوشتن طفره میروند این است که خوب خودشان را گرم نمی کنند.
گرم کردن برای نوشتن درست مثل غبارروبی از ذهن است.
نوشتن به صورت آزادنویسی این کمک را به نویسنده میکند که عضلات نوشتنش را گرم کند.
بدون هر گونه خودسانسوری، وسواس در مورد غلط املایی یا مکث و تعلل در مورد انتخاب کلمه، نوشتن صورت میگیرد.
تداعی آزاد یا همان آزادنویسی میتواند از رویای شب قبل، خاطرهای از کودکی یا با فحشدادن به زمین و زمان صورت گیرد.
مهم این است که با سرعت نوشته شود.
خانم جودی دلتون چند تمرین جهت گرم شدن و جلوگیری از اهمالکاری برای نویسندهها ارائه میدهد که تعدادی از آن ها را اینجا ذکر میکنم.
• تجسم یک خاطره از کودکی و توصیف آن با تمام جزئیات
• انتخاب یک جمله از یک داستان که از مجله یا یک رمان می بینید و نوشتن ادامه آن جمله و خلق اثر خود.
• نوشتن از هر چیزی که بدتان(یا خوشتان) میآید.
• چیزی را زنده فرض کنید و از زبان آن بنویسید.
نکته کلیدی در گرم کردن سرعت است.همان طور که اگر در گرم کردن قبل از ورزش تعلل کنیم، عرقمان خشک میشود و رخوت و سستی برما مستولی می شود، در نوشتن هم به همین شکل است.
اصلا برای ساکت کردن منتقد درون باید سریع نوشت و نگران غلطهای املایی و انشایی نبود.
پس از گرم کردن میتوانیم برویم سراغ موضوع اصلیای که برای نوشتن انتخاب کرده ایم.
علی مهدی زاده
5/12/97
@alimehdizadeh_offical
alimehdizade.com
لازم نیست ورزشکار حرفهای باشید تا از مزایای گرم کردن قبل از انجام هر ورزشی مطلع باشید.
هر ورزشکاری قبل از انجام ورزش یا مسابقه باید تمامی قسمتهای بدنش را گرم کند.
گرم کردن از آسیبهای احتمالی بر اثر کشش ناگهانی عضلات جلوگیری به عمل آورده و باعث گردش خون بهتر در طول فعالیت ورزشی در بدن می شود.
برای نوشتن نیز که فعالیتی خلاق و ذهنی است گرم کردن لازم است.
یک دلیل اینکه خیلیها از نوشتن طفره میروند این است که خوب خودشان را گرم نمی کنند.
گرم کردن برای نوشتن درست مثل غبارروبی از ذهن است.
نوشتن به صورت آزادنویسی این کمک را به نویسنده میکند که عضلات نوشتنش را گرم کند.
بدون هر گونه خودسانسوری، وسواس در مورد غلط املایی یا مکث و تعلل در مورد انتخاب کلمه، نوشتن صورت میگیرد.
تداعی آزاد یا همان آزادنویسی میتواند از رویای شب قبل، خاطرهای از کودکی یا با فحشدادن به زمین و زمان صورت گیرد.
مهم این است که با سرعت نوشته شود.
خانم جودی دلتون چند تمرین جهت گرم شدن و جلوگیری از اهمالکاری برای نویسندهها ارائه میدهد که تعدادی از آن ها را اینجا ذکر میکنم.
• تجسم یک خاطره از کودکی و توصیف آن با تمام جزئیات
• انتخاب یک جمله از یک داستان که از مجله یا یک رمان می بینید و نوشتن ادامه آن جمله و خلق اثر خود.
• نوشتن از هر چیزی که بدتان(یا خوشتان) میآید.
• چیزی را زنده فرض کنید و از زبان آن بنویسید.
نکته کلیدی در گرم کردن سرعت است.همان طور که اگر در گرم کردن قبل از ورزش تعلل کنیم، عرقمان خشک میشود و رخوت و سستی برما مستولی می شود، در نوشتن هم به همین شکل است.
اصلا برای ساکت کردن منتقد درون باید سریع نوشت و نگران غلطهای املایی و انشایی نبود.
پس از گرم کردن میتوانیم برویم سراغ موضوع اصلیای که برای نوشتن انتخاب کرده ایم.
علی مهدی زاده
5/12/97
@alimehdizadeh_offical
alimehdizade.com
من که هستم؟ این داستان چگونه به پایان خواهد رسید؟ خودم هم نمیدانم...
رمان دفتر خاطرات
نیکلاس اسپارکس
ترجمه ناهید کبیری
نشر قطره
@Writing_lovers
رمان دفتر خاطرات
نیکلاس اسپارکس
ترجمه ناهید کبیری
نشر قطره
@Writing_lovers
Forwarded from نویسندگی و نوشتن|معصومه حامیدوست
زمانی که نمینویسیم!
✍ معصومه حامی دوست
هر نویسنده باید زمانی برای ننوشتن داشته باشد. زمانی که در آن به طرحهایش فکر کند، به دنبال کلمات باشد، به نزدیکترین کتابخانه شهر برود و در میان کتابها گشتی بزند. به آنها نگاه کند و بعد از زمانی طولانی یک کتاب را انتخاب کند.
وقت بگذارد و نظرات کتابخوانها را بشنود و با آنان که مشتاق نوشتناند گپی بزند.( جایی که سرچشمهی ایدههای بینظیری برای نوشتن است.)
دفترچههای زیاد بخرد و مجموعه خودکارهایش را کامل کند. ساعاتی برای شکار لحنها و ارتباط با آدمها داشته باشد و به جزییات گفتگویشان دقیق شود.
زمانی که در آن خودش را بشناسد. بداند چه چیزها او را سر شوق میآورد، چه وقتها میتواند یک نفس بنویسید. به ماجرایش با یک کتاب و یا جمله ای که هنگام خواندن مبهوتش کرده، فکر کند.
وقت بگذارد و به دنبال کتابهای جدید باشد و آنها را بشناسد و برای خواندنشان برنامه ریزی و حتی خیالبافی کند.
به نمایشگاههای نقاشی، عکس، کنسرت موسیقی و ... برود و به فوت و فن آن هنر و تلفیقش با نوشتن، فکر کند.
آن وقت است که باید با شجاعت تمام، خودش را به میز کارش ببندد و بنویسد.
@Writing_lovers🖌
✍ معصومه حامی دوست
هر نویسنده باید زمانی برای ننوشتن داشته باشد. زمانی که در آن به طرحهایش فکر کند، به دنبال کلمات باشد، به نزدیکترین کتابخانه شهر برود و در میان کتابها گشتی بزند. به آنها نگاه کند و بعد از زمانی طولانی یک کتاب را انتخاب کند.
وقت بگذارد و نظرات کتابخوانها را بشنود و با آنان که مشتاق نوشتناند گپی بزند.( جایی که سرچشمهی ایدههای بینظیری برای نوشتن است.)
دفترچههای زیاد بخرد و مجموعه خودکارهایش را کامل کند. ساعاتی برای شکار لحنها و ارتباط با آدمها داشته باشد و به جزییات گفتگویشان دقیق شود.
زمانی که در آن خودش را بشناسد. بداند چه چیزها او را سر شوق میآورد، چه وقتها میتواند یک نفس بنویسید. به ماجرایش با یک کتاب و یا جمله ای که هنگام خواندن مبهوتش کرده، فکر کند.
وقت بگذارد و به دنبال کتابهای جدید باشد و آنها را بشناسد و برای خواندنشان برنامه ریزی و حتی خیالبافی کند.
به نمایشگاههای نقاشی، عکس، کنسرت موسیقی و ... برود و به فوت و فن آن هنر و تلفیقش با نوشتن، فکر کند.
آن وقت است که باید با شجاعت تمام، خودش را به میز کارش ببندد و بنویسد.
@Writing_lovers🖌
Forwarded from روزنوشته های علی مهدی زاده
از چه به چگونه نوشتن.
از چه بنویسم؟
ایدهای ندارم. چه کارکنم؟
شاید برای شما هم سؤالات بالا پیش آمده باشد.
من بارها از خودم این سؤال را میپرسیدم و چون جوابی برای آن نداشتم، بهانهای میشد برای ننوشتن و مانع ذهنی من بود.
جالب این است که در روزهای گذشته که به این موضوع فکر میکردم، باز هم به
ایدهای نمیرسیدم، اما فرقش این بود که وقتی شروع به کارم میکردم کمکم ایدهها از راه میرسیدند.
بنابراین تصمیم گرفتم که بیخیال این سؤال شوم و سؤال بهتری از خودم بپرسم.
چگونه بنویسم؟
این سؤال بیشتر به من کمک میکند.
فکر میکنم که هر نوقلمی باید به تمرینهای درستنویسی و ویرایش و چیزهایی از این دست بیشتر تمرکز کند.
البته نه به شکل خشک و مدرسهای که مانع از نوشتن شود،
بلکه پس از اینکه با نوشتن انس گرفت و نوشتن جزئی از زندگی فرد شد،
کمکم روی این موضوع تمرکز کند که برای نوشته سر و شکل مناسبی در نظر بگیرد.
عنوان، مقدمه، بدنه و نتیجهگیری و جمعبندی را رعایت کند.
من اعتراف میکنم که در مرحله انس و الفت با نوشتن هستم.
مثل خیلی کارهای دیگر که در ابتدا ممکن است به آدم خوش بگذرد، من هم در حال خوشگذرانی هستم.
با یادگیری بیشتر به طور طبیعی انتظار بالاتر می رود و با دقت بیشتری باید به سراغ نوشتن برویم.
در اوایل راه تمرکز بر کسب مهارت نوشتن و بازنویسی متنها کمککننده است.
تمرین روزانه با آزادنویسی باعث میشود که دست و فکرمان گرم شود و کمکم شرایط برای نوشتن فراهم شود.
مطالعه آثار بزرگان، چه داستانی و غیر داستانی، باعث آشنایی بیشتر با سبکهای مختلف نوشتاری میشود.
مطالعه بیشتر منجر به افزایش دامنه واژگانی شده و به ساختن بنای فکر بهتر در نوشته کمک میکند.
نکته دیگر این است که امروز خودمان را با نویسندههای دیگر مقایسه نکنیم.
هر کدام از ما تجربههای زیسته و نزیسته مختلفی داریم و این باعث میشود که مسیرهای مختلفی را طی کنیم.
مقایسه کردن در این مورد صحیح نیست و باعث دلسردی میشود.
و در انتها برگردیم به سؤال اول، از چه بنویسم؟
درست مثل یک هفتتیرکش که همیشه آماده کشیدن اسلحهاش است، ما نیز باید همیشه قلم و کاغذ همراهمان باشد تا وقت شکار ایده به راحتی از کفمان نپرد.
نیازی نیست که آداب و ترتیبی بجویم، کافی است که هر چه دل تنگمان میگوید بنویسیم.
و در نهایت خطاب به خودم میگویم:
تو چگونه نوشتن را یاد بگیر، از چه نوشتن را به فرشتههای الهام بسپار.
علی مهدی زاده
6/12/97
https://t.me/alimehdizadeh_offical
@alimehdizadeh_offical
alimehdizade.com
از چه بنویسم؟
ایدهای ندارم. چه کارکنم؟
شاید برای شما هم سؤالات بالا پیش آمده باشد.
من بارها از خودم این سؤال را میپرسیدم و چون جوابی برای آن نداشتم، بهانهای میشد برای ننوشتن و مانع ذهنی من بود.
جالب این است که در روزهای گذشته که به این موضوع فکر میکردم، باز هم به
ایدهای نمیرسیدم، اما فرقش این بود که وقتی شروع به کارم میکردم کمکم ایدهها از راه میرسیدند.
بنابراین تصمیم گرفتم که بیخیال این سؤال شوم و سؤال بهتری از خودم بپرسم.
چگونه بنویسم؟
این سؤال بیشتر به من کمک میکند.
فکر میکنم که هر نوقلمی باید به تمرینهای درستنویسی و ویرایش و چیزهایی از این دست بیشتر تمرکز کند.
البته نه به شکل خشک و مدرسهای که مانع از نوشتن شود،
بلکه پس از اینکه با نوشتن انس گرفت و نوشتن جزئی از زندگی فرد شد،
کمکم روی این موضوع تمرکز کند که برای نوشته سر و شکل مناسبی در نظر بگیرد.
عنوان، مقدمه، بدنه و نتیجهگیری و جمعبندی را رعایت کند.
من اعتراف میکنم که در مرحله انس و الفت با نوشتن هستم.
مثل خیلی کارهای دیگر که در ابتدا ممکن است به آدم خوش بگذرد، من هم در حال خوشگذرانی هستم.
با یادگیری بیشتر به طور طبیعی انتظار بالاتر می رود و با دقت بیشتری باید به سراغ نوشتن برویم.
در اوایل راه تمرکز بر کسب مهارت نوشتن و بازنویسی متنها کمککننده است.
تمرین روزانه با آزادنویسی باعث میشود که دست و فکرمان گرم شود و کمکم شرایط برای نوشتن فراهم شود.
مطالعه آثار بزرگان، چه داستانی و غیر داستانی، باعث آشنایی بیشتر با سبکهای مختلف نوشتاری میشود.
مطالعه بیشتر منجر به افزایش دامنه واژگانی شده و به ساختن بنای فکر بهتر در نوشته کمک میکند.
نکته دیگر این است که امروز خودمان را با نویسندههای دیگر مقایسه نکنیم.
هر کدام از ما تجربههای زیسته و نزیسته مختلفی داریم و این باعث میشود که مسیرهای مختلفی را طی کنیم.
مقایسه کردن در این مورد صحیح نیست و باعث دلسردی میشود.
و در انتها برگردیم به سؤال اول، از چه بنویسم؟
درست مثل یک هفتتیرکش که همیشه آماده کشیدن اسلحهاش است، ما نیز باید همیشه قلم و کاغذ همراهمان باشد تا وقت شکار ایده به راحتی از کفمان نپرد.
نیازی نیست که آداب و ترتیبی بجویم، کافی است که هر چه دل تنگمان میگوید بنویسیم.
و در نهایت خطاب به خودم میگویم:
تو چگونه نوشتن را یاد بگیر، از چه نوشتن را به فرشتههای الهام بسپار.
علی مهدی زاده
6/12/97
https://t.me/alimehdizadeh_offical
@alimehdizadeh_offical
alimehdizade.com
مارگریت دوراس در کتاب نوشتن با تأکید میگوید:«خلوت نوشتن، خلوتی است که بی آن اصلا نوشتن ناممکن میشود یا در هم فرومیریزد و از خون تهی میشود و نویسنده به دنبال چیز دیگری برای نوشتن میرود... کسی که کتاب مینویسد باید همیشه خودش را از دیگران جدا نگه دارد. یعنی به نوعی از خلوت پناه ببرد. این خلوت خلوت نویسنده است، خلوت نوشتن.»
لارس اسونسن
📚فلسفه تنهایی
ترجمه خشایار دیهیمی
نشر نو
@Writing_lovers
لارس اسونسن
📚فلسفه تنهایی
ترجمه خشایار دیهیمی
نشر نو
@Writing_lovers
هیجانی که یک کار هنری در ما برمیانگیزد، بیشتر هیجان دیدن رابطههایی است که قبلا وجود نداشتهاند، دیدن مظاهر کاملا متفاوتی از زندگی که در خلال یکطرح وحدت یافتهاند. داستان پرداز هم از زندگی انسان، رویداهای متفاوت را برمیگزیند و بدان وحدتی میبخشد که ما را مقبول و مطبوع میافتد.
جان ویلسون
📚دون کیشوتهای عصر ما
ترجمه علی کبیری
نشر حقیقت
@Writing_lovers
جان ویلسون
📚دون کیشوتهای عصر ما
ترجمه علی کبیری
نشر حقیقت
@Writing_lovers
Forwarded from Sourena S
با داشتنِ یک باغچه و یک کتابخانه، هیچ کمبودی نخواهی داشت!
مارکوس_تولیوس
با داشتنِ یک باغچه و یک کتابخانه، هیچ کمبودی نخواهی داشت!
مارکوس_تولیوس